یک تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: اکنون تصویری تازه از ایران به جهان ارائه شده و این تصویر، با توافق با آمریکا از بین نخواهد رفت و جهان در فردای این جنگ، با ایرانی جدید مواجه خواهد بود. حتی اگر امتیازاتی را به آمریکا بدهیم و به توافق برسیم، این تصویر جدید است که برای آینده ایران اهمیت دارد، نه امتیازاتی که ما در بخشهای هستهای و غیره به آمریکا میدهیم.
دیاکو حسینی در گفتوگو با خبرنگار جماران، با اشاره به مذاکرات ایران و آمریکا در اسلامآباد، اظهار کرد: به نظر میرسد طرفین با هدف نشاندادن پیروزی خود در جنگ، در اسلامآباد حاضر شده بودند. طبیعتا در شرایطی که دو طرف درخواستهای حداکثری خود را بر روی میز گذاشته بودند، انتظار نتیجهبخشی وجود نداشت. از یک سو آمریکا فکر میکند به دلیل وارد آوردن ضربات قابل توجه به ایران، پیروز جنگ است و از طرف دیگر، ایران هم گمان میکند به علت ممانعت از دستیابی آمریکا به اهداف ازپیشتعیینشده خود و وارد آوردن ضربات متعدد به کشورهای همکار با آمریکا، به پیروزی رسیده است. این قرائت از پیروزی که هر کدام از طرفین دارند، باعث شد هر دو با درخواستهای حداکثری وارد مذاکرات شوند و خطوط قرمز پررنگی را هم تعریف کنند که امکان مصالحه در مورد آن بسیار اندک است.
وی با بیان اینکه ترامپ و دولتش همچنان تلاش میکنند تا نشان دهند پیروز شدهاند، عنوان کرد: اما در واقعیت، احتمالا به اطلاع ترامپ رسیده که هم وضعیت آمریکا با آنچه او در ابتدای جنگ انتظار داشته، متفاوت است و هم ایران به آن وضعیت ناگواری که ترامپ و نتانیاهو تصور میکردند، دچار نشده است و حتی دست بالاتر را در این جنگ دارد. بنابراین، اکنون ترامپ چند راه ساده در پیشروی خود دارد؛ نخست اینکه جنگ را به مرحله شدیدتری برساند تا شاید بتواند ایران را وادار به تسلیم کند. اما واضح است که ایران خود را با جنگ تطبیق داده و تابآوریاش را ثابت کرده و به نظر نمیرسد که هیچ سطحی از تشدید تنش بتواند ایران را وادار به تسلیم کند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: تسلیمسازی ایران از طریق افزایش تنش تقریبا غیرممکن است و فکر میکنم حداقل دستگاههای عاقل اطلاعاتی و تحلیلی آمریکا، این را درک کنند. بنابراین، تشدید تنش فقط منجر به گرفتاری بیشتر آمریکا در یک جهان بحرانزده اقتصادی و کشتار بیشتر سربازانش خواهد کرد که میتواند پس از جنگ ویتنام، آمریکا را وارد یک جنگ فرسایشی دیگر کند که نهتنها هیچ سودی برایش ندارد، بلکه یک فاجعه را در روابط بینالمللی آمریکا رقم خواهد زد.
حسینی با بیان اینکه راه دوم پیشروی ترامپ این است که با ایران مصالحه کند، افزود: یعنی از یک سو ترامپ بخشی از خواستههای جمهوری اسلامی را برآورده کند و از سوی دیگر، ایران نیز امتیازاتی را به آمریکا دهد تا دولت ترامپ بتواند سطحی از پیروزی آبرومندانه را به دست آورد تا در سیاست داخلیاش، عرصه را واگذار نکند. راه سوم نیز این است که آمریکا جنگ را در همین مرحله رها کند، اما در این صورت، ایران همچنان ذخایر اورانیوم غنیشده و موشکهای خود را اختیار دارد و از گروههای مقاومت حمایت میکند و علاوه بر اینها، تنگه هرمز را هم به کنترل درآورده است.
وی با بیان اینکه هر سه گزینه برای آمریکا نامطلوب است، اضافه کرد: زیرا هیچ کدام اینها پیروزی مطلق را به آمریکا نمیدهد و درجاتی از شکست را برای او به همراه دارد. برای ایران نیز ادامه جنگ میتواند فاجعهبار باشد، زیرا به زیرساختهای بیشتری آسیب میزند، تلفات انسانی بالاتری به همراه دارد و دوره بلندمدتی از بیثباتی اجتماعی و ناامنی اقتصادی را رقم میزند. بنابراین، اگر ایران انتظار داشته باشد که پیروز مطلق شود و آمریکا کاملا شکست بخورد، هیچ توافقی شکل نخواهد گرفت. اما اگر ایران نیز حقی برای آمریکا قائل باشد و بداند که باید درجهای از پیروزی به آمریکا داده شود تا ترامپ بتواند خود را از این باتلاق بیرون بکشد، آنگاه ایران نیز خواهد توانست در این چارچوب منافع خود را تامین کند و با سربلندی از جنگ خارج شود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه تا امروز ایران به شکلی واضح پیروز شده است، گفت: اکنون تصویری تازه از ایران به جهان ارائه شده و این تصویر، با توافق با آمریکا از بین نخواهد رفت و جهان در فردای این جنگ، با ایرانی جدید مواجه خواهد بود. حتی اگر امتیازاتی را به آمریکا بدهیم و به توافق برسیم، این تصویر جدید است که برای آینده ایران اهمیت دارد، نه امتیازاتی که ما در بخشهای هستهای و غیره به آمریکا میدهیم. اگر چنین درکی در بین تصمیمگیران ایران شکل گیرد و در آمریکا نیز آمادگی لازم برای انعطاف ایجاد شود، آنگاه مسیر برای توافق فراهم خواهد شد که میتواند به فرصتی برای همکاریهای بعدی حتی در سطوح استراتژیک تبدیل شود. در کل ۴۷ سال اخیر، اکنون بهترین فرصت برای چنین توافقی است، زیرا ایران با دست پر و از موضع برتر میتواند چنین همکاریهایی را آغاز کند.
حسینی با اشاره به تلاش آمریکا برای محاصره دریایی ایران، بیان کرد: به نظر میرسد اکنون ترامپ تصمیم گرفته راه اول را در پیش گیرد و با استفاده از یکی از آخرین شانسهای خود، ایران را وادار به تسلیم کند. ترامپ فکر میکند از این طریق، فشارها بر ایران افزایش خواهد یافت و جمهوری اسلامی وادار به بازگشایی تنگه هرمز خواه شد که البته به نظر من بسیار بعید است. با این وجود، من فکر میکنم آمریکاییها هنوز درهای دیپلماسی را نبستهاند و امیدوارند بر سر میز مذاکره به نتیجه نهایی برسند، زیرا هیچ علاقهای به تشدید فزاینده تنش ندارند، چرا که این کار میتواند میراث ترامپ را به طور کامل نابود کند. در حقیقت، آمریکا امیدوار است از طریق محاصره دریایی بتواند ایران را به انعطاف بر سر میز مذاکره وادارد.
وی با بیان اینکه اکنون گزینه دیپلماسی به موازات فشارهای نظامی مدنظر قرار دارد، اظهار کرد: همین به یافتن یک راهحل دیپلماتیک و جلوگیری از تصعید کورکورانه تنش کمک میکند. فکر نمیکنم طرفین تمایلی به افزایش خشونت در جنگ داشته باشند، هرچند ممکن است به طور ناخواسته و به دلیل فشارهای ساختاری، در چنین دامی گرفته شود؛ این استعداد وجود دارد که اگر محاصره دریایی انجام شود و ایران واکنش نظامی نشان دهد، طرفین ناخواسته به سمت تشدید تنش حرکت کنند. اگر ایران پاسخ بسیار شدیدی به محاصره دریایی بدهد، طبیعتا آمریکاییها نیز واکنش تندی نشان خواهند داد و ممکن است مجددا به زیرساختها و مناطق شهری کشورمان حمله کنند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: ضمن اینکه باید توجه کنیم که اسرائیل نیز تمایل دارد مجددا ترامپ را به جنگ بازگرداند و در این راستا ممکن است در قالب عملیات موسوم به «پرچم دروغین»، دست به اقداماتی از جمله حمله به نیروهای آمریکایی بزند و انگشت اتهام را به سمت ایران بگیرد. حتی ممکن است ترامپ تصور کند با یک چراغسبز دیگر به نتانیاهو برای افزایش خشونت به مدت دو هفته تا یک ماه، میتواند ایران را تسلیم کند. در این صورت، ایران نیز پاسخهای شدیدی را خواهد داد. اما اگر هر دو طرف با خونسردی و عقلانیت برخورد کنند، ممکن است علیرغم ادامهیافتن تنش نظامی در تنگه هرمز برای مدتی دیگر، همچنان مسیر دیپلماتیک و کانالهای پیامرسانی باز بماند و در این صورت طرفین متوجه خواهند شد باید اولا آمریکا و سپس ایران انعطاف نشان دهند تا به بهترین گزینه یعنی توافق، دست یابند.
حسینی با اشاره به اعلام کشورهایی از جمله فرانسه و بریتانیا برای انجام تلاشهایی به منظور بازگشایی تنگه هرمز در قالب تشکیل یک ائتلاف چندملیتی صلحآمیز، گفت: کشورهای اروپایی و آسیایی، از شرایط فعلی راضی نیستند، زیرا ادامه بحران در تنگه هرمز و پیرامون آن، منجر به افزایش قیمت انرژی در جهان و ایجاد اخلال در زنجیره تأمین کالاهای غیرنفتی میشود که میتواند باعث افزایش تورم و کاهش رشد اقتصادی در تمام کشورهای جهان شود.
وی اضافه کرد: علاوه بر این، بریتانیا و فرانسه شرکای کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس اند و اگر در برابر خطرات علیه این کشورها منفعل باشند، اعتبارشان زیر سوال میرود. لذا فرانسه و بریتانیا هم برای حفظ جایگاه اتحادیه اروپا در تنشهای بینالمللی، هم برای اثبات وفاداری خودشان به شراکت با شورای همکاری خلیجفارس و هم برای نمایش تعهد در برابر ثبات اقتصاد جهانی، به نحوی ناگزیر از مداخله در بحران تنگه هرمز هستند. از طرف دیگر، فرانسه و بریتانیا این نگرانی را هم دارند که چنین مداخلهای، به معنای مشارکت در جنگی تلقی شود که بدون مشورت با کشورهای اروپایی آغاز شده و منافع آنها را نادیده گرفته است. بنابراین، اروپا و به طور خاص فرانسه و بریتانیا، باید عملکردی بینابین داشته باشند.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با اشاره به اینکه فرانسه و بریتانیا اعلام کردهاند هر تلاشی برای بازگرداندن آزادی تردد در تنگه هرمز، صرفا جنبه دفاعی خواهد داشت، بیان کرد: اینکه چه اقدامی دفاعی محسوب میشود نیز جای بحث دارد، زیرا در جنگ کنونی، تشخیص اینکه کدام اقدام تهاجمی است و کدام دفاعی، آسان نیست و ممکن است اروپا نیز به سمت جنگ بلغزد. البته من فکر میکنم اروپا از چنین چیزی پرهیز دارد، اما در عین حال برای اینکه آبروی خود را حفظ کند و همچنین به شرکای خود در خلیجفارس نشان دهد که آنها را تنها نگذاشته، ناگزیر است شعارهایی در تلاش برای بازگشایی تنگه هرمز بدهد، اما نقش اروپا نه در جنگ و نه در شکلگیری صلح، تعیینکننده نخواهد بود.