از شاخصه های اصلی تصمیم گیری های امام نسبت به دیگر مراجع و روحانیون بلند پایه در دوره های مختلف، حساسیت ایشان نسبت به مسائل مختلف با توجه به شرایط زمان و مکان است که این موضوع نشان دهنده انعطاف پذیری شان با توجه به شرایط جدید است. از جمله این مسائل، حضور زنان در اجتماع است.

به گزارش خبرنگار جماران، بررسی نظرات، موضعگیریها و عملکرد امام خمینی(س) در دوران حیات سیاسی ـ اجتماعی ایشان، مبیّن آن است که متناسب با تحولات زمان و مکان و متأثر از شرایط و بستر سیاسی ـ اجتماعی دوران مورد مطالعه، در دیدگاههای ایشان نسبت به فعالیت زنان همچون بسیاری موضوعات دیگر تحول قابل ملاحظه پدید آمده است. به عبارتی با مطالعۀ متون (نوشتار، گفتار و کردار) امام در چهارچوب بستر سیاسی ـ اجتماعی می توان به تحول دیدگاه امام در قبال زنان و فعالیت های آنان پی برد.

     یکی از ممیزات اصلی امام خمینی نسبت به مراجع و روحانیون بلند پایۀ مطرح این دوران و دوره های قبل و شاید بعدی، حساسیت ایشان به مسائل زمان و مکان، و توجه به شرایط جدید پدید آمده، با توجه جدی به اصول بنیادین اسلام و حرکت در همین چهارچوب بود. به عبارتی انعطاف پذیری ایشان در قبال شرایط جدید در قالب و چهارچوب حفظ اصول اساسی اسلام بود، که نظرات در مورد زنان و فعالیت اجتماعی آنان نیز مستثنا نمی شد.

     با پذیرش این مسأله که برای تحلیل گفتمان کلام امام ناگزیر از آنیم که روابط میان نوشتار و گفتار (متون) ایشان را با فضای تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی توضیح دهیم، می توان در دوران حیات سیاسی ایشان از چند دورۀ گفتمانی نسبت به زنان و فعالیتهایشان یاد کرد. طبیعی است که متناسب با شرایط هر دوره، دیدگاه امام نسبت به زنان و فعالیت های آنان متفاوت است که این تفاوت نگرش ها، پویایی امام را نسبت به مسائل نشان می دهد. دوره های مورد اشاره عبارتند از:

1 - از اواخر حکومت رضاشاه تا اوایل دهۀ 40 (فوت آیت الله بروجردی و آغاز مرجعیت امام)؛

2 - از سال های اولیه دهۀ 40 تا شروع مقدمات انقلاب اسلامی در سال 1356؛

3 - از سال 56 تا پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357؛

4 - از پیروزی انقلاب در سال 57 تا رحلت امام در سال 1368.

     در ادامه، به طور خلاصه به بررسی نظرهای امام در هر یک از دوره های پیش و تحول نظرهای ایشان خواهیم پرداخت.

 دوران اول: از اواخر حکومت رضاشاه تا اوایل دهۀ 40

     دوران اول که به طور خاص از اواخر حکومت رضاشاه شروع و با فوت آیت الله  بروجردی در اوایل دهۀ 40 به پایان می رسد، متأثر از فضای پدید آمدۀ ناشی از سیاستهای غیر دینی رضاشاه و محمدرضا در زمینۀ احیای سنتها و ارزشهای باستانی ایران قبل از اسلام و کمرنگ شدن ارزشهای دینی است، خصوصاً سیاست تحمیلی رضاخان مبنی بر کشف حجاب زنان به عنوان زمینه ای برای آزاد شدن نیمی از جمعیت کشور برای فعالیت در اجتماع. این اقدام از نظر امام به عنوان حلقه ای از زنجیرۀ سیاستهای رژیم برای تخدیر مردم و بازماندن آنها از مسائل اساسی جامعه تلقی می شود. طبیعی است که در چنین فضای مسمومی ایشان نسبت به هر اقدامی که از سوی حکومت در حمایت از زنان و فعالیت آنان صورت می گیرد، واکنش منفی نشان می دهند و آن را مضر به حال قشر نسوان به طور خاص و جامعه به طور عام تلقی می کنند.

     امام با موضعگیری صریح در قبال کشف حجاب زنان، با توصیف آن به عنوان «خانمانسوزترین اعمال ظالمانۀ دیکتاتور گریزپا»[1] از آن به عنوان خیانت بزرگ رضاخان یاد کرده،[2] در کتاب کشف الاسرار با انتقاد نسبت به حکومت رضاخان و این اقدام وی چنین می نویسند:

     ... آنان که تمدن و تعالی مملکت را به لخت شدن زنها در خیابانها می دانند و به گفته بی خردانه خودشان با کشف حجاب نصف جمعیت مملکت کارگر می شود (لکن چه کاری، همه می دانید و می دانیم) حاضر نیستند مملکت با طرز معقولانه ای و در زیر قانون خدا و عقل اداره شود. آنهایی که اینقدر قوۀ تمیز ندارند که کلاه لگنی را که پس ماندۀ درندگان اروپاست، ترقی کشور می دانند با آنها ما حرفی نداریم و توقع آن را هم نداریم که آنها از ما سخن خردمندانه را بپذیرند. عقل و هوش و حس آنها را اجانب دزدیده اند.[3]

    امام در تاریخی ترین سند مبارزاتی خود در تاریخ 11 جمادی الاول 1363 قمری، ضمن آنکه بدبختی و تیره روزی کشور را به خاطر قیام برای منافع شخصی عنوان می کنند، می گویند:

     قیام برای نفس است که چادر عفت را از سر زنهای عفیف مسلمان برداشت و الآن هم این امر خلاف دین و قانون در مملکت جاری است و کسی بر علیه آن سخن نمی گوید.[4]

    دوران مورد اشاره متأثر از سیاستهای مدرن سازی و تجددگرایی ظاهری رضاشاه و محمدرضاست، به گونه ای که مانع اصلی فعالیت زنان، در داشتن حجاب تلقی می شود به همین دلیل امام حضور زنان را در چنین فضایی ناصواب دانسته، به کَرات در قبال اقدامات رژیم اعلام موضع می نمایند.

 

 دوران دوم: از اوایل دهۀ 40 تا شروع انقلاب در سال 1356

     سیاستهای این دوران، ادامۀ طبیعی دوره قبل است. مضاف بر اینکه رژیم شاه دوران تحکیم قدرت خود را طی می کند و در چنین فضایی با قدرت بیشتری در صدد پیاده کردن سیاستهای خود است. با توجه به مفاسد مترتب بر حضور زنان در اجتماع در طی دوران مورد بحث و بهره برداریهای سوئی که رژیم شاه از فعالیت طیفی محدود، از زنان می کرد و اصولاً نگرش خاص و محدودی که رژیم نسبت به فعالیتهای اجتماعی زنان داشت، امام مخالفت خود را با اقدامات رژیم در این زمینه به کرات طی دوران مورد نظر اعلام کردند. بر همین اساس ایشان طی اظهاراتی خطاب به وعاظ و گویندگان مذهبی چنین می گویند:

     از دخالت زنها در اجتماعی که مستلزم مفاسد بی شمار است ابراز انزجار، و دین خدا را یاری کنید و بدانید «ان تنصروا الله  ینصرکم و یثبت اقدامکم».[5]

    امام  ورود زنان را طی سالهای مورد اشاره به ادارات، مطابق سیاستهایی که رژیم اِعمال می کرد، مفسده آمیز و مُخِل روند فعالیتها می دانست، چرا که بعینه هدف از ورود زنان در برخی مشاغل خدماتی و خاص را نه خدمت به زنان، بلکه در راستای فشل شدن امور تلقی می کرد. در سال 1341 در حالی که بیش از دو دهه از کشف حجاب می گذشت، امام می فرمایند:

     شما ببینید بیست و چند سال است از این کشف حجاب مفتضح گذشته است، حساب کنید چه کرده اید؟ زنها را وارد کردید در ادارات، ببینید در هر اداره ای که وارد شدند آن اداره فلج شد. فعلاً محدود است، علما می گویند توسعه ندهید به استانها نفرستید. زن اگر وارد دستگاهی شد، اوضاع را به هم می زند. می خواهید استقلالتان را زنها تأمین کنند؟[6]

    گفتنی است که با توجه به استفادۀ ابزاری که از زنان، خصوصاً جسم آنان در فعالیتهای مختلف می شد، ورود آنها به عرصۀ اجتماع در این دوره از نظر امام مضر و مخاطره آمیز عنوان می شود.

     امام در سال 1341 خطاب به عَلَم با موضعگیری قاطعانه علیه مصوبۀ انجمنهای ایالتی و ولایتی، ورود زنها به مجلسین و انجمنهای ایالتی و ولایتی و شهرداری را مخالف قوانین محکم اسلام دانسته و تشخیص آن را به نص قانون اساسی محول به علمای اَعلام و مراجع فتوا می کنند و با طرح این نکته که فقهای اسلام و مراجع مسلمین به حرمت آن فتوا داده و می دهند،[7] به دلیل شرایط حاکم در این دوران و سوء استفاده هایی از حضور زنان در برخی نهادهای اجتماعی می شود، حکم به حرمت آن می دهند.

     امام پیشنهاد ورود بانوان به عرصۀ انتخابات و انجمنهای ایالتی و ولایتی را بیشتر بهانه برای تحت الشعاع قرار دادن معارضۀ رژیم با اسلام و قرآن دانسته، چنین می گویند:

     دیدیم که از اولی که این دولت بی سواد و بی حیثیت روی کار آمد، از اول هدف، اسلام را قرار داد. در روزنامه ها با قلم درشت نوشتند که بانوان را حق دخالت در انتخابات داده اند، لکن شیطنت بود، برای انعکاس نظر عامۀ مردم به آن موضوع بود که نظرشان به الغای اسلام و الغای قرآن درست نیفتد و لهذا در اولی که اینجا ما متوجه شدیم و اجتماع شد و آقایان مجتمع شدند، با هم برای علاج کار، توجه ما در دفعۀ اول منعطف شد به همان قضیه، بعد که مطالعه کردیم دیدیم آقا قضیه، قضیۀ بانوان نیست، این یک امر کوچکی است. قضیه، معارضه با اسلام است.[8]

    امام و سایر مراجع با تلقی این مصوبه به عنوان تجاوز دستگاه حاکم به احکام مقدسۀ اسلام و احکام مسلمۀ قرآن اعلام می کنند که: دستگاه جابره با تصویبنامه های خلاف شرع و قانون اساسی می خواهد زنهای عفیف را ننگین و ملت ایران را سرافکنده کند.

     دستگاه جابره در نظر دارد تساوی حقوق زن و مرد را تصویب و اجرا کند، یعنی احکام ضروریۀ اسلام و قرآن کریم را زیر پا بگذارد، یعنی دخترهای هجده ساله را به نظام اجباری ببرد و به سربازخانه ها بکشد، یعنی با زور سر نیزه، دخترهای جوان عفیف مسلمانان را به مراکز فحشا ببرد.[9]

 در حالی که رژیم بر آن بود با برخی اقدامات نمایشی و ظاهری در عرصه های مختلف اعم از داخلی و خارجی برای خود جایگاه و موقعیت کسب کند و در شرایطی که اکثر زنان و حتی مردان ایران با مسائل و مشکلات زایدالوصفی مواجه بودند، امام در بیاناتی قاطعانه چنین می گویند:

     مگر با چهار تا زن فرستادن به مجلس ترقی حاصل می شود؟ مگر مردها که تا حالا بودند ترقی برای شما درست کردند تا زنهایتان ترقی درست کنند؟ ما می گوییم اینها را فرستادن در این مراکز، جز فساد چیزی نیست شما بعد تجربه کنید. ببینید بعد از ده سال، بیست سال، سی سال دیگر اینها را بفرستید. به خیال خودتان ببینید اگر شما جز فساد چیز دیگری دیدید. ما با ترقی زنان مخالف نیستیم. با این فحشا مخالفیم با این کارهای غلط مخالفیم.[10]

    امام با طرح این سؤال که مگر مردها آزادند که زنها می خواهند آزاد باشند، به ذکر این نکته می پردازند که آزادی افراد اعم از مردان و زنان در حیطه الفاظ و حرف نیست، بلکه این امر مستلزم حرکت از حیطه حرف به حیطۀ عمل است. ایشان با درک دقیق علت تأکید رژیم بر حضور طیفی از زنان در برخی از مشاغل، فساد و فحشای ناشی از حضور این گروه را غیر قابل توجیه و مباین با ترقی زنان عنوان می کردند.

     امام با بیان این نکته که اسلام مراعات بانوان را در تمام جهات بیش از هرکس نموده و با احترام به حیثیت اجتماعی و اخلاقی آنها موجب شده است که از اختلاط مخالف با عفت و تقوای زن جلوگیری شود، نه آنکه آنان را مانند محجورین و محکومین قرار دهد،[11] دقیقاً به دلایل مخالفت خود با حضور زنان در این دوران پرداخته، ضمن تکریم مقام و موقعیت زنان، هر عاملی را که موجب خدشه وارد آوردن به عفت و حیثیت زنان می شد، مورد چالش قرار می دهند. امام خمینی(س) با طرح این مسأله که در زمان رضاشاه و محمدرضا شاه به زنان بیشتر از بقیۀ اقشار ظلم شد، چنین می گویند:

   در زمان این پدر و پسر به بانوان ما بیشتر ظلم شد تا به سایر اقشار... در زمان رضاشاه... با اسم اینکه می خواهیم ایران را نظیر اروپا مثلاً بکنیم، ایران را متجدد بکنیم... با بانوان نمی دانید چه کردند. اینها دو طایفه را در آن وقت از همه بیشتر بهشان ظلم کردند، یکی بانوان بود... و یکی هم روحانیون بود.[12]

    بنابراین دیدیم علی رغم اینکه در این دوران زنان از برخی حقوق ظاهری همچون حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن و مشارکت در برخی سطوح اجتماعی بهره مند شدند، ولی به دلیل فضای فاسد و ناامن موجود، بعضی از زنان و خانواده های آنها حاضر به حضور و فعالیت آنها نبودند و این امر محدود به برخی لایه های محدود اجتماع شد.

     در ثانی در این دوره، مشارکت به معنای واقعی وجود نداشت و طیف محدودی از زنان نیز که در سطوح عالیه فعالیت می کردند، از وابستگان و اقارب دربار و حکومت بودند نه سطوح دیگر. فعالیت زنان در لایه های پایین تر، بیشتر در حد منشی گری، فعالیتهای خدماتی و جنبه های صوری محدود می شد و بر این اساس عمده، جسم و زیبایی زنان محور فعالیت آنها بود و به همین خاطر نیز امام مخالف حضور و فعالیت زنان بودند.

 

 دوران سوم: از سال 56 تا پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357

     در مقطع سالهای 56 و 57، با حوادثی که منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد، تحولی جدی در جامعه ایران پدید آورد، این تحول در امور و سطوح مختلف تجلی داشت. آنچه مربوط به موضوع مورد بحث این نوشته می شود، تحول در نگرش زنان نسبت به خود و تحول در نگرش جامعه نسبت به زنان است که همین تحول، ضرورت حضور زنان را در جامعه و مشارکت در ساختن بنای جدیدی که مردم آن را ارائه کرده اند، توجیه می کند.

     امام با طرح مظلوم بودن زنان در دو دوره یعنی عصر جاهلیت و عصر پهلوی ـ به مقایسه ضمنی این دو دوره پرداخته، چنین اظهار می کنند:

     مع الأسف زن در دو مرحله مظلوم بوده است، یکی در جاهلیت. در جاهلیت، زن مظلوم بود و اسلام منت گذاشت بر انسان، زن را از آن مظلومیتی که در جاهلیت داشت، بیرون کشید. مرحلۀ جاهلیت مرحله ای بود که زن را مثل حیوانات بلکه پایین تر از او، زن در جاهلیت مظلوم بود. اسلام زن را از آن لجنزار جاهلیت بیرون کشید. در یک موقع دیگر در ایران ما، زن مظلوم شد و آن دورۀ شاه سابق بود و شاه لاحق بود با اسم اینکه زن را می خواهند آزاد کنند ظلم کردند به زن، ظلمها کردند به زن، زن را از آن مقام شرافت و عزت که داشت پایین کشیدند. زن را از آن مقام معنویت که داشت، شی ء کردند. به اسم آزادی، آزاد زنان و آزاد مردان، آزادی را از زن و مرد سلب کردند... از مقام انسانیت زن را فرو کشید به مرتبۀ یک حیوان. به اسم اینکه برای زن می خواهد مقام درست کند زن را از مقام خودش پایین تر آورد. زن را مثل یک عروسک درست کرد.[13]

    امام با طرح این نکته که اسلام هیچ گاه مخالف آزادی زنان نبوده است، بعکس اسلام با مفهوم زن شی ء شده و عنوان شی ء مخالفت کرده و شرافت و حیثیت وی را به وی باز داده است، اعلام می کنند:

     زن مساوی مرد است. زن مانند مرد آزاد است که سرنوشت و فعالیتهای خود را انتخاب کند. اما رژیم شاه است که با غرق کردن آنها در امور خلاف اخلاق می کوشد تا مانع آن شود که زنان آزاد باشند. و اسلام شدیداً معترض به این امر است. این رژیم آزادی زن را البته نظیر آزادی مرد از میان برده و پایمال ساخته است.[14]

    از اظهارات فوق به خوبی آشکار است که امام در این دوره، فعالیت زنان و حاکم بودن آنها بر سرنوشت خودشان را در فضایی سالم و اخلاقی ضروری دانسته و مخالفت خود را با استفاده از زنان در جهت اهداف و مطامع مردان ذکر می کنند.

     با توجه به شرایط خاص ایجاد شده، در حالی که امام در طی دوران گذشته به دلیل وضعیت حاکم و سیاستهایی که توسط رژیم اِعمال می شد، نسبت به حضور زنان در فعالیتهای اجتماعی ابراز تردید و نگرانی می کردند در این دوران، خود مشوق ورود زنان به اجتماع و به دست گرفتن مقدرات خود می شوند. امام با طرح این مسأله که هم اکنون زنان مسلمان ایران در مبارزات سیاسی و تظاهرات بر ضد شاه شرکت دارند، تأکید می کنند که در نظام اسلامی، زن همان حقوقی را دارد که مرد دارد، حق تحصیل، حق کار، حق مالکیت، حق رأی دادن، حق رأی گرفتن، در تمامی جهاتی که مرد حق دارد، زن هم حق دارد.[15] 

      امام با باور این مسأله که از نظر حقوق انسانی تفاوتی بین مرد و زن نیست، زیرا هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خویش را همچون مرد دارد، بر این اعتقاد بودند، تفاوتهایی که بین زن و مرد وجود دارد، به حیثیت انسانی آنها ارتباط ندارد.[16]

    امام با طرح این نکته که از نظر اسلام، زنان نقشی حساس در بنای جامعه اسلامی دارند و اسلام زن را تا حدی ارتقا می دهد که بتواند مقام انسانی خود را در جامعه بازیابد و از حد شی ء بودن بیرون بیاید، اعلام می کنند که متناسب با چنین رشدی زن می تواند در ساختمان حکومت اسلامی مسئولیتهایی به عهده بگیرد.[17]

    بر همین مبنا نیز ایشان در طی مدتی که حرکت انقلابی مردم در جریان بود، بارها اعلام کردند در نظام اسلامی، زن به عنوان یک انسان می تواند مشارکت فعال با مردان در بنای جامعه اسلامی داشته باشد، ولی نه به صورت یک شی ء، نه او حق دارد خود را به چنین حدی تنزل دهد و نه مردان حق دارند که به او چنین بیندیشند.[18]

    امام با تأکید بر ضرورت حضور و فعالیت زنان در صحنۀ اجتماعی در این دوره، به کرات اعلام می کنند که مذهب تشیع نه تنها زنان را از صحنۀ زندگی اجتماعی طرد نمی کند، بلکه آنان را در جامعه در جایگاه رفیع انسانی خود قرار می دهد.[19]

    امام با رد شبهاتی که در زمینۀ محدود شدن زنان در یک نظام اسلامی وجود داشت، بر این امر پافشاری می کرد که زنان نیز مثل مردان در عرصه های اجتماعی حضور داشته باشند. به اعتقاد ایشان زنان در همۀ شئون دخالت دارند. امام با تأکید بر این نکته که ما می خواهیم زن به مقام والای انسانی برسد و زن باید در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد، هم به نفی گذشته می پرداختند و هم نگاه خود را نسبت به آینده بیان می داشتند. بر اساس همین نگرش بود که زنان نیز در لبیک به اظهارات مؤکد امام در طی ماههایی که منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی شد، به یکباره با حضور در صحنۀ تظاهرات و فعالیتهای اجتماعی دیگر که به سقوط رژیم پهلوی منجر شد، با رد و نفی نگرش شی ءنگرانه به خود، حضور خود را در صحنۀ اجتماع به منصه ظهور رساندند. توجه به این نکته ضروری است در این دوره خصوصاً حضور زنانی که در طی دوره های گذشته، خود و خانواده شان محیط را مناسب برای حضور نمی یافتند، بیش از پیش جلب توجه می کند. به عبارتی با امنیت خاطری که از کلام امام برای حضور زنان ایجاد می شود، خیل زنان از صنوف و طبقات و سنین مختلف از این زمان به بعد در صحنه حاضر می شوند و حضور در فعالیت را به عنوان یک وظیفه و حق اساسی برای خود تلقی می کنند.

 

دوران چهارم: از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 تا رحلت امام

در سال 1368

     دوران چهارم، مقطع زمانی سالهای 57 تا 68 را در بر می گیرد. در نخستین ماه پیروزی انقلاب اسلامی، امام قاطعانه اعلام می کنند که اسلام زن را مثل مرد در همۀ شئون ـ همانگونه که مرد در همۀ شئون دخالت دارد ـ دخالت می دهد. امام با طرح این نکته که ایران تنها با دست مردان درست نمی شود، اعلام می کنند این خرابه ای که برای ما گذاشته اند باید به دست همۀ ملت ایران چه مردان و چه زنان ساخته شود.[20]

    امام در عصر جدیدی که آغاز شده بود، بر این باور بود که زنان باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کنند و هر موقع که اقتضا کند، نهضت و قیام کنند.[21]

    امام با اعتراف به این نکته که آنچه در ایران بزرگتر از هر چیز بود، تحولی است که در بانوان ایران حاصل شد،[22] بر این باور بودند که اگر این نهضت و انقلاب اسلامی هیچ نداشت به غیر از این تحولی که در بانوان و در جوانان ما پیدا شد، این یک امری بود که کافی بود برای کشور ما.[23]

    امام با طرح این مسأله که تحولی در زنان بعد از انقلاب ایجاد شد بیش از تحولی است که در مردها پیدا شده، اعلام می کنند:

     آنقدری که این جامعه محترم به اسلام خدمت کردند در این زمان، بیشتر از این مقداری است که مردها خدمت کردند.[24]

    نکتۀ مهم و قابل ملاحظه در دیدگاه امام خمینی در این دوره، علاوه بر خواست امام از زنان برای حضور در صحنه، تأکید ایشان بر ضرورت دخالت خانمها در سیاست و مقایسه ای است که ایشان بر دخالت خانمها و روحانیون در امر سیاست دارند. امام در این زمینه می فرمایند:

خانمها حق دارند در سیاست دخالت بکنند. تکلیفشان این است. روحانیون هم حق دارند در سیاست دخالت بکنند. تکلیف آنهاست. دین اسلام یک دین سیاسی است که همه چیزش سیاست است، حتی عبادتش.[25]

    با توجه با این مسأله که نوعاً عرصۀ سیاست عرصه ای مردانه تلقی می شد و شُبهاتی که به وسیلۀ رژیم مبنی بر جدایی دین از سیاست طی سالهای حکومت پهلوی القا می شد، این اظهارات امام بسیار معنی دار و تأمل برانگیز است. به عبارتی امام در این جمله حضور و فعالیت زنان در عرصه سیاست را با حضور و فعالیت روحانیون در سیاست مقایسه کرده، هر دو امر را به یک میزان مهم تلقی کرده اند. به علاوه فعالیت در عرصۀ سیاست را برای زنان هم حق و هم تکلیف تلقی می کنند.

     امر مهم و قابل ملاحظه دیگر در این دوران تأکید ایشان بر حضور زنان در انتخابات و رأی گیریها بود. امری که در دوره های قبلی به دلیل بستر خاص سیاسی ـ اجتماعی حاکم و مفاسد مترتب بر آن، مورد نفی و رد امام و سایر مراجع بود، در این دوران به عنوان یک تکلیف و وظیفۀ شرعی مطرح می شود و این از حساسیتهای رهبران شیعه نسبت به زمان و شرایط حاکم بر آن است که برای یک عمل ثابت در دو دورۀ مختلف زمانی، دو حکم متفاوت صادر می شود. امام به دفعات در این دوره، بر حق رأی زنان تأکید کرده و می گویند:

     زنها حق رأی دارند، از غرب بالاتر است این مسائلی که برای زنها قائل هستیم، حق رأی دادن دارند. حق انتخاب دارند. حق انتخاب شدن دارند.[26]

    امام با بزرگداشت زنان به عنوان طیفی که در کنار مردان بلکه جلوتر از آنان در پیروزی انقلاب اسلامی نقش اساسی داشتند، توجه زنان را به این نکته جلب کردند که آنها باید توجه داشته باشند که با شرکت فعالانه خود پیروزی ملت ایران را هرچه بیشتر تضمین کنند. چرا که شرکت در این امر برای مرد و زن از وظایف ملی و اسلامی است.[27]

    امام با پذیرش حضور و فعالیت اجتماعی زنان و طرح ضرورت آن در دوران جدید، به علت مخالفت خود با این قضیه در دوران حکومت پهلوی نیز پرداخته و چنین می گویند:

     البته شغل برای زن، شغل صحیح برای زن هیچ مانعی ندارد، لکن نه آنطوری که آنها (رژیم پهلوی) می خواستند، آنها نظرشان به این نبود که زن یک اشتغالی پیدا بکند. نظرشان به این بود که زن را مثل مردها هم، زنها را و مردها را از آن مقامی که دارند منحط کنند. نگذارند یک رشد طبیعی از برای قشر زن پیدا بشود.[28]

    امام با اصل قراردادن حفظ عفت در انجام وظایف اجتماعی بر این اعتقاد بودند که امروز باید خانمها وظایف اجتماعی خودشان را و وظایف دینی خودشان را باید عمل بکنند و عفت عمومی را حفظ بکنند و روی آن عفت عمومی کارهای اجتماعی و سیاسی را انجام بدهند.[29]

    امام با طرح این نکته که همانگونه که مردها باید در امور سیاسی دخالت کنند و جامعه خودشان را حفظ کنند، زنها هم باید در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی همدوش مردها باشند،[30] حفظ شئونات اسلامی را در این فعالیتها مبنا قرار داده و در چهارچوب این اصل بنیادین فعالیت زنان را توجیه و تحلیل می کنند.

     بدون شک تمام این تحولات در نگرش امام نسبت به زنان، هم ناشی از تحولات جامعه و شرایط مساعد پدید آمده بعد از انقلاب و ضرورتهای ناشی از آن بود و هم ناشی از تحولی که در زنان به وجود آمد، ضمن آنکه پویایی فقه شیعه و نگاه روشن فقهای عالیقدری همچون امام خمینی(س) را نشان می دهد.

     علی رغم این نگاه مثبت و پویایی امام نسبت به حضور و فعالیت زنان در صحنۀ اجتماع، متأسفانه امروز همچنان رگه هایی از تحجر و جمود در میان قشری از متدینین و مروجین دین وجود دارد، به گونه ای که تأمل به هیچ نوع تحولی در رابطه با مسائل زنان، حقوق و فقه زنان نیستند.

     اشارۀ مختصری که به چهار دورۀ مورد بررسی در این مقاله داشتیم، ضمن آنکه تحول در نگرش امام را نسبت به زنان متناسب با تحولات و شرایط زمان و مکان نشان می داد، تحول در اوضاع و احوال سیاسی ـ اجتماعی را نیز آشکار می کرد. به عبارتی در این مختصر سعی شد ارتباط میان کلام امام و تحول آنها را با شرایط سیاسی ـ اجتماعی پدید آمده به گونه ای موجز شرح داده شود.

 

منبع: تأملی بر جایگاه زن، ج 1، ص 243. (مقاله ای از جمیله کدیور)

پی نوشت ها: 

[1] ـ خمینی، روح الله ؛ کشف الاسرار، ص 239.

[2] ـ همان، ص 283.

[3] ـ همان، ص 223 - 224.

[4] ـ خمینی، روح الله ؛ ر. ک: صحیفۀ امام، تهران: مرکز مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، 1261، ص 4، (مورخ 11 جمادی الاول 1363).

[5] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج 1، ص 230.

[6] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج 1، ص 117ـ119.

[7] ـ ر. ک: صحیفه امام.

[8] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج 1، ص 209ـ210.

[9] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج 1، ص 153ـ154.

[10] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج 1، ص 304ـ305.

[11] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج 1، ص 149ـ150.

[12] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج 8، ص 354ـ355.

[13] ـ جایگاه زن در اندیشۀ امام خمینی؛ ص 258.

[14] ـ ر. ک: صحیفه امام، ج 3، ص 369ـ371.

[15] ـ جایگاه زن در اندیشۀ امام خمینی؛ ص 61.

[16] ـ همان، ص 63.

[17] ـ همان، ص 66.

[18] ـ همان، ص 65-66.

[19] ـ همان، ص 56.

[20] ـ همان، ص 66.

[21] ـ همان، ص 67.

[22] ـ همان، ص 165.

[23] ـ همان.

[24] ـ همان، ص 164.

[25] ـ همان، ص 67.

[26] ـ همان، ص 69.

[27] ـ همان.

[28] ـ همان، ص 69-70.

[29] ـ همان، ص 72.

[30] ـ همان، ص 76.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند
نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.