فارین افرز در گزارشی تحلیلی هشدار داد که برتری جغرافیایی، زرادخانه هستهای و توان نظامی آمریکا دیگر تضمینکننده امنیت سرزمین این کشور نیست؛ چراکه توسعه موشکهای دوربرد چین، روسیه و کره شمالی، گسترش پهپادها، حملات سایبری مبتنی بر هوش مصنوعی و سلاحهای ضدماهوارهای، در کنار ضعف سامانههای دفاع هوایی و زیرساختهای حیاتی، آمریکا را در برابر طیف تازهای از تهدیدهای مستقیم آسیبپذیر کرده است. این گزارش تأکید میکند واشنگتن برای جلوگیری از تکرار «شکست در تخیل و اجرا»ی مشابه ۱۱ سپتامبر، نیازمند بازسازی اساسی دفاع داخلی و ساختار امنیتی خود است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، مجله «فارن افرز» در گزارشی تحلیلی به بررسی افزایش آسیبپذیری خاک آمریکا در برابر تهدیدهای موشکی، پهپادی، سایبری و فضایی، ضعف سامانههای دفاع هوایی و موشکی ایالات متحده، پیامدهای جنگهای ایران و اوکراین برای بازدارندگی سنتی و ضرورت بازسازی ساختار امنیت داخلی این کشور برای مقابله با تهدیدهای جدید پرداخت و نوشت: ایالات متحده در کنار امتیازات متعدد خود، از موهبتی جغرافیایی و کمنظیر برخوردار بوده است: دو اقیانوس پهناور اطلس و آرام مانند خندقهایی طبیعی در شرق و غرب آن قرار گرفتهاند و این کشور تنها دو همسایه نسبتاً دوست در شمال و جنوب دارد. افزون بر این، آمریکا از پایان جنگ جهانی دوم تاکنون صاحب زرادخانهای قدرتمند از سلاحهای هستهای و تواناییهای نظامی، اقتصادی و فناوری بیرقیبی بوده است.
این ترکیب جغرافیا، بازدارندگی و قدرت، با وجود حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر، بسیاری از آمریکاییها را به این باور رسانده که در داخل کشور تقریباً از هر حملهای مصوناند. در نظرسنجی سال ۲۰۲۴ شورای امور جهانی شیکاگو، تنها ۱۹ درصد پاسخدهندگان گفتند نگران تهدیدهای خارجی هستند.
زمان آن رسیده است که آمریکاییها در این تصورات بازنگری کنند. واقعیت این است که سرزمین اصلی آمریکا هیچگاه به اندازه امروز در برابر حمله آسیبپذیر نبوده است. چین، روسیه و کره شمالی در حال گسترش تواناییهای متعارف و هستهای خود برای حمله به آمریکا از عرصههای گوناگوناند، درحالیکه توان دفاعی ایالات متحده با این تحولات همگام نشده است.
تحول مهم در فناوری و شیوههای عملیاتی، خطر خرابکاری و حملات موسوم به «منطقه خاکستری» را نیز افزایش داده است. پهپادهای متعلق به بازیگران دولتی و غیردولتی میتوانند تقریباً هر هدفی را در آمریکا مورد حمله قرار دهند. دشمنانی مانند چین نیز قادرند با استفاده از هوش مصنوعی، عملیات سایبری تهاجمی اجرا کنند و زیرساختهای حیاتی را آسیب بزنند یا نابود کنند.
ایالات متحده آمادگی مقابله با این تهدیدها را ندارد. سامانههای دفاع هوایی و موشکی کشور نفوذپذیرند. قوانین و سیاستهای داخلی قدیمی، مانع هماهنگی لازم و اعطای اختیارات ضروری برای مقابله با حملات پهپادی میشوند. زیرساختهای انرژی، آب، مالی، درمانی و سایر بخشهای حیاتی نیز همچنان در برابر حملات پیشرفته سایبری آسیبپذیرند.
نهادهای فدرال، ایالتی و محلی آمریکا در مواجهه با این تهدیدهای جدید غافلگیر شدهاند. حملات ۱۱ سپتامبر تا حدی در نتیجه ناتوانی سیاستگذاران در درک تغییر جهان و تبادل اطلاعات میان نهادهایی اتفاق افتاد که میتوانستند از کشور محافظت کنند. اگر ساختار امنیت داخلی آمریکا بازسازی نشود، واشنگتن در معرض تکرار همان اشتباه قرار خواهد گرفت.
موشکها بر فراز خندقهای طبیعی
تدابیر امنیتی پس از ۱۱ سپتامبر برای حفاظت از خاک آمریکا در برابر تروریسم طراحی شدند. قانون میهندوستی و قوانین بعدی به نهادهای آمریکایی امکان دادند اطلاعات بیشتری در داخل و خارج از کشور جمعآوری کنند. وزارت امنیت داخلی، دفتر مدیر اطلاعات ملی، مرکز ملی مبارزه با تروریسم و کارگروههای مشترک مبارزه با تروریسم ایجاد یا تقویت شدند تا تبادل اطلاعات درباره تروریسم و دیگر تهدیدها بهبود یابد.
افبیآی شمار کارگروههای مشترک مبارزه با تروریسم را در سراسر کشور به میزان چشمگیری افزایش داد، با نیروهای انتظامی ایالتی و محلی هماهنگ شد و برای شناسایی و بازداشت تروریستها، عملیات اطلاعاتمحور انجام داد.
این اقدامات در زمانی که تروریسم مهمترین تهدید علیه سرزمین آمریکا بود، مفید واقع شدند و در جلوگیری از بخش عمده طرحهای تروریستی در داخل کشور نیز موفق بودند. اما امروز برخی از بزرگترین تهدیدها علیه آمریکا از جانب بازیگران دولتی سرچشمه میگیرند. چین، روسیه و کره شمالی همگی موشکهای قارهپیمایی در اختیار دارند که قادرند خاک آمریکا را هدف قرار دهند و هر سه کشور با انجام آزمایشها و رزمایشهایی، توانایی استفاده از این سلاحها را به نمایش گذاشتهاند.
جنگهای ایران و اوکراین نشان میدهند که برخورداری از زرادخانه هستهای، حتی زرادخانهای به بزرگی زرادخانه آمریکا، دیگر مانند گذشته مانع حملات متعارف به سرزمین یک کشور نمیشود. ایران و شبکه نیروهای نیابتی آن، دهها هزار راکت، موشک و پهپاد را به سوی مراکز عمده جمعیتی اسرائیل شلیک کردهاند. اوکراین نیز بدون آنکه با واکنش هستهای کرملین روبهرو شود، شهرها، زیرساختهای انرژی، مراکز صنعتی، گرههای تدارکاتی و پایگاههای نظامی روسیه را با موفقیت هدف قرار داده است.
سامانههای پیشرفته دفاع هوایی و موشکی اسرائیل و روسیه در متوقفکردن این حملات پهپادی و موشکی با مشکل مواجه شدهاند. در صورت وقوع حملهای متعارف به خاک آمریکا، ممکن است سامانههای دفاعی این کشور نیز با وضعیتی مشابه روبهرو شوند.
آمریکا سامانههای دفاع هوایی و موشکهای رهگیر کافی برای مقابله با موشکهای بالستیک در اختیار ندارد. جنگ با ایران، ذخیره جهانی موشکهای رهگیر تاد ارتش آمریکا را تا ۸۰ درصد و ذخیره رهگیرهای پاتریوت را تا ۵۰ درصد کاهش داده است.
دفاع از خاک آمریکا در برابر موشکهای کروز نیز همچنان ضعفهای جدی دارد. مقابله با موشکهای کروز دشوار است، زیرا در ارتفاعی نزدیک به سطح زمین پرواز میکنند تا زیر پوشش رادارهای متعارف باقی بمانند. آنها همچنین با بهرهگیری از کوهها، درهها و تپهها خود را از دید حسگرهای زمینی پنهان میکنند؛ روشی که «پوشش زمینی» نامیده میشود. آمریکا در مناطق مختلف، سامانههای دفاع موشکی کافی برای محافظت در برابر موشکهای کروز ندارد.
چین بهطور خاص توانایی خود را برای حمله به آمریکا توسعه داده و بهروز کرده است. تهدید چین دیگر فقط به موشکها محدود نیست و فضای ماورای جو را نیز شامل میشود. چین میتواند با استفاده از «سامانه بمباران مداری جزئی» اهدافی را در خاک آمریکا هدف قرار دهد. در این سامانه، کلاهکی با سرعت فراصوت در مدار پایین زمین قرار میگیرد و میتواند از جهتی پیشبینیناپذیر به آمریکا نزدیک شود و از شبکههای سنتی هشدار زودهنگام و دفاع موشکی عبور کند.
ارتش آزادیبخش خلق چین همچنین در حال بررسی تواناییهای فضایی دیگری مانند سلاحهای ضربتی مداری است که از نظر نظری میتوانند با پرتاب پرتابههایی از فضا، خاک آمریکا را هدف قرار دهند.
حملات کمهزینه و خسارتهای سنگین
سرزمین آمریکا با تهدیدهای جدیدی در زمینه خرابکاری نیز روبهروست. بازیگران دولتی و غیردولتی از مدتها پیش برای تضعیف دشمنان خود، بدون عبور از آستانه جنگ متعارف، از خرابکاری فیزیکی در زیرساختهای حیاتی، انتشار اطلاعات نادرست و عملیات سایبری تهاجمی استفاده کردهاند. اما فناوریها و شیوههای جدید، از جمله هوش مصنوعی، چالشهایی تازه برای ایالات متحده ایجاد کردهاند.
پهپادها آشکارترین نمونهاند. پیشرفت فناوری، خرید پهپادهایی ارزان، دوربرد و دارای ظرفیت حمل بار بیشتر را آسان کرده است. این پهپادها همچنین توانایی بیشتری برای گریز از جنگ الکترونیک دارند. دشمنان ممکن است بهزودی بتوانند با استفاده از هوش مصنوعی، انبوهی از پهپادها را بهصورت هماهنگ به پرواز درآورند و عملاً هر سامانه دفاعی را اشباع کنند.
متحدان و دشمنان آمریکا وارد مسابقهای تسلیحاتی شدهاند و برای دستیابی به پیشرفتهترین فناوری، تولید و استفاده از پهپادها را افزایش میدهند. روسیه سالانه تا هفت میلیون پهپاد مسلح تولید میکند. براساس برخی برآوردها، چین ظرفیت تولید سالانه یک میلیارد پهپاد را دارد.
البته برای ایجاد ویرانی در خاک آمریکا به چنین تعداد عظیمی نیاز نیست. اوکراین در سال ۲۰۲۵ بیش از صد پهپاد را درون کامیونهای باری به روسیه قاچاق کرد و با اجرای حملاتی، حدود یکسوم ناوگان فعال بمبافکنهای روسیه را آسیب زد یا نابود کرد. خسارت این عملیات حدود هفت میلیارد دلار برآورد شد.
«عملیات تار عنکبوت» موفقیتی چشمگیر برای نیروهای اوکراینی بود، اما درعینحال به شکلی هراسانگیز نشان داد که آمریکا نیز در برابر حملهای مشابه آسیبپذیر است. دشمن میتواند پهپادهای مسلح را در ونهای باری تغییریافته، کانتینرها یا کامیونهای مجهز به سقف کشویی پنهان کند و بدون جلب توجه، آنها را در نزدیکی اهداف مهمی مانند فرودگاههای نظامی یا پایگاههای دریایی مستقر سازد.
مهاجمان میتوانند پهپادها را طوری برنامهریزی کنند که با استفاده از شبکههای تجاری تلفن همراه، همزمان به پرواز درآیند. بهاینترتیب، تدابیر دفاع هوایی و اختلال سیگنال در داخل کشور دور زده میشوند و سامانههای راهبردی هشدار زودهنگام نیز عملاً کارایی خود را از دست میدهند.
شاید وقوع چنین حملهای در خاک آمریکا دور از ذهن به نظر برسد، اما ورود غیرمجاز پهپادها به حریم تأسیسات نظامی، نیروگاههای هستهای و دیگر زیرساختهای حیاتی آمریکا طی چند سال گذشته افزایش یافته است. محل برگزاری کنسرتها در فضای باز، ورزشگاهها، زیرساختهای حملونقل و بنادر نیز در معرض این تهدید قرار دارند.
برای نمونه، در ماه مارس پایگاه نیروی هوایی بارکسدیل در لوئیزیانا، محل استقرار بمبافکنهای دوربرد بی-۵۲، پس از مشاهده چند پهپاد غیرمجاز بر فراز مناطق حساس پایگاه تعطیل شد. در ماه ژوئن نیز افبیآی پنج مظنون را در ارتباط با طرحی ادعایی برای حمله به مسابقات سازمان «یوافسی» در محوطه جنوبی کاخ سفید، با استفاده از پهپادهای حامل مواد منفجره، بازداشت کرد.
هوش مصنوعی متوقفکردن پهپادهای منفرد یا دستههای پهپادی را دشوارتر میکند، زیرا این تجهیزات دیگر الزاماً به سیگنالهای رادیویی از راه دور وابسته نیستند که بتوان با اقدامات متقابل الکترونیکی در آنها اختلال ایجاد کرد.
پهپادها تنها مشکلی نیستند که توسعه سریع هوش مصنوعی آن را تشدید کرده است. سامانههای هوش مصنوعی عاملمحور، مانند «میتوس» شرکت آنتروپیک، نفوذ در سامانههای دفاع سایبری و حمله به زیرساختهای حیاتی را برای دشمنان دولتی، غیردولتی و گروههای تروریستی بسیار آسانتر خواهند کرد؛ آن هم در مقیاسی که پیشتر امکانپذیر نبود.
عاملهای هوش مصنوعی پس از دریافت دستور میتوانند آسیبپذیریهای سامانههای رایانهای شرکتها و دولتها را کشف کنند و با حداقل نظارت انسانی، حملات سایبری خودگردان انجام دهند. حتی پیش از ظهور این سامانهها نیز وضعیت بهشدت نامناسب دفاع سایبری ملی و شهری، زیرساختهای حیاتی آمریکا را به هدفی جذاب تبدیل کرده بود.
از سال ۲۰۲۱، حملات گروه چینی «ولت تایفون» به شبکههای برق، تصفیهخانههای آب، سامانههای مخابراتی و مراکز حملونقل آمریکا نفوذ کرد و بدافزارهایی را در آنها قرار داد که در صورت بروز بحران میان آمریکا و چین میتوانند برای خرابکاری فعال شوند.
اگر عملیات ولت تایفون به هوش مصنوعی مجهز شود، مهاجمان خواهند توانست کارزاری آهسته و انسانمحور را که ماهها یا سالها طول میکشد، به حملهای تقریباً فوری و خودسازگار علیه شمار زیادی از اهداف تبدیل کنند؛ حملهای که میتواند خسارتی بسیار بیشتر به بار آورد.
تهدید دیگر، گسترش سلاحهای ضدماهوارهای با صعود مستقیم است. این موشکها از زمین، دریا یا هوا پرتاب میشوند، به فضا میروند و ماهوارهای را در مدار هدف قرار داده و نابود میکنند. سلاحهای انرژی هدایتشده و سامانههای جنگ الکترونیک نیز میتوانند ماهوارههای آمریکایی را در مدار پایین زمین یا مدار زمینآهنگ هدف قرار دهند.
چین و روسیه در حال توسعه و آزمایش مجموعه گستردهای از سلاحهای ضدماهوارهای و دیگر تجهیزات مقابله فضایی هستند. استفاده از چنین سلاحهایی میتواند سامانه موقعیتیابی جهانی و خدمات ناوبری را مختل کند، پروازهای تجاری را زمینگیر سازد و شبکههای تدارکاتی وابسته به ردیابی ماهوارهای محمولهها را از کار بیندازد. به عبارت دیگر، این حملات میتوانند دستکم برای مدتی زندگی روزمره در آمریکا را متوقف کنند.
تصورکردن امر تصورناپذیر
واشنگتن برای آمادگی بهتر در برابر حمله به سرزمین آمریکا، ابتدا باید سامانههای دفاعی فعال محافظتکننده از زیرساختهای حیاتی را تقویت کند. این کشور باید تعداد بیشتری سامانه دوربرد مانند پاتریوت و تاد برای مقابله با موشکهای بالستیک، سامانههای میانبرد مانند «قابلیت حفاظت در برابر آتش غیرمستقیم» برای مقابله با موشکهای کروز و سامانههای کوتاهبردی مانند «کایوتی» و «مروپس» برای مقابله با پهپادها تولید و مستقر کند.
سلاحهای انرژی هدایتشده، مانند لیزرهای پرانرژی و سامانههای مایکروویو پرقدرت، در کنار تجهیزات اختلال فرکانس رادیویی و جنگ الکترونیک، میتوانند در دفاع در برابر حملات پهپادی مؤثر باشند. آمریکا به تجهیزات بیشتری برای حفاظت از زیرساختهای حیاتی و آموزش نیروهای متخصص نیاز دارد.
این کشور باید دفاع غیرعامل را نیز گسترش دهد؛ از جمله تأسیسات حیاتی را به زیر زمین منتقل کند و در اطراف سامانههای زمینی، واحدهای تولید برق، انبارهای مهمات و آسایشگاههای نظامی، موانع بتنی متراکم و چندلایه ایجاد کند.
ازآنجاکه محافظت از همه نقاط کشور هزینهای سرسامآور خواهد داشت، واشنگتن باید در مرحله نخست بر تقویت پایگاهها و زیرساختهای حیاتی متمرکز شود که ممکن است در جریان یک جنگ هدف چین یا دیگر دشمنان قرار گیرند. مراکز فرماندهی و کنترل نظامی، پایگاههای بمبافکنها، تأسیسات تسلیحات هستهای، سامانههای دفاع هوایی و موشکی و پایگاههای مهم دریایی از جمله این نقاطاند.
طرح «گنبد طلایی»، سامانه پیشنهادی دولت ترامپ برای دفاع هوایی و موشکی از خاک آمریکا، میتواند در این زمینه نقشی مهم داشته باشد. این طرح در پی ایجاد شبکه یکپارچه فرماندهی و کنترل، متشکل از حسگرها، سلاحها و دیگر سامانههاست تا پهپادها و موشکهای مهاجم را شناسایی و منهدم کند.
اما طرح گنبد طلایی با کمبود بودجه مواجه است و اجرای آن نیز بهکندی پیش رفته است. اولویت آمریکا باید تسریع برنامه اتصال تواناییهای موجود باشد، نه طراحی سامانههای تازه. ماهوارههای هشدار موشکی ارتش، شبکه جهانی رادارها و حسگرها، ۴۴ موشک رهگیر زمینی مستقر در کالیفرنیا و آلاسکا و دیگر تجهیزات فدرال، ایالتی، محلی و تجاری باید در یک شبکه هماهنگ به یکدیگر متصل شوند.
ارتش آمریکا همچنین باید رزمایشهای بیشتری با مهمات واقعی برگزار کند تا نرمافزار گنبد طلایی و توانایی آن در کشف، ردیابی و انهدام تهدیدهای ورودی آزمایش شود.
پهپادها مشکل پیچیدهتری ایجاد میکنند. فرماندهان پایگاههای نظامی و نیروهای مسئول حفاظت از زیرساختهای حیاتی، اغلب اختیار قانونی لازم برای نابودکردن یا مختلکردن پهپادهایی را ندارند که بهطور غیرقانونی وارد حریم هوایی آنها میشوند.
برخی قوانین جدید، از جمله «قانون آسمانهای امنتر ۲۰۲۵»، به نهادهای ایالتی و محلی — اما نه شرکتهای خصوصی — اختیارات بیشتری برای شناسایی و ردیابی پهپادهای متخاصم دادهاند. بااینحال، به قوانین جامعتری نیاز است تا اپراتورهای آموزشدیده بتوانند زیر نظر نیروهای انتظامی فدرال، ایالتی یا محلی، سامانههای مقابله با پهپاد را مستقر و استفاده کنند.
برای کاهش خطر ایجاد اختلال در هواپیماهای غیرنظامی یا سرنگونی اشتباهی آنها، شمار بیشتری از نیروهای ایالتی و محلی باید در مرکز ملی آموزش مقابله با سامانههای بدون سرنشین در هانتسویل آلاباما آموزش ببینند.
تبادل اطلاعات میان سازمانهای اطلاعاتی فدرال، ایالتی و محلی پس از ۱۱ سپتامبر بهبود یافت و به متلاشیکردن شبکههای تروریستی و خنثیسازی حملات برنامهریزیشده کمک کرد. اما گسترش تواناییهای هستهای و متعارف چین، روسیه و کره شمالی و ظهور فناوریها و روشهایی مانند پهپاد و هوش مصنوعی، بخش عمده رویههای اطلاعاتی دوران «جنگ علیه تروریسم» را منسوخ کرده است.
افزون بر این، اقدامات خود آمریکا به شماری از نهادهایی آسیب زده است که برای مقابله با تهدیدهای امروز مناسب بودند. برای نمونه، دولت ترامپ سازمان امنیت سایبری و امنیت زیرساختها را که مسئول نظارت بر دفاع سایبری و امنیت انتخابات است، تا حد زیادی تضعیف کرده است.
همانگونه که پس از ۱۱ سپتامبر مرکز ملی مبارزه با تروریسم ایجاد شد، آمریکا اکنون باید یک «مرکز ملی ضدجاسوسی» قدرتمند تأسیس کند. این مرکز باید تحلیلگران نهادهای مختلف را گرد هم آورد تا اطلاعات را تلفیق کنند، تهدیدها را بسنجند و برنامهریزی راهبردی برای مقابله با تهدیدهای چین، ایران، روسیه و دیگر دشمنان علیه خاک آمریکا را هماهنگ سازند.
کارگروههای مشترک مبارزه با تروریسم و مراکز تلفیق اطلاعات در سطح ایالتی و محلی نیز باید تمرکز و منابع خود را به سوی ردیابی تهدیدهای دولتی علیه خاک آمریکا سوق دهند.
در نهایت، تهدیدهای کنونی مستلزم تغییری اساسی در نگرش آمریکاییهاست. سیاستگذاران، نهادهای امنیتی و شهروندان آمریکا باید بپذیرند که وارد دورهای تازه شدهاند و دیگر نمیتوانند برای حفاظت از کشور، تنها به جغرافیا و زرادخانه هستهای خود متکی باشند.
فنلاند، اسرائیل و اوکراین سابقهای طولانی در تدوین برنامههای راهبردی و آگاهکردن مردم خود از تهدیدهای داخلی دارند. آمریکا نیز باید با آموزش افکار عمومی درباره تهدیدهای در حال تحول و تدوین برنامهای ملی برای افزایش تابآوری، از این کشورها پیروی کند.
چنین برنامهای، مشابه آنچه فنلاند اجرا کرده است، باید شامل مقاومسازی زیرساختهای حیاتی، همکاری نزدیک با بخش خصوصی، اصلاح قوانین و ارتباط منظم و شفاف با افکار عمومی باشد.
احساس عمیق امنیت در میان آمریکاییها با حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، برای مدتی کوتاه و به شکلی فاجعهبار، متزلزل شد. کمیسیون ۱۱ سپتامبر پس از آن اعلام کرد آمریکا با «چالشی نسلی» از سوی گروههای تروریستی روبهروست.
اکنون، یکربع قرن بعد، نسل تازهای از آمریکاییها با چالشی نسلی و متفاوت مواجه شده است. کمیسیون ۱۱ سپتامبر آن حملات را تا حد زیادی نتیجه شکست در تخیل و اجرا دانست. امروز واشنگتن بار دیگر در معرض تکرار همان اشتباه قرار دارد.