پراجکت سیندیکیت در تحلیلی با بررسی موج اعتراضات جوانان در میانمار، سری‌لانکا، پاکستان، بنگلادش، نپال و هند نوشت، نسل زد دیگر مشکلات خود را صرفاً نتیجه نهادهای ناکارآمد نمی‌داند، بلکه بسیاری از جوانان ساختارهای سیاسی و اقتصادی موجود را عامل از دست رفتن آینده خود می‌بینند؛ وضعیتی که در کنار بیکاری، فساد، نابرابری و گسترش ارتباطات دیجیتال، به شکل‌گیری جنبش‌های اعتراضی قدرتمندی منجر شده که می‌توانند مسیر سیاسی کشورهای جنوب آسیا را برای سال‌ها تغییر دهند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، پایگاه «پراجکت سیندیکیت» در تحلیلی به بررسی موج اعتراضات جوانان و نسل زد در میانمار، سری‌لانکا، پاکستان، بنگلادش، نپال و هند، نقش بیکاری، فساد و محرومیت اقتصادی در تشدید نارضایتی‌ها، تأثیر شبکه‌های اجتماعی بر سازماندهی جنبش‌های اعتراضی و تفاوت عملکرد نظام‌های سیاسی در مواجهه با این اعتراضات پرداخت و نوشت:  طی پنج سال گذشته، شش قیام ضدنظام حاکم به رهبری جوانان، چشم‌انداز سیاسی جنوب آسیا را به‌طور بنیادین دگرگون کرده‌اند. این جنبش‌ها نقاط مشترک فراوانی داشتند: همه آنها بازتاب‌دهنده مطالبات جوانانی بودند که از نظر دیجیتال توانمند و آگاه، اما از نظر اقتصادی محروم و از نخبگان حاکم سرخورده بودند. نظام‌های سیاسی‌ای که این اعتراضات در آنها شکل گرفت، به شیوه‌های بسیار متفاوتی به نارضایتی‌ها پاسخ دادند و در نتیجه، پیامدهای کاملاً متفاوتی نیز رقم خورد.

 

میانمار؛ سرکوبی که به جنگ داخلی انجامید

این داستان از میانمار آغاز شد؛ جایی که ارتش در فوریه ۲۰۲۱ دولتی را که با رأی مردم انتخاب شده بود سرنگون کرد و با موج اعتراضات مردمی روبه‌رو شد.

حکومت جدید، بدون نگرانی از مشروعیت دموکراتیک، سرکوبی خشونت‌آمیز را آغاز کرد. ارتش با کنار گذاشتن هرگونه رفتار مسالمت‌آمیز و دموکراتیک، برای نسل جوان راهی جز تشکیل نیروهای دفاعی غیرنظامی در کنار سازمان‌های مسلح مبتنی بر قومیت باقی نگذاشت. پیامد این وضعیت، شکل‌گیری یک جنگ داخلی فرسایشی و طاقت‌فرسا بود.

 

سری‌لانکا؛ فروپاشی اقتصادی و خروج راجاباکسا

جنبش «آراگالایا» در مارس ۲۰۲۲ و پس از فروپاشی اقتصادی سری‌لانکا شکل گرفت. خالی‌شدن پمپ‌بنزین‌ها، قطع طولانی‌مدت برق و ورشکستگی دولت، مشروعیت خاندان راجاباکسا را که نزدیک به دو دهه بر سری‌لانکا حکومت کرده بودند، از بین برد.

اعتراضات مردمی سراسر جزیره را فرا گرفت و سرانجام معترضان کاخ ریاست‌جمهوری را اشغال کردند.

با این حال، برخلاف میانمار، سری‌لانکا با روندی فزاینده از خشونت مواجه نشد، چه رسد به اینکه وارد یک درگیری مسلحانه طولانی‌مدت شود. در عوض، رئیس‌جمهور گوتابایا راجاباکسا در برابر فشار مردمی تسلیم شد و در چارچوب قانون اساسی استعفا کرد.

 

پاکستان؛ جنبش پوپولیستی و حفظ نظام ترکیبی

در پاکستان، شورش‌ها در ماه مه ۲۰۲۳ و پس از بازداشت عمران خان، نخست‌وزیر سابق این کشور، آغاز شد. این جنبشی پوپولیستی بود که حول حمایت از یک رهبر کاریزماتیک شکل گرفته بود؛ رهبری که سلطه ارتش را به چالش می‌کشید.

این جنبش در خیابان‌ها با نیروی نظامی روبه‌رو شد، اینترنت قطع شد و ساختارهای رسمی حزب اپوزیسیون از هم پاشید. با این حال، رژیم «ترکیبی» نظامی-سیاسی حفظ شد و به حیات خود ادامه داد، هرچند این امر به بهای استمرار شکاف سیاسی میان حکومت و مردم تمام شد.

 

بنگلادش؛ از اعتراض بر سر سهمیه‌ها تا سقوط حسینه

قیام ژوئیه ۲۰۲۴ در بنگلادش نشان داد که چگونه یک اختلاف محدود بر سر سیاست عمومی می‌تواند به یک انقلاب تبدیل شود. در این مورد، مخالفت دانشجویان با نظام معیوب سهمیه‌بندی مشاغل دولتی، جرقه اعتراضات را زد.

با گسترش اعتراضات علیه رژیم اقتدارگرای نخست‌وزیر شیخ حسینه، حسینه از نیروی نظامی برای اجرای مقررات منع رفت‌وآمد استفاده کرد و دستور داد متخلفان در خیابان هدف تیراندازی قرار گیرند.

در نهایت، زمانی که ارتش از اجرای این دستور سر باز زد، کنترل حسینه بر قدرت فروپاشید. او کشور را ترک کرد و راه برای تشکیل یک دولت موقت باز شد.

 

نپال؛ خشم نسل زد علیه طبقه سیاسی

در نپال، اعتراضات سپتامبر ۲۰۲۵ نه علیه یک رهبر مشخص، بلکه علیه یک طبقه سیاسی الیگارشیک شکل گرفت؛ طبقه‌ای که طی یک دهه، پست نخست‌وزیری را مانند بازی «صندلی موسیقی» میان خود دست‌به‌دست کرده بود، در حالی که بخش بزرگی از جوانان نپالی با افزایش بیکاری و کمبود فرصت‌های اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند.

برای نسل زد که به‌شدت سرخورده و ناراضی بود، ممنوعیت دسترسی به پلتفرم‌های بزرگ شبکه‌های اجتماعی از سوی دولت، آخرین محرک بود.

جوانان نپالی با استفاده از VPN و اپلیکیشن‌های جایگزین، اعتراضات گسترده‌ای را سازماندهی کردند. مقامات تلاش کردند آنان را با زور سرکوب کنند، اما معترضان مقاومت کردند و در نهایت توانستند نخبگان حاکم را بدون فروپاشی چارچوب نهادی و پارلمانی کشور کنار بزنند.

نپالی‌ها در ادامه موفق شدند یک نخست‌وزیر ۳۵ ساله را از طریق انتخابات برگزینند.

 

هند؛ اعتراضاتی که در چارچوب دموکراسی مهار شد

سرانجام، در تابستان امسال، هند شاهد اعتراضات گسترده دانشجویی بود؛ اعتراضاتی که با افشای تقلب در نتایج آزمون‌های ورودی دانشگاه‌ها آغاز شد و نگرانی‌های رو به افزایش درباره بیکاری را تشدید کرد.

با این حال، این جنبش نه‌تنها تهدیدی برای نظم قانون اساسی نبود، بلکه تاب‌آوری آن نظم را نیز نشان داد. دولت امتیازات مهمی به جوانان داد، استعفای وزیر آموزش را پذیرفت و اصلاحات اداری و سیاستی پیشنهاد کرد تا انرژی اعتراضات را دوباره به مسیرهای تثبیت‌شده دموکراتیک هدایت کند.

 

نسل زد؛ متصل، دیجیتال و محروم

این شش مورد نشان می‌دهند که ارتباط مستمر مردم با یکدیگر، در کنار محرومیت گسترده اقتصادی و سیاسی، به‌ویژه در میان جوانان، ترکیبی قدرتمند برای شکل‌گیری نارضایتی عمومی است.

نسل زد، نخستین نسلی است که تمام زندگی خود را در یک محیط کاملاً دیجیتال سپری کرده است. این نسل با استفاده از پلتفرم‌هایی مانند تیک‌تاک، واتس‌اپ و دیسکورد برای سازماندهی بسیج‌های گسترده، ساختارهای قدیمی و ریشه‌دار حزبی را دور می‌زند.

اما این تنها عامل متمایزکننده سبک اعتراضی نسل زد نیست.

برخلاف نسل‌های پیشین، معترضان امروز با این احساس وارد میدان می‌شوند که چیز زیادی برای از دست دادن ندارند.

دلیل این امر به‌سادگی قابل درک است: با کاهش شدید چشم‌اندازهای اقتصادی، آن هم با وجود سطح بالای تحصیلات، جوانان امروز فقط نهادهای ناکارآمدی را نمی‌بینند که نیازمند اصلاح‌اند، بلکه با نظامی مواجه‌اند که از نگاه آنان غارتگر است و آینده‌ای مطمئن را از آنان گرفته است.

درک این واقعیت، اعتراضات آنان را با نوعی فوریت اساسی و ملموس همراه می‌کند و آنان را علیه پارتی‌بازی و امتیازات ویژه در درون حکومت‌ها برمی‌انگیزد. جوانانی که به امتیازات خاص طبقه برگزیده دسترسی ندارند، حاضرند حتی در برابر سرکوب شدید، مستقیماً مقاومت کنند.

 

تفاوت در ساختارهای سیاسی، تفاوت در سرنوشت اعتراضات

با وجود همه شباهت‌ها، این شش نمونه تفاوت‌های مهم در ساختارهای نهادی را نیز برجسته می‌کنند. در حکومت‌های بسته‌ای که قدرت را غیرقابل مذاکره می‌دانند، مانند میانمار و پاکستان، نارضایتی مردمی ناگزیر به پراکندگی سیاسی یا بی‌ثباتی مزمن منجر می‌شود.

در یک حکومت غیرنظامی سخت‌گیر و اقتدارگرا مانند حکومت حسینه در بنگلادش، اعتراضات یا سرکوب می‌شوند یا به انقلاب می‌انجامند. چنین نظامی تغییر نمی‌کند مگر آنکه یک شکاف کوچک — مانند امتناع ارتش از اجرای یک دستور — در آن ایجاد شود؛ شکافی که می‌تواند کل ساختار را فرو بریزد.

در مقابل، نظام‌هایی که امکان گذار سیاسی یا مصالحه اداری را فراهم می‌کنند، قادرند شوک ناشی از اعتراضات نسلی را پشت سر بگذارند.

سری‌لانکا مسیر مسالمت‌آمیز و انتخاباتی را در پیش گرفت و نپال بازسازی سیاسی را سامان داد و فضایی برای نیروهای سیاسی «خارج از حلقه قدرت حاکم» ایجاد کرد.

هند نیز نشان داد که چگونه یک دموکراسی چندحزبی قدرتمند می‌تواند نارضایتی را پیش از تبدیل‌شدن به یک بحران نظام‌مند، جذب و مدیریت کند.

 

سه درس مهم از اعتراضات جنوب آسیا

این تحولات چند درس مهم به ما می‌آموزند.

نخست آنکه رضایت از رشد بالای اقتصاد کلان، در حالی که بیکاری جوانان و فساد ساختاری نادیده گرفته شود، نسخه‌ای برای بی‌ثباتی اجتماعی است. نسل‌های جوان ایجاد فرصت‌های اقتصادی را از پاسخگویی سیاسی جدا نمی‌دانند و دیر یا زود، هر دو را مطالبه خواهند کرد.

دوم آنکه حکومت متکی بر سلطه نظامی، در دوره‌ای که ارتباطات میان مردم گسترده و دائمی است، شکل مناسبی از حکمرانی نیست. هرچند سرکوب و اجبار ممکن است مخالفت را موقتاً خاموش کند، اما مشروعیت دولت را در گذر زمان از بین می‌برد. اتکای مستمر به سرکوب و اجبار، خطر شکل‌گیری ناآرامی‌های مدنی طولانی‌مدت را افزایش می‌دهد.

در نهایت، از میان بردن فساد ساختاری تنها گام نخست است.

وجود نهادهای پایدار، فرصت‌های دموکراتیک و سازوکارهای معتبر برای پاسخگویی به آرمان‌های جوانان نیز ضروری است.

به همین دلیل، نحوه برخورد با قیام اخیر در هند مؤید کارکرد دموکراسی است؛ در حالی که نپال، سری‌لانکا و بنگلادش، به دلیل ضعف یا نبود سازمان‌ها و تشکیلات دموکراتیک، پس از مواجهه با قیام‌های جوانان با بی‌ثباتی قابل‌توجهی روبه‌رو شده‌اند.

 

درس بهار عربی

انقلاب‌های بهار عربی که حدود یک دهه و نیم پیش رخ دادند، به دلیل نبود یا شکنندگی میراث دموکراتیک و همچنین ربوده‌شدن ایدئولوژیک جنبش‌ها، سرانجام یا با ضدانقلاب نظامی مواجه شدند، یا به احیای استبداد انجامیدند و یا با فلج نهادی پایان یافتند.

با این حال، بسیاری از جوامع جنوب آسیا دارای سنت‌های عمیق پارلمانی، جامعه مدنی پویا و سازوکارهای قانون اساسی کارآمد هستند.

اگر کشورهای جنوب آسیا بتوانند انرژی و پویایی جوانان را از طریق حکمرانی مؤثر و اصلاحات جدی در زمینه اشتغال به کار گیرند، می‌توانند خود را در مسیر آینده‌ای روشن‌تر، مقاوم‌تر و پررونق‌تر قرار دهند. در آن صورت، این کشورها می‌توانند الگویی باشند برای اینکه چگونه کشورهای جنوب جهانی قادرند نیروی جمعیتی و انرژی نسل جوان را با پاسخگویی دموکراتیک هماهنگ کنند.

 

درباره نویسنده

شاشی تارور، معاون سابق دبیرکل سازمان ملل متحد، وزیر سابق امور خارجه هند و وزیر دولت در امور توسعه منابع انسانی، نماینده کنگره ملی هند و رئیس کمیته دائمی پارلمانی امور خارجه است. او برای چهارمین دوره متوالی به‌عنوان نماینده تریواندروم به لوک سبها انتخاب شده است.

شاشی تارور نویسنده کتاب «آمبدکار: یک زندگی» است که در سال ۲۰۲۲ توسط انتشارات آلف بوک منتشر شد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.