در خاورمیانه، انسداد مؤثر تنگه هرمز مهمترین اختلال کنونی در تجارت دریایی به شمار میرود. حدود ۲۵ درصد تجارت جهانی نفت، ۱۹ درصد تجارت گاز طبیعی مایع و ۳۰ درصد تجارت کودهای شیمیایی از این تنگه عبور میکند. محدودیت تردد در هرمز نیز از هماکنون قیمت این سه گروه کالایی را افزایش داده است.
به گزارش سرویس بینالملل، «شورای آتلانتیک» در گزارشی به افزایش آسیبپذیری مسیرهای اصلی تجارت دریایی جهان پرداخت و نوشت: مسیرهای اصلی تجارت دریایی جهان همزمان با فشارهای ژئوپلیتیکی، نظامی و اقلیمی روبهرو شدهاند؛ اما بازارهای جهانی هنوز هزینه واقعی این وضعیت را بهطور کامل در قیمتها منعکس نکردهاند. از تنگه هرمز و بابالمندب گرفته تا دریای سیاه، رود راین و کانال پاناما، اختلال در آبراههای راهبردی میتواند به افزایش هزینه حملونقل، کمبود کالاهای اساسی و موج تازهای از تورم منجر شود.
در خاورمیانه، انسداد مؤثر تنگه هرمز مهمترین اختلال کنونی در تجارت دریایی به شمار میرود. حدود ۲۵ درصد تجارت جهانی نفت، ۱۹ درصد تجارت گاز طبیعی مایع و ۳۰ درصد تجارت کودهای شیمیایی از این تنگه عبور میکند. محدودیت تردد در هرمز نیز از هماکنون قیمت این سه گروه کالایی را افزایش داده است.
در همین حال، از سرگیری حملات حوثیها به کشتیها، بابالمندب را نیز به نوعی محاصره غیررسمی تبدیل کرده است. این تنگه که میان شاخ آفریقا و شبهجزیره عربستان قرار دارد، مسیر اصلی اتصال دریای مدیترانه به اقیانوس هند و بازارهای آسیایی است و بیش از ۱۰ درصد تجارت جهانی از آن عبور میکند.
فشار بر تجارت دریایی فقط به خاورمیانه محدود نیست. جنگ روسیه و اوکراین امنیت کشتیرانی در دریای سیاه را کاهش داده است؛ مسیری که نفت، فرآوردههای نفتی، کود و نزدیک به یکچهارم گندم جهان از آن عبور میکند. در اروپا نیز موجهای گرما و خشکسالی، سطح آب رودهای راین و دانوب را به پایینترین سطوح چند دهه اخیر رساندهاند. این رودها از شریانهای اصلی جابهجایی انرژی و کالاهای صنعتی در اروپا محسوب میشوند.
در سوی دیگر جهان، کانال پاناما با کاهش سطح آب دریاچه گاتون مواجه است. حدود ۶ درصد تجارت جهانی از این کانال عبور میکند و بیش از ۷۰ درصد کشتیهای استفادهکننده از آن، عازم بنادر آمریکا هستند یا از این بنادر حرکت میکنند. محدودیت عمق مجاز کشتیها میتواند ظرفیت بارگیری و تعداد شناورهای عبوری را کاهش دهد.
انتقال شوک از دریا به سفره خانوار
نخستین پیامد این وضعیت، طولانیتر شدن مسیرها و افزایش هزینه بیمه، سوخت، نیروی انسانی و اجاره کشتی است. بیش از ۸۰ درصد تجارت کالایی جهان از راه دریا انجام میشود؛ بنابراین، افزایش هزینه کشتیرانی در نهایت به مصرفکنندگان منتقل خواهد شد.
برای نمونه، تغییر مسیر کشتیها و عبور از اطراف آفریقا ممکن است تا دو هفته به زمان سفر اضافه کند. این مسیر طولانیتر علاوه بر افزایش هزینه سوخت و نیروی انسانی، انتشار کربن را نیز بالا میبرد و برای کشتیهای مرتبط با اتحادیه اروپا، هزینههای ناشی از نظام تجارت انتشار کربن را افزایش میدهد.
حتی اگر مسیرهای مسدودشده دوباره باز شوند، کاهش هزینهها لزوماً فوری نخواهد بود. پُر بودن اسکلهها، رزرو شدن مسیرهای جایگزین، کمبود ظرفیت کشتی و باقی ماندن حق بیمههای جنگی میتواند قیمت حملونقل را برای مدتی بالا نگه دارد. به بیان دیگر، شوک اولیه کشتیرانی ممکن است به تورمی ماندگار تبدیل شود.
از بحران انرژی تا ناامنی غذایی
تداوم اختلال در حملونقل نفت، فرآوردههای نفتی و کودهای شیمیایی میتواند کمبود این کالاها را تشدید کند. دولتها در مرحله نخست از ذخایر راهبردی خود استفاده خواهند کرد، اما ذخایر فقط میتوانند برای مدتی کوتاه شکاف عرضه را جبران کنند.
در چنین شرایطی، کشورهایی که منابع مالی یا تولید داخلی بیشتری دارند، برای خرید منابع محدود در موقعیت بهتری قرار میگیرند. در مقابل، اقتصادهای فقیرتر و واردکنندگان خالص انرژی و غذا، آسیبپذیری بیشتری خواهند داشت.
افزایش قیمت کود نیز میتواند عملکرد محصولات کشاورزی را کاهش دهد. کاهش تولید همراه با استمرار تقاضا، قیمت مواد غذایی را بالا میبرد و احتمال گسترش ناامنی غذایی را افزایش میدهد. این مسأله بهویژه برای اقتصادهایی مهم است که همزمان به واردات انرژی، نهادههای کشاورزی و مواد غذایی وابستهاند.
راههای جایگزین زمینی، ریلی و هوایی نیز ظرفیت نامحدودی ندارند. انتقال ناگهانی تقاضا به این مسیرها، قیمت حملونقل را افزایش میدهد و ظرفیت موجود معمولاً به خریدارانی میرسد که توان پرداخت بیشتری دارند.
بازآرایی بلندمدت تجارت جهانی
اگر ناامنی مسیرهای دریایی ادامه پیدا کند، شرکتهای بیمه بهتدریج ریسک جنگ و تغییرات اقلیمی را با شدت بیشتری در حق بیمهها وارد خواهند کرد. در نتیجه، استفاده از برخی مسیرهای تجاری ممکن است بهطور دائمی گرانتر شود و حتی صرفه اقتصادی خود را از دست بدهد.
افزایش پایدار قیمت انرژی، هزینه تولید کالاهای انرژیبری مانند فولاد، سیمان، مواد شیمیایی و کاغذ را نیز بالا میبرد. شرکتها ناچار میشوند میان افزایش قیمت محصولات، کاهش تولید، پایین آوردن دستمزدها یا تعدیل نیروی انسانی یکی را انتخاب کنند.
این فرایند میتواند ترکیبی نامطلوب از افزایش قیمت مصرفکننده، کاهش بهرهوری و فشار بر اشتغال ایجاد کند. در چنین فضایی، اختلال در یک تنگه یا کانال دیگر صرفاً یک مسئله حملونقل نیست؛ بلکه میتواند به شوکی فراگیر در تورم، رشد اقتصادی و امنیت غذایی تبدیل شود.
جمعبندی
اقتصاد جهانی بار دیگر در حال کشف اهمیت جغرافیاست. تنگهها، کانالها و رودخانههایی که سالها بخشی عادی از زیرساخت تجارت جهانی تلقی میشدند، اکنون به نقاط انتقال همزمان ریسکهای نظامی، اقلیمی و اقتصادی تبدیل شدهاند.
بازارها ممکن است هنوز این خطر را بهطور کامل قیمتگذاری نکرده باشند، اما سیاستگذاران نباید همین اشتباه را تکرار کنند. تابآوری مسیرهای دریایی دیگر فقط یک موضوع تجاری یا امنیتی نیست؛ بلکه به یکی از ارکان امنیت اقتصادی کشورها تبدیل شده است.