رفتار غیرقابل پیشبینی دولت ترامپ، از خلیج فارس تا اروپا و آسیا، متحدان سنتی واشنگتن را به بازنگری در میزان اتکای خود به آمریکا واداشته است. «واشنگتنپست» در تحلیلی مینویسد که تردید نسبت به تضمینهای امنیتی ایالات متحده، کشورها را به سمت ائتلافهای تازه، تقویت صنایع دفاعی مستقل و یافتن جایگزینهایی برای وابستگی به واشنگتن سوق داده؛ روندی که میتواند به فرسایش تدریجی هژمونی آمریکا منجر شود.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، «واشنگتنپست» در تحلیلی به پیامدهای سیاستهای دونالد ترامپ بر جایگاه جهانی آمریکا پرداخت و نوشت: امضای پیمان دفاعی مشترک در مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان، نقطه عطفی در تاریخ خاورمیانه است که بازتابدهنده فروپاشی کامل اعتماد منطقهای به تعهدات امنیتی ایالات متحده به شمار میرود. ریاض و آنکارا پس از یک دهه خصومت آشکار، بحران قطر، تنشهای مرتبط با اخوانالمسلمین و ماجرای ترور جمال خاشقجی، پیمانی ناتوگونه منعقد کردهاند که طبق آن، حمله به یکی از طرفین به منزله حمله به همه خواهد بود.
انگیزه بنیادین این همگرایی بیسابقه، بیاعتباری تعهدات دونالد ترامپ و ناتوانی واشنگتن در ارائه تضمینهای پایدار است؛ تا جایی که بیش از ۳۸ ادعای مکرر کاخ سفید درباره نزدیکی به توافق با ایران، در تناقض کامل با رکود مطلق مذاکرات قرار گرفته و ادعای تسلط کامل بر تنگه هرمز، در عمل با کاهش تردد روزانه کشتیها از ۱۳۰ فروند به تنها ۱۴ فروند رسوا شده است.
استراتژی بیمهسازی متحدان
رفتار غیرقابل پیشبینی واشنگتن در معاملهپنداری اتحادهای استراتژیک، شرکای جهانی آمریکا را از مدار اطاعت خارج کرده و به سوی استقلال راهبردی و تدوین بیمهنامههای امنیتی اختصاصی سوق داده است. اروپا نیز سردرگمی مشابهی را تجربه میکند؛ تضاد آشکار در تصمیمگیری برای خروج نیروها از آلمان، لغو ناگهانی استقرار یگانها در لهستان و مواضع متناقض درباره دفاع در برابر روسیه، برنامهریزی نظامی ۱۰ ساله ناتو را مختل کرده است.
این بحران اعتماد به اقداماتی عینی نظیر گزینش سامانه پدافندی فرانسوی-ایتالیایی توسط دانمارک به جای پاتریوت، بازنگری کانادا در خرید جنگندههای اف-۳۵، انتقال دادههای بانک مرکزی هلند از سرورهای آمریکایی و سرمایهگذاری سنگین اروپا در صنایع دفاعی مستقل انجامیده است؛ وضعیتی که با ورود پرقدرت کره جنوبی به بازار تسلیحات ناتو و خلیج فارس تقویت میشود.
آغاز زوال خاموش
افول یک ابرقدرت نه از مسیر شکستهای نظامی مستقیم، بلکه از لحظهای آغاز میشود که متحدان دیرین و حتی رقبای آن، طراحی نظم جهانی خود را بر پایه محوریت واشنگتن متوقف میکنند. وقتی تهدیدهای تجاری پیاپی نشان میدهد که سازش هیچ امنیتی نمیآفریند و حتی طرحهای منطقهای کاخ سفید، نظیر طرح ۱۵ مادهای غزه، از سوی بازیگرانی مانند اسرائیل رد میشود، ایجاد جایگزینهای ژئوپلیتیک به تنها انتخاب منطقی تبدیل خواهد شد.
تفاوت بنیادین جایگاه کنونی آمریکا با دوران بحران موشکی کوبا، در تباه شدن سرمایه اعتبار تاریخی نهفته است؛ دارایی گرانبهایی که طی هشت دهه انباشته شد، اما تاکتیکهای بلوفزنی آن را به سرعت نابود کرد تا نظم نوینی مستقل از واشنگتن در پهنه جهان شکل بگیرد.