در حالی که بیش از پنج ماه از جنگ آمریکا و ایران گذشته، تنگه هرمز همچنان در وضعیتی مبهم میان «باز بودن» و «بسته بودن» گرفتار است؛ وضعیتی که به‌گفته «آمنه بکر»، رئیس پژوهش انرژی خاورمیانه و اوپک‌پلاس در کپلر، به خطرناک‌ترین عامل برای بازار جهانی نفت تبدیل شده و می‌تواند با تداوم اختلال در صادرات، نوسان عرضه و بازگشت تقاضای چین، فشار تازه‌ای بر قیمت‌های جهانی انرژی وارد کند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، «آمنه بَکر» رئیس بخش پژوهش انرژی خاورمیانه و اوپک‌پلاس در شرکت کپلر، در یادداشتی برای «سمافور» به وضعیت مبهم تنگه هرمز و پیامدهای آن برای بازار جهانی نفت پرداخت و با هشدار درباره عادی‌شدن اختلال در این آبراه راهبردی نوشت: پس از گذشت بیش از ۱۷۰ روز از جنگ میان آمریکا و ایران، یک واقعیت بیش از هر چیز روشن شده است: تهران حاضر نیست اهرم فشار خود در تنگه هرمز را از دست بدهد.

اگرچه دونالد ترامپ، مدعی است که واشنگتن کنترل این آبراه را در دست دارد، اما جریان انتقال نفت همچنان بسیار پایین‌تر از سطح پیش از جنگ است و از آن مهم‌تر، روندی باثبات و قابل پیش‌بینی ندارد. نبود شفافیت درباره وضعیت تنگه هرمز نگران‌کننده است، اما خطر بزرگ‌تر آن است که این بلاتکلیفی به وضعیت دائمی و عادیِ جدید تبدیل شود.

برپایه داده‌های شرکت پژوهشی انرژی کپلر، از زمان آغاز جنگ یک الگوی مشخص شکل گرفته: هرگاه دوره کوتاهی از آرامش ایجاد می‌شود، جریان عرضه برای مدتی افزایش می‌یابد؛ اما با بازگشت تنش‌ها، این جریان دوباره به‌شدت کاهش پیدا می‌کند. درست مانند خود جنگ، تنگه هرمز نیز در وضعیت برزخی گرفتار شده است؛ نه کاملاً باز است و نه کاملاً بسته.

نباید پذیرفت که این وضعیت خاکستری به «هنجار جدید» تبدیل شود. فعالیت نسبی تنگه هرمز قطعاً بهتر از بسته‌شدن کامل آن است و شاید همین وضعیت بتواند برای مدتی چرخ اقتصاد جهانی را در گردش نگه دارد، اما هرگز امنیت انرژی مورد نیاز جهان را تأمین نخواهد کرد. تا زمانی که تنگه به‌طور کامل بازگشایی نشود و مناقشه پایان نیابد، تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان انرژی ناچارند با نااطمینانی مستمر دست‌وپنجه نرم کنند. از همین‌رو، باید تلاش برای دستیابی به یک راه‌حل دیپلماتیک پایدار بسیار جدی‌تر شود.

برپایه داده‌های کپلر، تا هفته منتهی به ۱۳ ژوئیه، روزانه حدود ۹ میلیون بشکه نفت از مسیر هرمز عبور می‌کرد. از آن زمان، با تشدید حملات به کشتی‌های تجاری، این رقم بین ۳.۷ تا ۶.۴ میلیون بشکه در روز نوسان داشته است. حملات حوثی‌ها به کشتی‌های سعودی در باب‌المندب نیز خطرات صادراتی را افزایش داده و تهدید را از هرمز فراتر برده است؛ موضوعی که باعث شده تداوم اختلال در صادرات، بیش از پیش به سناریوی اصلی تبدیل شود.

در همین حال، بیشتر کشورهای خلیج فارس با ایده دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری از هرمز، در صورت اعمال چنین سیاستی از سوی ایران، مخالف‌اند. با این حال، افزایش فشار بر کشورهایی که هیچ مسیر جایگزینی برای صادرات نفت ندارند، ممکن است سرانجام آنها را وادار کند در مواضع خود تجدیدنظر کنند.

 

بازار نفت خود را با این وضعیت عجیب وفق می‌دهد

بازارها نیز در حال سازگار شدن با این معادله عجیب هستند. معامله‌گران نفتی ناچارند همواره یک چشم به پیام‌های ترامپ داشته باشند. سیگنال‌های او درباره کاهش قیمت نفت، در مجموع با روند بازار همخوان بوده، اما اکنون تطبیق دادن این اظهارات با واقعیت بازار فیزیکی نفت دشوارتر شده است.

اختلال‌های ناشی از جنگ تاکنون حدود ۲.۵ میلیارد بشکه از عرضه نفت منطقه را از بازار خارج کرده و مدیران صنعت نفت انتظار ندارند بازار دست‌کم تا ۱۸ ماه آینده به‌طور کامل به وضعیت عادی بازگردد.

با این حال، برای تولیدکنندگان نفت، عرضه تنها نیمی از معادله است. انتظار می‌رود تقاضای نفت در سال جاری به‌طور محسوسی کاهش یابد، هرچند پیش‌بینی می‌شود در سال ۲۰۲۷ جهشی قدرتمند داشته باشد.

آژانس بین‌المللی انرژی اکنون برآورد می‌کند که تقاضای جهانی نفت در سال جاری ۱.۵ میلیون بشکه در روز کاهش خواهد یافت و به ۱۰۳.۳ میلیون بشکه در روز می‌رسد. نگاه اوپک خوش‌بینانه‌تر است. این سازمان، با وجود کاهش پیش‌بینی قبلی خود، همچنان انتظار دارد مصرف نفت امسال حدود ۶۰۰ هزار بشکه در روز افزایش یابد. این اختلاف نظر نشان می‌دهد پیش‌بینی تقاضا در شرایطی که بازار با بزرگ‌ترین اختلال عرضه نفت در تاریخ مواجه است، تا چه اندازه دشوار شده است.

با این حال، درباره سال آینده توافق بیشتری وجود دارد. آژانس بین‌المللی انرژی رشد تقاضا در سال ۲۰۲۷ را حدود ۲.۴ میلیون بشکه در روز برآورد می‌کند؛ برآورد کپلر حدود ۲.۱ میلیون بشکه و پیش‌بینی اوپک تقریباً ۲.۲ میلیون بشکه در روز است.

 

چین؛ متغیر مهم ماه‌های آینده

اما مهم‌ترین عاملی که باید طی ماه‌های آینده زیر نظر داشت، چین است. پکن طی ۱۸ ماه گذشته با زیرکی ذخایر نفتی خود را افزایش داده و اکنون از یک حاشیه امن قابل‌توجه برخوردار است. چین عملاً در سمت تقاضا کاری شبیه آنچه اوپک در سمت عرضه انجام می‌دهد، انجام داده است: واردات خود را کاهش داده، از ذخایر برداشت کرده و – مهم‌تر از همه-  از استفاده از اهرم نفوذ خود بر ایران برای بازگشایی تنگه هرمز خودداری کرده است.

این وضعیت به پکن گزینه‌های قابل‌توجهی می‌دهد. زمانی که چین تصمیم بگیرد دوباره واردات نفت خود را افزایش دهد، اثر آن احتمالاً در قیمت‌های جهانی نفت نمایان خواهد شد؛ به‌ویژه اگر عرضه خاورمیانه همچنان محدود باشد.

نشانه‌های اولیه بازگشت فعالیت پالایشگاه‌های چین همین حالا دیده می‌شود. کپلر برآورد می‌کند واردات نفت خام چین به‌تدریج نزدیک به یک میلیون بشکه در روز افزایش یابد و تا ماه اکتبر به حدود ۱۳.۵۴ میلیون برسد.

بازگشت چین به سطح مصرف انرژی پیش از جنگ ممکن است به‌گونه‌ای زمان‌بندی شود که فشار بر عرضه جهانی را کاهش دهد؛ اما تصمیم نهایی در این‌باره تا حد زیادی در اختیار پکن است. چین اکنون یک کارت ژئوپلیتیکی مهم در دست دارد، زیرا می‌تواند تعیین کند چه زمانی دوباره وارد بازار شود و از ذخایر و ظرفیت وارداتی خود استفاده کند.

هنوز مشخص نیست پکن این کارت را بازی خواهد کرد یا نه. اگر چین در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا تصمیم بگیرد واردات نفت خود را افزایش دهد، قطعاً باید آن را به‌عنوان یکی از سیگنال‌های مهم بازار زیر نظر گرفت.

 

خطر اصلی فراتر از چین، ترامپ و ایران است

با این حال، مسئله اصلی فراتر از چین، ترامپ یا حتی اقدام بعدی تهران است. خطر واقعی آن است که دولت‌ها و بازارها به تنگه هرمزی عادت کنند که فقط گاه‌به‌گاه و به‌صورت ناقص کار می‌کند و این وضعیت موقت را با یک راه‌حل واقعی اشتباه بگیرند.

در مقطعی، تأثیر میلیاردها بشکه نفتی که از بازار فیزیکی حذف شده‌اند، سرانجام خود را در قیمت نفت نشان خواهد داد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.