جنگ سال ۲۰۲۶ پرده از شکاف عمیق میان انتظارات امنیتی کشورهای عربی خلیج فارس و سیاست محتاطانه چین برداشت؛ جایی که پکن، با وجود بهرهمندی از صدها میلیارد دلار تجارت و وابستگی گسترده به انرژی منطقه، حاضر نشد برای مهار بحران هزینهای بپردازد و نشان داد شراکتش با خلیجیها، بیش از آنکه یک اتحاد راهبردی باشد، معاملهای اقتصادی بدون تضمین امنیتی است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، تحلیل «محمد السدیری»، «آندرئا گیزلی» و «آرون گلاسرمان» در نشریه فارن افرز، به بررسی فروپاشی انتظارات امنیتی کشورهای عربی از چین در جریان جنگ جاری میپردازد. اگرچه جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، ناامیدی اعضای شورای همکاری خلیج فارس از توان حمایتی واشنگتن را تشدید کرد، اتخاذ دکترین «دسترویدست گذاشتن» از سوی پکن و امتناع آن از اعمال فشار بر تهران، پادشاهیهای عرب را از خواب خرگوشیِ «تکیه بر چین بهعنوان وزنه توازن امنیتی» بیدار ساخت.
نویسندگان ابعاد این گسل راهبردی را در سه محور تبیین میکنند:
یک؛ توهم «ضامن چین» و رؤیای توسعه
تا پیش از جنگ فوریه ۲۰۲۶، پادشاهیهای خلیج فارس با تکیه بر آمارها ــ از جمله اختصاص ۳۶ درصد از واردات نفت خام چین به شورای همکاری و مبادلات تجاری ۳۰۰ میلیارد دلاری در سال ۲۰۲۴ که از مجموع تجارت با آمریکا و اروپا فراتر رفت ــ امیدوار بودند پکن برای صیانت از سرمایهها و منابع انرژی خود، تهاجم ایران را مهار کند. نقشآفرینی پکن در میانجیگری سال ۲۰۲۳ میان ریاض و تهران و مانورهای رسانهای در حمایت از دکترین چشمانداز ۲۰۳۰، این تصور را ایجاد کرد که چین به یک «ذینفع فعال امنیتی» تبدیل خواهد شد.
دو؛ انفلونزای پکن؛ از وساطت بیخطر تا انفعال مطلق
اما خشونت نبرد سال ۲۰۲۶ نشان داد چین هیچ برنامهای برای پذیرش مسئولیت امنیتی ندارد. پکن نهتنها از ابزارهای فشار ارزی و سیاسی خود بر تهران برای مهار حملات موشکی به اعضای شورای همکاری استفاده نکرد، بلکه با وتوی قطعنامه شورای امنیت برای تشکیل نیروی بینالمللی صیانت از تنگه هرمز و انتشار گزارشهایی درباره ارائه دادههای ماهوارهای به ایران، خشم شدید ریاض را برانگیخت.
انفعال چین از دکترین سنتی «پرهیز از تعهدات نظامی و هزینهکردهای فرامرزی» سرچشمه میگیرد؛ پکن ترجیح میدهد تماشاگر فعال باشد تا اینکه خود را وارد باتلاق خاورمیانه کند.
سه؛ آینده روابط؛ تجارت بدون تضمین و دوراهی سخت اعضا
نویسندگان نتیجه میگیرند روابط اقتصادی چین و کشورهای خلیج فارس در حوزههای انرژی، فناوریهای سبز و هوش مصنوعی ادامه خواهد یافت؛ اما این مشارکت بر پایه «ضرورتهای مادی» استوار است، نه «انتظارات راهبردی».
جنگ سال ۲۰۲۶ اعضای شورای همکاری را در دوراهی دشواری قرار داده است: پادشاهیهایی مانند عمان، با سرخوردگی، خواستار ایجاد یک «نظم پساآمریکایی» با حضور بومی ایران و عراق هستند؛ در حالی که کشورهایی مانند امارات، بحرین و کویت، در غیاب حضور جدی چین، ناچارند همچنان زیر چتر دکترین پرریسک واشنگتن پناه بگیرند.
این وضعیت، بیش از هر چیز به معاملهای بیروح شباهت دارد که در آن، چین سود تجارت را میبرد، اما هزینه تأمین امنیت را بر عهده دیگران میگذارد.