شورای آتلانتیک در گزارشی نوشت جنگ با ایران بخش قابلتوجهی از ذخایر رهگیرهای پاتریوت و تاد ایالات متحده را مصرف کرده و بازسازی کامل این ذخایر ممکن است سالها زمان ببرد؛ وضعیتی که از خاورمیانه و اروپا تا شرق آسیا، پرسشهایی جدی درباره توان واشنگتن برای دفاع همزمان از متحدان، مدیریت بحرانهای تازه و حفظ اعتبار بازدارندگی آمریکا ایجاد کرده است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، اندیشکده «شورای آتلانتیک» در گزارشی به پیامدهای کاهش ذخایر موشکی و رهگیرهای پدافندی ایالات متحده در پی جنگ با ایران پرداخت و نوشت: گزارشها حاکی از آن است که از ماه فوریه، جنگ با ایران تا سه پنجم از ذخایر رهگیرهای پاتریوت ایالات متحده و تا نیمی از ذخایر موشکهای ضدبالستیک سامانه دفاعی ارتفاع بالای تاد(THAAD) را تخلیه کرده است. کارشناسان تخمین میزنند که تکمیل کامل این ذخایر ممکن است سالها به طول انجامد.
کاهش عرضه موشکهای پدافند هوایی به عاملی در بحثهای کاخ سفید درباره چگونگی و شرایط دستیابی دولت ترامپ به توافق با تهران تبدیل شده است. در عین حال، مقامات ایالات متحده گزارشهای مربوط به تخلیه مهمات در جنگ با ایران را «گمراهکننده» خواندهاند.
وضعیت مهمات ایالات متحده فراتر از درگیری با ایران تأثیرگذار است. متحدان، شرکا و دشمنان در سراسر جهان در انتظار پاسخ به چندین پرسش مهم هستند: آیا مهمات موجود به جای دیگری منتقل خواهند شد؟ واشنگتن چگونه برای احتمال وقوع بحرانهای دیگر پیش از بازیابی کامل موجودیها آماده میشود؟ آیا کمبود فعلی مهمات، برداشتهای بلندمدت درباره بازدارندگی و اعتبار رزمی ایالات متحده را شکل خواهد داد؟
پاسخها بسته به منطقه متفاوت است و با وقوع درگیریهای اضافی و همزمان، تشدید خواهد شد. بنابراین، بررسی اینکه کمبود مهمات در کجا محاسبات را تغییر داده و پیامدهای مهمتر آن در کجا ممکن است در آینده نهفته باشد، حائز اهمیت است.
خاورمیانه: آزمونی فوری برای استقامت
در خاورمیانه، تأثیر این موضوع حاد است، زیرا ایالات متحده و شرکایش در حالی که حملات ادامه دارد، در حال مصرف رهگیرها هستند.
از ماه فوریه، کشورهای حوزه خلیج فارس هزاران حمله پهپادی و موشکی ایران را متحمل شدهاند و در عین حال به شدت به پدافند هوایی و موشکی ایالات متحده متکی بودهاند. قطر، بحرین، کویت، عربستان سعودی و امارات متحده عربی همگی از سامانههای دفاعی ساخت ایالات متحده، از جمله موشکهای پاتریوت، استینگر و تاد استفاده میکنند. کشورهای حوزه خلیج فارس همچنین به سامانههای تهاجمی ساخت آمریکا، مانند سامانههای موشکی توپخانهای با تحرک بالا (HIMARS) و سامانههای موشکی تاکتیکی ارتش (ATACMS) متکی هستند.
همزمان با ارسال موجهای پیاپی موشک و پهپاد توسط ایران در اوایل سال جاری، کشورهای حوزه خلیج فارس برای محافظت از زیرساختهای حیاتی و مراکز جمعیتی به رهگیرهای ساخت آمریکا روی آوردند. در نتیجه، گزارش شده است که عربستان سعودی موجودی رهگیرهای PAC-3 MSE خود را حدود ۸۶ درصد کاهش داده است. و اگرچه در هفتههای اخیر حملات ایران کمتر شده، اما تهدید همچنان گسترش یافته است: حمله پهپادی حوثیها به پالایشگاه جازان عربستان در ماه جاری نشان میدهد که تقاضای فوری برای رهگیرها احتمالاً حتی در صورت دستیابی واشنگتن و تهران به توافق، همچنان باقی خواهد ماند.
رویکرد ایران هم مخرب و هم پرهزینه بوده است. این کشور آموخته است که چگونه با جفت کردن موشکهای پیشرفته با پهپادهای ارزانقیمتی که سرنگونی آنها گران تمام میشود، سامانههای ایالات متحده و خلیج فارس را تحت فشار قرار دهد. تهران در حالی که مذاکرات را طولانی میکند، قطعاً آگاه است که ذخایر مهمات ایالات متحده اکنون عاملی در توانایی واشنگتن برای تداوم نبرد و دفاع از شرکای خود است.
اسرائیل در این منطقه مورد منحصربهفردی است اما با محدودیتهای مشابهی روبروست. قابلیتهای بومی دفاع موشکی آن—از جمله پیکان ۳، پیکان ۲ و فلاخن داوود—گزینههایی را در اختیارش قرار میدهد که سایر شرکای ایالات متحده در منطقه از آن برخوردار نیستند. با این حال، رهگیرهای تاد ایالات متحده توسط اسرائیل برای دفاع از اسرائیل در جریان حملات ژوئن ۲۰۲۵ و در مراحل اولیه جنگ ایران در سال جاری استفاده شدند.
کشورهای حوزه خلیج فارس در حال ارزیابی گامهای بعدی خود هستند. تلاشها برای تنوعبخشی به اتحادها، مانند «توافق دفاعی مشترک مکه» که هفته گذشته توسط عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه امضا شد، نشان میدهد که ریاض به دنبال نشان دادن رهبری منطقهای و کاهش وابستگی خود به ایالات متحده است. اگرچه این توافق شامل انتقال تسلیحات یا تولید مشترک مهمات نمیشود، اما تلاشهای آن برای پیشبرد همکاریهای منطقهای، در کنار دوره طولانیمدت جایگزینی مهمات ایالات متحده، میتواند کشورهای حوزه خلیج فارس را تشویق کند تا برای جبران کمبودهای دفاعی خود، به دنبال چنین توافقاتی باشند.
اروپا: مسابقهای برای بازسازی در اولویت
جنگ تمامعیار روسیه علیه اوکراین که اکنون در پنجمین سال خود قرار دارد، بدون شک متحدان اروپایی را تحت فشار قرار داده است تا ذخایر مهمات ناکافی خود را واگذار کنند. آلمان حدود یکسوم سامانههای پاتریوت خود را به اوکراین اهدا کرده و گزارشها حاکی از آن است که لهستان پنج رهگیر PAC-3 به کییف منتقل کرده است. مادرید و آتن نیز از سوی سایر پایتختهای اروپایی تحت فشار هستند تا نسخههای قدیمیتر رهگیرهای خود را در اختیار اوکراین قرار دهند. ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین، این هفته تأکید کرد که کشورش همچنان به شدت به رهگیرهای PAC-3 و PAC-2 نیاز دارد، چرا که روسیه به حملات بیوقفه موشکهای بالستیک علیه غیرنظامیان و زیرساختهای حیاتی اوکراین ادامه میدهد.
اگرچه سامانههای پدافند هوایی و رهگیرها در هر دو جنگ نقشی محوری داشتهاند، نیازهای اوکراین فراتر از سامانههایی است که بیش از همه در خاورمیانه تخلیه شدهاند. کییف همچنین به توپخانه، توانمندیهای ضربتی دوربرد، زرهی، هوایی و دریایی نیاز دارد. با توجه به بازنگری در وضعیت نیروهای اروپایی به رهبری پنتاگون، سطح نگرانی در اروپا همچنان بالاست، حتی در شرایطی که شرکتهای دفاعی آمریکا و اروپا برای حل مسائل مربوط به تولید و نوآوری جهت تأمین نیازهای فعلی و آتی تلاش میکنند.
هدف ناتو برای صرف ۵ درصد از تولید ناخالص داخلی در بخش دفاعی تا سال ۲۰۳۵، تا حدی به موضوع مهمات مربوط میشود، زیرا این پرسش را مطرح میکند که آیا افزایش هزینهها به جیب شرکتهای دفاعی آمریکایی میرود یا اروپایی. برای مثال، آلمان در دو سال گذشته ظرفیت تولید مهمات خود را به شدت افزایش داده است، هرچند تمرکز آن بر مهمات با کالیبر متوسط بوده است. کمیسیون اروپا بهطور جداگانه خواستار آن شده است که اروپا تا سال ۲۰۳۰ به وضعیت دفاعی کافی دست یابد؛ هدفی که تقریباً با ارزیابیهایی مطابقت دارد که میگویند روسیه ممکن است ظرف پنج سال آینده در موقعیت قویتری برای استفاده از زور علیه ناتو قرار گیرد.
این واقعیت که ایالات متحده نیز خود را بیش از حد درگیر میبیند، محاسبات و سیاست را برای پایتختهای اروپایی که بسیاری از آنها اولویت را به نیازهای دفاع ملی خود میدهند، دشوارتر میکند. در ماه آوریل، ایالات متحده به متحدان اروپایی خود در مورد تأخیر در تحویل برخی مهمات به دلیل جنگ ایران اطلاع داد.
روسیه قطعاً آنچه را که در هر دو سوی اقیانوس اطلس میگذرد، به دقت زیر نظر دارد. مسکو میداند که در زمینه عمق مهمات خود نیز تابع قوانین فیزیک است، اما سیاستِ کمیابی را درک میکند. اگر ارزیابیهای اطلاعاتی ایالات متحده درست باشد که پوتین قصد دارد در سالهای آینده «عزم ناتو را بیازماید»، آنگاه زمانبندی جایگزینی مهمات در هر دو سو اهمیت مییابد؛ و روسیه در حالی که درگیر یک جنگ تمامعیار است، تلاش میکند تا خود را بازسازی کند.
هند-آرام: یک مشکل میانمدت، مگر اینکه بحران تایوان زودتر رخ دهد
سطوح موشکی ایالات متحده همچنین بحثهای تازهای را درباره پیامدهای یک درگیری احتمالی با چین برانگیخته است. چنین درگیریای احتمالاً نیازمند ترکیب متفاوتی از تسلیحات، بهویژه موشکهای دریایی، دورایستا و هدایتشونده دقیق دوربرد خواهد بود. اما اگر پکن بخواهد به تایوان حمله یا آن را محاصره کند، همچنان به سامانههای پاتریوت، تاد، اسام-۳ و اسام-۶ نیاز خواهد بود.
تایپه در حال حاضر این فشار را احساس میکند. در ماه مه، هانگ کائو، سرپرست وزارت نیروی دریایی ایالات متحده، اظهار داشت که یک بسته تسلیحاتی ۱۴ میلیارد دلاری برنامهریزیشده برای تایوان، تا حدی برای حفظ مهمات جهت جنگ با ایران متوقف شده است، اگرچه وزارت امور خارجه ایالات متحده بعداً اعلام کرد که این بسته در حال بررسی است و نه متوقف.
اولویت اعلامشده دولت ترامپ برای متحدان در منطقه هند و اقیانوس آرام، خوداتکایی است و کره جنوبی و ژاپن واکنشهای متفاوتی به این دستور کار نشان دادهاند. کره جنوبی به یک تأمینکننده بزرگ تسلیحات جهانی تبدیل شده و با تمرکز ویژه بر فروش انبوه راکتاندازها، تانکها و موشکها، در رتبه دهم جهان قرار گرفته است. شرکتهای دفاعی کره جنوبی به لهستان، استونی، فنلاند، ترکیه و نروژ، در میان دیگر متحدان و شرکای ایالات متحده، تسلیحات میفروشند.
در همین حال، ژاپن در ماه آوریل ممنوعیت دیرینه صادرات تسلیحات مرگبار را لغو کرد و راه را برای گسترش صنعت دفاعی خود همزمان با تشدید تنشها با چین و کره شمالی هموار ساخت. با این حال، ژاپن در حال حاضر برای ایجاد توانمندیهای بومی قویتر، به فروش نظامی خارجی ایالات متحده وابسته است. خرید برنامهریزیشده چهارصد موشک تاماهاوک توسط توکیو که قرار بود در سال ۲۰۲۸ تحویل داده شود، بنا بر گزارشها به دلیل نگرانیهای مربوط به موجودی ایالات متحده به تعویق افتاد. برای کشورهایی مانند ژاپن، پایداری مهمات از مدتها پیش از آغاز هرگونه درگیری منطقهای، یک مسئله برنامهریزی بوده است.
چین برای بهرهبرداری از این فشار، نیازی ندارد که ایالات متحده با کمبود سلاح مواجه شود. این کشور به تولید مهمات و تسلیحات پیشرفته ادامه میدهد و به ذخایر قابلتوجه فعلی خود میافزاید. تا زمانی که جدول زمانی جایگزینی و تحویل تسلیحات ایالات متحده نامشخص باقی بماند، پکن احتمالاً برای یافتن نقاط ضعف ایالات متحده تلاش خواهد کرد و بذر تردید در مورد قابلیت اطمینان واشنگتن به عنوان یک شریک امنیتی خواهد کاشت.
آفریقا و آمریکای لاتین: یک مسئله اعتبار بلندمدت
آفریقا و آمریکای لاتین عمدتاً در حاشیه بحث مهمات قرار دارند. اما کشورها در هر دو منطقه نظارهگر این خواهند بود که ایالات متحده با چه سرعتی ذخایر خود را بازسازی میکند و در این فرآیند تا چه حد به عنوان یک شریک برای فروش نظامی قابل اعتماد به نظر میرسد. این موضوع با توجه به اینکه چین همچنان به ارائه جایگزینهایی در برخی دستههای تسلیحاتی و ترتیبات امنیتی ادامه میدهد، حائز اهمیت خواهد بود.
مصر، الجزایر، مراکش، نیجریه و آفریقای جنوبی همچنان بزرگترین هزینهکنندگان دفاعی در آفریقا هستند، هرچند اولویتهای امنیتی و خرید متفاوتی دارند. اما ایالات متحده همچنین باید بر حفظ یا گسترش روابط دفاعی در کشورهایی مانند آنگولا، موزامبیک، غنا، نیجریه و حتی لیبی تمرکز کند تا با توجه به اهمیت ژئوپلیتیکی فزاینده این قاره، به چالشهای امنیتی مشترک رسیدگی کرده و فرصتهای اقتصادی ایجاد کند.
در عین حال، آفریقا در بالادست زنجیره تأمین اهمیت دارد. دولت ترامپ از طریق چندین ابتکار و فرمان اجرایی، به دنبال تعمیق مشارکتهای ایالات متحده در زمینه مواد معدنی حیاتی بوده است. نئودیمیم، ایتریم و سایر عناصر خاکی کمیاب اغلب در آهنرباهایی استفاده میشوند که برای تولید سلاحهایی مانند پیایسی-۳ به کار میروند. تقویت روابط ایالات متحده با کشورهایی که صادرکننده عناصر خاکی کمیاب هستند، کمبود مهمات امروز را حل نخواهد کرد، اما میتواند به ایجاد تابآوری در طول زمان کمک کند.
در نیمکره غربی، قراردادهای دفاعی ایالات متحده در مجموع کوچکتر از سایر مناطق بوده است، اما همچنان برای اعتبار ایالات متحده اهمیت دارند. توافقهای اخیر، از جمله قرارداد ۳.۴۲ میلیارد دلاری جنگندههای اف-۱۶ پرو و بسته نزدیک به ۹۵۰ میلیون دلاری آرژانتین برای تسلیح جنگندههای اف-۱۶ خود، نشانههای مهمی برای روابط ایالات متحده با شرکای آمریکای لاتین هستند، چرا که چین همچنان به کسب جای پای اقتصادی و سیاسی در سراسر این منطقه ادامه میدهد.
دولت ترامپ حتی در حالی که گزارشها مبنی بر کمبود جدی مهمات را رد میکند، گفته است که میخواهد پایگاه صنعتی دفاعی را «تقویت فوقالعاده» کند. برای دستیابی به این هدف، ایالات متحده باید پایگاه صنعتی دفاعی بسازد که بتواند ضمن آمادهسازی برای بحران بعدی، متحدان و شرکا را در جنگهای امروز مسلح کند. اعتبار راهبردی ایالات متحده تا حدی با این موضوع شکل خواهد گرفت که آیا متحدان، شرکا و دشمنان باور دارند که واشنگتن میتواند این شکاف در تأمین مجدد را در یک بازه زمانی از نظر راهبردی مرتبط، پر کند یا خیر.