دانیل ای. زغبی در یادداشتی برای شورای آتلانتیک با بررسی بحران سلامت در خاورمیانه و شمال آفریقا مینویسد که مرگبارترین تهدید این منطقه نه جنگ و تروریسم، بلکه بیماریهای قلبیعروقی، دیابت و سبک زندگی ناسالم است؛ بحران خاموشی که سالانه میلیونها قربانی میگیرد، اقتصاد کشورها را فرسوده میکند، فشار بر خانوادهها و نسل جوان را افزایش میدهد و در صورت بیتوجهی، میتواند به عاملی تازه برای بیثباتی اجتماعی و سیاسی در منطقه تبدیل شود.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، دانیل ای. زغبی، پژوهشگر پروژهای وابسته در مرکز ارائه خدمات سلامت جهانی، دیپلماسی و اقتصاد در دانشکده سلامت عمومی دانشگاه کالیفرنیا، در تحلیلی برای شورای آتلانتیک، به بررسی این مسئله پرداخت که چرا بیماریهای قلبیعروقی و دیابت به بزرگترین قاتلان خاموش خاورمیانه و شمال آفریقا تبدیل شدهاند و نوشت: وقتی به نیروهایی فکر میکنیم که در سراسر خاورمیانه و شمال آفریقا جان انسانها را میگیرند، ذهنها ناگزیر به سوی جنگ و تروریسم میرود. با این حال، مرگبارترین قاتل این منطقه سلاحی در دست ندارد. ابزارهای آن نمک، شکر و نشستن است. اعداد تکاندهندهاند. بیماریهای قلبیعروقی هر سال حدود ۱.۴ میلیون نفر را در این منطقه به کام مرگ میکشانند؛ دیابت نیز ۷۹۶ هزار مرگ دیگر به این آمار اضافه میکند. این بیماریهای بهاصطلاح غیرواگیر، همراه با بیماریهای دیگری مانند سکته و بیماریهای روانی، ۷۴ درصد از مرگومیر منطقهای را تشکیل میدهند.
من عمداً از اصطلاح «بهاصطلاح» استفاده میکنم. همانطور که من و همکارانم اخیراً استدلال کردهایم، ممکن است یک بیماری از طریق یک عامل بیماریزای زیستی منتقل نشود، اما عوامل خطری که تا حد زیادی موجب گسترش همهگیر آن میشوند ــ در این مورد رژیمهای غذایی ناسالم و کمتحرکی جسمی ــ از نظر اجتماعی واگیردارند. انتشار اجتماعی از طریق شبکههای مجازی و فیزیکی را میتوان به شیوههایی سنجید و تعدیل کرد که بهطرزی چشمگیر مشابه پیشگیری از بیماریهای عفونی است.
این بازتعریف، فرصتی کمنظیر برای دیپلماسی سلامت جهانی فراهم میکند: همکاری منطقهای و بینالمللی در زمینه پایش، پیشگیری و مدیریت بیماریهای قلبیمتابولیک باید با همان دقت و جدیتی دنبال شود که برای یک شیوع بیماری عفونی زیستی به کار گرفته میشود. میتوان به «طرح اضطراری رئیسجمهور آمریکا برای کمک به ایدز» یا PEPFAR نگاه کرد؛ طرحی که بر اساس برخی برآوردها جان ۲۵ میلیون نفر را نجات داد و میتواند الگویی باشد از اینکه اراده سیاسی هماهنگ چه دستاوردی میتواند داشته باشد.
سرمایهگذاریهای راهبردی در پیشگیری از بیماری، پایش مستمر، داروهای کاهش وزن، اصلاح وعدههای غذایی، برنامهریزی شهری هوشمندتر و افزایش فعالیت بدنی، راههایی ساده و نسبتاً کمهزینه برای ایجاد تغییر واقعی در زندگی میلیونها انسانی هستند که با بیماریهای قلبیمتابولیک دستوپنجه نرم میکنند. اگر به این بحران رسیدگی نشود، پیامدهای آن ویرانگر خواهد بود. پیشبینی میشود دیابت بهتنهایی تا سال ۲۰۵۰ سالانه ۱.۵ تریلیون دلار برای منطقه هزینه داشته باشد. اما این بار اقتصادی فقط آغاز ماجراست؛ بحران قلبیمتابولیک همچنین به محرکی خودتقویتکننده برای بیثباتی منطقهای تبدیل شده است.
در میانه دههها کشتار و درگیری، رهبران منطقه بهشدت نیاز دارند با تحقق یک قرارداد اجتماعی جدید، حمایت داخلی را تقویت کنند؛ و این بحران سلامت عمومی در مرکز آن قرار دارد. همانطور که پژوهش صندوق بینالمللی پول نشان داده است، نابرابری اقتصادی در منطقه طی دهه ۲۰۰۰ متوسط بود و حتی در برخی مناطق کاهش مییافت، اما با این حال اعتراضات و انقلابها فوران کرد؛ رخدادهایی که یک میلیون کشته بر جای گذاشت، ده میلیون نفر را آواره کرد و امواج تکاندهندهای را به اروپای غربی فرستاد.
یکی از توضیحهای قانعکننده برای این پدیده، افت کیفیت خدمات عمومی، بهویژه خدمات درمانی، است. با وجود بهبود امید به زندگی طی دهههای گذشته، شهروندان همچنان دولتهای خود را مسئول مرگهای قابل پیشگیری، بیماریهای سنگین و از دست رفتن معیشتهایی میدانستند که اغلب با بیماریهای قلبیمتابولیک مرتبطاند.
دادههای نظرسنجی گردآوریشده پیش از بهار عربی، سلامت و درمان را در میان مهمترین دغدغههای عمومی رتبهبندی کرده بود. برای بسیاری، قرارداد اجتماعی با تحقیر روزمره تماشای رنج و مرگ عزیزانشان بر اثر بیماریهایی که تا حد زیادی قابل پیشگیری بودند، در هم شکسته شد.
بحران سلامت در خاورمیانه و شمال آفریقا؛ هزینه پنهان بیماریهای قابل پیشگیری
نبود نظامهای مراقبت پیشگیرانه سلامت، برنامههای آموزشی کافی، زیرساختهای پایش و نظارت، داروهای مناسب و مراقبتهای بالینی، دردناکترین جلوه خود را در سطح خانوار نشان میدهد. پیشگیری از بیماریهای قلبیمتابولیک مستلزم تغییراتی کمهزینه در رفتارهای غذایی و سبک زندگی است. در مقابل، مدیریت بیماریهای قلبیمتابولیک نیازمند مصرف داروهای پرهزینه مادامالعمر و پایش مستمر از سوی بیماران، خانوادهها و متخصصان است.
در منطقهای که نزدیک به ۳۸ درصد افراد مبتلا به دیابت همچنان تشخیص داده نشدهاند، مواجهه جسمی و مالی با بیماری اغلب زمانی فرا میرسد که برای جلوگیری از آسیبهای جدی و برگشتناپذیر بسیار دیر شده است. پژوهشها بهطور مستمر نشان میدهند خانوارهایی که با بیماریهای غیرواگیر دستوپنجه نرم میکنند، با خطر بسیار بالاتری برای گرفتار شدن در هزینههای فاجعهبار درمانی روبهرو هستند.
نسل جوان و بار چندلایه بحران
این نسلهای جوانتر هستند که بار چندلایه این بحران را به دوش میکشند. بیکاری جوانان در خاورمیانه و شمال آفریقا طی یکچهارم قرن گذشته سرسختانه از سطح ۲۵ درصد پایینتر نیامده و همهگیری بیماریهای قلبیمتابولیک، بیسروصدا در حال بدتر کردن این وضعیت است.
منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بالاترین سهم مرگومیر ناشی از دیابت را در میان افراد در سن کارِ زیر ۶۰ سال در جهان دارد؛ مسئلهای که خانوارها را درست در زمانی که بیش از همه به نانآوران اصلی خود نیاز دارند، از آنان محروم میکند. در شرایطی که دولتها از پیش زیر فشار مالی هزینههای سلامت و امنیت فرسوده شدهاند و توان ایجاد اشتغال کافی را ندارند، جوانان سرخوردهای که ایمانشان به نهادها رو به کاهش است، به اهدافی اصلی برای سازمانهای افراطی و نیروهای بیثباتکنندهای تبدیل میشوند که از ناامیدی تغذیه میکنند.
تشدید بحران در سایه درگیریها
این وضعیت با درگیریها تشدید میشود. در حال حاضر، ۱۲ کشور در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا با بحرانهای انسانی فعال روبهرو هستند؛ جاهایی که نظامهای سلامت، زیر فشار آسیبهای ناشی از جنگ و آوارگی گسترده، عملاً هیچ ظرفیت باقیماندهای برای مراقبت از بیماریهای مزمن ندارند. هنگامی که زنجیرههای تأمین فرو میپاشند و نیروهای متخصص سلامت میگریزند، بیماریهایی که در شرایط عادی قابل مدیریت بودند به بحرانهایی فاجعهبار تبدیل میشوند، جوامع اعتماد خود را به هر مرجع حاکمیتی باقیمانده از دست میدهند و پایههای لازم برای بازسازی فرسوده میشود.
فاجعهای قابل پیشگیری
با این همه، دلایل واقعی برای خوشبینی وجود دارد. این یک فاجعه قابل پیشگیری است و عرصهای طبیعی برای همکاری نیرومند منطقهای و بینالمللی به شمار میرود. ابزارهای لازم از پیش وجود دارند و با دگرگونیهایی که هوش مصنوعی در حوزههای پزشکی و سلامت عمومی ایجاد میکند، هر روز قدرتمندتر میشوند. تحلیلهای اقتصادی نشان میدهد که گسترش مداخلات توصیهشده سازمان جهانی بهداشت برای مقابله با بیماریهای غیرواگیر ــ از جمله کاهش مصرف دخانیات، مصرف الکل، رژیمهای غذایی ناسالم و سبک زندگی کمتحرک ــ در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، به ازای هر یک دلار سرمایهگذاری، ۴.۹۰ دلار بازده ایجاد میکند و از حدود ۲۹۰ هزار مرگ زودرس جلوگیری خواهد کرد.
ضرورت اراده سیاسی و ائتلاف جهانی
آنچه همچنان غایب است، اراده سیاسی در سطح منطقهای و بینالمللی است تا بیماریهای قلبیمتابولیک با همان فوریتی مورد برخورد قرار گیرند که در قبال شیوع بیماریهای عفونی و تهدیدهای امنیت ملی به کار گرفته میشود. جامعه بینالمللی باید از درسهای طرح PEPFAR بهره بگیرد و ائتلافی جهانی از دولتها، شرکتهای داروسازی، تولیدکنندگان تجهیزات پزشکی، پرداختکنندگان هزینههای درمان، ارائهدهندگان خدمات سلامت و مهمتر از همه، شهروندان این کشورها را بسیج کند.
بزرگترین قاتل خاورمیانه و شمال آفریقا از طریق شبکههای رفتاریِ خانواده، دوستان و غریبهها حرکت میکند؛ آرام و بیصدا بر سر میز شام، روی صندلی راننده تاکسی، پشت میز کار و از طریق دستگاههای شخصی وارد زندگی مردم میشود. مدتهاست زمان آن رسیده که رهبران با آن همانگونه برخورد کنند که واقعاً هست: یک سلاح کشتار جمعیِ از نظر اجتماعی واگیردار، از نظر سیاسی بیثباتکننده و تا حد زیادی قابل پیشگیری.