مدرن دیپلماسی در گزارشی با بررسی پیامدهای جنگ اخیر ایران با آمریکا و اسرائیل، استدلال میکند که تهران برخلاف محاسبات واشنگتن و تلآویو، نهتنها دچار فروپاشی داخلی نشد، بلکه با حفظ انسجام ملی، بهکارگیری دفاع موزاییکی، جنگ نامتقارن، پهپادهای ارزان، بستن تنگه هرمز و گسترش میدان درگیری در خاورمیانه، توانست جنگ را به فرسایشی پرهزینه برای طرف مقابل تبدیل کند؛ روندی که به باور نویسنده، جایگاه منطقهای ایران را تقویت کرده و اهداف آمریکا و اسرائیل برای تحمیل یک پیروزی سریع و قاطع را با شکست روبهرو ساخته است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، بر اساس نوشته مدرن دیپلماسی، ایران پس از درگیری اخیر با آمریکا و اسرائیل توانست دست بالا را حفظ کند. نویسنده استدلال میکند که ایرانیها در جریان رویارویی نظامی اخیر، برخلاف انتظار آمریکا و اسرائیل، دچار چنددستگی و شکاف داخلی نشدند و خود را بهعنوان ملتی متحد و منسجم نشان دادند. به نوشته این گزارش، واشنگتن و تلآویو ظاهراً راهبرد «شوک و بهت» را علیه ایران در پیش گرفته بودند تا جامعه ایران را از درون دچار فروپاشی کنند و زمینه سرنگونی حکومت را فراهم سازند، اما این محاسبه به نتیجه نرسید.
در این گزارش آمده است که آمریکا و اسرائیل نتوانستند مأموریت موردنظر خود را محقق کنند و این ناکامی با فشار اجتماعی در داخل آمریکا نیز همراه شد؛ زیرا ۶۱ درصد مردم آمریکا با آغاز یک «جنگ انتخابی» علیه ایران موافق نبودند. همزمان، تشدید تنشها زیانهای مالی سنگینی برای هر دو طرف، یعنی آمریکا و اسرائیل، به همراه داشت.
مدرن دیپلماسی به نقل از جان کریاکو، افسر سابق سیا، مینویسد که نخستوزیر اسرائیل به دونالد ترامپ گفته بود به دلیل ناآرامیهای اجتماعی موجود در ایران، میتوان بهراحتی حکومت این کشور را سرنگون کرد. اما ایرانیها یکپارچه باقی ماندند و پشت سر دولت خود ایستادند؛ موضوعی که به نوشته گزارش، جاهطلبیهای آمریکا و اسرائیل را در هم شکست.
نویسنده در ادامه تأکید میکند که در همان روزی که آمریکا و اسرائیل «تجاوزی بیدلیل» علیه تهران آغاز کردند، ایران تنگه هرمز را بست؛ اقدامی که باعث شد تهران در سراسر این رویارویی دست بالا را حفظ کند و موقعیت خود را در برابر دشمن تثبیت کند. تنگه هرمز پیش از ۲۸ فوریه باز بود، اما در جریان جنگ، ایالات متحده بسته شدن آن را علت جنگ معرفی کرد؛ در حالی که به نوشته گزارش، روشن بود بسته شدن تنگه پیامد جنگ بوده است، نه علت آن. افزون بر این، تهران شمار زیادی مین در آبهای تنگه هرمز کار گذاشت تا جریان تجارت دریایی از این مسیر را مختل کند.
مدرن دیپلماسی در بخش دیگری از گزارش، به راهبرد نظامی ایران با عنوان «دفاع موزاییکی» اشاره میکند؛ راهبردی که بر اساس آن، ایران ساختار دفاعی خود را غیرمتمرکز کرد و نیروهای نظامی را به ۳۱ بخش تقسیم کرد؛ بخشهایی که میتوانستند بدون نیاز به کسب اجازه از فرماندهی مرکزی در تهران، در میدان تصمیم بگیرند. این الگو به نیروهای ایرانی امکان داد تصمیمات سریع و ناگهانی بگیرند و اهداف نظامی را بر اساس تشخیص خود مورد حمله قرار دهند. به باور نویسنده، همین راهبرد به ایران کمک کرد در جریان درگیری دست بالا را حفظ کند، موضع خود را نگه دارد و در برابر دشمن ایستادگی کند.
گزارش همچنین به استفاده ایران از راهبرد جنگ نامتقارن اشاره میکند؛ از جمله حمله با پهپادهای ارزان شاهد-۱۳۶ و بهکارگیری انواع موشکها برای تحت فشار قرار دادن دشمن. به نوشته مدرن دیپلماسی، ایران از پهپادهایی با ارزش تقریبی ۲۰ هزار تا ۵۰ هزار دلار استفاده کرد، در حالی که آمریکا و اسرائیل برای مقابله با آنها از تجهیزات دفاعی گرانقیمت با ارزش یک تا چهار میلیون دلار بهره میبردند؛ موضوعی که معادله هزینه در جنگ را به زیان طرف مقابل تغییر داد.
در ادامه این گزارش آمده است که ایران با استفاده از راهبردی موسوم به «جنگ افقی»، دامنه درگیری با نیروهای آمریکایی را در سراسر خاورمیانه گسترش داد؛ از جمله از طریق حمله به پایگاههای آمریکا در منطقه و افزایش آسیبپذیری و بیثباتی محیط پیرامونی برای کشورهای حاضر در منطقه. به باور نویسنده، این راهبرد به ایران کمک کرد قدرت سخت خود را در منطقه تثبیت کند.
مدرن دیپلماسی میگوید که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گرانترین سامانههای راداری آمریکا را که در کشورهای مختلف منطقه مستقر بودند، از بین برد و سامانههای راداری AN/FPS-132 و AN/TPY-2 آمریکا را بهترتیب در قطر و اردن هدف قرار داد. این گزارش همچنین مینویسد که ایران مقر ناوگان پنجم آمریکا در بحرین را که بخش بزرگی از قدرت نظامی آمریکا در منطقه را در خود جای داده بود، نابود کرد و خسارتهای سنگینی به واشنگتن وارد ساخت. افزون بر این، ایران به بیش از دوازده پایگاه آمریکایی در خاورمیانه ضربه وارد کرد.
به نوشته این گزارش، تهران این جنگ را به یک جنگ فرسایشی تبدیل کرد؛ جنگی که در آن آمریکا بهتدریج و در طول زمان تضعیف شد. نویسنده تأکید میکند که ایران برای یک جنگ طولانیمدت آمادگی داشت، اما چنین روندی به سود ایالات متحده نبود؛ زیرا واشنگتن توان تحمل هزینههای یک جنگ طولانی را نداشت. در همین چارچوب، گزارش مینویسد که دونالد ترامپ بهمرور بیش از پیش بهعنوان کسی دیده شد که به دنبال توافق با تهران است و تأکید میکرد توافقی در حال پیشرفت است و بهزودی حاصل خواهد شد. در نتیجه، رئیسجمهور آمریکا ناچار شد در تاریخ ۱۷ ژوئن ۲۷، ۲۰۲۶، یک تفاهمنامه با تهران امضا کند تا اقتصاد جهانی را از رکودی بزرگ دیگر نجات دهد.
نویسنده در ادامه مینویسد که میزان تحقق اهداف واشنگتن همچنان محل بحث است. این اهداف شامل سرنگونی حکومت ایران، خلع سلاح این کشور و تضعیف ظرفیت راهبردی تهران بود. بر اساس این گزارش، به نقل از رابرت پیپ، دانشمند علوم سیاسی آمریکایی، ایران پس از آمریکا، چین و روسیه، بهعنوان چهارمین مرکز قدرت ظهور کرده است. نویسنده تأکید میکند که روشن بود ایران از سال ۱۹۷۹ برای احتمال وقوع یک ماجراجویی نظامی از سوی آمریکا و اسرائیل آماده میشده است.
مدرن دیپلماسی یکی از اقدامات مهم ایران پس از انقلاب اسلامی را ایجاد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار ارتش ملی میداند؛ اقدامی که به نوشته گزارش، در جریان رویارویی اخیر به ایران اهرم فشار بزرگی در برابر آمریکا و اسرائیل داد.
گزارش در جمعبندی خود تأکید میکند که این رویارویی نظامی میان آمریکا و ایران، مزیت بزرگی برای تهران ایجاد کرد و موقعیت ایران را در سیاست منطقهای و جهانی تقویت کرد. به نوشته مدرن دیپلماسی، تهران توانست به دستاوردهایی برسد که طی ۴۷ سال گذشته نتوانسته بود به آنها دست یابد؛ از جمله رفع تحریمها، آزادسازی ۲۴ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده، سلطه بر تنگه هرمز و به رسمیت شناخته شدن بهعنوان یک قدرت منطقهای. علاوه بر این، ایران همچنان نیروهای نیابتی منطقهای و برنامه موشکهای بالستیک خود را حفظ کرده است.
در مقابل، به باور نویسنده، آمریکا و اسرائیل در محاسبه جنگ دچار خطا شدند؛ زیرا تصور میکردند میتوانند با وارد کردن ضربه به رأس ساختار قدرت ایران، به پیروزی سریع و قاطع برسند. آنها برای این هدف، طرحی برای سرنگونی سریع حکومت از طریق کارزار «شوک و بهت» سازماندهی کرده بودند و میخواستند افرادی را در رأس قدرت قرار دهند که تابع آنان باشند. با این حال، نیروی نظامی ایران بهعنوان یک عامل بازدارنده کلیدی در برابر دشمن ظاهر شد و دستیابی واشنگتن به اهدافش را پیچیده کرد.