تحلیل کارشناسان شورای روابط خارجی آمریکا نشان میدهد توافق اخیر تهران و واشنگتن بیش از آنکه یک توافق جامع و نهایی باشد، آتشبسی شکننده و چارچوبی برای چانهزنیهای دشوار آینده است؛ توافقی که در آن پروندههای اصلی، از برنامه هستهای و تحریمها تا تنگه هرمز، حزبالله، لبنان و نقش منطقهای ایران، همچنان باز مانده و هر یک میتواند مسیر تفاهم را به نقطه بحران بازگرداند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، چهار تن از کارشناسان ارشد شورای روابط خارجی آمریکا (CFR) توافق اخیر میان ایران و آمریکا را بررسی کردهاند.
اگرچه دیدگاههای آنان متفاوت است، اما تقریباً همه در یک نکته اشتراک دارند: توافق فعلی بیشتر یک آتشبس و چارچوبی برای مذاکرات آینده است تا یک توافق جامع و پایدار.
بسیاری از مسائل اصلی، از جمله برنامه هستهای ایران، تحریمها، آینده تنگه هرمز، نقش نیروهای نیابتی و وضعیت لبنان، همچنان حلنشده باقی ماندهاند.

ری تاکیه، پژوهشگر ارشد خاورمیانه در شورای روابط خارجی، متخصص ایران و سیاست خارجی آمریکا، و از شناختهشدهترین تحلیلگران جمهوری اسلامی در واشنگتن.
تکیه معتقد است توافق، بیش از آنکه بازتابدهنده اولویتهای آمریکا باشد، منعکسکننده خواستهها و اولویتهای ایران است.
به گفته او، در حالی که موضوع اصلی آمریکا و اسرائیل، یعنی برنامه هستهای ایران، به آینده موکول شده، مسأله لبنان و محدود کردن اقدامات اسرائیل وارد متن توافق شده است.
از نگاه او، این نشان میدهد که تهران تا حد زیادی موفق شده دستور کار مذاکرات را تعیین کند.
او تأکید میکند که ایران از هماکنون اعلام کرده حاضر نیست ذخایر اورانیوم با غنای بالا را از کشور خارج کند و همچنین آژانس بینالمللی انرژی اتمی را داوری بیطرف نمیداند.
به اعتقاد تکیه، اگر این مواضع ادامه پیدا کند، هر توافق هستهای آینده با مشکل جدی راستیآزمایی مواجه خواهد شد.
او همچنین معتقد است جمهوری اسلامی همچنان در پی «درآمدزایی از جغرافیا» است؛ یعنی استفاده از موقعیت راهبردی خود در خلیج فارس و تنگه هرمز برای کسب درآمد و نفوذ سیاسی.
به گفته او، این درآمدزایی میتواند از طریق دریافت عوارض عبور کشتیها یا ایجاد شرایطی باشد که کشورهای عربی خلیج فارس برای امنیت خود ناچار به پرداخت هزینه شوند.
تکیه در پایان با لحنی معنادار مینویسد: «دلیلی دارد که به آن خلیج فارس میگویند.»

الیوت آبرامز، نماینده ویژه دولت اول ترامپ در امور ایران، معاون پیشین مشاور امنیت ملی آمریکا و از چهرههای شناختهشده جریان محافظهکار و حامی اسرائیل در سیاست خارجی آمریکا.
آبرامز معتقد است اسرائیل این توافق را یک توافق نگرانکننده میبیند.
از دید او، ایران همچنان قادر خواهد بود بخشی از برنامه غنیسازی خود را حفظ کند. توافق درباره برنامه موشکی سکوت کرده و میلیاردها دلار منابع مالی و داراییهای بلوکهشده در اختیار تهران قرار خواهد گرفت.
او هشدار میدهد که این منابع میتواند به تقویت حزبالله، حماس، حوثیها و دیگر گروههای همسو با ایران منجر شود.
اما نگرانی اصلی آبرامز فراتر از موضوع هستهای است.
او معتقد است دولت ترامپ به تدریج از سیاست فشار بر جمهوری اسلامی فاصله گرفته و اکنون به دنبال همکاری و معامله با آن است.
به گفته او، در حالی که ترامپ از دولت اسرائیل به دلیل اقداماتش در لبنان انتقاد میکند، همزمان با لحنی دوستانهتر درباره جمهوری اسلامی سخن میگوید.
آبرامز این تغییر رویکرد را نشانهای از پذیرش و مشروعیتبخشی بیشتر به حکومت ایران میداند.
او همچنین به گزارشهایی اشاره میکند که بر اساس آنها آمریکا ممکن است متعهد شود در امور داخلی ایران دخالت نکند؛ موضوعی که از نظر او به معنای پایان حمایت واشنگتن از مخالفان جمهوری اسلامی است.
آبرامز این وضعیت را با دوران جنگ سرد مقایسه کرده و معتقد است، آمریکا در حال کنار گذاشتن همان سیاستی است که زمانی از مخالفان اتحاد شوروی حمایت میکرد.

الیزا ایورز، پژوهشگر ارشد خاورمیانه در شورای روابط خارجی و متخصص امنیت منطقهای، سیاست آمریکا در خاورمیانه و روابط لبنان، اسرائیل و ایران.
ایورز معتقد است بزرگترین تهدید برای موفقیت توافق نه تهران و نه واشنگتن، بلکه لبنان است.
او میگوید ایران موفق شده مسأله حزبالله و لبنان را وارد مذاکرات کند و به این ترتیب برای مهمترین متحد منطقهای خود زمان بخرد.
در مقابل، وضعیت حضور نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان همچنان مبهم است و درگیریهای پراکنده میان حزبالله و اسرائیل ادامه دارد.
از نگاه او، دولت لبنان اکنون با مأموریتی تقریباً غیرممکن روبهرو است: هم باید حزبالله را مهار و خلع سلاح کند، هم با حضور اسرائیل در جنوب کشور کنار بیاید و هم روند بازسازی و ثبات سیاسی را حفظ کند.
او نتیجه میگیرد که اگر توافق در نهایت شکست بخورد، احتمالاً لبنان نخستین جایی خواهد بود که این شکست خود را نشان میدهد.

استیون کوک، پژوهشگر ارشد خاورمیانه و آفریقا در شورای روابط خارجی و از برجستهترین تحلیلگران سیاست آمریکا در جهان عرب و خلیج فارس.
کوک معتقد است کشورهای عربی خلیج فارس اگرچه از کاهش فوری خطر جنگ استقبال میکنند، اما در بلندمدت نسبت به نتایج توافق نگران هستند.
او میگوید جنگ اخیر نشان داد که ایران میتواند مستقیماً منافع کشورهای عربی منطقه را هدف قرار دهد و در عین حال توافق جدید احتمال کاهش حضور نظامی آمریکا در منطقه را مطرح کرده است.
به اعتقاد او، شرایط توافق به گونهای تنظیم شده که ایران همچنان قادر خواهد بود نفت صادر کند، بخشی از فعالیتهای هستهای خود را ادامه دهد و شبکه نیروهای نیابتی خود را حفظ کند.
کوک همچنین هشدار میدهد که مسئله تنگه هرمز هنوز حل نشده است.
به گفته او، ایران اعلام کرده پس از پایان دوره ۶۰ روزه قصد دارد برای عبور کشتیها عوارض دریافت کند.
این وضعیت میتواند کشورهای عربی را به سمت توافقهای عدم تعرض با ایران سوق دهد، زیرا برخی از آنها مانند قطر، بحرین و کویت مسیر جایگزین مناسبی برای صادرات انرژی ندارند و ناچار خواهند شد با واقعیت جدید کنار بیایند.
از دید او، یکی از نتایج ناخواسته جنگ این بوده که ایران در پایان مذاکرات در موقعیتی بهتر از آغاز آن قرار گرفته است.
جمعبندی
اگرچه هر یک از این کارشناسان از زاویهای متفاوت به توافق نگاه میکنند، اما تصویر کلی آنها مشابه است: ایران نهتنها از جنگ و فشارهای اخیر فرو نپاشیده، بلکه توانسته بخشی از اهداف خود را در مذاکرات وارد کند، از انزوای کامل خارج شود و در موضوعاتی مانند تنگه هرمز، لبنان و تحریمها دست بالاتری نسبت به گذشته به دست آورد.
در مقابل، آمریکا، اسرائیل و کشورهای عربی هنوز مطمئن نیستند که این توافق در نهایت به صلحی پایدار منجر خواهد شد یا صرفاً وقفهای موقت پیش از دور بعدی رقابت و تنش در منطقه است.