مطمئناً ترامپ جز اینکه با توافق یا تشدیدی که آبروی او را حفظ کند، از این درگیری خارج شود، نخواهد پذیرفت، در حالی که موضع ایران اساساً چیزی برای از دست دادن ندارد و به خوبی می‌داند که این مداخله جدید آمریکا این کشور را قادر ساخته است تا دستاوردی به دست آورد که از نظر استراتژیک کم اهمیت‌تر از دستاوردهای قبلی ایران در عراق و منطقه نیست، بلکه حتی ممکن است از آنها فراتر رود

به گزارش جماران، نصر طه مصطفی وزیر اطلاع رسانی پیشین یمن در مقاله ای در الجزیره نوشت: مسلماً هیچ‌کس در کل جهان خواهان یا طرفدار دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای نیست، از جمله برادران ایران در سازمان همکاری اسلامی که چنین می نماید که به دلیل پیوند عقیده و دین، نزدیک‌ترین افراد به آن باشند.

دلیل آن به‌طور قطع ضعف، اگر نگوییم عدم اعتماد به رفتار سیاسی آن از سوی برادران قبل از دوستان است، بلکه می‌توان با قاطعیت گفت که متحدان بین‌المللی جدید آن - مانند روسیه و چین - نیز مانند سایر قدرت‌های بزرگ، هیچ منفعتی برای صلح و ثبات جهان در احتمال دستیابی این کشور - یعنی ایران - به سلاح هسته‌ای نمی‌بینند.

با اینکه هیچ‌کس حق ایران در ساخت راکتور هسته‌ای برای اهداف صلح‌آمیز مرتبط با توسعه را انکار نمی‌کند، حقی که از نظر تئوری برای همه کشورهای جهان در دسترس است و تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است که تحت پوشش سازمان ملل متحد فعالیت می‌کند و این آژانس قطعاً نمی‌تواند از دیدگاه و مواضع پنج کشور بزرگ دارای حق وتو فراتر رود.

با این حال، ایران توانسته است دستاوردهای بسیاری در زمینه هسته‌ای چه قبل از توافقنامه مشهور سال 2015، چه در طول آن، و چه پس از خروج ایالات متحده در سال 2018 از توافق و بازگشت امور به نقطه صفر، به دست آورد.

مصطفی در ادامه این مقاله نوشت: علیرغم فتوای مشهور رهبر سابق ایران  که در اکتبر 2003 صادر شد و ساخت بمب هسته‌ای را حرام اعلام کرد، تمام آنچه ایران در زمینه غنی‌سازی در سال‌های گذشته به مقداری نزدیک به امکان ساخت بمب هسته‌ای انجام داده است، تأیید می‌کند که برنامه ایران از آن فتوا فراتر رفته است، فتوایی که ممکن است برای اطمینان دادن به جامعه بین‌المللی صادر شده باشد، نه اینکه واقعاً فتوای تحریم باشد.

این به این معناست که سازوکار  دونالد ترامپ در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش با خروج از توافق هسته‌ای و جایگزینی آن با تحریم‌های بیشتر، به اندازه کافی درست نبود، زیرا ایران از آن برای غنی‌سازی مجدد به شدت استفاده کرد.

همچنین جانشین او بایدن را - که دوران او امتداد واقعی دوران اوباما تلقی می‌شد - از اتخاذ هرگونه اقدامی محدود کرد، نه او توانست توافق هسته‌ای را با تمام جزئیات آن احیا کند، زیرا دیگر با وجود تمام تلاش‌هایش برای احیای یک روند مذاکره جدید در یک سوم دوم سال 2022، دیگر مناسب نبود، و نه او توانست از سرگیری برنامه هسته‌ای ایران را با الگویی که قبل از توافق 2015 با کارآیی، فعالیت و سرعت بیشتر بود، به طور مؤثر متوقف کند، و پس از آن زلزله هفتم اکتبر فرا رسید تا منطقه و جهان پس از آن به مسیرهای جدیدی از درگیری منتقل شوند.

ناظر بر سیر درگیری ایران و غرب به طور کلی و آمریکا به طور خاص، خود را در برابر استنتاجات و نتایج عجیبی می‌یابد که با انگیزه‌ها و روایات این درگیری از دیدگاه آمریکا که اعلام می‌کند می‌خواهد نقش و نفوذ ایران در منطقه را محدود کند، همخوانی ندارد.

وزیر پیشین اطلاع رسانی یمن در ادامه نوشت: از پایان جنگ ایران و عراق در سال 1988، شاهد هستیم که نقش ایران در منطقه به طور پیوسته در حال گسترش و افزایش است، پس از اینکه جنگش با عراق، سیاست‌ها، بلندپروازی‌ها و پروژه‌هایش برای صدور انقلاب را در طول هشت سال آن جنگ در مرزهای خود محدود کرد و در طول آن جز دو روزنه اسرائیل و ایالات متحده را برای تأمین سلاح و قطعات یدکی نیافت، که بعداً به رسوایی (ایران کنترا گیت) معروف شد.

مصطفی در مقاله خود نوشت: دخالت بین‌المللی برای آزادسازی کویت از اشغال فاجعه‌بار عراق اولین  رخدادی بود که ایران از آن برای حرکت از مرزهای خود و آغاز یک نقش منطقه‌ای استفاده کرد که رئیس‌جمهور پیشین سوریه، حافظ اسد، از آن حمایت کرد، و اولین پل عبور ایران برای ورود به تمام جزئیات منطقه عربی بود. این مساله از  تثبیت یک شراکت سیاسی و امنیتی بزرگ و گسترده با حکومت آل اسد شروع شد و با تقویت ساختار سازمانی، سیاسی و نظامی حزب‌الله در لبنان به عنوان اولین نهاد سیاسی عربی  ادامه یافت.

این یک اتفاق بی‌سابقه در منطقه در جهان اسلامی است که شبیه آن را کمتر می توان یافت.

بعداً نفوذ و تأثیر ایران گسترش یافت تا پس از اشغال عراق توسط ایالات متحده آمریکا و سرنگونی رژیم رئیس‌جمهور صدام حسین در 9 آوریل 2003، عراق را نیز در بر گیرد.

ایران موفق شده است به شکل های مختلف و متفاوت، از جنگ آزادسازی کویت گرفته تا جنگ افغانستان و نه جنگ اشغال عراق که اوج این موفقیت‌ها بود، از تمام یا بیشتر دخالتهای آمریکا در منطقه به نفع خود بهره‌برداری کند و این نقش با وجود تمام ضربات دردناک سیاسی، نظامی و اقتصادی که تهران از زمان دوره اول ترامپ تاکنون متحمل شده، تا امروز ادامه دارد.

عراق جایزه بزرگی است که ایران از آن دست نخواهد کشید یا تضعیف نفوذ خود در آن را هرچقدر هم فشارها زیاد باشد، نخواهد پذیرفت، زیرا امروز این کشور دروازه غربی مشرف به منطقه است، عراق پیش از  این دروازه شرقی حافظ جهان عرب بود.

وزیر اطلاع رسانی پیشین یمن مدعی شد: نقش تاثیرگذار ایران در انتخاب روسای دولت‌های عراق تا این لحظه پابرجاست و هر زمان به ذهن خطور می‌کند که این یا آن فرد تا حدی از این نفوذ و تاثیر رها شده است، بعدها متوجه می‌شویم که نمی‌تواند از آن فراتر رود.

این وضعیت از پایان دوره حیدر العبادی تاکنون بارها تکرار شده است، بلکه حتی تلاش‌ها برای گشایش به روی کشورهای عربی که در سال‌های اخیر انجام شده، همواره محکوم به عدم تعارض با منافع و نفوذ ایران بوده و خواهد بود و این موضوعی است که رویدادها و تحولات همواره آن را تایید می‌کنند.

اگر رویدادهای قبلی در دوران ریاست جمهوری بوش پدر و بوش پسر رخ داد، باراک اوباما دموکرات دست ایران را در منطقه عربی باز گذاشت تا در ابتدا حسن نیت خود را برای تشویق ایران به ادامه مذاکرات پیچیده نشان دهد و در پایان به عنوان پاداشی برای امضای توافق هسته‌ای در سال ۲۰۱۵ که با نظارت پنج کشور بزرگ بعلاوه آلمان انجام شد.

در حالی که ایران قبل از این توافق از نفوذ خود در عراق و لبنان لذت می‌برد، اوباما چراغ سبز را برای گسترش نفوذ امنیتی و نظامی خود در سوریه برای حمایت از نظام اسد و در یمن برای توانمندسازی هم‌پیمانان حوثی خود برای کنترل آن پس از رویدادهای بهار عربی نشان داد.

همانطور که امیرعبداللهیان وزیر امور خارجه پیشین ایران در کتاب خود (صبح شام) می‌گوید، آنها در پرونده هسته‌ای امتیازاتی به اوباما دادند، در مقابل دست ایران در سوریه برای نجات نظام اسد پسر باز گذاشته شد.

در مورد یمن و لبنان، اوباما به صراحت از تقسیم نفوذ بین ایران و عربستان سعودی حمایت می‌کرد، اما ریاض مخالفت خود را با پیشنهادات و ابتکارات جان کری وزیر امور خارجه‌اش اعلام کرد.

امروز در این لحظه حساس از تاریخ منطقه، هیچ پایان اطمینان‌بخشی برای مداخله اخیر آمریکا به چشم نمی‌خورد، ایران همچنان در مذاکرات خود مانور می‌دهد و هیچ انعطافی در مورد میزان اورانیوم غنی‌شده و کنترل بر تنگه هرمز نشان نمی‌دهد.

نویسنده در ادامه مدعی شده است: ایران به هیچ وجه به منافع همسایگان خود از کشورهای منطقه که قبل از اینکه از وارد کردن تنگه به این نبرد آسیب ببینند، از این درگیری آسیب دیده‌اند، اهمیتی نمی‌دهد، زیرا این امر تاثیر منفی بر اقتصاد بیشتر کشورهای جهان گذاشته است.

وی افزود: مطمئناً ترامپ جز اینکه با توافق یا تشدیدی که آبروی او را حفظ کند، از این درگیری خارج شود، نخواهد پذیرفت، در حالی که موضع ایران اساساً چیزی برای از دست دادن ندارد و به خوبی می‌داند که این مداخله جدید آمریکا این کشور  را قادر ساخته است تا دستاوردی به دست آورد که از نظر استراتژیک کم اهمیت‌تر از دستاوردهای قبلی ایران در عراق و منطقه نیست، بلکه حتی ممکن است از آنها فراتر رود، و آن  کنترل آشکار بر تنگه هرمز است که در دهه‌های گذشته هیچ‌کدام از توجیهات آن برای ایران فراهم نشده بود.

نصر طه مصطفی در پایان مقاله خود می نویسند: در حال حاضر مشخص نیست که ایران با چه سازوکارهایی برگه برنده های فشار خود و در راس آنها تنگه هرمز را در مذاکرات آتی مدیریت خواهد کرد - حتی اگر پس از یک حمله نظامی محدود احتمالی همانطور که نشانه‌ها نشان می‌دهد - مقدمه‌ای برای خروج واشنگتن از پرونده هرمز و واگذاری آن به کشورهای منطقه و اروپا و چین برای رسیدگی به آن باشد، در مقابل یک امتیاز سنجیده ایران در پرونده اورانیوم غنی‌شده که پرونده هسته‌ای را به طور موقت می‌بندد و بلندپروازی ها و پروژه‌های هسته‌ای ایران را به زمان آینده دیگری موکول می‌کند.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.