الگوی رفتاری دونالد ترامپ در سیاست خارجی بر نوعی دیپلماسی تهدید و تروریسم کلامی استوار است که با بهره‌گیری از شبکه‌های اجتماعی و پیام‌های متناقض می‌کوشد بر ادراک تهدید در میان مخاطبان داخلی و خارجی اثر بگذارد. با این حال، کارآمدی این رویکرد به میزان اعتبار تهدیدها و سطح تاب‌آوری کشورها وابسته است و در عین حال چنین الگویی را نمی‌توان قاعده‌ای پایدار در روابط بین‌الملل دانست، بلکه بیشتر پدیده‌ای استثنایی در دوره‌ای از بی‌نظمی جهانی به شمار می‌رود.

در پی تحولات جنگ رمضان و افزایش تنش‌ها در خاورمیانه، ادبیات تهدیدآمیز و پیام‌های متناقض دونالد ترامپ بار دیگر نشان داد که زبان و عملیات‌های معنا‌سازی می‌توانند به ابزاری برای اعمال فشار و بازتعریف تهدید در سیاست بین الملل تبدیل شوند. رویکردی که در قالب «تروریسم کلامی» و دیپلماسی مبتنی بر ارعاب در رفتارهای ارتباطی واشنگتن نمود یافته است. در چنین فضایی، پیوند میان گفتمان سیاسی، جنگ روانی و ابزارهای رسانه‌ای اهمیت بیشتری پیدا کرده است. انجمن علمی مطالعات تروریسم دانشگاه یزد نشستی تخصصی برگزار کرد تا ابعاد این پدیده و پیامدهای آن در روابط بین‌الملل بررسی شود.

به گزارش جماران، پیمان عارف طی سخنانی در این نشست با اشاره به الگوی رفتاری دونالد ترامپ در عرصه سیاست داخلی و خارجی گفت: رفتار سیاسی ترامپ در هر دو حوزه تا حد زیادی مشابه بوده و بر پایه رویکردی ارعاب‌آفرینانه و تهاجمی شکل می‌گیرد. وی توضیح داد که ترامپ در سیاست داخلی آمریکا با استفاده از تعابیر تحقیرآمیز و تهدیدآمیز تلاش می‌کند رقبای سیاسی خود را از میدان خارج کند. 

این پژوهشگر مسائل خاورمیانه در ادامه با اشاره به سیاست خارجی دولت ترامپ یادآور شد: همین الگوی رفتاری در عرصه بین‌المللی نیز مشاهده می‌شود و سیاست اعلامی ایالات متحده در دوره ترامپ عملاً به «دیپلماسی تهدید» تبدیل شده است. به گفته او، ترامپ با طرح تهدیدهای مختلف تلاش می‌کند طرف مقابل را وادار به تمکین کند و این رفتار تنها محدود به ایران نبوده است. 

وی افزود: ترامپ در قبال اتحادیه اروپا، چین و کشورهای عربی نیز از همین الگو استفاده کرده است. به گفته او، فشار بر اتحادیه اروپا در موضوعاتی مانند گرینلند یا تلاش برای وادار کردن اروپا به کاهش تعرفه‌های گمرکی برای کالاهای آمریکایی نمونه‌هایی از این رفتار است. به گفته این پژوهشگر، در چنین فضایی دیپلماسی بین‌الملل به سطحی بسیار نازل از درگیری تنزل می‌یابد و اراده فردی رئیس‌جمهور به اراده‌ای روان‌شناختی و لحظه‌ای تبدیل می‌شود. 

عارف با اشاره به ریشه‌های گفتمان سیاسی ترامپ توضیح داد که این گفتمان میراث مشترک دو جریان اصلی در حزب جمهوری‌خواه است؛ از یک سو نومحافظه‌کاران که خواهان تغییر جهان، لشکرکشی و گسترش ارزش‌های آمریکایی هستند و از سوی دیگر جریان انزواطلب «ماگا». 

وی تصریح کرد: ترامپ در نوعی بلاتکلیفی راهبردی میان این دو سنت قرار دارد و تلاش می‌کند هر دو را در کنار هم نگه دارد. با این حال، به گفته او، رفتار ترامپ بیش از آنکه حاصل یک گفتمان نظری منسجم باشد، ریشه در پیشینه حرفه‌ای او به عنوان یک تاجر و فعال حوزه املاک و مستغلات دارد. به همین دلیل رفتار او مبتنی بر تهدید، فشار، فریب، دشنام و ایجاد ادراک تهدید در طرف مقابل است؛ رفتاری که به گفته او بیشتر به سبک یک دلال شباهت دارد تا یک سیاستمدار حرفه‌ای. 

این پژوهشگر در ادامه به ابزارهای اجرای این رویکرد اشاره کرد و گفت: مهم‌ترین سازوکار اجرای این «تروریسم کلامی» شبکه‌های اجتماعی است.

وی توضیح داد: برخلاف بسیاری از رؤسای جمهور آمریکا که سیاست خارجی را از طریق نهادهای رسمی مانند وزارت خارجه و بروکراسی سیاست خارجی دنبال می‌کنند، ترامپ تمایل زیادی به دور زدن این سازوکارها دارد و مستقیماً از طریق شبکه‌های اجتماعی، از جمله توییتر و تروث، پیام‌های خود را منتشر می‌کند. 

وی تأکید کرد: تروریسم کلامی بخشی از قدرت نرم ترامپ محسوب می‌شود و بر ادراک تهدید در روابط بین‌الملل تأثیر می‌گذارد. با این حال، به گفته او، دیپلماسی تهدید تنها زمانی مؤثر است که تهدید «معتبر» باشد. ترامپ در آغاز ریاست جمهوری خود تلاش می‌کرد تهدیدهای معتبر ارائه دهد؛ برای مثال از طریق اعزام ناو یا نیروهای نظامی. اما در ادامه، به‌ویژه در قبال ایران، این تهدیدها دچار اعتبارزدایی شد و برخی مواضع او حتی در بعضی رسانه‌ها به سخره گرفته شد. 

 

تروریسم کلامی؛ سلاح ترامپ برای ارعاب

عارف در ادامه با اشاره به مفهوم «تروریسم کلامی» در مطالعات تروریسم گفت: این مفهوم به سازوکارهایی مانند ایجاد دوقطبی، دیوسازی و شیطان‌سازی از طرف مقابل اشاره دارد؛ فرایندی که طی آن طرف مقابل غیرانسانی معرفی می‌شود و حتی اعمال خشونت علیه او توجیه‌پذیر جلوه داده می‌شود.

وی افزود: این نوع گفتمان معمولاً در خدمت «دیپلماسی تهدید» قرار می‌گیرد و هدف آن مرعوب ساختن طرف مقابل برای تمکین در برابر اراده سیاسی است. 

وی با اشاره به یکی از ویژگی‌های مهم گفتمان ترامپ اظهار داشت: این گفتمان مبتنی بر ارسال پیام‌های متناقض و ایجاد نوعی بلاتکلیفی در مخاطب است.

به گفته او، ترامپ ممکن است در فاصله زمانی کوتاهی از ایران تشکر کند، سپس تهدیدی را مطرح کند و بعد دوباره لحن متفاوتی اتخاذ کند. این الگوی ارتباطی که عمدتاً از طریق شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود، موجب سردرگمی و پیش‌بینی‌ناپذیری در مخاطبان می‌شود و فضای تصمیم‌گیری در روابط بین‌الملل را پیچیده‌تر می‌کند. 

این پژوهشگر مسائل خاورمیانه با اشاره به راهبردهای مقابله با چنین الگوی رفتاری گفت: در برابر این نوع رفتار، راهبردهای پدافندی نیز قابل طرح است. مهم‌ترین پدافند، استفاده از همان ابزارهایی است که بازیگر مهاجم به کار می‌گیرد. اگر تهدید و ارعاب از طریق شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها انجام می‌شود، پاسخ نیز باید در همان بسترها ارائه شود.

به گفته او، علاوه بر پدافند رسانه‌ای، پدافند دیپلماتیک نیز ضروری است که شامل افزایش تاب‌آوری دیپلماتیک، گسترش روابط خارجی و تلاش برای منزوی کردن طرف مقابل می شود. 

وی در ادامه با اشاره به مخاطبان پیام‌های ترامپ گفت: این پیام‌ها دو دسته مخاطب دارند: مخاطبان داخلی و مخاطبان خارجی. به گفته او، در سیاست داخلی هدف اصلی بسیج هواداران و شیطان‌سازی از مخالفان است.

عارف افزود: در سیاست خارجی، مخاطب اصلی دولت‌ها و تصمیم‌سازان آنها هستند و هدف از این پیام‌ها ایجاد ارعاب و فشار برای تغییر رفتار آنهاست. 

وی تأکید کرد: تأثیر تروریسم کلامی بر بازیگران مختلف به میزان «تاب‌آوری ناشی از قدرت ملی» بستگی دارد.

به گفته او، کشورهایی که مؤلفه‌های واقعی قدرت مانند جمعیت، سرزمین، اقتصاد و توان دفاعی بومی دارند، در برابر این نوع تهدیدها تاب‌آوری بیشتری نشان می‌دهند.

وی خاطرنشان کرد: در مقابل، کشورهایی که امنیت آنها وابسته یا اجاره‌ای است، بیشتر تحت تأثیر چنین فشارهایی قرار می‌گیرند. 

عارف با اشاره به وضعیت کلی نظام بین‌الملل گفت:  در سطح کلان، وضعیت کنونی نظام بین‌الملل را می‌توان مرحله‌ای آنومیک و گذار دانست؛ دوره‌ای که در آن رژیم‌های امنیتی پیشین تضعیف شده‌اند و نظم جدید هنوز شکل نگرفته است. 

وی در پایان  افزود: در چنین شرایطی است که چهره‌هایی مانند ترامپ و الگوهای رفتاری مبتنی بر تروریسم کلامی امکان ظهور پیدا می‌کنند.

به گفته این پژوهشگر، با این حال این وضعیت یک قاعده پایدار در روابط بین‌الملل نیست، بلکه پدیده‌ای استثنایی در دوره‌ای از بی‌نظمی جهانی به شمار می‌رود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.