مجله فارن‌پالیسی در تحلیلی انتقادی، مذاکرات اخیر اسرائیل و لبنان با میانجی‌گری دولت ترامپ را نه مسیری برای صلح پایدار، بلکه روندی تحقیرآمیز و پرهزینه برای دولت لبنان ارزیابی می‌کند؛ روندی که به باور نویسنده، با تحمیل شروط اسرائیل، نادیده‌گرفتن نقض‌های مکرر آتش‌بس و فشار بر بیروت برای ورود به گفت‌وگوهای مستقیم، جایگاه رهبران لبنان را تضعیف و شکاف‌های داخلی این کشور را تشدید کرده است. این گزارش تأکید می‌کند که در غیاب آتش‌بسی واقعی و متوازن، مذاکرات واشنگتن نه‌تنها مانع از بازگشت جنگ نخواهد شد، بلکه می‌تواند لبنان را به سوی بحران سیاسی، اعتراضات داخلی و دور تازه‌ای از تنش نظامی سوق دهد.

سرویس بین‌الملل جماران: این صحنه‌ای بسیار آشناست: دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در دفتر بیضی‌شکل با رسانه‌ها صحبت می‌کند و اعضای کابینه و مقامات خارجی به نوبت از او تمجید می‌کنند. اخیراً این صحنه با حضور ترامپ در میان سفرای لبنان و  رژیم اسرائیل، در کنار معاون رئیس‌جمهور، جی. دی. ونس، و وزیر امور خارجه، مارکو روبیو، تکرار شد. آن‌ها به تازگی دور دوم مذاکرات اسرائیل و لبنان با میانجی‌گری آمریکا را به پایان رسانده بودند و ترامپ تمدید سه هفته‌ای آتش‌بس میان دو طرف را اعلام کرده بود. وقتی ترامپ از سفیر لبنان خواست صحبت کند، او اطمینان حاصل کرد که با شور و حرارت از وی تشکر کند. سفیر ندا حماده معوض گفت: «می‌خواهم واقعاً از ایالات متحده تحت رهبری شما، برای تمام تلاش‌هایتان جهت کمک و حمایت از لبنان تشکر کنم. و فکر می‌کنم با کمک و حمایت شما، می‌توانیم لبنان را دوباره عالی کنیم.» ترامپ گفت: «متشکرم، من این عبارت را دوست دارم. عبارت خوبی است.» حماده افزود: «MLGA.»

حماده در حالی از ترامپ تعریف می‌کرد که یک روز پیش از آن، اسرائیل با وجود آتش‌بس اعلام‌شده توسط آمریکا، ده‌ها نفر را در لبنان کشته و زخمی کرده بود. در میان کشته‌شدگان، یک روزنامه‌نگار برجسته لبنانی بود که ارتش اسرائیل بارها او را بمباران کرده و سپس مانع از رسیدن نیروهای امدادی به او شده بود.

رویداد دفتر بیضی‌شکل در ۲۳ آوریل، از نظر بسیاری در لبنان بسیار شرم‌آور تلقی شد. این رویداد همچنین با نحوه مدیریت مذاکرات اسرائیل و لبنان توسط دولت ترامپ همخوانی داشت؛ مذاکراتی که رهبران لبنان را تحقیر کرده، بدون آنکه حتی آتش‌بس واقعی در ازای آن فراهم کند. چندین مقاله اخیر در «فارن پالیسی» راه‌های مسئولانه‌تر یا «جدی‌تری» را تصور کرده‌اند که ایالات متحده می‌تواند از طریق آن‌ها به اهداف اعلام‌شده خود برای برقراری صلح میان لبنان و رژیم اسرائیل دست یابد. با این حال، این توصیه‌ها به طور ضمنی فرض می‌کنند که ایالات متحده در اینجا یک میانجی با حسن نیت است. اما این کشور چنین رفتاری ندارد. در عوض، با مجبور کردن رهبران لبنان به مذاکره بر اساس شرایط اسرائیل، در حال بی‌اعتبار کردن آن‌هاست و کشور را به سمت یک بحران سیاسی سوق می‌دهد.

در ۱۶ آوریل، دولت ترامپ پس از برگزاری اولین مذاکرات مستقیم بین دو طرف در دهه‌های اخیر، توقف ۱۰ روزه خصومت‌ها میان لبنان و رژیم اسرائیل را اعلام کرد. پس از تمدید سه هفته‌ای ترامپ، آتش‌بس اکنون تا اواسط ماه مه ادامه دارد. ایالات متحده در حال حاضر در حال برگزاری دور سوم مذاکرات در ۱۴ و ۱۵ مه است. آتش‌بس اولیه پس از ۴۶ روز جنگ علنی برقرار شد. در ۲ مارس، حزب‌الله در واکنش به ترور رهبر ایران، توسط رزیم صهیونیستی و نقض آتش‌بس قبلی توسط این رژیم، به اسرائیل شلیک کرد. اسرائیل با حملاتی که از آن زمان تاکنون بیش از ۲۸۰۰ کشته و هزاران زخمی بر جای گذاشته، به شدت تلافی کرد. حدود یک پنجم جمعیت لبنان آواره شده‌اند. حملات حزب‌الله بیش از ۲۰ اسرائیلی را که عمدتاً سرباز بودند، به کشتن داده است. از زمان آتش‌بس ۱۶ آوریل، اسرائیل عمدتاً حملات به مناطق مرکزی و شمالی لبنان را متوقف کرده و حزب‌الله نیز حملات به داخل اسرائیل را متوقف کرده است. اما در جنوب لبنان، درگیری ادامه دارد. از آغاز آتش‌بس، بمباران‌های اسرائیل صدها نفر دیگر را کشته است. اسرائیل همچنان به اشغال بخشی از جنوب لبنان که با یک «خط دفاعی پیشرو» یا «خط زرد» مشخص شده، ادامه می‌دهد. در آن منطقه، ارتش اسرائیل ده‌ها روستا را ویران کرده و مقامات اسرائیلی گفته‌اند که مانع از بازگشت ساکنان خواهند شد. اسرائیل به طور خاص جوامع مسلمان شیعه را که پایگاه مردمی حزب‌الله را تشکیل می‌دهند، هدف قرار داده است.

اسرائیل دستور تخلیه شهرهای بیشتری را در شمال «خط زرد» خود صادر کرده و به حملات خود در بالا و پایین این خط ادامه داده است. حزب‌الله نیز به نوبه خود، نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان و شمال اسرائیل را هدف قرار داده و اعلام کرده که این حملات در تلافی نقض‌های اسرائیل صورت می‌گیرد. آتش‌بس به‌اصطلاح امروز، در واقع تنها آخرین مرحله از جنگی است که از ۸ اکتبر ۲۰۲۳، زمانی که حزب‌الله در همبستگی با غزه به نیروهای اسرائیلی حمله کرد، به شکلی در جریان بوده است. اسرائیل در سپتامبر ۲۰۲۴ تنش را به‌طور چشمگیری افزایش داد و عملاً سران حزب‌الله را حذف کرد. توافق آتش‌بس نوامبر ۲۰۲۴ روی کاغذ منصفانه بود، اما اسرائیل با بهره‌گیری از حمایت ضمنی ایالات متحده و ضعفِ تصورشده حزب‌الله، حملات هوایی تقریباً روزانه‌ای را علیه اعضای منتسب به حزب‌الله انجام داد و به اشغال مواضع در جنوب لبنان ادامه داد. حزب‌الله به مدت ۱۵ ماه پس از آن تلافی نکرد و اعلام کرد که در حال فراهم کردن فضا برای تلاش‌های دیپلماتیک دولت لبنان جهت تضمین پایبندی اسرائیل است. نکته مهم این است که توافق نوامبر ۲۰۲۴، خلع سلاح حزب‌الله را مقرر کرده بود و جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، و نواف سلام، نخست‌وزیر، هر دو متعهد به ایجاد انحصار دولتی بر سلاح شده بودند. آن‌ها ظاهراً امیدوار بودند که با متقاعد کردن ایالات متحده و سایر شرکای بین‌المللی مبنی بر جدی بودنشان در خلع سلاح حزب‌الله، این کشورها نیز به نوبه خود اسرائیل را وادار کنند تا امتیازات متقابلی ارائه دهد. در همین راستا، سلام در سپتامبر ۲۰۲۵ به ارتش دستور داد تا طرح خلع سلاح را پیش ببرد.

در ماه ژانویه، ارتش اعلام کرد که «کنترل عملیاتی» را در جنوب لبنان برقرار کرده است. پس از آنکه حزب‌الله در ماه مارس به اسرائیل حمله کرد، دولت سلام فعالیت‌های نظامی و امنیتی این حزب را رسماً ممنوع کرد. وزیر امور خارجه لبنان تلاش کرد سفیر ایران را اخراج کند. عون بارها خواستار مذاکرات مستقیم با اسرائیل شد. هیچ‌یک از این اقدامات رهبران لبنان چندان باورپذیر نبود؛ اکثر آن‌ها توسط سیاست داخلی لبنان و ترس از درگیری‌های داخلی متوقف شدند. اما اسرائیل از دادن هرگونه امتیاز در ازای آن به رهبران لبنان خودداری کرد. این ایران بود که توانست تا حدی اسرائیل را مهار کند، زمانی که خواستار آن شد که هرگونه آتش‌بس با ایالات متحده و اسرائیل، لبنان را نیز شامل شود. دولت لبنان اعتراض کرد؛ چرا که به‌هرحال، پس از آنکه حزب‌الله بار دیگر به‌طور یک‌جانبه وارد جنگ شد، در تلاش بود تا اقتدار حاکمیتی دولت لبنان را دوباره تثبیت کند. هنگامی که ایالات متحده و ایران در ۷ آوریل به آتش‌بس دست یافتند، دولت لبنان از آن استقبال کرد اما تأکید نمود که «هیچ طرفی حق ندارد به نام [لبنان] مذاکره کند، مگر دولت لبنان.» سپس اسرائیل موجی از حملات هوایی را در سراسر لبنان به راه انداخت که صدها کشته بر جای گذاشت. وقتی ایران اعتراض کرد، ترامپ از بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، خواست تا حملات به لبنان را کاهش دهد و وارد مذاکرات مستقیم شود. نتانیاهو سرانجام در ۹ آوریل گفت که مذاکرات را آغاز خواهد کرد. تمامی طرف‌های این مذاکرات اسرائیل و لبنان ادعا کرده‌اند که این گفتگوها از مذاکرات آمریکا و ایران جداست.

با این حال، دست‌کم به نظر می‌رسد ترامپ عمدتاً به کاهش تنش در لبنان علاقه‌مند بوده تا از به شکست کشیده شدن مذاکرات با ایران جلوگیری کند. با در نظر گرفتن این موضوع، دولت ترامپ اندکی پس از میزبانی اولین دور مذاکرات در واشنگتن، آتش‌بس خود را اعلام کرد. اما به نظر می‌رسید که لحن این توافق به‌گونه‌ای تنظیم شده که دقیقاً اجازه وقوع همان خونریزی‌هایی را بدهد که در پی آن رخ داد. شرایط آتش‌بسی که وزارت امور خارجه در ۱۶ آوریل منتشر کرد - که ظاهراً با تأیید دولت لبنان بوده - به‌طور مشخصی یک‌جانبه است.

این آتش‌بس از سوی اسرائیل به عنوان «ژستی از حسن نیت» توصیف شده و تمدید آن منوط به نتیجه‌ای است که در آن لبنان «به‌طور مؤثر توانایی خود را برای اعمال حاکمیتش نشان دهد.» این متن تنها به حق دفاع از خودِ اسرائیل اشاره دارد و می‌گوید اسرائیل «باید حق خود را برای اتخاذ تمامی اقدامات لازم در دفاع از خود، در هر زمان، علیه حملات برنامه‌ریزی‌شده، قریب‌الوقوع یا در حال انجام، حفظ کند»؛ که در اصل مجوزی نامحدود برای اقدامات اسرائیل است. هیچ اشاره‌ای به عقب‌نشینی اسرائیل از جنوب لبنان نشده است. اگرچه دونالد ترامپ در ابتدا گفته بود که اسرائیل «ممنوع» از بمباران لبنان است، اما از آن زمان شفاف‌سازی کرده که از حملات محدودتر اسرائیل حمایت می‌کند. رسانه‌های اسرائیلی گفته‌اند که ایالات متحده به اسرائیل فشار آورده تا خارج از جنوب لبنان حمله نکند.

توافق ۱۶ آوریل که بیان می‌داشت اسرائیل و لبنان «در وضعیت جنگی نیستند»، به دنبال همسو کردن این دو علیه مشکل مشترک یعنی حزب‌الله است. روبیو از آن زمان چشم‌انداز دولت ترامپ برای صلح اسرائیل و لبنان را تشریح کرده که در آن ایالات متحده واحدهایی را در داخل ارتش لبنان پرورش خواهد داد که حزب‌الله را هدف قرار دهند. با این حال، به نظر می‌رسد رهبران اسرائیل کمتر به تقویت دولت لبنان - که ظاهراً آن را شریک جدی علیه حزب‌الله نمی‌دانند - علاقه‌مندند تا به کسب تأیید دولت لبنان برای اقدامات مستمر اسرائیل. نتانیاهو گفته است که اسرائیل اکنون با توافق نه تنها ایالات متحده، بلکه دولت لبنان در این کشور عملیات انجام می‌دهد. همه این‌ها به این معناست که واشنگتن مذاکراتی را پیش می‌برد که تنها باعث تحقیر و تضعیف رهبران لبنان خواهد شد. برای عموم مردم لبنان، شرایط خودِ این مذاکرات تحقیرآمیز است. عون، چهره‌ای که بیش از همه با پیشبرد این مذاکرات مرتبط است، به دلیل پافشاری در غیاب یک آتش‌بس واقعی، مورد حمله قرار گرفته است. ادعای نتانیاهو مبنی بر اینکه مقامات لبنانی با آزادی عمل اسرائیل موافقت کرده‌اند، تنها به جنجال‌ها در لبنان دامن زد. حزب‌الله و دیگران از مقامات لبنانی خواسته‌اند به وضوح اعلام کنند که آیا واقعاً توافق ۱۶ آوریل را تأیید کرده‌اند یا خیر. مقامات روایت‌های متناقضی ارائه داده‌اند و به شیوه‌های مختلف ادعا کرده‌اند که این توافق صرفاً بیانیه‌ای از سوی وزارت امور خارجه بوده که آن‌ها آن را «تأیید» کرده‌اند، یا اینکه بیشتر خلاصه‌ای از مواضع طرفین بوده است.

رهبران لبنان با مخمصه روبرو هستند. اگر آن‌ها چارچوب دولت ترامپ برای این گفتگوها را رد کنند، خطر بیگانگی با واشنگتن را می‌پذیرند. با این حال، استراتژی مذاکراتی آن‌ها بر جلب نظر ترامپ استوار است، بدون اینکه اهرم فشار واقعی در اختیار داشته باشند - همان‌طور که در چاپلوسی «لبنان را دوباره عالی کن» حماده دیده شد. عون به صراحت اعلام کرده که امیدوار است دخالت شخصی ترامپ را به نوعی امتیاز مساعد برای لبنان تبدیل کند. حزب‌الله و جنبش امل، مذاکرات مستقیم را رد کرده‌اند و بدین ترتیب، اجماع فرافرقه‌ای را که معمولاً برای تصمیمات سیاسی بزرگ در لبنان ضروری دانسته می‌شود، از مقامات لبنانی سلب کرده‌اند. این دو حزب که عملاً نمایندگی سیاسی شیعیان لبنان را در انحصار خود دارند، خواستار گفتگوهای غیرمستقیم شده‌اند. پیگیری مذاکرات توسط دولت لبنان منجر به خشم عمومی و اعتراضات شده و ترس از درگیری داخلی را افزایش داده است. قابل توجه است که وقتی ایالات متحده آخرین بار میانجی‌گری یک توافق صلح بین اسرائیل و یک دولت ضعیف لبنان را - در میانه جنگ داخلی ۱۵ ساله لبنان - بر عهده گرفت، جناح‌های مخالف لبنانی شورش کردند و ارتش لبنان از هم پاشید. مقامات حزب‌الله و دیگران به‌طور مشخص این توافق سال ۱۹۸۳ و پیامدهای آن را یادآوری کرده‌اند.

اکنون دولت ترامپ خواستار برگزاری دیداری میان عون و نتانیاهو به ریاست ترامپ شده است. عون در برابر این خواسته مقاومت کرده و حتی سیاستمداران لبنانی که از مذاکرات مستقیم حمایت می‌کنند نیز با دیدار با نتانیاهو موافق نیستند. با این حال، مقامات آمریکایی همچنان به فشار بر رهبران لبنان ادامه می‌دهند و ظاهراً به دنبال یک توافق «صلح» پر زرق و برق دیگر هستند که ترامپ بتواند ادعای آن را داشته باشد.

حقیقت وارونه این است که با وجود تمام فشارهای ایالات متحده بر لبنان، این مذاکرات آمریکا و ایران است که احتمالاً تعیین‌کننده هرگونه آتش‌بسی خواهد بود. اگر ایالات متحده و ایران واقعاً به توافق برسند، این امر احتمالاً جایگزین هر شرایطی خواهد شد که ایالات متحده و اسرائیل سعی داشتند به لبنان دیکته کنند. این موضوع به نوبه خود، پیامد نشان دادن این واقعیت را خواهد داشت که تهران در دفاع از لبنان مؤثرتر از دولت بیروت عمل می‌کند. در غیاب یک آتش‌بس واقعی، لبنان احتمالاً به سمت تشدید نظامی مجدد پیش می‌رود. حزب‌الله تأکید کرده است که به وضعیت پیش از جنگ که در آن اسرائیل خاک لبنان را اشغال کرده و با مصونیت از مجازات حملاتی را انجام می‌دهد، باز نخواهد گشت. در حال حاضر، حزب‌الله به حملات خود ادامه می‌دهد تا از تثبیت حضور اسرائیل در جنوب لبنان جلوگیری کند. مگر اینکه اسرائیل از اطلاعات بسیار دقیق و بی‌نقصی برخوردار باشد که برای ضربه زدن و مختل کردن تدارکات پشت جبهه حزب‌الله ضروری است، در غیر این صورت حزب‌الله به حملات خود ادامه داده و آن‌ها را گسترش خواهد داد. و اسرائیل نیز احتمالاً در پاسخ، حملات خود را تشدید کرده و بمباران منطقه بیروت و بخش وسیعی از مرکز و شمال کشور را از سر خواهد گرفت. هر روزی که مذاکرات بدون یک آتش‌بس معنادار ادامه می‌یابد، جایگاه رهبران لبنان را تضعیف کرده و حاکمیت لبنان را فرسوده می‌کند. اگر مقامات لبنانی تحت فشار آمریکا سعی کنند در حالی که حزب‌الله در برابر تجاوزات اسرائیل مقاومت می‌کند، با آن مقابله کنند، خطر تحریک ناآرامی‌های مردمی و خشونت‌های داخلی در لبنان را به جان می‌خرند. فشار دولت ترامپ برای مذاکرات اسرائیل و لبنان مانع از جنگ بیشتر نخواهد شد. تنها نتیجه آن، نابودی لبنانی‌هایی است که مرتکب اشتباه اعتماد به ایالات متحده می‌شوند.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.