حدود یکپنجم (حدود ۲۰٪) از عرضه جهانی نفت از تنگه هرمز میگذرد؛ بنابراین هر اختلال در آن، اثر مستقیم و فوری بر بازار دارد.
به گزارش جماران به نقل از الجزیره، بازارهای نفت امروز بر مدار یک تحول «حیاتی» حرکت میکنند؛ تهدید دونالد ترامپ به اعمال محاصره دریایی علیه ایران، پس از شکستِ مذاکرات اخیر در اسلام آباد. (این محاصره تحمیلی از روز گذشته دوشنبه آغاز شد).
این تهدید دیگر صرفاً یک اهرم سیاسی برای فشار نیست، بلکه به یک متغیر مستقیم در قیمتگذاری انرژی تبدیل شده است (عاملی در بازنگری قیمت نفت و گاز). در نتیجه، بازار از حالتِ «انتظار برای نتیجه مذاکرات» به سمت برآورد هزینههای مالیِ ریسکهای میدانی مربوط به حرکت کشتیها در تنگه هرمز چرخیده است.
واکنش فوری بازار
پاسخ بازار سریع بود: قیمت نفت بیش از ۸٪ جهش کرد و از ۱۰۰ دلار برای هر بشکه عبور کرد.
- نفت برنت به حدود ۱۰۲ دلار رسید.
- نفت خام آمریکا نیز به حدود ۱۰۴ دلار افزایش یافت.
این ارقام بر اساس دادههای جدیدی است که رویترز منتشر کرده است.
چرا تنگه هرمز اینقدر مهم است؟
این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که حدود یکپنجم (حدود ۲۰٪) از عرضه جهانی نفت از تنگه هرمز میگذرد؛ بنابراین هر اختلال در آن، اثر مستقیم و فوری بر بازار دارد.
از این منظر، قیمتها دیگر فقط یک عدد نیستند؛ بلکه به نوعی بیان احتمالهای باز میشوند:
آیا تنگه باز میماند؟ آیا تحت فشار عملکرد محدود خواهد داشت؟ یا ممکن است به یک گره گلوگاه واقعی برای عرضه تبدیل شود؟
اعلام ترامپ و تشدید تنش
در همین چارچوب، ترامپ روز یکشنبه گفته است نیروی دریایی آمریکا اجرای کنترل بر تنگه هرمز را آغاز خواهد کرد. این موضوع پس از شکست مذاکرات طولانی با ایران برای رسیدن به توافق جهت پایان دادن به جنگ مطرح شده و میتواند آتشبس شکننده که حدود دو هفته است ادامه دارد را به خطر بیندازد.
سه سناریو برای بازار
در این وضعیت، عامر الشوبکی (کارشناس نفتی) در گفتوگو با الجزیره نت، مسیری که بازار طی میکند را به سه سناریوی مشخص تقسیم کرده است؛ سناریوهایی که مستقیماً به نحوه اجرای تهدید آمریکا و همچنین نوع واکنش ایران وابستهاند.
سناریوی اول «بستن کامل». که خطرناکترین است، بر پایهی هدف قرار دادن کشتیها توسط ایران همزمان با اعمال محاصرهی دریایی ایران توسط آمریکا است؛ کشتیهایی که بدون هماهنگی با ایرانی ها عبور میکنند.
در این وضعیت، تنگه هرمز عملاً به یک منطقه درگیری تبدیل میشود و روند آن به سمت بستن کامل متمایل میگردد؛ نه بهصورت یک تصمیم یکجانبه، بلکه بهعنوان پیامدِ تعارض در محدودیت های اعمالشده بر کشتیرانی.
الشوبکی احتمال میدهد که در چنین وضعیتی بازار بخشی قابلتوجه از عرضه را از دست بدهد و در نتیجه، با انتقال فشار به بازار واقعی و کمبود بشکههای قابل تحویل، قیمت برنت ممکن است از 150 دلار برای هر بشکه عبور کند.
سناریوی دوم بسته شدن نسبی است که به واقعیتِ کنونی نزدیکتر است، این سناریو بر اختلال جزئی بدون بستن کامل تکیه دارد؛ به این معنا که تنگه صرفاً بهطور ظاهری باز میماند، اما همواره تحت تهدید مداوم فعالیت میکند. این امر باعث کاهش رفتوآمد ناوها، افزایش هزینه بیمه و در عین حال باقی ماندن بازار در وضعیت تنش و فشار دائمی میشود.
این روند با شواهد میدانی نیز تقویت میشود؛ بهطوریکه گزارشهای تازه رویترز نشان میدهد برخی از شرکتهای کشتیرانی در حال حاضر از مسیر عبور اجتناب میکنند یا مسیرهای خود را در واکنش به افزایش ریسکها دوباره ارزیابی کردهاند.
سناریوی سوم گشایش است که کمخطرترین سناریو است، این سناریو فرض میکند ایالات متحده بتواند عبور امن را برقرار کند، بدون اینکه ایران به هدفگیری کشتیها اقدام کند؛ چه به دلایل عملیاتی و چه برای پرهیز از گسترش تنش. در این حالت، بازارها ممکن است بهتدریج نشانههای گشایش را دریافت کنند و در نتیجه ریسک تا حدی کاهش یابد، اما احتمال بازگشت کامل آن به سطحهای پیش از بحران وجود ندارد.
تعرفههای عبور؛ هزینه محدود و ریسک بالا
در کنار این سناریوها، مساله دیگری نیز مطرح است که مربوط به تلاشهای ایران برای بازتعریف قواعد عبور و مرور در تنگه است. در این چارچوب، هاشم عقل، کارشناس امور انرژی، در گفتوگو با الجزیره نت میگوید که طرحِ وضع عوارض عبور برای کشتیها بهویژه تانکرهای نفتی بار دیگر به عنوان بخشی از شروط احتمالی برای بازگشایی تنگه مطرح شده است. او همچنین برآورد میکند که این عوارض میتواند رقمی در حدود ۱ تا ۲ دلار برای هر بشکه باشد؛ یعنی چیزی نزدیک به ۱ تا ۲ میلیون دلار برای یک نفتکش بزرگ.
به گفته عقل، این پیشنهاد با وجود جنجالهای حقوقی بینالمللی که ایجاد میکند، از نظر اثر مستقیم بر قیمتها، به سبب اینکه هزینهاش محدود است، چندان چشمگیر نیست؛ چرا که در صورت انتقال به بازار، احتمالاً تنها حدود ۱ تا ۲ دلار به قیمت هر بشکه اضافه میکند.
اما اثر مهمتر، به باور او، در خودِ عوارض خلاصه نمیشود، بلکه در چیزی است که آن را «حق بیمه ریسک» مینامد؛ یعنی هزینهای اضافی برای پوشش دادن احتمالهای تهدید. او میگوید تنشهای مرتبط با تنگه میتواند به دلیل افزایش هزینههای بیمه و کند شدن حرکت کشتیها، بین ۵ تا ۱۵ دلار به قیمت هر بشکه اضافه کند.
عقل میافزاید که بار اصلی این موضوع را کشورهای صادرکننده از مسیر تنگه بهخصوص کشورهای حاشیه خلیج فارس به دوش خواهند کشید؛ زیرا این کشورها به این مسیر وابستگی زیادی دارند. در مقابل، اثر آن بر مصرفکننده نهایی محدود خواهد ماند، مگر اینکه این وضعیت به اختلال واقعی یا محاصره کامل منجر شود.
وی همچنین میگوید اگر این وضعیت ادامه پیدا کند (در صورت اعمال شدن)، در بلندمدت میتواند کشورها را به سمت جستوجوی جایگزینهای لجستیکی سوق دهد؛ هرچند این جایگزینها محدود و پرهزینه خواهند بود.
بازار بین «پایانِ دادوستد» و «جریان» تعیین میشود
جهت فعلی بازار بر اساس وضعیت تنگه تعیین میگردد؛ میان جریانهای فشرده و احتمال اختلال گستردهتر.
در همین چارچوب، مصطفی البزرکان، مدیر مرکز اطلاعات و مطالعات انرژی، در گفتوگو با الجزیرهنت، بُعدی کمی برای خوانش بازار اضافه میکند. او معتقد است عامل تعیینکننده نه صرفاً «شکست مذاکرات» در خودِ مذاکرات، بلکه تداوم بستهبودن تنگه هرمز است؛ یعنی ادامه قطع حدود ۱۲ میلیون بشکه در روز از نفت خام، بهعلاوه سهمی اثرگذار از تجارت گاز طبیعی مایعشده (LNG) و فرآوردههای سوختی.