کل نظام حیات جمعی اگر بخواهد پایدار و رو به بالندگی باشد، چه در اندیشه توسعه و چه در روایت دینی، ستون فقراتش را مردم تشکیل می‌دهند و فقط جامعه‌ای رو به اعتلا می‌گذارد که مردمش نقش فعال و تعیین کننده در تعیین سرنوشت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی‌اش داشته باشند و در مقام منزلت مشارکت مردم در سرنوشتشان، حتی بعضی از فقیهان برجسته ما به قرآن استناد می‌کنند و می گویند حتی در غیاب مشارکت مردم، انبیا هم قادر نیستند که سراپرده عدل را برپا کنند. یعنی مسئله مشارکت مردم تا این درجه از اهمیت قرار دارد. مشارکت های سیاسی و اجتماعی به هیچ وجه آن دقت های مفهومی و نظری و اندازه گیری که در مشارکت اقتصادی است را ندارند، ولی چون زیر سیستم های نظام اجتماعی مثل آینه یکدیگر هستند اگر راجع به مثلا مشارکت اقتصادی مردم به جمع‌بندی برسیم به خوبی می‌توانیم حدس بزنیم که در وجوه دیگر هم اوضاع و احوال از چه قرار است.

گروه اقتصادی: دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در سخنانی که پنجشنبه، هفتم اسفندماه در موسسه مطالعات دین و اقتصاد ایراد کرد، با بیان اینکه هر جا توسعه اتفاق افتاده، روی چند ستون استوار بوده، توضیح داد: یکی از آن ستون ها این است که اشتغال در سرلوحه اولویت ها بوده و دستمزد بالا هم یکی از بزرگترین نیروهای مشوق حرکت به سمت نوآوری‌های فناورانه بوده است. وقتی شما به نیروی کار دستمزد شایسته می‌دهید، او می‌تواند با احساس آرامش وارد محیط کار شود و احساس تعلق به جامعه‌اش داشته باشد. خودش را نسبت به حفظ جامعه مسئول می‌داند و می‌تواند روی خودش و اعضای خانواده‌اش سرمایه گذاری کند و دانایی ها و توانایی هایش افزایش پیدا کند. در دوره تعدیل ساختاری، فرایند میان تهی سازی اقتصادی اجتماعی در ایران از دریچه بازار کار روی این پنج ستون قرار گرفته: «کاهش نرخ مشارکت اقتصادی»، «غلبه اشتغال غیر رسمی»، «تورم غیر عادی اشتغال‌های خدماتی عمدتا غیرمولد»، «کاهش سهم اشتغال عمومی از کل اشتغال کشور» و «افزایش سهم خود اشتغالی های با مقیاس بسیار فاجعه آمیز که روند سقوط مقیاس فعالیت را در بنگاه‌های تولیدی ایجاد کرده است».

 

به گزارش جماران، متن این سخنرانی که دو روز پیش از  اقدام تجاوزکارانه رژیم صهیونستی و آمریکا علیه کشورمان، ایراد شده است، را در ادامه می‌خوانید:

تا زمانی که برنامه توسعه نداشته باشیم، گاه حتی نیتهای خیر هم به ضد خود تبدیل می‌شوند

دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی در نشست «اقتصادیات امور خیریه: نگاهی به عملکرد خیریه‌ها در ایران امروز» که در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد، با بیان اینکه فهم دولت از هر مسئله‌ای و ظرفیت‌های اجرایی و سطح قابلیت جلب اعتماد مردم و برانگیختن اراده جدی برای آنها در هر زمینه‌ای حتی در زمینه کار خیر نیازمند برنامه است و تا زمانی که این برنامه وجود نداشته باشد، ممکن است حتی نیت‌های خیر در بعضی از موارد دقیقا به ضد خود تبدیل شود، اظهارداشت: مسئله بسیار حیاتی دیگر، تصورات و اوهامی است که در بخش‌هایی از ساختار قدرت درباره ارجاع امور حاکمیتی کشور به خیریه‌ها وجود دارد.

 

وی با انتقاد از اظهارات یکی از مسئولان اجرایی کشور درباره اینکه در امور حاکمیتی مردم فرض کنند دولت نیست و خودشان فکری در این زمینه مشکلات کنند، ادامه داد: با وجود اینکه به ویژه طی دو دهه گذشته خیریه های بسیار باکیفیت با برنامه و هدفمند پیدا شدند که در حد وسعشان کارهای بزرگ انجام می‌دهند، اما وقتی به ماموریت اصلی آنها، یعنی فقرزدایی و کاهش نابرابری‌ها نگاه می‌کنیم از هر زاویه‌ای می‌بینیم که علی‌رغم همه این مجاهدت‌ها و ایثارها در زمینه آن ماموریت‌های اصلی کشور هر روز با یک بحران گسترش یافته و تعمیق شده روبروست و خود این مسئله نشان می‌دهد که چقدر توهم آلود است که فکر کنیم همه چیز مثلا با اینکه اهل خیر پول خودشان را بیاورند حل و فصل می‌شود و چقدر وهم آلوده تر است هنگامی که یک مقام مسئول کلیدی فکر کند می‌تواند خود را از وظایف حاکمیتی دولت خلاص کند و به اینکه با امر خیر این ماجراها حل و فصل می‌شود، دلخوش شود.

 

باید کمک کنیم که هر چیزی سر جای خود قرار گیرد

به گفته این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی؛ تلخ‌تر و گزنده‌تر در این زمینه این است که گاه برخی به این حرفها رنگ و لعاب دینی هم می‌دهند که یکی از بدترین مصداق‌های بد دفاع کردن از ارزش‌های دینی است و کاش به مقامات گرامی ما آموزش داده می‌شد که شما در حیطه مسئولیتهای خودتان حرف بزنید و اجازه ندهید مواجهه غیرسنجیده، غیرتخصصی و احساسی با امر دینی، آبروی دین خدا را به مخاطره بیندازد و باید کمک کنیم که هر چیزی سر جای خود قرار گیرد. در عین حال، شاهدیم که به موازات اینکه می‌خواهند امور حاکمیتی دولت را به اصطلاح به ملت واگذار کنند، همزمان مهلک‌ترین ضربه‌ها را به توانایی‌های مالی و انگیزشی ملت می‌زنند و بخش بزرگی از نارسایی‌ها و ناهنجاری‌هایی که اکنون با آن روبرو هستیم به این مسئله هم باز می‌گردد.

 

راه نجات کشور طراحی یک برنامه باکیفیت توسعه است

مومنی ادامه داد: وقتی می‌گوییم مثلا سیاست‌های تورم‌زا مشکوک‌ترین، ظالمانه‌ترین و ضد توسعه‌ای‌ترین سیاستی است که می‌شود یک دولت در شرایط کنونی ایران در دستور کار قرار دهد، یک وجه بسیار مهمش این است که این سیاست ها برای اهل خیر به شدت توان‌کاه و انگیزه زداست. در شرایط کنونی ایران، راه نجات کشور طراحی یک برنامه باکیفیت توسعه است. در شرایطی که کشور با بیشمار بحران اقتصادی، بی‌شمار بحران اجتماعی و بی‌شمار بحران سیاسی و فرهنگی روبروست و این بحرانها با یکدیگر تعامل و در هم تنیدگی پیدا کرده‌اند، مواجهه موردی و جزیره‌ای و انفعالی با مسائل به هیچ وجه راهگشایی ندارد. وقتی بحث برنامه با کیفیت مطرح می‌شود یکی از حیاتی‌ترین امورش مسئله بنیان‌های اندیشه‌ای شکل دهنده وضع موجود و بنیان‌های اندیشه‌ای شکل دهنده وضع مطلوب است. اگر اینها را به صورت شفاف روشن نکرده باشیم با هرج و مرج روبرو خواهیم شد.

 

عاملان وضع موجود، با پیشنهاد سیاستهای مخرب، شعار تغییر پارادایم می‌دهند

این اقتصاددان، با بیان اینکه برخی از آنها که مطالبه تغییر پارادایم می‌کردند از این سطح از بلوغ فکری برخوردار نبودند که اول بگویند چه پارادایمی ایران را به این روز انداخته و برخی از کسانی مدعی تغییر پارادایم بودند که پارادایم مورد نظر آنها ایران را به این روز انداخته بود و دوباره همان مولفه‌های بحران ساز را به‌عنوان راه حل ارائه می‌کردند، اظهارداشت: مسائل بسیار اساسی در ساحت نظر وجود دارد که باید به آنها عالمانه رسیدگی کنیم. مثلا اگر بخواهیم به دولت‌های 37 و 38 سال گذشته خیلی سوبسید بدهیم و برایشان اعتبار قائل باشیم، باید گفت شما ستون فقرات جهت گیری‌های سیاست اقتصادی‌تان را روی اندیشه‌ای بنا گذاشتید که در آن، خیرخواهی انسان‌ها به رسمیت شناخته نمی‌شود. بنابراین ابتدا باید نگاهمان به انسان را تغییر دهیم. در چارچوب آن نگاه انسان شناختی، که انسان‌ها یک موجودات بلااراده و تابع غریزه هستند. در سطح نظری همانها که تغییر پارادایم می‌خواستند در سطح نظری اندیشه فردگرایانه و افراد انزاجو را راه نجات کشور معرفی می‌کنند. اگر کمی دید خود را وسیع تر کنید و نگاه تک ساحتی و تک بعدی را با یک نگاه میان رشته‌ای جایگزین کنید می‌بینید که بعضی از متفکران بزرگ تاریخ اندیشه در علوم انسانی و اجتماعی اساساً ریشه بحران‌ها و ناهنجاری‌ها و بی‌هنجاری‌ها و خود تخریبی‌ها را چه در سطح افراد، چه در سطح حکومت، به بنیان‌های اندیشه‌ای اتمیزه کننده انسان‌ها نسبت می‌دهند و توضیح می‌دهند که مستعدترین افراد برای رفتارهای خود تخریبگر و بی‌هنجار و ناهنجار آنهایی هستند که پیوندهای اجتماعی تعادل بخش به انسان‌ها را دست کم گرفتند یا در شرایطی قرار گرفتند که این پیوندها گسسته شده و این باعث شده که در سطح فرد، مشاهده کنیم که احساس تعلق به جامعه و احساس مشارکت در سرنوشت جامعه به شدت تزلزل پیدا کرده و از آن مهمتر این است که تکلیف مسئولیت های جمعی افراد مشخص نیست.

 

امور مربوط به خیریه ها و اهل خیر هم پیوند تمام عیار با کل نظام حیاتی جامعه دارد

او با بیان اینکه امور مربوط به خیریه ها و اهل خیر هم پیوند تمام عیار با کل نظام حیاتی جامعه دارد و اگر در نظام حیاتی جامعه، روندهایی اتخاذ کرده باشیم که از درون آن فقر و فلاکت و نابرابریهای ناموجه بیرون آید، روشن است که کسانی موسسه خیریه ایجاد می کنند که به نام ضعیفان و به کام قاچاقچی‌ها و سوداگران و پولشویان و از این قبیل خواهد بود، ادامه داد: نمی‌توانیم مسئله خیریه ها را از کل نظام حیات جمعی مان جدا ببینیم. در یک شرایط بهنجار و نرمال، قرار نیست امر خیر، به تنهایی همه حفره ها را پر کند. عالی‌ترین و عمیق‌ترین دیدگاه‌ها در این زمینه متعلق است به آیت الله شهید دکتر بهشتی که رحمت و رضوان خداوند بر ایشان باد. مثلا در آثار ایشان به خصوص کتاب دو جلدی «مبانی نظری و عملی اقتصاد اسلامی» در دهه ۱۳۴۰ مطرح کردند که نکند کسانی به نام دین خدا، فکر کنند که با تبرعات می شود مسائل حاکمیتی را از عهده دولت کنار گذاشت و مطالبه انجام مسئولیت از حکومت را نادیده گرفت. به صورت عملیاتی در کتاب کم نظیر «بانکداری، ربا و مسائل مالی در اسلام» بسیار با روشمندی و مصداق‌های روزامد، متناسب با آن شرایط، این مسئله را توضیح دادند.

 

فقط جامعه‌ای رو به اعتلا می‌گذارد که مردمش نقش فعال و تعیین کننده در تعیین سرنوشت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی‌اش داشته باشند

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد یادآورشد: در آنجا گفته می‌شود که کل نظام حیات جمعی اگر بخواهد پایدار و رو به بالندگی باشد، چه در اندیشه توسعه و چه در روایت دینی، ستون فقرات هر جامعه را مردم تشکیل می‌دهند و فقط جامعه‌ای رو به اعتلا می‌گذارد که مردمش نقش فعال و تعیین کننده در تعیین سرنوشت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی‌اش داشته باشند و در مقام منزلت مشارکت مردم در سرنوشتشان، حتی بعضی از فقیهان برجسته ما به قرآن استناد می‌کنند و می گویند حتی در غیاب مشارکت مردم، انبیا هم قادر نیستند که سراپرده عدل را برپا کنند. یعنی مسئله مشارکت مردم تا این درجه از اهمیت قرار دارد. مشارکت های سیاسی و اجتماعی به هیچ وجه آن دقت های مفهومی و نظری و اندازه گیری که در مشارکت اقتصادی است را ندارند، ولی چون زیر سیستم های نظام اجتماعی مثل آینه یکدیگر هستند اگر راجع به مثلا مشارکت اقتصادی مردم به جمع‌بندی برسیم به خوبی می‌توانیم حدس بزنیم که در وجوه دیگر هم اوضاع و احوال از چه قرار است.

 

 

مهم‌ترین و تعیین کننده ترین متغیر عملکرد کشورها، اوضاع و احوال مشارکت مردم در سرنوشت خود است

مومنی توضیح داد: آن چیزی که سرنوشت ساز و نجات دهنده است این است که مثلا در امر اقتصادی وظیفه حکومت این است که بستر نهادی را به گونه ای فراهم کند که مردم با اشتغال مولد در سرنوشت سیاسی اجتماعی و اقتصادی شان مشارکت داشته باشند. در تجربه دوره بعد از انقلاب هم بدون استثنا مهم‌ترین و تعیین کننده ترین متغیری که فراز و فرود های عملکرد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور را نشان می‌دهد، اوضاع و احوال مشارکت مردم در سرنوشت خود به طور کلی است. از دریچه مشارکت اقتصادی، این غفلت بسیار تکان دهنده و عمل کردن در جهت خلاف اقتضائات علمی و دینی و به حاشیه راندن مسئله اشتغال مولد و سرمایه‌گذاری‌های تولیدی و ارتقاء بنیه تولیدی و عمده کردن منافع و مطالبات و خواسته‌های طیف غیر مولدها، کمر ایران را می‌شکند و بزرگ‌ترین قدرت توضیح دهندگی را هم دارد.

 

این اقتصاددان ضمن اشاره به بخشهایی از کتاب «مرگ‌های از سر ناامیدی و آینده سرمایه‌داری» با بیان اینکه نگارش مقدمه برای آن، ۱۸ ماه طول کشید که برای آن فهرستی با حدود ۴۰ محور تهیه کرده است، توضیح داد: از آنجا که این کتاب نقش تعیین کننده کیفیت اشتغال را در بحران های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی و حتی اخلاقی جامعه آمریکا بررسی کرده بود و واقعا داده های غیر قابل تصوری را به نمایش گذاشته بود، از ایده «جایی که عقاب پر بریزد» استفاده کردم و گفتم برای کشوری که در نوک پیکان نوآوری های علمی و فنی دنیا قرار دارد و بیش از ۱۵۰ سال است که از مرحله تولید انبوه عبور کرده، یک غفلت کوچک از کیفیت اشتغال به جایی رسیده که به تبع نزول کیفیت اشتغال با نزول دستمزدها روبرو هستیم. در آن کتاب با جزئیات نشان داده بود که حتی شرکت در مراسم هفتگی کلیسا، انگیزه برای خواندن کتاب های باکیفیت، انگیزه تعامل با دیگران و فکر کردن راجع به مسائل اجتماعی نزول کرده و ده‌ها عارضه اجتماعی شگفت انگیز برای آن برشمرده بود. این کتاب نشان داده یکی از پیامدهای تکان دهنده نزول کیفیت اشتغال در آمریکا این است که به طرز حیرت انگیزی بر تعداد متولدین خارج از استانداردهای خانواده افزوده شده است.

 

هیچ عنصری به اندازه کیفیت اشتغال، نقش‌آفرینی تعیین کننده‌ای در کیفیت زندگی افراد جامعه ندارد

مومنی با تاکید بر اینکه هیچ عنصری به اندازه کیفیت اشتغال، نقش‌آفرینی تعیین کننده‌ای در کیفیت زندگی افراد جامعه ندارد، اضافه کرد: آمارتیاسن می گوید مسئله اشتغال ۱۷ کارکرد دارد که فقط سه مورد آن، جنبه اقتصادی دارد. جامعه نرمال جامعه‌ایست که در آن فعالیت‌های اقتصادی بر محور اشتغال مولد و با دستمزد کافی، ستون فقرات ثبات، امنیت و اعتلا بخشی‌است و اگر از این دریچه مسئله رو نگاه کنیم متوجه می‌شوید برنامه تعدیل ساختاری با همه آن کج‌وکولگی‌هایی که به لحاظ مبانی نظری و شکست های تجربی دارد و فراز و فرودهایی که در ایران داشته، مهلک ترین ضربه ها را به فهم نظام قاعده گذاری کشور در این زمینه داشت. پر رونق‌ترین زمینه‌ها در خصوص فعالیت‌های خیریه آنجا است که باکیفیت‌ترین شغل ها و کافی ترین مزدها وجود دارد و کاش حکومتگران گرامی ما یک بازنگری بنیادی راجع به آنچه که در این زمینه در ایران جریان دارد، داشته باشند.

 

اگر اولویت راهبردی اشتغال هرچه فراگیرتر و باکیفیت‌تر نباشد، امکان ندارد جامعه بتواند با عزت نفس و عدالت و امنیت و رو به بالندگی و توسعه حرکت کند

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی به بخشهایی از گزارش مرکز پژوهش‌های مجلس با عنوان «زیست شکننده نیروی کار در ایران» اشاره کرد و افزود: اگر اولویت راهبردی حکومت گرامی، اشتغال هرچه فراگیرتر و با کیفیت‌تر نباشد، امکان ندارد که جامعه بتواند با عزت نفس و عدالت و امنیت و رو به بالندگی و توسعه حرکت کند. متفکران بزرگ توسعه این تعبیر را دارند که می گویند اشتغال مولد و باکیفیت، حلقه وصل سه آرمان بزرگ بشریست؛ «عدالت اجتماعی»، «آزادی» و «استقلال ملی». شاید هیچ موضوعی به این اندازه فهماندنش به عنوان یک دانایی هویت جمعی یافته در سطح حکومتگران اولویت نداشته باشد و اگر ما اشتغال مولد با کیفیت در حد نصاب داشته باشیم، خواهید دید که خیریه‌هایمان چقدر باکیفیت‌تر کار می‌کنند.

 

برنامه تعدیل ساختاری در ایران مالیه حکومت را میان تهی کرده 

وی با بیان اینکه برنامه تعدیل ساختاری در ایران مالیه حکومت را میان تهی کرده و به لحاظ مالی حکومت را از کارکرد می‌اندازد، عنوان کرد: از سال ۱۳۶۹ تا به این امروز دائماً از توانمندی دولت برای رفع فقر و ارتقای کیفیت حمایت اجتماعی‌اش کاسته شده و از آن سو دائماً بر گستره و عمق فقر و نابرابری‌های ناموجه و همه ناهنجاری‌های تبعی آن افزوده می‌شود. علاوه بر آن اجرای برنامه تعدیل ساختاری بنگاه‌های تولیدی کشور را هم میان تهی کرده و بخش بزرگی از سود و درآمد مهمترین بنگاه های اقتصادی کشور، از محل‌های غیر از رشته فعالیت اصلی‌شان تامین می‌شود و عموما هم آن فعالیت‌ها ضد منافع ملی و ضد توسعه است. به غیر از اینکه دولت به لحاظ مالی در اثر اجرای برنامه تعدیل ساختاری میان تهی و از کارکرد افتاده شده، بنیه فکری دولت به طرز فاجعه آمیزی سقوط کرده و قاعده گذاری ها عموما نتایجی ضد اهداف اعلام شده اش دارند.

 

مومنی ادامه داد: کتاب «فساد در نظام سرمایه سالار» می‌گوید در تمام کشورهایی که ایده تعدیل ساختاری در قالب شوک درمانی و غارت منابع بین نسلی به نام خصوصی سازی و آزادسازی واردات اجرا شده، تمام این مفاهیم چه به لحاظ محتوایی و چه به لحاظ کارکردی از ریخت افتاده‌اند. مثلا هر جا در کشورهای دنیا که در کادر تعدیل ساختاری، خصوصی‌سازی انجام شده، این خصوصی‌سازی منافع اقدامات مافیایی را نصیب یک اقلیتی می‌کند و هزینه هایش را به جامعه تحمیل می‌کند. یکی از پیامدهای کلیدی این مناسبات این است که بخش‌های مهمی از ساختار تصمیم گیری به تسخیر لاشخورها، مفت خورها و زیاده خواه ها در می‌آید. کتاب «سقوط بزرگ» ژوزف استیکلیتس، راجع به بحران ۲۰۰۸ می‌گوید این بحران سرمایه‌گذاران کوچک را نابود کرد ولی وقتی که دولت مثلا پروژه‌های چند میلیاردی حمایت تعریف کرد تقریبا صددرصد آن حمایت ها را در اختیار آن موسسه هایی قرار داد که خودشان عامل این بحران بودند.

 

راه حل هایی ارائه می‌شود که اصلا خودشان منشاء این شرایط بحرانی کشور هستند

وی با بیان اینکه گرفتاری بزرگ نظام تصمیم‌گیری‌های اساسی ما این است که حتی وقتی اصل مشکلی به رسمیت شناخته می‌شود، در مقام ارائه راه حل، راه حل هایی ارائه می‌شود که اصلا خودشان منشاء این شرایط بحرانی کشور هستند، گفت: گزارش مرکز پژوهشهای مجلس می‌گوید وقتی از نقطه عطف اجرای برنامه تعدیل ساختاری پس از پایان دوره جنگ، مسیر طی شده را دنبال می‌کنیم می‌بینیم که به صورت نظام وار، نظام قاعده گذاری و تخصیص منابع ما، پشت به تولید فناورانه و اقتضائاتش و رو به مالی سازی اقتصاد حرکت کرده است. پیامدهای آن در سطح نیروی کار کشور، به صورت سه بحران امنیت شغلی، بحران استثمار زدگی و کاهش سطح سهم دستمزد و بحران حمایت‌های اجتماعی استاندارد برای نیروی کار نمایان شده است. یعنی ماجرای ما پس از تعدیل ساختاری فروریختن بنیان‌های اشتغال در کشور نیست. در دوره پس از تعدیل ساختاری بر اساس داده های همه سرشماری هایی که وجود دارد، همواره نزدیک به دو سوم جمعیت در سنین فعالیت کشور هیچ نقشی در تولید ملی ندارند.

 

مومنی یادآورشد: هر جا توسعه اتفاق افتاده، روی چند ستون استوار بوده؛ یکی از آن ستون ها این است که اشتغال در سرلوحه اولویت ها بوده و دستمزد بالا هم یکی از بزرگترین نیروهای مشوق حرکت به سمت نوآوری‌های فناورانه بوده است. وقتی شما به نیروی کار دستمزد شایسته می‌دهید، او می‌تواند با احساس آرامش وارد محیط کار شود و احساس تعلق به جامعه‌اش داشته باشد. خودش را نسبت به حفظ جامعه مسئول می‌داند و می‌تواند روی خودش و اعضای خانواده‌اش سرمایه گذاری کند و دانایی ها و توانایی هایش افزایش پیدا کند. در دوره تعدیل ساختاری، فرایند میان تهی سازی اقتصادی اجتماعی در ایران از دریچه بازار کار روی این پنج ستون قرار گرفته: «کاهش نرخ مشارکت اقتصادی»، «غلبه اشتغال غیر رسمی»، «تورم غیر عادی اشتغال‌های خدماتی عمدتا غیرمولد»، «کاهش سهم اشتغال عمومی از کل اشتغال کشور» و «افزایش سهم خود اشتغالی های با مقیاس بسیار فاجعه آمیز که روند سقوط مقیاس فعالیت را در بنگاه‌های تولیدی ایجاد کرده است».

 

این اقتصاددان خاطرنشان کرد: موقتی سازی نیروی کار یعنی تحمیل یک احساس ناامنی شغلی وحشتناک که اساسا امکان انباشت سرمایه انسانی و ایجاد حس تعلق به بنگاه و کشور را فراهم نمی‌کند. گزارش سنجش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در سال ۱۴۰۲ که در دولت مرحوم رئیسی منتشر شد، درباره وضع معیشت و احساس امنیت شغلی، می‌گوید ۶۹ درصد شاغلان، به جز آنها که هیچ نقشی در تولید ملی ندارند، هر لحظه احتمال می‌دهند شغلشان را از دست بدهند.  درباره 41.9درصد از شاغلان این احساس نگرانی بسیار شدید است. اکنون با بحرانی در واحدهای اقتصادی‌ در این زمینه روبرو هستیم.

 

برنامه تعدیل ساختاری موتور افزایش فقر و نابرابری ناموجه و وابستگی ذلت آور به دنیای خارج را روشن کرد

به باور مومنی؛ برنامه تعدیل ساختاری موتوری را روشن کرد که به صورت سه شیفته، فقر و نابرابری ناموجه و وابستگی ذلت آور به دنیای خارج را افزایش می‌دهد و از مشروعیت حکومت و از احساس تعلق مردم به کشورشان کم می‌کند. در این چارچوب، حتی کارهای خیر ما هم از خاصیت می‌افتد. در کادر برنامه تعدیل ساختاری خیریه‌های سالم و با برنامه دائما لطمه می‌بینند. این لطمه از چند زاویه است؛ توان مالی اهل خیر را مرتبا کاهش می دهد و قدرت خرید و اجرایی خیریه‌ها در اثر اجرای سیاست‌های تورم‌زا کاسته می‌شود. من این خطر را دور از ذهن نمی‌بینم که به ویژه تعهدات عمرانی خیریه ها، سرنوشت طرح های عمرانی دولت را پیدا کند.

 
 
 
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.