حجتالاسلام و المسلمین باقر صاحبی طی سخنانی در مراسم رونمایی از کتاب «انوار حکمت» در مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) قم، گفت: امام نهتنها تصوف را طریق عملی برای وصول به عرفان میدانند، بلکه معتقدند علم عرفان عملی این است که شما معارف را از مرحله عقل به قلب بیاورید و این را فقط صوفیِ راستین میتواند انجام دهد؛ نه فیلسوف و نه صرفاً عارف نظری. امام از صوفیِ حقیقی تعریف میکنند و لذا صوفی برای ایشان جایگاه دارد. امام مشرب تصوف و عرفان را از دیگر مسلکهای فلسفی، کلامی و توحیدی محکمتر میدانند. ولی متأسفانه ما هنوز نتوانستهایم عرفان عملی امام را معرفی کنیم.
یک استاد حوزه علمیه قم با بیان اینکه آثار امام خمینی(س) برای نسلهای بعد نوشته شده است، گفت: امام نهتنها تصوف را طریق عملی برای وصول به عرفان میدانند، بلکه معتقدند علم عرفان عملی این است که شما معارف را از مرحله عقل به قلب بیاورید و این را فقط صوفیِ راستین میتواند انجام دهد؛ نه فیلسوف و نه صرفاً عارف نظری. امام از صوفیِ حقیقی تعریف میکنند و لذا صوفی برای ایشان جایگاه دارد. امام مشرب تصوف و عرفان را از دیگر مسلکهای فلسفی، کلامی و توحیدی محکمتر میدانند. ولی متأسفانه ما هنوز نتوانستهایم عرفان عملی امام را معرفی کنیم.
به گزارش خبرنگار جماران، حجتالاسلام و المسلمین باقر صاحبی طی سخنانی در مراسم رونمایی از کتاب «انوار حکمت» در مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) قم، گفت: امام خمینی(س)، خاتم الحکما و العرفا، میراثدار سلسله ابنعربی، محقق دقیق، عارف واصل، صاحب ذوق الهی و فخر طایفه شیعه در عصر حاضر هستند که آراء آثاری فاخر و ناشناختهاند. بشر امروزی هنوز استعداد و ظرفیت درک مبانی و آثار فاخر امام خمینی(س) را چه در عرفان و چه در فلسفه و معارف توحیدی ندارد؛ گویا آثار امام برای نسلهای بعد نوشته شده است. از جمله این آثار فاخر، «تعلیقات امام بر کتاب فوائد الرضویه» نوشته جناب آقای قاضی سعید قمی است.
نویسنده کتاب «انوار حکمت» ضمن معرفی کتاب «فوائد الرضویه»، افزود: قاضی سعید قمی کتابی تحت عنوان «اربعینات» دارد. الاربعینات در دسترس امام بوده و ایشان قبل از نگارش شرح دعای سحر با آقای قاضی سعید و مبانیاش آشنا بودهاند؛ اما امام به هیچکدام از این رسالهها توجه نمیکنند، الّا رساله فوائد الرضویه؛ و سراغ آن رفتهاند.
وی یادآور شد: قاضی سعید آراء خاصی دارد که با مبانی و آراء مقبول در نزد فلاسفه سازگاری ندارد و تضاد زیادی در آن هست. یعنی این مطالب یکنواخت نیست؛ یکجا سست است و یکجا دوگانگی و تعارض دارد. مثلاً در یک جا میگوید: «من حرکت جوهری را قبول ندارم و باطلش میدانم.» بعد از این، حرف از تکامل نفس و اتحاد نفس میزند! تکامل نفس، ذاتاً یا با حرکت جوهری اثبات میشود یا با تکامل برزخی که آن را هم باید با توجه به حرکت جوهری ثابت کنی. اینها چطور با هم جمع میشوند؟
صاحبی افزود: برخی از مواضع خاص قاضی سعید در مسائل اعتقادی و فلسفی، این نکته را روشن میکند که او کاملاً از جریان اخباریگریِ زمان خودش متأثر است و حتی این را اظهار کرده است. امام هم با تفحص در آثار آقای قاضی سعید، این گرایشِ اخباریِ ایشان را استشمام کرده و آن را یک خطر دانستهاند. نه به نحو علنی و بیاحترامی، اما با استدلال علمی، قاضی سعید را در بحث اخباریگری به زمین زدهاند.
وی ادامه داد: تصوف در زمان قاضی سعید مورد هجمه فقها و جریان اخباریگری بوده است. امروزه هم متأسفانه واژه تصوف بار منفی پیدا کرده است. امام نهتنها تصوف را طریق عملی برای وصول به عرفان میدانند، بلکه معتقدند علم عرفان عملی این است که شما معارف را از مرحله عقل به قلب بیاورید و این را فقط صوفیِ راستین میتواند انجام دهد؛ نه فیلسوف و نه صرفاً عارف نظری. امام از صوفیِ حقیقی تعریف میکنند و لذا صوفی برای ایشان جایگاه دارد. امام مشرب تصوف و عرفان را از دیگر مسلکهای فلسفی، کلامی و توحیدی محکمتر میدانند. ولی متأسفانه ما هنوز نتوانستهایم عرفان عملی امام را معرفی کنیم.
این استاد حوزه علمیه قم یادآور شد: ما در مقدمه کتاب «اوج معرفت» ثابت کردیم که امام در سلسله ابنعربی قرار میگیرند. هرچند این سلسله یکجا در حوالی دوران جامی ظاهراً بریده میشود، اما بعد از ابن تُرکه این سلسله دوباره وصل شده است. با اسمهای خاصی که در آنجا ذکر شده، ما در ابتدای کتاب اوج معرفت این سلسله را تا خود امام متصل کردیم. اما متأسفانه سلسله عرفانِ نظری و عملیِ مدون، بعد از امام منقطع شد.
وی افزود: امام در عصر خودش چهار کار مهم و ابتکاری انجام داد. یکی از کارهای خیلی مهم امام، تألیف کتاب مستقل در «عرفان نظری» است؛ یعنی همان کتاب «مصباح الهدایة». بعد از آقای ابن تُرکه ، ما کتابِ مستقلِ مدوّنِ عرفانی به این شکل نداشتیم؛ حتی آقا محمدرضا قمشهای هم ننوشت. اما امام نوشت. کار دوم، تألیف کتاب مستقلی در «عرفان عملی» است که استمرارِ نسل خواجه عبدالله انصاری و عبدالرزاق کاشانی محسوب میشود. امام در عرفان عملی با کتاب سرّ الصلاة یک انقلاب ایجاد کرده است.
صاحبی ادامه داد: کار سوم امام، «تفسیر تأویلی و سلوکی» است. این خیلی مهم است. اصلاً بعضیها مدعیاند که امام تفسیر بلد نبوده! امام اینجا غوغا میکند. کار چهارم امام، «تعلیق بر فوائد الرضویه» است. این کار در دفاع از حریم عرفانی ابن عربی، حکمت صدرایی و مقابله با اخباریگری در عصر حاضر انجام شده است. تعلیقات امام بر فوائد الرضویه مشتمل بر سی تعلیقه است که مباحثی مثل وحدت وجود، توحید احدی، چینش نظام اسمایی، مشیت مطلقه و سریانش، کینونت عقلی، حرکت جوهری و... را در بر میگیرد. امام ورودِ عجیبی با «وجه خاص» کردهاند.
وی تصریح کرد: امام در این تعلیقات بر فوائد الرضویه سه تا کار انجام دادهاند؛ اول بیان مبانی صحیح معرفتی، دوم حل معضلات و مشکلات موجود در فهم معانی احادیث و اخبار معصومین که قاضی سعید در آنها دچار تناقضگویی شده بود، اما امام آنها را حل کردند و سوم گسترش معارف وحیانی به حوزه ادراکات عقلی و شهودی. امام سعی کرد معارف وحیانی را با قلم فلسفی و عرفانی توضیح دهد. دغدغه امام بیان شریعت بود؛ اما با قلم فلسفی و عرفانی.
نویسنده کتاب «انوار حکمت» گفت: کتابِ «انوار حکمت» که ما نوشتیم، یک شرحی است که به اندازه سواد خودمان نوشتهایم تا راه باز شود که اهل فن بیایند، ورود کنند و این شرحها کاملتر شود؛ مثل کارهایی که روی شرح دعای سحر شده است. خیلی امید هست که اهل فضل بیایند و مطالب عمیقتری استنباط کنند. واقعاً امام در قلمش عجیب بوده است؛ من الان ۲۵ سال است که کتابهای امام بالای سرم هست و میخوانم، اما هر کتابی را که باز میکنم برای من تازگی دارد؛ بهویژه سرّ الصلاة.