این عالم پرهیزکار و ادیب دانشمند و افتخار خطه عارفپرور اردبیل - بلکه افتخار عالم شعر و ادب - به اقدام سترگی دست یازید و و بیش از چهارصد غزل حافظ را تضمین و تخمیس نمود. این کار بزرگ از چنان عالم وارستهای نمیتوانست جز برای اعلای کلمه حق و نشر معارف الهی و تربیت نفوس مستعده و تلطیف ارواح خسته در هیاهوی مادیت معنای دیگری داشته باشد.
خداوندا تویی ربّ المعالی ندارم جز تو از کس امتثالی
کسی کاندر ره عشق است و عرفان ز حق پر میشود وز خویش خالی
این دو بیتی از سرودههای عالم و عارف و ادیب دانشمند حضرت آیتالله حاج شیخ علی کاظمی اردبیلی است که روز گذشته ترک دیار فانی کرد و به عالم بقا پیوست. او تا آخرین ساعات عمر پر برکت خود در راه هدایت معنوی مردم و ترغیب آنان به حضور در گلستان عشق و معرفت و استضائه از انوار پاکان و رهیافتگان به حریم قرب دوست لحظهای از پا ننشست و با سرودن اشعار دلپذیر در سبکهای مختلفِ سنتی روحیه دلباختگی به حقیقت و عرفان را در دلها زنده نگه داشت. گاهی با ترنم ترانههای «حیدر بابا جوابلاری» به نالههای جانسوز استاد شهریار پاسخ داد و با درهم تنیدن این دو نوای شورانگیز از این دو شاعر آذری زبان صحنه جدیدی از عوالم عشق پدید آمد. گاهی با حضور در محضر لسان الغیب حافظ شیرازی و تخمیس غزلیات او اثری بدیع و بیسابقه در حوزه ادبیات و عرفان را عرضه کرد.
آنگاه که سخن از مناقب و مراثی چهارده معصوم علیهم السلام به میان میآورد، فضایی روحانی از عالم قدس بر کلمات و ابیاتش حاکم میگشت و چون به شرح مصائب سید مظلومان اباعبدالله الحسین(ع) میپرداخت، صحنه دلخراش عاشورا و کربلا را در اذهان مجسم میساخت و حال و هوای دیگری از طوفان عشق به پا میکرد.
مرحوم استاد المادحین سلیم مؤذنزاده چندین سروده از آیتالله کاظمی را به زبان آذری در نوحههای شورانگیز خود خوانده بود. هنگامی که برای عرض ادب به ساحت مولای متقیان قلم بر کاغذ مینهاد گویی با تمام وجود سر بر آستان آن انسان کامل میساید و از عمق جان عرض ارادت میکند. چنانکه سرودههایش درباره سعدی و مولوی و فردوسی نشانه ارجگذاری به مفاخر ادبی، ملی و عرفانی این مرز و بوم است. دیوان چاپ شده ایشان که به همت زنده یاد حجتالاسلام و المسلمین سید محمود دعایی در مؤسسه اطلاعات چاپ و منتشر شد، بهترین گواه بر بلندی اندیشه و عظمت روحی و قدرت ادبی ایشان است.
آیتالله علی کاظمی سطوح عالی فقه و اصول را در محضر اساتید بزرگی چون آیات عظام: بروجردی، مرعشی نجفی، امام خمینی، علامه طباطبایی - رحمة الله علیهم - در حوزه علمیه قم گذراند و به درجات عالیه علمی و مقام اجتهاد نائل آمد، و بیش از نیم قرن در تهران به اقامه نماز جماعت و ترویج معارف قرآنی و تبلیغ احکام و سنت نبوی و اشاعه علوم اهل بیت علیهم السلام اشتغال داشت.
از ویژگیهای ایشان در تفسیر قرآن و بیان فتاوی و نقل احادیث معصومین(ع) توجه ویژه به منطق عقلی و شعور انسانی است. ایشان از ذکر مسائلی که با عقل سلیم در تعارض بود و چه بسا موجب وهن اسلام و تضعیف دین میگردید به شدت پرهیز داشت و اینگونه مسائل را پیرایههایی میدانست که در اصل دین نبوده و با اغراض دیگر هرچند خیرخواهانه توسط افرادی به دین افزوده شده است.
از ویژگیهای دیگر آیتالله کاظمی این بود که زندگی شخصی خود را از راه کسب آزاد، اداره میکرد و برای زندگی محقرانه خود دیناری از وجوه شرعی استفاده نمیکرد و بابت انجام وظایف دینی پولی دریافت نمینمود. ایشان به لطف پروردگار از طبعی روان و قریحهای سرشار برخوردار بود و در ایام فراغت از این نعمت خداداد بهترین استفاده را کرده و آثار گرانبهایی را پدید آورده بود.
تخمیس غزلیات حافظ
این عالم پرهیزکار و ادیب دانشمند و افتخار خطه عارفپرور اردبیل - بلکه افتخار عالم شعر و ادب - به اقدام سترگی دست یازید و و بیش از چهارصد غزل حافظ را تضمین و تخمیس نمود. این کار بزرگ از چنان عالم وارستهای نمیتوانست جز برای اعلای کلمه حق و نشر معارف الهی و تربیت نفوس مستعده و تلطیف ارواح خسته در هیاهوی مادیت معنای دیگری داشته باشد.
گفتنی است در صنعت تخمیس که یکی از مشکلترین صنایع ادبی است، باید یک بیتِ دو مصراعی تبدیل به پنج مصراع شود به گونهای که سه مصراع جدید نه تنها در وزن و قافیه با بیت اصلی همسطح باشند که در صنایع معنوی و مفاهیم و معانی هم با آن همخوانی داشته باشند. روشن است که این معامله ادبی با اشعار حافظ جرأت و جسارت فوقالعاده میطلبد. بحمدالله آیتالله کاظمی با برخورداری از سه عنصر: طبع روان، بینش آزاد و پشتوانه غنی علوم حوزوی توانست در این میدان وارد شود و سربلند بیرون آید. به نظر میرسد در بسیاری از موارد سه مصراعی را که ایشان افزودهاند زمینه فهم بیت اصلی حافظ را فراهمتر کرده است و میتوان ادعا کرد این مخمسات علاوه بر معرفتافزایی و مضمونپردازیهای نو، خود به منزله شرحی بر دیوان حافظ و به تعبیری «شرح عشق» است. عشقی که موجب روشنایی دل، آزادی و آزادگی و دوام و جاودانگی است. چنانکه خود در این تخمیس اشاره کرده است:
دلهای اهل دل همه تابنده شد به عشق جانهای عاشقان همه پاینده شد به عشق
آزاد شد هـر آنکه ز جان بنده شد به عشق «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوامِ ما»
در این فرصت به همین مقدار بسنده میکنم تا اگر فرصتی پیش آمد درباره ابعاد علمی و ادبی به ویژه خصایل انسانی و ظرایف رفتاری این عالم عالی قدر به خواست خداوند بیشتر سخن گفته شود.