آخرین دور از بمباران هوایی لیبی توسط آمریکا به عنوان یک اقدام دفاعی در برابر داعش اعلام شده است که در شهرهای ساحلی غربی از جمله «سرت» زادگاه قذافی پایگاه دارند. با این حال باید پذیرفت که این آمریکا بود که با راه اندازی جنگ در عراق و تلاش برای حذف دولت «بشار اسد» در سوریه زمینه شکل گیری داعش را ایجاد کرد.
بمباران اخیر لیبی توسط جنگنده های آمریکایی در حقیقت ادامه جنگ بیش از پنج ساله علیه مردم لیبی محسوب می شود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، پایگاه خبری و تحلیلی گلوبال ریسرچ کانادا در گزارشی نوشت: هنوز جوهر دستورکارهای بی معنی که هفته گذشته در همایش ملی دموکرات ها در شهر «فیلادلفیا» امضا شد، خشک نشده بود که دولت «باراک اوباما» رئیس جمهور این کشور لیبی در شمال آفریقا را بمباران کرد.
این حمله، ادامه جنگ بیش از پنج ساله علیه مردم لیبی است. این کشور که زمانی در آفریقا مرفه ترین کشور بود، در حال حاضر با حمایت آمریکا، ناتو و متحدان منطقه ای آن نابود شده است. کاخ سفید تحت پوشش مبارزه با داعش به دنبال سرپوش گذاشتن بیشتر بر جرم خود در شکل گیری بدترین بحران انسانی پس از پایان جنگ جهانی دوم در لیبی است.
در سال 2011، دولت اوباما صدها نفر از پرسنل سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) را به منظور تسهیل در پشتیبانی از شبه نظامیانی که توسط امپریالیسم برای سرنگونی دولت «معمر قذافی» تامین مالی می شدند، به کار گماشت. ده ها هزار نفر از مردم در این جنگ کشته شدند.
این آخرین دور از بمباران هوایی لیبی توسط آمریکا به عنوان یک اقدام دفاعی در برابر داعش محسوب می شود که در شهرهای ساحلی غربی از جمله «سرت» زادگاه قذافی پایگاه دارند. با این حال باید پذیرفت که این آمریکا بود که با راه اندازی جنگ در عراق و تلاش برای حذف دولت «بشار اسد» در سوریه زمینه شکل گیری داعش را ایجاد کرد.
بر اساس گزارش هفته نامه واشنگتن اگزمینر، در بیانیه پنتاگون آمده است حملات هوایی به درخواست دولت جدید لیبی و به سفارش«اشتون کارتر» وزیر دفاع و ژنرال «ژوزف دانفورد» رئیس ستاد مشترک و با مجوز اوباما صورت گرفته است. نیروهای متحد با دولت جدید در حال حاضر اراضی اطراف سرت را به محاصره خود درآورده اند و پنتاگون گفته است که حملات هوایی آمریکا برای کمک به نیروهای تحت حمایت دولت لیبی برای پیشروی های استراتژیک و حساس صورت گرفته است.
در ادامه مقاله واشنگتن اگزمینر آمده است: «در حالی که آمریکا حملات یکجانبه ای را با هدف ترور عناصر داعش انجام داده، این اولین بار است که آمریکا مبارزان لیبیایی بر روی زمین را تحت پوشش هوایی قرار می دهد. پنتاگون اعلام کرد که قصد دارد حملات بیشتری را در روزهای آینده داشته باشد.»
با این حال طبق معمول دولت هیچ پایانی را برای بمباران ها در نظر نگرفته است. در سال 2011، اوباما دخالت آمریکا در لیبی را «محدود» عنوان کرد و پنتاگون از پشت صحنه این جنگ را مدیریت می کرد. با این حال استقرار ماموران سیا حتی قبل از آغاز این بمباران ها در تاریخ 19 مارس 2011، در گزارشی که در روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده، برملا شد.
«آندرس فوگ راسموسن» دبیر کل وقت ناتو گفت که بدون کمک پنتاگون ماموریت در لیبی هرگز انجام نمی شد. این آمریکا است که بسیاری از جنگ افزارها مانند جت های جنگنده، بمب ها و ... را در تمامی جنگ های مدرن تامین می کند.
حزب دموکرات و ماشین جنگی
این اقدامات نظامی در لیبی به هیچ وجه برای کسانی که همایش ملی دموکرات ها را در طول هفته منتهی به 25 ژوئیه مشاهده می کردند، تعجب آور نبود. هرگز کسی در هیچ جایی تا این حد به ناکامی ماجراجویی های نظامی پنتاگون و سیا در افغانستان، عراق، لیبی، سوریه، یمن و دیگر مناطق ژئو پلیتیک اذعان نکرده بود.
«هیلاری کلینتون» وزیر خارجه سابق که در دولت اول اوباما خدمت می کرد، به حمایت از مداخله و اشغال عراق رای داده بود.
این اوباما بود که استقرار نیروهای نظامی در افغانستان را شتاب بخشید. علاوه بر این، کلینتون به عنوان چهره اصلی بمباران های پنتاگون و ناتو و کشتن قذافی بود تا جایی که پس از حوادث 20 اکتبر 2011 به این تحولات می خندید.
در طول هفته منتهی به اول اوت، این رهبری حزب دموکرات بود که ژست حمایت از خانواده های سربازان کشته شده در جنگ را گرفت. با این وجود، کاملا روشن است که در دولت اوباما ارائه خدمات به پرسنل بازنشسته نظامی کمتر از حد کافی بوده است. بسیاری از کهنه سربازان جنگ افغانستان و عراق بی خانمان و زندانی هستند و از بیماری های جسمی و روانی متعددی رنج می برند.
با وجود کسب درآمد های مالی گسترده از طریق دریافت مالیات از خانواده ها و سلب مالکیت منابع از کشورهای دیگر، خدمات برای کهنه سربازان در بسیاری از موارد وجود نداشته است. نرخ خودکشی در میان کهنه سربازان، بالا و بیش از 220 مورد در هر روز در آمریکا گزارش می شود.
اقتصاد سیاسیِ جنگ امپریالیستی
تنها دلیل برای آغاز جنگ دائمی در عصر امپریالیسم تامین منافع اقتصادی همراه با حفظ یک نفع سیاسی در دیگر بلوک های منطقه ای مانند فدراسیون روسیه، جمهوری خلق چین، اتحادهای سیاسی که در جنوب امریکا شکل گرفته اند، آمریکای مرکزی و حوزه کارائیب و اتحادیه اروپا است. حتی اگر اتحادیه اروپا یک رقیب بین امپریالیستی وابسته به آمریکا باشد، رای اخیر انگلیسی ها برای خروج از اتحادیه اروپا از طریق بازارهای سرمایه داری جهانی شوکی را ایجاد کرده است.
در نتیجه، چشم انداز برای ادامه و حتی گسترش تولید سخت افزارهای نظامی پررنگ تر خواهد شد که به منبع سودی برای صنعت دفاعی و وال استریت تبدیل خواهد شد. کاهش انرژی و قیمت کالاها، در حاشیه سودآوری صنعت نفت که از جنگ ها در خاورمیانه، آسیای مرکزی و قاره آفریقا متاثر شده، اختلال ایجاد کرده است.
اگرچه احزاب سرمایه داری در انگلیس و آمریکا با شورش های داخلی هم از جناح راست و هم از جناح چپ سوسیال دموکرات روبرو هستند، این موسسات به نظر می رسد قابلیت های خود را به عنوان ابزاری برای مهار اجتماعی طبقه کارگر حفظ کرده باشند. به همین دلیل است که حتی در ظاهر هم بورژوایی یا دموکراسی پارلمانی در چارچوب امور درون حزبی وجود ندارد. «دونالد ترامپ» نامزد جمهوری خواه می تواند بدون نیاز به داشتن مشاغل دولتی، از جانب حزب جمهوری خواه نامزد شود. «هیلاری کلینتون» رقیب وی با سابقه نژادپرستی نسبت به آمریکایی های آفریقایی تبار و دیگر مردمان تحت ستم، به رای دهندگان به عنوان یک مدافع «متنوع» و با ثبات قبولانده می شود.
از سرگیری بمباران ها در لیبی، نشان دهنده تشدید جنگ علیه مردم به اصطلاح جنوب جهانی و کسانی محسوب می شود که ملل تحت ستم دولت های امپریالیستی چه در اروپا و چه در شمال امریکا هستند. برای مقابله با این اقدامات تحریک آمیز یک جنبش بین المللی ضد امپریالیستی باید شکل بگیرد. این کار، وظیفه سازمان های متعهد به معکوس کردن جزر و مد ناشی از جنگ امپریالیستی و استثمار اقتصادی است.