شکست کودتا به معنای پایان مشکلات در ترکیه نیست و چه بسا آغاز مشکلات و بی ثباتی بزرگتر برای این کشور است.مگر آن که اردوغان آراسته به حکمت و خویشتنداری شود و بسیاری از سیاست ها و مواضعش را مورد بازنگری قرار دهد.سیاست هایی که ترکیه را به لبه پرتگاه و بی ثباتی برد.
موفقیت «کودتا»منجر به وقوع فاجعه و هرج و مرج خونین در ترکیه می شد و باعث می شد که میلیون ها هوادار اسلامگرای سیاست زده اردوغان به خیابان ها بریزند و صحنه های سوریه و لیبی تکرار می شد و جنگی داخلی به راه می افتاد که سال ها و چه بسا دهه ها ادامه پیدا می کرد،که به فروپاشی و تقسیم ترکیه منتهی می شد.اما این به معنای پذیرش بدون شرط دیکتاتوری روزافزون اردوغان و دادن تفویض به وی برای قدم نهادن در توسعه اختیارات قانونی اش و تغیر نظام حاکمیت از پارلمانی به ریاست جمهوری و تمرکز همه قدرت در دستانش و نیز ادامه سیاست های کنونی که ترکیه را به مراحل خطرناکی در دو عرصه بین المللی و منطقه ای رسانده، نیست.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران،«عبدالباری عطوان»نویسنده و تحلیلگر مشهور عرب در یادداشتی در بخش سخن سردبیر در روزنامه رأی الیوم به تحولات ترکیه پس از شکست کودتای نظامی پرداخت و نوشت:نظریه های توطئه ای در رسانه های سنتی و غیرسنی یعنی شبکه های اجتماعی زیاده شده است ؛نظریه هایی که در میزان واقعی و راست بودن کودتای نظامی که جمعه شب در ترکیه رخ داد و در سرنگونی نظام حزب «عدالت و توسعه»به رهبری «رجب طیب اردوغان»که از سال 2002 تا کنون چهار بار در انتخاباتی شفاف و آزاد به قدرت رسید،تشکیک می کنند.
ما نمی توانیم درباره درستی این نظریات مطمئن بشویم نه به دلیل اینکه بیشتر آنها توسط طرف های مخالف با حاکمیت اردوغان رئیس جمهوری ترکیه بیان می شوند بلکه به دلیل اینکه اطلاعات درباره این کودتا،کسانی که پشت آن هستند و فضای پیرامون آن تا کنون اندک و غیر واضح بوده است و در برخی مواقع نیز متناقض و از طرفی غیر مستقل بوده است اما برخی نقاط وجود دارند که خود را ملزم به درنگ در آنها و بررسی شان می بینیم.
توصیف «کودتای نظامی»به نظر ما دارای مغالطه بزرگی است و چه واقعی باشد و چه مشکوک همانطور که «فتح الله گولن»روحانی ترک ساکن آمریکا و دشمن اصلی اردوغان و متهم اصلی پشت این کودتا گفته است،ارتش در این کودتا دست ندارد بلکه مجموعه ای از افسران در آن دست دارند که دارای فرماندهان واضح و مشخص هستند و بر رسانه ها در شکل های متعدد آن سیطره پیدا نکردند ، اردوغان یا نخست وزیر یا هیچ کدام از وزرا و فرماندهان امنیتی و اطلاعاتی یا حتی هیچ دربان کاخ ریاست جمهوری را هم بازداشت نکرده و حبس خانگی نکردند این بماند که آنها را هم نکشتند و شبکه های تلفن،شبکه های اجتماعی مانند «توییتر» و «فیس بوک» و «اسکایپ» و «واتس آپ» و اینترنت را قطع نکردند.
اگر این در عمل کودتا بود و بعید نیست که این چنین است، پس کودتایی است که نشان دهنده حماقت صاحبانش است و تاکید می کند که آنها گروهی «سر به هوا»هستند، به همین دلیل این کودتا کنترل شده و در ساعاتی اندک خنثی شد و همه کسانی که داخل یا خارج از نیروهای مسلح در آن دست دارند یا با آنها همبستگی کردند، دستگیر شدند.
ملت ترکیه در ناکامی این کودتا نقش مهمی بازی کرد زیرا نمی خواهد به عقب برگردد و نمی خواهد به چهار تجربه حاکمیت نظامیان برگردد و خواست که دولت مدنی و حاکمیت دموکراسی را حفظ کند که ثبات و جهش اقتصادی را محقق کرد و سطح معیشتی را دو برابر بالا برد. هنگامی که گزینه این ملت میان دموکراسی بد و حاکمیت دیکتاتورمآب نظامیان،گزینه نخست است به رغم آن که مشکلاتی با دموکراسی بد دارد این همان چیزی است که ایستادن همه احزاب مخالف ترکیه علیه کودتا و پشت اردوغان و دولتش را تفسیر می کند زیرا شرش از نظامیان بسیار کمتر است.
موفقیت «کودتا»منجر به وقوع فاجعه و هرج و مرج خونین در ترکیه می شد و باعث می شد که میلیون ها هوادار اسلامگرای سیاست زده اردوغان به خیابان ها بریزند و صحنه های سوریه و لیبی تکرار می شد و جنگی داخلی به راه می افتاد که سال ها و چه بسا دهه ها ادامه پیدا می کرد،که به فروپاشی و تقسیم ترکیه منتهی می شد.اما این به معنای پذیرش بدون شرط دیکتاتوری روزافزون اردوغان و دادن تفویض به وی برای قدم نهادن در توسعه اختیارات قانونی اش و تغیر نظام حاکمیت از پارلمانی به ریاست جمهوری و تمرکز همه قدرت در دستانش و نیز ادامه سیاست های کنونی که ترکیه را به مراحل خطرناکی در دو عرصه بین المللی و منطقه ای رسانده، نیست.
ترکیه اکنون برای اردوغان به دو«اردوگاه»تقسیم شده است اردوگاه اول همان بهترین ها که هوادارانش هستند و دومی اشرار که با وی مخالف هستند یا شیوه اداره کشورش توسط وی را تایید نمی کنند.بی تردید این تقسیم و شکاف با توجه به واکنش های اردوغان در روز بعد از کودتا افزوده می شود و در ماه ها یا سال های آینده گسترده تر می شود.
بیشتر توضیح می دهیم و می گوییم که نشانه های اولیه حکایت از آن دارد که اردوغان می خواهد حکومت در ترکیه را دوباره تشکیل دهد آن هم بر اساس معیارهای خودش و حزبش.وی سیطره بر ارتش را با بازداشت شش هزار ژنرال،افسر و سرباز و اخراج نزدیک به سه هزار قاصی از جمله قضات دادگاه قانون اساسی که بازداشت آنها فقط با حکم خود این دادگاه مجاز است آن هم بر اساس متن قانون اساسی موسس آن، آغاز کرد.
ناکامی کودتای نظامی توسط ملت و ارتش و ما بر نقش ارتش اصرار داریم زیرا عامل مهمی است باید یک فرصت طلایی باشد که اردوغان از آن برای تحقق آشتی ملی و از بین بردن شکاف و تقویت ارتش ترکیه و تثبیت آن به عنوان یک نهاد برای ترکیه و همه مردم آن استفاده کند. اردوغان نباید از کودتا برای دستیابی به تفویض برای انتقامجویی و به راه انداختن چوبه های اعدام و فعال کردن دوباره مجازات اعدام که از چند دهه پیش به لحاظ قانونی لغو شده است، استفاده کند.
برای ترکیه به دلیل شواهدی که می بینیم و این شواهد بازتاب دهنده گرایش های انتقامجویانه خونین است، نگران هستیم و این به معنای آن نیست که ما هرگز با مجازات همه کسانی که در این کودتا دست دارند مخالف هستیم،اینها مستحق شدیدترین مجازات هستند اما پس از محاکمه های عادلانه و شفاف.
منشأ ترس ما در این جا،گرایش شدید به انتقام است.هزاران قاضی که از کارشان اخراج شدند چه گناهی مرتکب شدند،آیا سلاح به دست گرفتند یا هواپیماهای نظامی را هدایت کردند یا تانگ ها را طی کودتایی که فقط چند ساعت ادامه داشت،به حرکت درآوردند؟چگونه شناسایی شدند و چگونه تبانی آنها با کودتا در نصف یک روز مشخص شد؟آیا این اقدام حکایت از آن ندارد که قصدی از قبل برای اخراج شان وجود داشته است و از کودتا و مخالفت مردمی گسترده با این کودتا به عنوان پوشش و چراغ سبز برای این کار استفاده شد؟
ما در گذشته از تجربه دموکراتیک و آمیختگی موفقیت آمیز اسلام و دموکراسی بر بستر نهضت اقتصادی معجزه آمیز ترکیه خوشمان می آمد و اکنون نیز خوش مان می آید اما پس از عملی کردن سیاست های مغرورانه و متکبرانه اردوغان و ارزیابی بد در چندین مسئله به طوری که در براندازی نظام حاکم بر سوریه پس از گذشت پنج سال از دخالت نظامی مستقیم و غیرمستیم و مصیبت ها و خونزیزی هایی که به بار آورد شکست خورد،سپس اقدامش برای عادی سازی کامل روابط با اسرائیل و از سرگیری هماهنگی امنیتی و نظامی بدون لغو محاصره نوار غزه؛ این عادی سازی غیرقابل قبوا و محکوم است و فرقی نمی کند بهای مقابل آن چیست و عذرخواهی توهین برانگیز از روس ها و سیاست های داخلی اتوکراسی و سرکوب روزنامه ها و روزنامه نکاران،باید اعتراف کنیم که خوشایندی به شدت کم شد اگر نگوییم که کاملا بخار شد.
ما در اردوگاه صدها هزار ترکی قرار داریم که در حمایت از دولت مدنی و علیه حاکمیت نظامیان تظاهرات کردند و همچنان تظاهرات می کنند اما هرگز از حاکمیت دیکتاتوری به نام دموکراسی و عادی سازی کامل روابط با اسرائیل حمایت نمی کنیم و به این مساله تن می دهیم که صندوق رأیی که حزب عدالت و توسعه و اردوغان رئیس اش را روی کار آورد تنها چیزی است که باید آنها را از قدرت کنار بزند.
شکست کودتا به معنای پایان مشکلات و پایان بی ثباتی در ترکیه نیست و چه بسا آغاز مشکلات و بی ثباتی بزرگتر برای این کشور است.مگر آن که اردوغان آراسته به حکمت و خویشتنداری شود و بسیاری از سیاست ها و مواضعش را مورد بازنگری قرار دهد.سیاست هایی که ترکیه را به لبه پرتگاه و بی ثباتی برد و آن چه اکنون می بینیم حکایت چنین بازنگری ندارد.