پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

بازسازی خرمشهر و شکست تجربه برنامه ریزی غیرمشارکتی در گفت و گوی جماران با مرجان شاهرخیان؛

خسارت های برآمده ازحذف مشارکت مردمی در بازسازی خرمشهر ومناطق جنگ زده

آبان 59 یادآور سقوط خرمشهر نیست؛ خرمشهر را با فتحش می شناسند؛ حال آنکه یک ماه مقاومت رزمندگان و نیروهای محلی، گرچه به سقوط خرمشهر انجامید؛ اما ارتش عراق به اندازه ای در این خاک که اکنون همچون خاکی مقدس برای نسل معاصر دفاع مقدس می ماند؛ زمین گیر کرد که پیشرفت تجاوزات آن را در خاک خوزستان محدود کرده باشد. آبان برای نسل جنگ یادآور مقاومت و رشادت است. به این بهانه جماران گفت و گویی با مرجان شاهرخیان، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد بازسازی دانشگاه شهید بهشتی تهران، انجام داده است. از جمله زمینه های مطالعاتی مرجان شاهرخیان می توان به بازسازی پس از جنگ و سوانح طبیعی، معماری و مدیریت بحران، طراحی فضاهای شهری مقاوم در برابر تهدیدات و طراحی در شهرهای مرزی اشاره کرد.

جماران ـ هادی کیانی: مرجان شاهرخیان پژوهشگر حوزه بازسازی شهری با اشاره به اهمیت مشارکت مردم در فرایند بازسازی، گفت: طرح هایی که در بازسازی خرمشهر ارائه شد طرح هایی نبود که مردم در آن دخیل باشند.

شاهرخیان در گفت و گو با جماران، تصریح کرد: اینکه بگوئیم مردم در خرمشهر کم کاری کردند سخن درستی نیست. به عنوان مثال در پژوهش های مختلفی که روی بازسازی انجام داده ایم به این نتیجه رسیدیم که در دزفول ما دو نوع بازسازی داشتیم یک نوع بازسازی که مردم صد در صد در آن نقش داشتند و نوع دیگری که مردم در آن نقش نداشتند

وی افزود: دولت به عنوان متولی امر بازسازی تلاش کرده مشکل را حل کند ولی به دلیل فقدان چارچوب نظری درست کارها مختلف و سلیقه ای بود. مثلا در دزفول به سبب اینکه بافت تاریخی و کهن شهر مورد حمله قرار گرفت حساسیت ها برای بازسازی بالا بود، به این دلیل که این بافت میراث جهانی است و دزفول قدیمی ترین شهر آجری دنیا است. گفتند که مردم چون دانش ندارند باید اجازه دهند که دولت بازسازی را انجام دهد. در واقع در جایی که مردم در بازسازی بافت قدیم حضور نداشتند هنوز مشکل دارد ولی در بافت جدید که مردم در ساخت و ساز مشارکت داشتند مشکلات کمتر بود.

شاهرخیان ادامه داد: در واقع ما فراموش کردیم خود مردمی که در این مکان زندگی می کنند این شهر و جامعه را به وجود آورده اند، پس نظر آنها مهم است حتی اگر ما بخواهیم آکادمیک به این قضیه نگاه کنیم بایستی از نظر و مشارکت آنها استفاده کنیم.

وی با انتقاد از سیاست های اجرا شده در بازسازی مناطق جنگ زده گفت: در تهران و مرکز افرادی پشت درهای بسته فکر می کردند چه طرح و برنامه ای داشته باشیم. گفتند این نقشه وضع موجود جغرافیایی است، حالا این تعداد کاربری ها را جایابی کنیم. خط کش روی نقشه ارگانیک کشیدند و در نظر نگرفتند این مردمی که اینجا زندگی می کنند هویتی دارند که باید حفظ شود.

این دانش آموخته کارشناسی ارشد بازسازی با اشاره به مشکلات به وجود آمده در فرایندهای تعریض خیابان ها و کوچه ها در مناطق بازسازی شده، گفت: اولین چیزی که بسیار حساست برانگیز بود اینکه در همین تعریض ها و بزرگ شدن ها مالکیت از بین می رفت. یعنی خانه ای بزرگتر یا کوچک تر می شد. کسی که خانه اش کوچکتر می شد می گفت خانه من از بین رفت، خیلی از خانه ها بدون فروختن ترک می شد. در قسمت های نوساز شهر که دولت زیاد دخالت نکرده و فقط از لحاظ مالی و نظارتی حمایت هایی داشت و خود مردم مسئول بازسازی خانه ها بودند خیلی به سرعت کار انجام شد.

این پژوهشگر حوزه بازسازی همچنین گفت: من در مصاحبه های محلی که انجام داده ام متوجه شدم که برخی از اهالی تا 5 بار منازل خود را بازسازی کرده اند. یعنی وقتی که موشک زده می شد به سرعت خانه ها را می ساختند. این موضوع نه تنها ناراحت کننده نشده بود بلکه به نوعی احساس غرور می کردند که ما 5 بار خانه خود را ساختیم و مشت محکمی در دهن صدام زدیم.

وی ادامه داد: با وجود اینکه شهید و جانباز داده و آسیب های فراوانی نیز دیده بودند به جای اینکه ناراحت باشند می گفتند این نماد مقاومت ماست و هیچ کس نمی تواند ما را از خانه هایمان بیرون کند

شاهرخیان افزود: با امید به زندگی ای که وجود داشت تغییرات معماری دلخواه منازل خود را در هر بازسازی انجام می دادند و خیلی سریع منازل خود را آماده سکونت کردند. اما در بافت قدیم چون مردم در آن مشارکت نداشتند و گفتند شما بروید وقتی منازل ساخته شد برگردید کار به مشکل خورد. یک خانه که در عرض یک سال 5 بار توسط مردم ساخته شده بود ولی وقتی دولت متولی امر شدساخت خانه ها بعضا تا 10 سال طول کشید.

وی با اشاره به سیطره نگاه نفی گذشته در فرایند بازسازی گفت: چون دیدگاه نفی گذشته بود دقت نکردند که گذشته اگرچه بافت سنتی است ولی همین گذشته میراث تاریخی ماست و خانه های آجری بی نظیری داشته است و مردمی که در آنجا زندگی می کردند به هر حال مردمی با شخصیت و فرهنگ خود بودند.

شاهرخیان با اشاره به مشکلات اجتماعی پدید آمده در مناطق بازسازی شده گفت: خانه ها را خیلی معمولی، بدون کیفیت و خیلی هندسی درست کردند طوری که بسیاری از خانواده ها حتی حاضر نشدند خانه را بفروشند. خانه را رها کرده و از آنجا رفتند و چون آنجا نظام همسایگی اهمیت دارد مرتب کاهش میل سکونت بومی ها اتفاق می افتاد. غیر بومی هایی از طبقات فرودست اقتصادی با نازل ترین قیمت این خانه ها را می خریدند.

این پژوهشگر حوزه بازسازی شهری ادامه داد: همین که تازه واردان می آمدند بقیه ای که آنجا مانده بودند حاضر نشدند در آن منطقه بمانند و به دلیل معضلات اجتماعی سعی می کردند خانه های را بفروشند و بدین ترتیب رفته رفته محله ضعیف تر می شد. جوری که دسته فرودستی که در ابتدا آمده بودند گفتند اینجا دیگر جای زندگی نیست. به محض اینکه وضع اقتصادی شان بهتر شد ترجیح دادند از آنجا بروند. این فرایند در بافت سنتی مرکز شهر دزفول اتفاق افتاد. به صورت مقایسه ای در محلات دیگری که مشارکت مردم بود چنین اتفاقی رخ نداد.

شاهرخیان با تاکید براینکه مشارکت مردم فرایند بازسازی وتوسعه را به صرفه تر می کند گفت: مشارکت مردم به نفع دولت بوده است و ضمن اینکه هزینه روی دوش دولت را کمتر کرده موفقیت آمیز نیز بوده است

وی در پاسخ به این پرسش که آیا اراده ای برای محلی کردن تصمیم گیری ها وجود داشته گفت: تصمیمات محلی هم اتفاق افتاده است مثل فرمانداری که برای حل یک مشکل ریش سفیدها را جمع می کند. ولی برخی می گویند بگذارید ما دانشگاهیان قضیه را حل کنیم. در مجموع خیلی تصمیمات منسجمی وجود نداشته است و به دلیل وضعیت بحرانی که در شهروجود داشته بعضی از تصمیمات خوب بوده و برخی نیز فوائد لازم را نداشته است.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.