حجت‌الاسلام محمدحسین پورامینی گفت:‌ پیروزی راهبردی ما در این است که با تکیه بر نگاه انقلابی، از وضعیت پدافندی خارج شده و به یک «تعیین‌کننده فعال» تبدیل شده‌ایم. در واقع، ابهت پوشالی متجاوز در برابر صلابتِ ملتی که حاضر به پذیرش زور نیست، در هم شکسته است.

به گزارش جماران به نقل از روابط عمومی و امور بین‌الملل خانه کتاب و ادبیات ایران، در نهم اسفند ۱۴۰۴، دولت تروریستی ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی عملیات نظامی مشترکی را علیه ایران آغاز کردند. جنگی که هدفش توسط این دولت تروریستی حذف همه ساختارهای دفاعی، زیرساخت‌ها و نابودی کشور ایران از نظر تمدنی عنوان شد. پس از چهل روز درگیری نظامی کار به آتش‌بس کشید، اما آنچه در این بازه زمانی رخ داد، در ادبیات کلاسیک روابط بین‌الملل قابل توضیح نیست. 

ایران با وجود عدم برخورداری از برتری تسلیحات متعارف، با تکیه بر قدرت دفاعی نامتقارن و مؤلفه‌ای به نام «اراده برای نپذیرفتن تحمیل» عمل کرد. این آتش‌بس نشان‌دهنده ناکارآمدی ابزارهای نظامی کلاسیک در برابر مدلی از دفاع است که ریشه در تاب‌آوری راهبردی دارد. حال پرسش این است که در این ۴۰ روز چه تغییری در زیربنای قدرت رخ داد که معادلات پیشین را به هم ریخت و چگونه قدرت دفاعی ایران به متغیر تعیین‌کننده تبدیل شد؟ 

در این موضوع با حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین پورامینی به گفت‌وگو نشستیم. پورامینی دکترای حقوق بین‌الملل دارد و مولف کتاب‌هایی چون «اسلام و حقوق دیپلماتیک»، «دیپلماسی و رفتار سیاسی»، «ایران و سازمان ملل متحد» و... است. 

تحولات اخیر بین‌المللی نشان می‌دهد که ابزارهای سنتی فشار بر ایران دیگر مانند گذشته نتیجه‌بخش نیستند. به عنوان مدخل بحث، بفرمایید چه تغییری در زیربنای قدرت رخ داده که باعث شده اراده واشنگتن در برابر جمهوری اسلامی ایران به بن‌بست برسد؟

تحلیل این صحنه، باید ابتدا یک بازنگری در مفهوم قدرت داشته باشیم. در ادبیات کلاسیکِ سیاست، قدرت را با متغیرهای مادی مثل حجم تسلیحات یا توان اقتصادی می‌سنجند، اما واقعیتِ امروز جهان ثابت کرد که معیار نهایی قدرت، «اراده برای نپذیرفتن تحمیل» است. آنچه ما امروز شاهد هستیم، فراتر از یک درگیری ساده است؛ این صحنه نمایش ورشکستگی دکترینی است که تصور می‌کرد با تکیه بر ابزار اجبار می‌تواند اراده مستکبرانه خود را بر ملت‌ها دیکته کند. ما در میانه یک «جنگ تحمیلی تمام‌عیار»هستیم؛ جنگی که در آن آمریکا با خروج غیرقانونی از تعهدات خود، مستقیماً ثبات و معیشت مردم ما را هدف گرفته است. اما پیروزی راهبردی ما در این است که با تکیه بر نگاه انقلابی، از وضعیت پدافندی خارج شده و به یک «تعیین‌کننده فعال» تبدیل شده‌ایم. در واقع، ابهت پوشالی متجاوز در برابر صلابتِ ملتی که حاضر به پذیرش زور نیست، در هم شکسته است.

نکته جالبی است. حتی در رسانه‌های غربی هم زمزمه‌های جدی درباره شکست این رویکرد شنیده می‌شود. بسیاری از تحلیلگران معتقدند ترامپ در یک «تله خودساخته» گرفتار شده است. نظر شما درباره این اعترافات دیرهنگام غربی‌ها چیست؟

بله، این واقعیتی است که دیگر نمی‌توانند کتمان کنند. برای نمونه، استیون کالینز در تحلیل اخیر خود تحت عنوان «بحران ایران؛ نماد جهانی که به‌طور فزاینده‌ای در برابر خواسته‌های ترامپ مقاومت می‌کند»، صراحتاً به این نکته اشاره می‌کند که قوانین آهنین ترامپ یعنی «زور و قدرت» اکنون با بن‌بستی مواجه شده که خروج از آن بدون دادن امتیازات سنگین ممکن نیست. این یک اعتراف تاریخی است. ترامپ که همواره بر «برند شخصی» خود مبنی بر تشدید اختلافات برای گرفتن امتیاز تکیه داشت، اکنون در تله‌ای گرفتار شده است که راه فراری از آن ندارد؛ نه می‌تواند عقب‌نشینی کند چون ابهت ادعایی‌اش فرو می‌ریزد و نه توان پیشروی دارد، چرا که هزینه‌های نظامی و سیاسی آن از حد تحمل اقتصاد آمریکا خارج شده است. ایران با ایستادگی خود، عملاً دستگاه محاسباتی کاخ سفید را دچار اختلال راهبردی کرده است.

یکی از لایه‌های پیروزی که شما بر آن تأکید دارید، بحث «عبور از نقطه اشباع تحریم» است. این مفهوم در اقتصاد سیاسیِ مقاومت چه جایگاهی دارد؟

ببینید، تحریم برای ایالات متحده همواره یک سلاح راهبردی بوده است. اما هر سلاحی یک حدِ اثرگذاری دارد. ایستادگی ایران ثابت کرد که این سلاح دارای یک «نقطه اشباع» است. وقتی یک کشور بتواند از اوج فشار عبور کند، ساختارهای داخلی‌اش را ترمیم کند و با شرایط جدید تطبیق یابد، عملاً کارآمدی ابزار تحریم را برای همیشه در سطح جهانی زیر سؤال می‌برد. این پیروزی ایران، در واقع یک پیام روشن برای سایر قدرت‌های نوظهور جهان دارد؛ اینکه می‌توان با تکیه بر ظرفیت‌های داخلی، سلاح تحریم را از کار انداخت. این فرآیند، تابوی فشار حداکثری را شکسته و آمریکا را در میان متحدان سنتی‌اش منزوی کرده است، چرا که جهان دیگر حاضر نیست هزینه‌های یک‌جانبه‌گرایی واشینگتن را بپردازد.

در حوزه حقوق بین‌الملل، موضوع تنگه هرمز و امنیت انرژی بسیار کلیدی است. شما این موضوع را تحت عنوان «اعمال حاکمیت قانونی» تبیین کرده‌اید. بفرمایید ایران چگونه از این اهرم حقوقی استفاده کرده است؟

بله، این یک بحث کاملاً حقوقی و فنی است. ما با تکیه بر دکترین «دفاع مشروع» و قواعد حقوق بین‌الملل در زمان جنگ، ثابت کردیم که تسلط بر تنگه هرمز تنها یک توانمندی نظامی نیست، بلکه یک حق حاکمیتی است. وقتی اقتصاد ما مورد تهاجم غیرقانونی قرار می‌گیرد، محدودسازی این گلوگاه حیاتی در پاسخ به تجاوز دشمن، حق مسلم ماست. این اقتدار باعث شده که معادله از حالت یک‌جانبه خارج شود. ترامپ اکنون می‌بیند که تداوم فشار بر ایران، امنیت انرژی کل جهان را به خطر انداخته و قیمت سوخت را در داخل آمریکا جهش داده است. این یعنی ایران موفق شده است «بحران داخلی آمریکا» را به «اهرم فشار خارجی خود» تبدیل کند و ترامپ را در برابر افکار عمومی و رأی‌دهندگان آمریکایی در موضع ضعف مطلق قرار دهد.

به عنوان آخرین محور، بفرمایید نقش «جبهه مقاومت» در این موازنه جدید چیست و چگونه آن را به عنوان یک «نظم جایگزین» توصیف می‌کنید؟

جبهه مقاومت در واقع تبلور یک «منطق تمدنی و آرمان مشترک» است که امروز به یک بازدارندگی شبکه‌ایِ بی‌نظیر تبدیل شده است. ما معتقدیم پیروزی حق بر باطل، محصور در مرزهای جغرافیایی نیست؛ بلکه جمهوری اسلامی موفق شد با ارائه یک «مدل الهام‌بخش»، به شکل‌گیری زنجیره‌ای به‌هم‌پیوسته از اراده‌های پولادین کمک کند که از مدیترانه تا باب‌مندب گستره یافته است.

این جبهه که برآمده از متن ملت‌های منطقه است، محاسبات کلاسیک آمریکا را که همواره بر پایه جنگ با یک «دولت واحد» بنا شده بود، فرو ریخت. امروز دشمن نه با یک ارتش کلاسیک، بلکه با یک «هم‌افزایی اعتقادی و عملیاتی» روبروست که در آن هر بخش از این شبکه، بر اساس منافع ملی و اعتقادات دینی خود در برابر استکبار ایستاده است. این شبکه ثابت کرد که «مدل مقاومت»، تنها راهِ برخاسته از بطن ملت‌ها برای مقابله با استعمار نوین در قرن جدید است. حتی افول مدل «مرد قدرتمند» در اروپا و مواضع صریح پاپ لئوی چهاردهم نشان می‌دهد که این منطقِ «ایستادگیِ عدالت‌خواهانه» در حال جهانی شدن است. در نهایت، بن‌بست ترامپ، غروب دوران تک‌تازی و طلوع نظمی است که در آن آرمان‌های اصیل تمدنی، پیروز نهایی میدان نبرد با استکبار هستند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.