در فضائل انسانی، گاه یک فضیلت جامع فضائل دیگر است و راه به دستیابی به فضایل متفاوت می شود. در میان محبت به خدا ، و سپس محبوب خدا شدن ، از والاترین فضایل اخلاقی و مقامات عرفانی انسان است.
آیه شریفه ؛ وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللهِ وَ الَّذینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلهِ وَ لَوْ یَرَى الَّذینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلهِ جَمیعاً وَ أَنَّ أللهَ شَدیدُ الْعَذابِ. بعضى از مردم، غیر از خداوند همتایانى [براى پرستش] انتخاب مىکنند؛ و آنها را همچون خدا دوست دارند. امّا کسانى که ایمان آوردهاند، محبّتشان به خدا، شدیدتر است. و کسانى که ستم کردند، [و معبودى غیر خدا برگزیدند،] هرگاه عذاب الهى را مشاهده کنند، خواهنددانست که تمامِ قدرت، از آنِ خداست؛ و خداوند، سخت کیفر است.(آل عمران / ۱۶۵)
این آیه نشان از مومنانی دارد که با محبت به خدا و اشتداد و تضاعف محبت به خدا ، ایمان خود را ارتقاء می بخشند و به بسیاری از کمالات معنوی دست می یابند.
در اینجا باید آیه ۳۱ سوره مبارکه آلعمران مورد توجه قرار داد ،خداوند متعال میفرماید: «بگو: اگر خدا را دوست میدارید، از من پیروی کنید، تا خدا شما را دوست بدارد و گناهانتان را بیامرزد؛ و خداوند آمرزنده و مهربان است.قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ ۗ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ » این آیه ، آیهای است که یکی از روشنترین آیات قرآن درباره رابطه محبت خدا، پیروی از پیامبر و محبوبشدن انسان نزد خداوند است.
از ادعای محبت به خدا تا پیروی از رسول الله
خداوند متعال میفرماید: قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ؛ «بگو: اگر خدا را دوست میدارید، از من پیروی کنید، تا خدا شما را دوست بدارد.» این آیه دو مرحله بسیار مهم را بیان میکند: نخست: انسان میگوید خدا را دوست دارم. دوم: این محبت باید در عمل، به پیروی از پیامبر خدا (صلیاللهعلیهوآله) تبدیل شود.
نتیجه این برجستگی اخلاقی در دو مرحله بالا ، در ؛ "یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ" است ، یعنی ؛ خداوند نیز شما را دوست خواهد داشت، در حقیقت، قرآن انسان را از مرحله «دوست داشتن خدا» به مرحله بسیار بالاتری میرساند؛ یعنی محبوب خدا شدن. انسان موجودی ضعیف، محدود و گرفتار خواهشهای نفسانی است؛ اما همین انسان اگر راه پیامبر را در پیش بگیرد، به مقامی میرسد که خداوند متعال او را دوست میدارد. این یکی از عظیمترین کرامتهایی است که میتوان برای انسان تصور کرد.
انسان در میان ظلمت و تاریکی
انسان در بسیاری از رفتارها و انتخابهای خود، گرفتار تاریکیهاست. انسان ممکن است تصور کند که راه را میبیند، در حالی که هواهای نفسانی، دلبستگیها، خودخواهیها و غفلتها، همچون حجابهایی در برابر چشم او قرار گرفتهاند. از این منظر، مسئله نور و ظلمت تنها یک تعبیر ادبی نیست؛ بلکه یک بحث عمیق فکری و فلسفی درباره وضعیت وجودی انسان است. نور و ظلمت در فلسفه اشراق که توسط حکیم بزرگ جناب شیخ اشراق سهروردی، فیلسوف بزرگ ایرانی و بنیانگذار مکتب حکمت اشراق در قرن ششم مطرح شد، تصریح دارد؛ نور و ظلمت در عالم وجود در مراتب مختلف مطرح است که در هستی هرجا از نور و حقیقت فاصله گرفته شود، مفهوم ظلمت و حجاب مطرح میشود. از این منظراست ، انسان برای خروج از تاریکی تنها به دانستن نیاز ندارد؛ بلکه باید از غفلت به بیداری، از خودبینی به خدابینی و از هواهای نفسانی به هدایت الهی برسد و این مهم با هدایت پیامبران الهی صورت پذیر است که آدمی از ظلمات به سوی نور است.
عناوین پیامبران ، صفات ویژه پیامبران الهی است
تعبیرهای زیبایی درباره پیامبران الهی در روایات و خصوصا در زیارات مانند زیارت وارث به کار رفته است که قابل دقت است ؛ حضرت ادم : صفوه الله ، حضرت نوح : نبیالله ، جضرت ابراهیم : خلیلالله ، حضرت اسماعیل: ذبیحالله ، و حضرت موسی: کلیمالله ، و حضرت عیسی علیهالسلام: روحالله آمده است. و اما درباره پیامبر اعظم الهی صلیاللهعلیهوآله: حبیبالله ذکر شده است.
پیامبر اسلام ؛ پیامبر محبت
هر یک از این عناوین برای انبیاء ، بیانگر وجهی از مقام و منزلت آن پیامبر نزد خداوند است. اما درباره رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) تعبیر «حبیبالله» جایگاه ویژهای دارد.«حبیب» فعیل به معنای مفعول است و به معنای محبوب خدا بودن است. «محمد حبیبالله»؛ نشانگر «پیامبر محبت» است.
در روایات نیز تعبیر حبیبالله درباره پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آمده است.در برخی منابع روایی، «مُحَمَّدٌ حَبِیبُ اللَّهِ» و اسناد اهلبیت ولادت خود را به پیامبر (ص) با عنوان «مُحَمَّدٌ حَبِیبُ اللَّهِ» دیده میشود. بنابر روایتی امام کاظم (ع) خود را با عبارت «أنا ابنمُحَمَّد(ص) حبیبالله» معرفی کرده است . [امالی سید مرتضی ،۲۹۹] همچنین در روایتی دیگر ؛ امام باقر(ع)، حضرت فاطمه(س) را با تعبیر «بِنتُ حَبیبِاللَّه» خطاب کرده است.[تفسیر فرات کوفی ،۲۶۹]
محبت واقعی از نگاه علامه طباطبایی
علامه طباطبایی تحلیل عمیقی درباره «حب» و «محبت» دارند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان توضیح میدهد که محبت در حقیقت وسیله ارتباط مُحب با محبوب است؛ و با این ارتباط ؛ انسان چیزی را که به عنوان کمال و یا نیاز دوست میدارد در محبوب خود میبیند و چون خود فاقد آن است و محبوب دارای آن است ؛ بدنبال محبوب به راه می افتد. سپس ایشان با ذکر مثالی بسیار زیبا میفرماید؛ همان گونه که انسان غذا را دوست دارد، زیرا گرسنگی و نقص جسمانی او را برطرف میکند، در حوزه روح نیز انسان با محبت به سوی چیزی میرود که کمبود روحی او را جبران کند. (تفسیر المیزان ، ج۳ ص۱۵۷ )
محبوب شدن انسان در بارگاه الهی
علامه طباطبایی در بحث محبت الهی، نکتهای بسیار عمیق بیان میکند: انسان در نهایت به جایی میرسد که مطلوب حقیقی او این است که خداوند او را دوست بدارد؛ همانگونه که او خدا را دوست میدارد
عناوین پیامبران، صفات ویژه پیامبران الهی است
تعبیرهای زیبایی درباره پیامبران الهی در روایات و خصوصا در زیارات مانند زیارت وارث به کار رفته است که قابل دقت است ؛ حضرت ادم : صفوه الله ، حضرت نوح : نبیالله ، جضرت ابراهیم : خلیلالله ، حضرت اسماعیل: ذبیحالله ، و حضرت موسی: کلیمالله ، و حضرت عیسی علیهالسلام: روحالله آمده است. و اما درباره پیامبر اعظم الهی صلیاللهعلیهوآله: حبیبالله ذکر شده است.
پیامبر اسلام ؛ پیامبر محبت
هر یک از این عناوین برای انبیاء ، بیانگر وجهی از مقام و منزلت آن پیامبر نزد خداوند است. اما درباره رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) تعبیر «حبیبالله» جایگاه ویژهای دارد.«حبیب» فعیل به معنای مفعول است و به معنای محبوب خدا بودن است. «محمد حبیبالله»؛ نشانگر «پیامبر محبت» است. در روایات نیز تعبیر حبیبالله درباره پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله آمده است.در برخی منابع روایی، «مُحَمَّدٌ حَبِیبُ اللَّهِ» و اسناد اهلبیت ولادت خود را به پیامبر (ص) با عنوان «مُحَمَّدٌ حَبِیبُ اللَّهِ» دیده میشود. بنابر روایتی امام کاظم (ع) خود را با عبارت «أنا ابنمُحَمَّد(ص) حبیبالله» معرفی کرده است . [امالی سید مرتضی ،۲۹۹] همچنین در روایتی دیگر ؛ امام باقر(ع)، حضرت فاطمه(س) را با تعبیر «بِنتُ حَبیبِاللَّه» خطاب کرده است.[تفسیر فرات کوفی ،۲۶۹]
محبت واقعی از نگاه علامه طباطبایی
علامه طباطبایی تحلیل عمیقی درباره «حب» و «محبت» دارند. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان توضیح میدهد که محبت در حقیقت وسیله ارتباط مُحب با محبوب است؛ و با این ارتباط ؛ انسان چیزی را که به عنوان کمال و یا نیاز دوست میدارد در محبوب خود میبیند و چون خود فاقد آن است و محبوب دارای آن است ؛ بدنبال محبوب به راه می افتد. سپس ایشان با ذکر مثالی بسیار زیبا میفرماید؛ همان گونه که انسان غذا را دوست دارد، زیرا گرسنگی و نقص جسمانی او را برطرف میکند، در حوزه روح نیز انسان با محبت به سوی چیزی میرود که کمبود روحی او را جبران کند. (تفسیر المیزان ، ج۳ ص۱۵۷ ) *
محبوب شدن انسان در بارگاه الهی
علامه طباطبایی در بحث محبت الهی، نکتهای بسیار عمیق بیان میکند: انسان در نهایت به جایی میرسد که مطلوب حقیقی او این است که خداوند او را دوست بدارد؛ همانگونه که او خدا را دوست میدارد
انسان تشنه محبت و آرامش او به محبوب اوست
روح انسان دارای خلأ و نیاز است و بدون محبوب حقیقی به آرامش نمیرسد.سیر میشود، اما روح انسان با محبت، حقیقت، ایمان و ارتباط با محبوب حقیقی آرام میگیرد. انسان اگر محبوب حقیقی خود را پیدا نکند، این خلأ را با محبتهای ناقص و گاه با دلبستگیهای مادی پر میکند. و آیه ۳۱ سوره آلعمران دقیقاً همین مسیر را نشان میدهد: می فرماید :ان کنتم تُحِبُّونَ اللَّهَ، فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ مقصود آن است ؛ مدعیان محبت ، موظف اند به پیروی از پیامبری که محبوب خدا است و با محبت به او میتوانند خود هم به محبت الهی بار یابند
دو درس بزرگ قرآن درباره محبت
دو درس مهم از قرآن گرفتیم: درس اول: آیه ۳۱ شریفه آلعمران است که فرمود : اگر خدا را دوست داریم، باید راه پیامبر را دنبال کنیم؛ زیرا محبت حقیقی بدون تبعیت معنا ندارد. درس دوم: آیه ۳۹ سوره طه است که خدای متعال القاء محبت در دلهای آماده ی محبت میکنند و بوسیله آن محبت ، آدمی را تربیت کرده و به ارتقاء نفس و تعالی روح می رساند. در داستان حضرت موسی علیهالسلام خداوند میفرماید: وَأَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّةً مِنِّی وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَیْنِی ؛ «و من محبتی از جانب خود بر تو افکندم، و تا در برابر دیدگان من پرورش یابی.
محبت خدا انسان را در اعمال ظاهری و حالاتِ باطنی، تعالی می بخشد
اینکه خداوند محبت موسی را متذکر میشود برای این است تا نتیجه آن محبت را بازگو فرماید و آن این است ؛ وَلِتُصْنَعَ عَلَىٰ عَیْنِی ؛ یعنی ؛ «تا در برابر دیدگان من پرورش یابی.» این تعبیر بسیار زیباست: انسانی که محبوب خدا شود، تحت عنایت و تربیت الهی قرار میگیرد
رابطه محبت الهی و تمام کمالات
پس محبت الهی فقط یک عنوان نیست؛ محبت خداوند میتواند انسان را در مسیر تربیت، هدایت و کمال قرار دهد. درباره پیروان عملی و واقعی پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله خدا فرمود: «خداوند شما را دوست خواهد داشت ؛ یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ» یعنی همان خدایی که موسی را با محبت خود پرورش داد، برای امت پیامبر خاتم نیز راهی قرار داده است تا با پیروی از محمد (صلیاللهعلیهوآله) ، به مقام محبت الهی که جامع همه فضایل است، برسند.
موسی؛ محبوب خدا و کلیمالله
داستان حضرت موسی علیهالسلام نمونه برجستهای از پیوند محبت الهی و تربیت الهی است. خداوند به موسی نشانههای بزرگی عطا کرد؛ از جمله عصا و ید بیضا. عصایی که در برابر چشم مردم به اژدها تبدیل شد و در مسیر رسالت او معجزات بزرگی به دست آن ظاهر شد. در قرآن همچنین درباره عصای موسی میخوانیم که هنگامی که قوم او تشنه شدند، خداوند به موسی فرمان داد با عصای خود بر سنگ بزند: «پس گفتیم: با عصایت بر آن سنگ بزن؛ آنگاه دوازده چشمه از آن جوشید.فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصَاکَ الْحَجَرَ ۖ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَیْنًا.»(سوره بقره، آیه ۶۰) سرانجام، همین موسی به جایی رسید که خداوند با او سخن گفت و به مقام "کَلِیمُ اللَّه" رسید. این سیر بسیار معنادار است.
محبت الهی در قلب موسی و قلب پیامبر اسلام
در بحث محبت خدا و دوپیامبر الهی ؛ رسول الله (ص) و حضرت موسی(ع) یک حقیقت بسیار زیبا آشکار میشود: درباره موسی علیهالسلام فرمود : «محبتی از جانب خود بر تو افکندم ؛ وَأَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّةً مِنِّی مهم این است که این مقام محبت الهی و انتخاب خدا برای محبوب شدن ، گرچه مورد خطاب به موسی است که فرمود : أَلْقَیْتُ عَلَیْکَ مَحَبَّةً مِنِّی.[طه / ۳۹] و من محبّتى از خودم بر تو افکندم، اما در مورد پیامبر اعظم خدا (ص) هم روایت وارد شده و تصریح شده ؛ القاء محبت در دل نبی خاتم (ص) بسیار افزون تر از موسی (ع) است. امام حسین (ع) نقل می فرماید ؛ روزی یکی از علمای یهودی اهل شام که کتب آسمانی تورات و انجیل و زبور و صحف پیامبران (را خوانده و بر دلایل و براهین همه آنها واقف و آگاه بود؛ به مجلسی وارد شد که در آن گروهی از اصحاب رسول خدا (ص) و [از جمله] امام علی (ع) حضور داشتند..
یهودی گفت: «خداوند محبّت خویش را به دل موسی انداخت». علی (ع) فرمود: «همین طور است، و به حضرت محمّد (ص) برتر از آن عطا شد، خداوند دربارهی او نیز همین محبّت را نهاده است، بگو ببینم خداوند چه کسی را شریک در این اسم نموده است: أشهد أن لا إله إلّا الله، و أشهد أنّ محمّدا رسول الله؛ که شهادت به وحدانیّت خداوند تنها با شهادت به رسالت محمّد (ص) به کمال میرسد، در هیچ مکان آواز به ذکر نام خدا بلند نمیگردد مگر آنکه بعد از آن؛ اسم گرامی آن حضرت مرتفع گردد ؛ ... لَقَدْ کَانَ کَذَلِکَ وَ قَدْ أُعْطِیَ مُحَمَّدٌ (صلی الله علیه و آله) مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْ هَذَا لَقَدْ أَلْقَی اللَّهُ مَحَبَّهًْ مِنْهُ فَمَنْ هَذَا الَّذِی یَشْرَکُهُ فِی هَذَا الِاسْمِ إِذْ تَمَّ مِنَ اللَّهِ بِهِ الشَّهَادَهًُْ فَلَا تَتِمُّ الشَّهَادَهًُْ إِلَّا أَنْ یُقَالَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) رَسُولُ اللَّهِ یُنَادَی بِهِ عَلَی الْمَنَابِرِ فَلَا یُرْفَعُ صَوْتٌ بِذِکْرِ اللَّهِ إِلَّا رُفِعَ بِذِکْرِ مُحَمَّدٍ (ص) مَعَه». [الاحتجاج؛ ج۱، ص۲۱۵] امید است با اتصال معنوی و اتخاذ الگوی رفتاری به مرکز محبت الهی که قلب خاتم انبیاء (ص) است بتوانیم سهمی از محبت الهی که جامع همه فضائل اخلاقی و معنویات عرفانی است ، داشته باشیم . ان شاء الله