یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

هندسه جدید قدرت در قرن جدید

به گزارش جماران، محمد شهرابی در یادداشتی در تبیین دستاوردهای راهبردی «اعلامیه اسلام‌آباد» نوشت: این اعلامیه تنها یک توافق نیست؛ بلکه پایان دوران فشار حداکثری و آغاز عصر ایران مقتدر در سده جدید است. ما با تکیه بر سه اصل «خون شهدا»، «وحدت ملی» و «دیپلماسی هوشمندانه»، دشمن را مجبور کردیم تا حق حاکمیت و رفاه این ملت را به رسمیت بشناسد.

 

مقدمه: عبور از طوفان به اعتبار اقتدار

خردادماه ۱۴۰۵ در تاریخ سیاسی ایران، فراتر از یک تقویم، نمادِ یک «رستاخیز دیپلماتیک» است. در حالی که پس از حوادث سهمگین اسفند ۱۴۰۴، اتاق‌های فکر غربی در انتظار گسست در ارکان نظام و انزوای تهران بودند، تفاهم‌نامه‌ «اعلامیه اسلام‌آباد» تمامی این محاسبات را باطل کرد. این تفاهم‌نامه، محصول تلاقی «عقلانیت انقلابی» و «ایستادگی ملی» است؛ سندی که نشان داد ایران نه تنها از لبه‌ی بحران عبور کرده، بلکه اکنون در حال بازتعریف نظم جدید منطقه است.

 

۱) خون شهدا؛ امضای سرخِ پای تفاهم‌نامه

باید با صراحتِ تمام نوشت که اعتبارِ هر خط از این سند، ریشه در ایثار و جانفشانی‌هایی دارد که اوج آن در خون مطهر «رهبرشهید» تجلی یافت. اگر امروز قدرت‌های جهانی در برابر شروط ملی ایران سر خم کرده‌اند، نه از سرِ دلسوزی، بلکه به دلیل ادراک قدرت جوشیده از خون شهداست. این پیروزی، والاترین سطح «انتقام سخت» است چراکه انتقام واقعی، تثبیت و اعتلای همان نظامی است که دشمن با تمام توان برای نابودی‌اش خیز برداشته بود. این توافق ثابت کرد که خون شهید، بن‌بست‌های سیاسی را می‌شکند و قدرت چانه‌زنی را به ترازی بی‌سابقه می‌رساند.

 

۲) وحدت و یکپارچگی؛ رمز اصلیِ عقب‌نشینی دشمن

آنچه بیش از هر سلاحی دشمن را به میز مذاکره کشاند، مشاهده‌ «وحدت ناگسستنی میان ملت و مسئولین» در روزهای بحرانی بود. دشمن بر روی شکاف‌های داخلی حساب ویژه‌ای باز کرده بود، اما هم‌افزایی بی‌نظیر میان مردم و نهادهای حاکمیتی، به جهانیان ثابت کرد که ایران در اصول راهبــردی خود، پیکره‌ای واحد است. این یکپارچگی، به دولت و تیم مذاکره‌کننده این اطمینان را داد که با پشتوانه‌ی عظیم «سرمایه‌ی اجتماعی» سخن بگویند. حقیقت آن است که دیپلماسی تنها زمانی مقتدر است که صدایی واحد از داخل کشور به گوش برسد و «اعلامیه اسلام‌آباد» میوه‌ شیرین همین اتحاد ملی است.

 

۳) حکمرانی بر هرمز و تحمیل اراده بر دریاها

یکی از درخشان‌ترین ابعاد این پیروزی، لغو کامل محاصره دریایی ایران و بازگشایی تنگه هرمز با «ترتیبات اختصاصی تهران» است. ایران با تکیه بر دیپلماسی همسایگی و همکاری راهبردی با عمان، مدیریت تردد و خدمات دریایی در این شاهرگ حیاتی را در اختیار گرفت. پذیرش پرداخت هزینه‌های خدمات دریایی به ایران از سوی ناوگان جهانی، به معنای به رسمیت شناختن حاکمیت مطلق ایران بر امنیت انرژی جهان است. این یعنی تبدیل «جغرافیا» به «قدرت و ثروت»، و پایان دادن به دهه‌ها امنیت رایگانی که بیگانگان از آن بهره می‌بردند.

 

۴) جبران خسارت و رفع زنجیرهای اقتصادی

تعهد ۳۰۰ میلیارد دلاری برای بازسازی زیرساخت‌های ایران، در حقوق بین‌الملل به معنای پذیرش مسئولیت خطای طرف متخاصم و پرداخت «خسارت» است. این دستاورد در کنار برداشته شدن تمامی محدودیت‌های صادرات نفت و آغاز روند لغو تحریم‌های سازمان ملل، مسیر را برای یک جهش بزرگ اقتصادی فراهم کرده است. آزادسازی فوری ۲۴ میلیارد دلار از دارایی‌ها، تنها گام نخست برای راستی‌آزمایی دشمن است و نشان می‌دهد که این بار، ایران با نگاهی واقع‌بینانه و بدون خوش‌بینی مفرط، بر روی «تضمین‌های عینی» ایستادگی کرده است.

 

۵) ثبات در جبهه مقاومت و صیانت از آرمان‌ها

پیروزی ایران تنها محدود به مرزهای جغرافیایی نبود. تأکید بر احترام به تمامیت ارضی لبنان، لزوم تخلیه مناطق اشغالی و توقف تمامی عملیات‌های نظامی آمریکا در جبهه‌های مختلف، نشان داد که ایران حاضر به معامله بر سر آرمان‌های منطقه‌ای خود نیست. این توافق ثابت کرد که می‌توان با حفظ توان بازدارندگی و قدرتِ محور مقاومت، دشمن را به عقب‌نشینی در میدان‌های نظامی نیز واداشت.

 

۶) تدبیر برای سده‌ی جدید؛ نگاه به آینده

نظام با درک درست از مقتضیات زمان، پارادایم «نرمش قهرمانانه» را به «جهش راهبردی» ارتقاء داد. مدیریت هوشمندانه پرونده هسته‌ای و حفظ توان فنی برای بازگشت‌پذیری سریع، تضمین‌کننده‌ تداوم این پیروزی است. هدف غایی، تبدیل این «فرصت استراتژیک» به پویایی اقتصادی و نوسازی صنایع دفاعی است. ایرانِ ۱۴۰۵ ثابت کرده است که با تکیه بر هدایت‌های داهیانه‌ی رهبری و مجاهدتهای دولت، می‌تواند از دلِ خاکسترِ بحران، ققنوسِ اقتدار را به پرواز درآورد.

 

نتیجه‌گیری

«اعلامیه اسلام‌آباد» تنها یک توافق نیست؛ بلکه پایان دوران فشار حداکثری و آغاز عصر ایران مقتدر در سده جدید است. ما با تکیه بر سه اصل «خون شهدا»، «وحدت ملی» و «دیپلماسی هوشمندانه»، دشمن را مجبور کردیم تا حق حاکمیت و رفاه این ملت را به رسمیت بشناسد. این طلوع دوباره، سنگ‌بنای ایرانی است که هم در میدان رزم هنرمند است و هم در عرصه دیپلماسی، و پیروزی را با شکوه تمام رقم می‌زند.

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.