بیستمین نشست از مجموعه گفتوگوهای تحلیلی «طرحی نو» با عنوان «سرمایه اجتماعی و جنگ تحمیلی سوم» به همت معاونت پژوهش، آموزش و برنامهریزی راهبردی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) برگزار شد و میلاد دخانچی و محسن ردادی در این نشست به طرح دیدگاههای خود پیرامون این موضوع پرداختند.
در بیستمین نشست از مجموعه گفتوگوهای تحلیلی «طرحی نو» با عنوان «سرمایه اجتماعی و جنگ تحمیلی سوم» که به همت معاونت پژوهش، آموزش و برنامهریزی راهبردی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) برگزار شد، نسبت «سرمایه اجتماعی» و اندیشه امام خمینی(س) مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
به گزارش جماران، دکتر میلاد دخانچی طی سخنانی در این نشست با اشاره به درک خود از مفهوم «سنت»، آن را جریانی دانست که در عین وفاداری به ریشههای خود، امکان نوآوری و تمایز را فراهم میسازد و گفت: اگر سنت صرفاً تکرار شود، در گذشته منجمد میماند و نمیتواند نسبتی با معاصرت برقرار کند. اگر تنها در مسیر فاصله گرفتن از ریشههای خود و ایجاد بدعتهای پیدرپی حرکت کند نیز دیگر انسجام درونیاش از میان میرود و چیزی نو پدید میآید که دیگر نام سنت بر آن صادق نیست. سنت پویا در دیالکتیک «تکرار و تفاوت» حرکت میکند.

این پژوهشگر مسائل فرهنگی با اشاره به اینکه اجتماعات شبانه اخیر برگرفته از سرمایه نمادین سال ۱۳۵۷ است، افزود: در این تجمعات، سیاستهای هویتی شیعی بر سیاستهای ملی غلبه یافته است. این امر، هرچند به معنای نفی هویت شیعی نیست، اما میتواند موجب شکافهای اجتماعی شود، زیرا ملتسازی مستلزم شمول و همبستگی حداکثری است. حضور مکرر مردم در خیابانها لزوماً نشانه انسجام اجتماعی نیست، بلکه میتواند پیامد فقدان یا تضعیف آن باشد.
وی در تحلیل کارکرد تجمعات خیابانی، آن را بیش از تجلی انسجام، «دژ دفاعی» در برابر شورشهای داخلی دانست و «جنگ دوازدهروزه» را نمونهای از انسجام ملی فراگیر در برابر تهدید خارجی معرفی کرد و ادامه داد: ایران دچار «دولتزدگی» مفرط شده و بازگرداندن نقش میانجیگری به جامعه و توازن میان اقتدار حکومتی و انسجام اجتماعی راهکار برونرفت از این بنبست است.
دخانچی با تأکید بر اینکه صیانت از کشور وظیفه قشری خاص نیست، اظهار داشت: هسته اصلی اندیشه امام خمینی(س) «توحید اجتماعی» است که در ظرف مادی تاریخ تجلی مییابد. هدف غایی باید «کشور قوی» باشد که محصول دیالکتیک میان «دولت مقتدر» و «جامعه مقتدر» است. این دیدگاه نه امری عرضی بلکه «جهان فلسفی» ریشهدار در اندیشه امام دانست.

به گزارش جماران، محسن ردادی نیز در این نشست با مروری بر تجارب تاریخی ایران در مواجهه با بحرانهای نظامی و امنیتی، گفت: صرف وقوع جنگ یا بروز تهدید، بهتنهایی قادر به تضمین افزایش یا حفظ سرمایه اجتماعی نیست. آنچه در مقاطع حساس تاریخی، از جمله در برابر تهدیداتِ با هدف براندازی تمدنی، توانسته کشور را پایدار نگه دارد، نه صرف بسیج نظامی، بلکه شکلگیری و تقویت «سرمایه اجتماعی» عمیقی بوده است که ریشه در تربیت فکری و فرهنگیِ چهل سال پس از انقلاب و آموزههای امام خمینی(س) دارد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تأکید بر ضرورت «نقد روشمند» و «اجتهاد مستمر» در چهارچوب سنت فکری امام خمینی(س)، افزود: امام خمینی(س) خود پیشگام سنت اجتهادی در تشیع بود و اندیشه ایشان، عصاره دین و تجربه تاریخی ایران است. بنابراین، تحلیل و بهکارگیری این اندیشه در دنیای امروز، نیازمند تفکیک میان «ذاتیات» (اصول بنیادین مانند توحید اجتماعی، عرفان سیاسی، و عدالت) و «عرضیات» (مقتضیات زمانی، مکانی، و تکنیکهای اجرایی) است. غفلت از این تمایز، ما را یا به دام «تکرار صرف» و اخباریگری میاندازد، یا به ورطه «تخریب غیرعقلانی» و نادیده گرفتن دستاوردهای عظیم انقلاب اسلامی سوق میدهد.
وی با اشاره به سه مؤلفه بنیادین سرمایه اجتماعی یعنی «اعتماد به مردم»، «مشارکت عمومی» و «وحدت کلمه»، در اندیشه و سیره عملی امام خمینی(س)، تصریح کرد: امام خمینی(س) نهادینه کردن مشارکت فعال مردم در عرصههای گوناگون سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را از لوازم اساسی اداره جامعهای دینی و انقلابی میدانست. شکلگیری و تقویت نهادهایی چون بسیج مستضعفان، جهاد سازندگی و کمیتههای مردمی، تجلی بارز این رویکرد بود که توانستند ظرفیتهای عظیم ملت را در خدمت اهداف کلان کشور قرار دهند.
ردادی در خصوص مفهوم «وحدت کلمه» در اندیشه امام خمینی(س)، نیز گفت: این مفهوم، فراتر از همبستگی صرف، به معنای ایجاد انسجام و همگرایی حول محور «پروژههای ملی و تمدنی» تعریف میشود. امام با تأکید بر حفظ وحدت در مسائل بنیادین، ضمن پذیرش تکثر دیدگاهها و سلایق، از ایجاد شکافهای عمیق و تفرقهافکنانه در میان صفوف ملت جلوگیری میکرد. این وحدت، به ویژه در مواجهه با دشمن خارجی، نقش حیاتی ایفا مینمود.
وی در واکنش به برخی تحلیلها که رویدادهای اخیر و تجمعات خیابانی را نشانهای از «زوال سرمایه اجتماعی» در ایران قلمداد میکنند، ضمن تفکیک میان «نارضایتیهای مقطعی» یا «اعتراضات صنفی» با «فروپاشی بنیادهای اجتماعی»، اظهار داشت: نباید پدیدههای سطحی و گذرا را با فروپاشی ساختارهای عمیق اشتباه گرفت. جامعه ایران، علیرغم چالشهای موجود، از سرمایه اجتماعی قابل توجهی برخوردار است که در بستر تربیت فکریِ پس از انقلاب شکل گرفته است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تأکید کرد: آنچه در تجمعات و واکنشهای عمومی دیده میشود، بیش از آنکه نشاندهنده زوال باشد، جلوهای از «فوران سوژگی ملی» و احساس تعلق خاطر شهروندان به «وطن» و «جمهوری اسلامی» است؛ حتی در میان اقشاری که ممکن است با رویکردهای حکومتی تفاوتهایی داشته باشند. بسیاری از این تجمعات، بازتابی از «سرمایه اجتماعی عمودی» یعنی ارتباط دوسویه مردم و حاکمیت است.
وی با تأکید بر ضرورت برقراری یک «موازنه هوشمندانه» میان اقتدار حکومتی و انسجام اجتماعی، گفت: جامعهای قدرتمند و تابآور، نیازمند وجود «دولت قوی» و در عین حال «جامعهای نهادمند و فعال» است. کلانپروژه امام خمینی(س) در تلفیق آموزههای شیعی با نیازهای بومی و تاریخی ایران، پروژهای موفق بوده که در مواجهه با بحرانها، تابآوری کمنظیری از خود نشان داده است. راهبرد نهایی برای ارتقای سرمایه اجتماعی، ایجاد این توازن در افق «ملی» و «مذهبی» و بازخوانی مستمر میراث امام از منظر «نقد علمی» به جای «ترویج صرف» است.