گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با ویژه‌نامه «نیمه خرداد»؛

محمدعلی رحمانی مطرح کرد: واکنش امام خمینی(س) به پیام صدام در خصوص جزایر سه‌گانه ایرانی/ ماجرای تلاش امام برای جلوگیری از وقوع جنگ با عراق

حجت‌الاسلام و المسلمین محمدعلی رحمانی به ویژه‌نامه «نیمه خرداد» گفت: یک وقتی بر این طبل می‌زدند که جزایر سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی برای کشورهای عربی است. امام فرمودند مبارزه ما با رژیم است؛ نه اینکه با کشورمان مبارزه داشته باشیم. حاضر نیستیم یک ذره از تمامیت ارضی کشورمان دست برداریم. این جزایر ایرانی است و رسوا می‌کنم کسانی را که غیرمستند نسبتی را به من بدهند؛ و به آنها بگویید اگر قرار باشد نسبت به تمامیت ارضی کشور و استقلال ملت ما کوچک‌ترین دخالتی کنند، هر جایی غیر از عراق مهاجرت می‌کنم و هرگز اجازه نمی‌دهم کسی دست به سوی ایران دراز کند.

پایگاه خبری جماران، سجاد انتظاری: یکی از محورهای مورد ادعای رژیم بعث عراق که همواره به عنوان بهانه‌ای برای ایجاد تنش‌های دیپلماتیک و مرزی با ایران مورد استفاده قرار می‌گرفت، مسأله حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه «ابوموسی»، «تنب بزرگ» و «تنب کوچک» بود. این ادعاها که ریشه در خشم صدام حسین از اقدامات حاکمیتی ایران در سال ۱۳۵۰ داشت، از سوی امام خمینی(س) با قاطعیت و صراحت رد می‌شد. امام با تأکید بر اینکه تمامیت ارضی ایران موضوعی غیرقابل‌مذاکره است، هرگونه مداخله یا گفت‌وگو با دولت عراق در این زمینه را فاقد موضوعیت می‌دانستند. استراتژی امام بر این اصل استوار بود که جزایر سه‌گانه بخشی جدایی‌ناپذیر از خاک ایران بوده و هرگونه بحث پیرامون آن از سوی بغداد، دخالت در امور داخلی ایران محسوب می‌شود؛ رویکردی که نشان‌دهنده اولویت امام بر حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور در برابر فشارهای بیگانگان بود.

در آستانه سی‌وهفتمین سالگرد ارتحال امام خمینی(س)، «نیمه خرداد»، ویژه‌نامه سی و هفتمین سالگرد بزرگداشت امام خمینی (س) (اینجا بخوانید) جزئیات این موضوع را در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام و المسلمین محمدعلی رحمانی، یکی از شاگردان امام خمینی(س) در نجف، مورد بررسی قرار داد.

مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

 

شما سال‌ها در نجف شاگرد امام خمینی(س) بوده‌اید. اگر خاطره‌ای در خصوص میهن‌پرستی و دفاع امام از ایران و حساسیت ایشان به تمامیت ارضی کشورمان در طول سال‌های مبارزه علیه رژیم شاهنشاهی دارید، برای ما بفرمایید.

بسم‌الله الرحمن الرحیم. حضرت امام از آغاز انقلاب اسلامی روحیه دفاع از میهن اسلامی را داشتند و شخصیت‌ها را پرورش دادند. نمونه‌اش حضوری است که ملت شریف ایران در دفاع مقدس داشت؛ و جوانان عزیزی در راه دفاع از میهن اسلامی به شهادت رسیدند یا جانباز شدند. امروز هم می‌بینیم چگونه این ملت مبعوث شده و در سراسر کشور اعلان جان‌فدایی می‌کند.

رهبر عظیم‌الشأن شهید ما هم در طول دوران بعد از رحلت امام عزیزمان، در فکر حراست از اصل نهضت و افکار و اندیشه‌های امام بود. خدا رحمت کند حاج احمد آقا را که مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(س) را در واقع برای استدامه راه امام به وجود آورد و امروز توسط یادگار ماندگار امام آیت‌الله سید حسن آقای خمینی و همه عزیزانی که از اول رهپویان راه امام بودند، این راه استقلال‌خواهی، ایثار و شهادت‌طلبی برای حفظ ایران ادامه دارد و امیدواریم که ان‌شاءالله تا ظهور حضرت مهدی این انقلاب ما پاینده باشد و به دست ایشان این راه بزرگ - یعنی اسلام ناب محمدی(ص) - احیاء شود.

همه اینها از کجا نشأت گرفته است؟ امام چون شناخت عمیقی از گذشته و شرایط ایران داشتند، معتقد بودند که سالیان سال شرق و غرب نمی‌توانستند ایران را تحمل کنند و لذا یا مستقیم برای تجزیه و تسلط بر ایران جنگیدند و یا وقتی استعمار نوین وارد کشورها شد دست‌نشانده‌ای را گذاشتند و خواستند توسط او اندیشه‌های خودشان را در اینجا پیاده کنند. از چیزهایی که دنبالش بودند این است که استقلال کشور ما را بگیرند و از نظر اقتصادی و فرهنگی وابسته شود.

امام سال ۴۲ فریاد می‌زند که حکومت پهلوی - چه پدر چه پسر - کشور را فروختند. تعبیر صریح امام که پس از انقلاب صنعتی در اروپا استعمارگران - به ویژه دولت‌های روس و انگلیس - برای تسلط بر ایران و شناسایی و غارت منابع مختلف آن تلاش‌های خیلی زیادی کردند. برای همه ملت ایران محسوس است که باید بر گذشته باید ناله کنیم. امام سال  فریاد می‌زند که کشور ما را فروختند، کشور ما را پایگاه دیگران قرار دادند. متأسفانه سال ۴۷ بحرینی که استان چهاردهم کشور ما بود از دست رفت؛ و الآن پایگاهی علیه کشور ما شده است. لذا امام از اول مبارزه راهی جز رهایی از غرب و شرق و بازگشت به اسلام پیش‌بینی نمی‌کردند و در کلمات ایشان روشن است.

وقتی که امام در قم بودند، نخست وزیر آمد و گفت شما کاری نداشته باشید که اسلام از بین رفته و نگویید آمریکا چه کرده و کشور استقلال ندارد. امام گفت صهیونیست‌ها در سراسر کشور تصمیم‌گیر هستند. از این موارد تاریخی زیاد است.

 

نخست وزیر شاه که به ملاقات امام آمد، علی امینی بود؟

بله؛ هم امینی آمد و هم دوران عَلَم اتفاقی نظیر این افتاد. منظورم این است که همه از همان اول احساس کردند که هدف اصلی و اساسی امام، احیای «ایران قدرتمند و آزاد» است. «بازسازی هویت ملت ایران» یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است. واقعا امام بر گسترش فرهنگ و ادب ایران اسلامی تأکید داشتند. اگر کسی پاسخ امام به انجمن اسلامی ایرانیان مقیم آمریکا و کانادا و اروپا را بخواند، می‌بیند چه برنامه‌ها و اهدافی برای کشور ما داشتند. می‌فرمودند تا هویت خود را نیابیم، نمی‌توانیم در برابر سلطه‌های همه‌جانبه غرب و شرق به استقلال واقعی برسیم.

یادم هست وقتی در عراق بودیم دولت عراق در یک مقطعی دنبال این بود که همه گروه‌های علیه حکومت ایران را جمع کند و مبارزه با رژیم سلطنتی را از نظر تبلیغاتی تشدید کند. یکی از کارهای آنها تأسیس رادیویی بود که باید در رابطه با ایران برنامه پخش می‌کرد. یک بخش هم به روحانیون خارج از کشور اختصاص یافت که برنامه‌هایش را مرحوم آقای دعایی با رعایت همه جهات و هدایت‌گری آیت‌الله حاج آقا مصطفی اجرا می‌کرد. تقریبا دو ساعت صبح و بعدازظهر برنامه داشت و بسیار هم مؤثر واقع شد.

 گرچه امام از ابتدا طوری برخورد کرده بود که نمی‌توانستند سوء استفاده کنند ولی به هر حال فشار وارد می‌شد. مثلا یک بار حاج آقا مصطفی را دستگیر کردند، چون به دیدار آیت‌الله العظمی حکیم رفته بود. همچنین یک وقتی بر این طبل می‌زدند که جزایر سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی برای کشورهای عربی است. یادم هست که آقای دعایی را برای این قضیه خواستند و اصرار بر این بود که شما باید در برنامه‌هایتان راجع به تجاوز شاه به این جزیره‌ها و اینکه اینها برای اعراب است، صحبت کنید. آقای دعایی فقط برنامه اجرا می‌کرد و واقعا یک مبارز مستقل به تمام معنا بود. فشار آوردند که شما باید این موضوع را مطرح کنید یا برنامه را تعطیل می‌کنیم. آقای دعایی گفت من رهبر دارم و رهبرم هرچه بگوید انجام می‌دهم و این خواسته شما یقینا مورد قبول ایشان قرار نمی‌گیرد.

با اینکه آن روزها داشتن چنین رادیویی برای انقلاب ما مهم و ضروری بود. ایشان این موضوع را در میان گذاشت و گفت این رادیو که خیلی هم مورد استقبال مبارزان قرار گرفته، بود و نبودش موکول به این است که ما بگوییم این جزایر برای اعراب است. امام فرمودند مبارزه ما با رژیم است؛ نه اینکه با کشورمان مبارزه داشته باشیم. حاضر نیستیم یک ذره از تمامیت ارضی کشورمان دست برداریم. این جزایر ایرانی است و رسوا می‌کنم کسانی را که غیرمستند نسبتی را به من بدهند؛ و به آنها بگویید اگر قرار باشد نسبت به تمامیت ارضی کشور و استقلال ملت ما کوچک‌ترین دخالتی کنند، هر جایی غیر از عراق مهاجرت می‌کنم و هرگز اجازه نمی‌دهم کسی دست به سوی ایران دراز کند. بعد هم فرمودند برنامه را قطع کنند؛ ما راه خودمان را در مبارزه با رژیم ادامه می‌دهیم.

همچنین وقتی جمشید اعلم به دروغ گفت امام با دولت عراق همکاری می‌کند، در صورتی که امام به احمد حسن البکر تلگراف زدند و فرمودند این برخورد شما از برخوردی که عراق در زمان گذشته با یهودیان کرده، خیلی بدتر است. به یهودیان اجازه دادند اموالشان را بفروشند و از عراق مهاجرت کنند ولی شما به اینها اجازه نمی‌دهید، این چه جنایتی است که مرتکب می‌شوید؟ در ایران هم آقای فلسفی منبر بزرگی رفت که «عراق بر سر سرنیزه نشسته است». نوار این سخنرانی برای ایرانی‌های عراق پخش شد و ده پانزده نفر از ما – از جمله خود من را – دستگیر کردند و این نگرانی وجود داشت که به ایران تحویل دهند. وقتی وزیر کشور عراق و استاندار کربلا به دیدار امام آمدند، ایشان فرمودند وقتی این برخورد را با یاران من دارید، دلیلی ندارد که من اینجا باشم؛ گذرنامه من آماده است و از این کشور خارج می‌شوم.

امام از طرف ایران تهدید می‌شد و حتی کسی اعلام کرد که ما ایشان را ترور می‌کنیم اما برای اینکه مورد سوء استفاده حزب بعث قرار نگیرد، امام نپذیرفت که برای ایشان محافظ بگذارند. یعنی واقعا تعهد بی‌نظیری به اسلام و آرمان‌های استقلال‌طلبانه داشتند و سخت‌ترین شرایط را تحمل کردند. پیامبر ما فرموده که «حبّ‌الوطن من الایمان»؛ و حضرت امام با همه در این مبارزه سختِ چندین‌ساله بود. بعد از انقلاب هم نهادهایی را به وجود آورد که تمامیت ارضی کشور محسوس شود.

 

قضیه پیغام امام به صدام برای اتحاد در برابر دشمنان اسلام و جلوگیری از جنگ مسلمانان با همدیگر چه بود؟

قبل از اینکه جنگ اتفاقات بیفتد، امام در قم بودند که از شورای انقلاب و دولت موقت آن زمان خواستند دو نفر یا یک نفر مرضی‌الطرفین خدمت ایشان برود تا نکاتی را اطلاع دهند. یکی از نکات این بود که استعمار دنبال این است که درگیری‌ها را تشدید کند و نگذارد ما به اهداف خودمان برسیم و از جمله مسائل، تحریک عراق است. آن فرد هدایت شد. بعدش همزمان با اولین روزهای رئیس جمهوری صدام اجلاس کشورهای غیرمتعهد در هاوانا بود. با وساطت صلاح عمر العلی(نماینده وقت عراق در سازمان ملل) صدام ملاقات با ابراهیم یزدی را قبول می‌کند و آقای یزدی در آن ملاقات پیام امام را می‌رساند که مسائل مرزی نباید باعث شود خدای نخواسته بین ایران و عراق مسأله‌ای در بگیرد. چون اگر اتفاقی بیفتد، آمریکا و استعمارگران سوء استفاده می‌کنند و به هر دو ما لطمه می‌زنند. در صورتی که اگر متحد شویم، می‌توانیم در برابر سرکشی‌های اسرائیل ایستادگی کنیم.

امام آنجا هشدار می‌دهد و این جفای در حق امام است که بگوییم ایشان هیچ کاری برای عدم درگیری انجام نداد. وقتی آقای دعایی گفت صدام خواسته که با نماینده خاص امام دیدار داشته باشد، امام گفت ما دولت داریم. بنابراین، حضرت امام از لحظات اول تشکیل جمهوری اسلامی همه تلاش خودشان را جلوگیری از درگیری صرف کردند، اما بختیار و خاندان سلطنتی با صدام تماس گرفتند و گفتند الآن ایران به هم ریخته است و با یک یورش می‌شود که شما چهار پنج روزه در تهران باشید. صدام هم با این تحلیل وارد جنگ شد. یعنی وطن‌فروشانی که می‌خواهند ایران با بمباران نابود شود تا آنها روی خاکستر بنشینند، همان وقت هم بودند و این پیشنهادها را به صدام دادند.

همیشه پیشنهاد امام به همه جهان اسلام این بوده که اگر می‌خواهید به حق و حقوق ملت‌هایتان برسید، باید اتحاد داشته باشید و همه در برابر استعمار و صهیونیسم با قدرت بایستید. اما متأسفانه در خیلی از کشورهای اسلامی یا استعمار حضور پیدا کرده و یا یک دست‌نشانده‌ای گذاشته که دستورات آنها را انجام دهد.  خدا را شاکریم که ما در یک جمهوری اسلامی قدرتمندی حضور داریم که این‌طور ملتش برای دفاع از مام میهن، تمامیت ارضی، استقلال، آزادی و ارزش‌های اسلامی در تمام شهرها و روستاها در صحنه هستند و برای حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی ابراز وفاداری می‌کنند. خدا این ملت را همیشه سرفراز بدارد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.