علی‌محمد حاضری، دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها، گفت: کلیدی‌ترین مسأله ما «انباشت نارضایتی‌های بسیار متکثر و چندوجهی از پیش موجود» است. بالأخره شوک معیشت مثل خرج موشک عمل کرد؛ البته این شوک معیشتی به طبقات مختلف وارد شد. اما این لزوما نمی‌توانست جرقه یک حرکت اعتراضی وسیع باشد و یک متغیر زمینه‌ای دیگر هم مؤثر بود . این مسائل زمانی اتفاق افتاد که ما در وضعیت نه جنگ و نه صلح قرار داشته و داریم که اتفاقا ظرفیت رفتارهای فرصت‌طلبانه و موقعیت‌سنج داخلی و خارجی را هم زیاد می‌کند.

دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با اشاره به اینکه حکومت اجازه رشد و بقای نهادهای مدنی کارآمد و مطالبه‌گری مسالمت‌آمیز را نداده است، گفت: قاعدتا متغیر کلیدی «برنامه و تدارک خارجی»  هم وجود دارد. در این فضای جنگی، کسانی که ناو می‌فرستند و مرتب تهدید به حمله می‌کنند و امنیت رژیم اسرائیل را در نابودی رژیم ایران از طریق جنگ اعلام می‌کنند، اگر بتوانند تروریست هم بفرستند، حتما می‌فرستند؛ در کلیت این امر من شکی ندارم، ولی مقدارش را نمی‌دانم. کمترین اثرگذاری این متغیر این است که حتما تشویق، تحریک و امیدوار کردن معترضان از طریق نتیجه‌بخش بودن توسل به اغتشاشات وجود دارد و وعده «کمک در راه است» بارزترین نشانه این سطح از اثرگذاری است.

به گزارش خبرنگار جماران، علی‌محمد حاضری طی سخنانی در نشست «تحلیلی بر شرایط کنونی جامعه ایران؛ آیا ایران در شرایط پیشاانقلابی است؟» با اشاره به انواع الگوهای انقلابی جهان، گفت: وضعیت کنونی ایران را با هیچ یک از این الگوها نمی‌توانیم تطبیق بدهیم. چون با اینکه حکومت نقطه ضعف‌های بسیار بزرگی دارد، ولی اصلا رژیم پوشالی نیست که با یک فشار هرچند بزرگ از صحنه حذف شود. من اسم این را «حاکمیت مقاوم» گذاشته‌ام که از پنج نقطه قوت یا ظرفیت بقا برخوردار است.

دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها با اشاره به اینکه  حدود 10 الی 15 درصد از جامعه مدافع بقای حکومت هستند، افزود: شاید یکی از بزرگترین نقاط قوت حکومت برای بقا همین نکته باشد که بالأخره 15 درصد جامعه به هر دلیلی طرفدارش هستند که در یک جمعیت 80 میلیونی، حدود 10 تا 12 میلیون نفر می‌شود؛ که از آن بالغ بر یک و نیم میلیون نفر آدم پای کار و محکم در می‌آید. هر حکومتی این ارتش مردم پایه  را در اختیار داشته باشد، مدت‌ها می‌تواند بماند. البته من این حامیان را به دو دوسته «حامیان ایدئولوژیک و اعتقادی» و «حامیان ذی‌نفع و بهره‌مند از امتیازات» تقسیم می‌کنم. یعنی بخشی از اینها هم کسانی هستند که در واقع دارند از منافع خودشان حمایت می‌کنند.

وی یادآور شد: تقریبا هیچ حکومتی در تاریخ ایران اینگونه نبوده که تا عمق روستاها و محلات  پایگاه بسیج داشته باشد؛ این چیزی است که امام برای کشور به جای گذاشت و الآن تبدیل به یک پایگاه و لشکر تحت فرمان و تحت کنترلی شده که هر لحظه صدایش کنید در صحنه هست.

حاضری افزود: در برابر دشمنان خارجی هم یک ارتش و قدرت دفاعی ساخته که همه اذعان دارند قدرت تخریب‌گری آن بالا است. یعنی اصطلاحی که رهبری هم به کار می‌برد این است که «دوران بزن در رو تمام شده و اگر بزنند، می‌خورند.» یعنی تصور اینکه ایران چه واکنشی می‌تواند نشان بدهد، برای دشمنان ترسناک است و لذا تردید می‌کنند.

وی با اشاره به اینکه رهبری نظام فارغ از این محاسبات معمول برای خودش یک رسالت الهی قائل است، اظهار داشت: این احساس رسالت یک اراده محکم و تزلزل‌ناپذیری به ایشان می‌دهد که از دو عامل فوق یعنی «حمایت مردمی» و «قدرت دفاعی» به طور حداکثری بهره می‌گیرد. یعنی هر دو اینها در حلقه رهبری ایدئولوژیک به هم پیوند می‌خورند و یکپارچه می‌شوند و این قدرت و انرژی را بالا می‌برد. از نظر ژئوپلیتیک هم ایران در منطقه و مناسباتی از شرایط جهانی واقع شده که در شرایط فعلی توافقی بین قطب‌های قدرت برای اضمحلال آن وجود ندارد و در شرایط موجود فرض توافق پشت پرده برای حذف ایران تا حدودی منتفی است.

دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها «عدم انسجام و تکثر ناراضی‌ها» را نقطه قوت دیگر جمهوری اسلامی دانست و گفت: ناراضی‌های از این حکومت، متکثر و فاقد سازمان، وحدت گفتمانی و استراتژی هستند. آنها به قدری تکه تکه هستند که بخاطر این تکثر و فقدان انسجام می توان هر یک را نادیده انگاشت یا با آنها مقابله کرد. اینها نکاتی است که به بقای حکومت کمک می‌کند و اصلا آن را در معرض فروپاشی انقلابی  به معنای مصطلح قرار نمی‌دهد.

دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها در خصوص نقطه ضعف‌های جمهوری اسلامی نیز گفت: یکی از این نقطه ضعف‌ها «فراگیری و وسعت ناراضی‌ها» و از آن مهمتر روند روز افزونی این ناراضی‌ها است. تقریبا می‌توان گفت به استثناء موارد خاص، روند تشدید نارضایتی‌ها و ریزش حامیان در هر موجی از این حوادث دیده می‌شود و چشم‌انداز کاملا نگران کننده‌ای را به نمایش می‌گذارد.

وی افزود: دوم «فراگیری و وسعت دشمنان خارجی و منطقه‌ای» است. مثل خانه‌ای می‌ماند که تقرییا همه همسایه‌ها کم و بیش با آن بد هستند و این امر بالأخره باعث می‌شود آرامش از این خانه گرفته شود. نکته دیگر این است که اصولا رهبران کاریزماتیک به سرعت جایگزین نمی‌شوند و معمولا یک خلأ رهبری به وجود می‌آید و این برای شرایط امروز جامعه ما تهدیدکننده است.

حاضری تأکید کرد: بالأخره مهمترین مسأله این است که این نظام «ناتوانی در مدیریت اعتراضات» دارد و این مدل هزینه روی دست نظام می‌گذارد. از آنجا که حکومت اجازه رشد و بقای نهادهای مدنی کارآمد و مطالبه‌گری مسالمت‌آمیز را نداده است در غیاب متولی مدنی برای اعتراضات، اعتراضات توده‌های خشمگین مردم به سرعت می‌تواند خشونت‌آمیز شود و نهادهای انتظام‌بخش هم مهارتی در کنترل کم هزینه اعتراضات ندارند و نوعا مهار اعتراضات، هزینه‌های سنگین ایجاد می‌کند.

 

راه‌های خروج از چرخه ناملایمات

وی افزود: دو راه میانبر برای خروج از این وضعیت داریم که یکی از آنها «اقناع حاکمیت و انعطاف‌پذیری درونی» است که بالأخره حاکمیت باور کند این مسیر مشکلات را افزایش می‌دهد و قابل ادامه نیست؛ و بسیاری از تلاش‌های درون نظام از سوی ناصحان و دلسوزان و حتی احزاب و جبهه‌های سیاسی تاکنون مبتنی بر همین نگاه بوده که  این باور را ممکن کند که ضرورت دارد این مشکلات و مسیرهای پرهزینه را اصلاح کنیم و تغییر دهیم که البته تاکنون چندان راه به جایی نبرده است.

دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها ادامه داد: بحث دیگر «اجماع و هم‌افزایی منتقدان و تحول‌خواهان خشونت‌پرهیز، وطن خواه و مخالف مداخله خارجی» است؛ که بتوانند با حاکمیت به چانه‌زنی و توافق برسند و قدرت اقناع‌کنندگی خودشان یا امکان تعامل با حاکمیت را بالا ببرند و حاکمیت نتواند به آنها بی‌اعتنایی کند تا دو طرف به یک سطحی از مطالبه معنی‌دار برای اصلاحات اساسی برای بقای نظام برسند. به نظر من این فرمول بهترین فرمول بقاء است.

 

چرایی رخدادهای اخیر و حجم بالای خشونت‌ها

وی در بخش دیگری از سخنان خود در خصوص «چرایی و تبیین رخدادهای اخیر» گفت: ما هیچ اطلاعات قابل اعتماد و دقیقی از صحنه و میدان نداریم و لذا آنچه من اشاره می‌کنم اصلا تحلیل مبتنی بر داده نیست؛ بلکه بر اساس یک سری شواهد و قرائن است که از فضای سیاسی و اندیشه‌ای و ویژگی‌های جریان‌های موجود و احیانا تجارب گذشته در ایران داریم. اگر نظام اجازه بدهد که کمیته حقیقت‌یاب تشکیل شود و اطلاعات درست و قابل اعتمادی به دست آید، آن وقت می‌شود این وجوه را صحت‌سنجی کرد و احیانا فرضیه‌های نامعتبر را حذف کرد یا با دقت بیشتر در خصوص میزان و سهم هریک از عوامل این تحلیل اعلام نظر کرد.

حاضری تصریح کرد: کلیدی‌ترین مسأله ما «انباشت نارضایتی‌های بسیار متکثر و چندوجهی از پیش موجود» است. بالأخره شوک معیشت مثل خرج موشک عمل کرد؛ البته این شوک معیشتی به طبقات مختلف وارد شد. اما این لزوما نمی‌توانست جرقه یک حرکت اعتراضی وسیع باشد و یک متغیر زمینه‌ای دیگر هم مؤثر بود. این مسائل زمانی اتفاق افتاد که ما در وضعیت نه جنگ و نه صلح قرار داشته و داریم که اتفاقا ظرفیت رفتارهای فرصت‌طلبانه و موقعیت‌سنج داخلی و خارجی را هم زیاد می‌کند. در چنین وضعیتی است که این راهبرد قوت می‌گیرد که باید عوامل خطر سر جایشان نشانده شوند. اما مسأله مهم این است که چرا پروسه مهار و کنترل اعتراضات در ایران بسیار پرهزینه است و خشونت را بالا می‌برد.

وی با تأکید بر اینکه بسترها و زمینه‌های داخلی اعتراضات اخیر را انکار نمی‌کنیم، افزود: قاعدتا متغیر کلیدی «برنامه و تدارک خارجی» هم وجود دارد. در این فضای جنگی، کسانی که ناو می‌فرستند و مرتب تهدید به حمله می‌کنند و امنیت رژیم اسرائیل را در نابودی رژیم ایران از طریق جنگ اعلام می‌کنند، اگر بتوانند تروریست هم بفرستند، حتما می‌فرستند؛ در کلیت این امر من شکی ندارم، ولی مقدارش را نمی‌دانم. کمترین اثرگذاری این متغیر این است که حتما تشویق، تحریک و امیدوار کردن معترضان از طریق نتیجه‌بخش بودن توسل به اغتشاشات وجود دارد و وعده «کمک در راه است» بارزترین نشانه این سطح از اثرگذاری است.

دبیرکل انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها اظهار داشت: نکته سوم این است که آدم‌های ناکام و ناامید بر اساس این قاعده روانشناسی که ناکامی ممکن است منجر به پرخاش شود، ناراحت و عصبانی هستند؛ و اگر موقعیت مناسبی ببینند پرخاش‌گری خود را بروز می‌دهند. و متأسفانه عملکرد نظام در تولید و انبوهی این حجم از ناراضی‌های جوان و  خشمگین بسیار بالا بوده است.

وی تأکید کرد: معمولا در همه جای دنیا وندالیسم یا تخریب‌گری  اجتماعی را با نیروهای مدنی معترض در جمعیت‌های اعتراضی کنترل می‌کنند. در حوادث انقلاب اسلامی هم شاهد بودیم که  ممکن بود مردم عادی بخواهند این کار را انجام بدهند ولی خود من به عنوان یک دانشجوی جوان - که مثل ما هم بسیار بود - حواسم بود که کسی خرابکاری نکند. این «بازدارندگی مدنی» یکی از پارامترهای بسیار مهم کنترل اعتراضات و کاهش خشونت است. اما متأسفانه این نظام «گروه مدنی معترض» را از صحنه خارج کرده؛ انگار هیچ اعتراضی را ذیل اعتراض مدنی تعریف نمی‌کند و لذا هرچه رخ می‌دهد بخش اعظم افراد  «معترض فاقد کنترل مدنی» است و این امر هم یکی از عوامل مهم بالا رفتن حجم خشونت‌ها است.

حاضری افزود: در چنین شرایطی آنچه که می‌تواند خشونت را کاهش دهد و از حجم تلفات این حوادث بکاهد کیفیت، باور و مهارت نیروهای رسمی و حاکمیتی و وفادار نظام است که قادر باشد اینگونه اعتراضات را با تلفات کمتر مهار کند که متأسفانه نهادهای کنترلی ما در این زمینه هم ضعف‌های اساسی دارند و من در مبحثی دیگر این مقوله را باز گو خواهم کرد. ولی آنچه که به اختصار می‌توان گفت، مجموعه این عوامل دست به دست هم داد و یکی از پرخسارت‌ترین و پرتلفات‌ترین اعتراضات تاریخ ایران را رقم زد که در هرحال مسئولیت حاکمیت به عنوان حافظ نظم و امنیت در قبال این حجم از خسارات و تلفات غیر قابل انکار است.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
2 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.