حمیدرضا جلاییپور، استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران، گفت: شرایط ایران برای انقلاب کلاسیک فراهم نیست. اولین آن همین است که انقلابها نسبتی با حکومت پوشالی دارد و جمهوری اسلامی اصلا یک «حکومت پوشالی» نبوده و نیست؛ و حتی بر خلاف یک عده که حدس میزنند اگر ترامپ حمله کند این حکومت پوشالی میشود، من حتی فکر میکنم اگر خدای ناکرده حملهای بشود، این حکومت سیستمی دارد که دوباره انسجام درونی برابر دشمن خارجی بیشتر میشود و جمعیت خاکستری توجه میکند؛ یعنی همه مثل جوانان خشمگین عمل نمیکنند.
استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه «ناراضیهای سیاسی» قشر نازکی در کشور هستند، گفت: من عنصر خارجی را در اعتراضات 1404 مهم میدانم. معتقدم رضا پهلوی وزنی نداشت، ولی اینکه ساعت هشت شب فراخوان داد و گفت مراکز شهرها را بگیرید، ترامپ هم گفت نهادها را بگیرید، همان خطی است که اسرائیل و استراتژیستهایش فهمیدهاند برای مبارزه با جمهوری اسلامی اصلا نمیشود از جنگ خارجی استفاده کرد؛ لذا رضا پهلوی در چهارچوب «آشوب شهری» کار کرد. به نظر من پول گرفت؛ چون او کسی است که از کالیفرنیا تکان نمیخورد.
به گزارش خبرنگار جماران، حمیدرضا جلاییپور طی سخنانی در نشست «تحلیلی بر شرایط کنونی جامعه ایران؛ آیا ایران در شرایط پیشاانقلابی است؟» در پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی، با اشاره به اینکه اعتراضات 1404 عوامل تحریککنندهای مثل نرخ ارز داشت، گفت: باید 30، 40 نفر از کسانی که اعتراض کردند را پیدا و با آنها عمیق مصاحبه کنیم. پسر شاه قبل از آن هم برای شب یلدا فراخوان داده بود، ولی کسی نرفته بود و قبلتر هم به مردم ایران گفت او را وکیل اعلام کنند و 60 هزار نفر اعلام کردند. لذا برای ما مهم است که در چه زمینهای این اعتراض شکل گرفته است.
استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه این اعتراض دو زمینه داشت، تصریح کرد: اولین مورد «نارضایتی سیاسی» است که تقریبا از نیمه دوم سال 64 شروع شده و بعضیها میگویند از اول انقلاب شروع شد؛ یعنی از وقتی که مثلا نهضت آزادی حذف شد و نیروهای سیاسی حذف شدند، نارضایتی سیاسی در کشور راه افتاد. ولی مسأله این است که این نارضایتی جلو آمد و حتی به جنبش اصلاحات و جنبشهای انتخاباتی رسید.
وی با اشاره به اینکه «ناراضیهای سیاسی» قشر نازکی در کشور هستند، ادامه داد: بیشتر حامیان آنها طبقه متوسط فرهنگی است. اینها اصلا نمیتوانند جامعه را تکان بدهند؛ ولی این بوده و البته خیلی هم مهم است. چون نیروهای کیفی ناراضی هستند و یک حکومت باید به این متغیر خیلی توجه کند که چه کسانی ناراضی هستند. یعنی کیفیت ناراضیها برای اداره حکومت خیلی مهم است؛ چون اینها واسط هستند و بالا و پایین را برای مردم توجیه یا مخالفت میکنند.
جلاییپور اظهار داشت: به نظر من از سال 1390 که تحریم، رکود و تورم تشدید شد، «نارضایتی اقتصادی» تیغی به نخاع قشر متوسط به پایین اقتصادی بود و اینها ناراضی شدند و با آن نیروی سیاسی همیشه ناراضی کنار هم قرار گرفتند و این زلزله را در ایران ایجاد کرده است. زلزلههای اول خفیف بود؛ این زلزله بیشتر به چشم آمد چون «عوامل خارجی» هم وارد شد. لذا این نکته اول من است که همزمانی نارضایتی سیاسی به علاوه نارضایتی اقتصادی، زمینهساز وضعیتی است که ما در جامعه شاهد هستیم؛ و تا وقتی هم که اینها تخفیف پیدا نکند، متأسفانه میشود حدس زد که شاید در آینده هم به دلایل دیگر و با جرقههای دیگر ادامه پیدا کند.
این فعال سیاسی اصلاحطلب گفت: در این بستر نارضایتی سیاسی و اقتصادی، چه اتفاقی افتاده است؟ زمینه نارضایتی سیاسی و اقتصادی فراهم است و جرقه هم رخ میدهد. مثلا آقای احمدینژاد به خودیها مؤسسات مالی را داد و اینها پول سه میلیون نفر را گرفتند و فکر کردند اگر جلوی حرم امام رضا(ع) اعتراض کنند، دولت پول آنها را میدهد. با فشاری که آمد، حکومت مجبور شد از محل اعتبارات عمومی پول مالباختگان را بدهد؛ ولی آن جرقه بود که در 100 شهر کشور، شش شب وقایع اعتراضی سال 96 اتفاق افتاد.
وی ادامه داد: نکته این است که پس از جمع کردن اعتراضات هیچ کاری صورت نمیگیرد تا یک جرقه دیگر رخ بدهد و اعتراضات سال 98 به وجود میآید. وارد اعتراضات 98 شدیم که خشنتر شد و هزار نقطه عمومی مثل عابربانک و آمبولانس مورد تهاجم قرار گرفت. این حجم از تخریب در انقلاب سال 57 هم سابقه ندارد که 100 آمبولانس مورد حمله قرار بگیرد یا بخشهای عمومی که مردم دارند از آنها استفاده میکنند. اما یکی از ویژگیهای جمهوری اسلامی این است که در جمع کردن اعتراضات قدرتمند است. ولی باید کاری کرد که ما از آن دو نوع نارضایتی کم کنیم تا این فرسایش ادامه پیدا نکند.
جلاییپور با اشاره به اینکه دولت آقای رئیسی اصلا نتوانست شاخصهای اقتصادی را کنترل کند، اظهار داشت: سال 1401 هم جرقهای رخ داد و 100 روز در کشور با اعتراضات مواجه بودیم و به جایی رسید که یک عده در خارج کشور از اپیزود انقلاب صحبت کردند. آن هم کنترل شد تا به 1404 رسیدیم. البته حکومت خواست تغییری بدهد که در انتخابات 1403 بود و انتخاباتی متفاوت از 1400 برگزار کرد. در سیاست خارجی هم دفاعی عمل کرد. به نظر من اینها کارهای قابل توجهی بود ولی بدشانسی دولت هم بود که از روز اول جنگ شروع شد. یعنی من معتقدم از زمانی که ترامپ جلوی دوربینها آقای قاسم سلیمانی را ترور کرد، اعلام جنگ علیه جمهوری اسلامی بود.
وی با تأکید بر اینکه به دلایل مختلف بستر نارضایتی سیاسی و اقتصادی کاهش پیدا نکرد، گفت: من عنصر خارجی را در اعتراضات 1404 مهم میدانم. معتقدم رضا پهلوی وزنی نداشت، ولی اینکه ساعت هشت شب فراخوان داد و گفت مراکز شهرها را بگیرید، ترامپ هم گفت نهادها را بگیرید، همان خطی است که اسرائیل و استراتژیستهایش فهمیدهاند برای مبارزه با جمهوری اسلامی اصلا نمیشود از جنگ خارجی استفاده کرد؛ لذا رضا پهلوی در چهارچوب «آشوب شهری» کار کرد. به نظر من پول گرفت؛ چون او کسی است که از کالیفرنیا تکان نمیخورد.
استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران با بیان اینکه تقاطع علل چنین وضعیتی را ایجاد کرد، گفت: هنوز مقامات نظامی خوب اطلاعات دستگیرشدگان و جانباختگان را بیرون ندادهاند و حرفهایی که میزنیم حدسیات است ولی به نظر میرسد نیرویی که این حجم خشونت را در سطح 300 شهر ایران انجام داد، اتفاقا حاملان اصلیاش «جوانان خشمگین» بودند؛ جوانی که افق ندارد و مضطر است. من متوجه شدم کسی که به حسینیه، مسجد و بسیج حمله کرده، تفاوت اینها را نمیدانسته و گفته همه اینها برای حکومت است، کمک هم دارد میآید و کار درست میشود.
وی تأکید کرد: این جوانان خشمگین وقتی دیدند حجم آتش و خون زیاد است، عقب کشیدند. یعنی جوانانی که کسی حریف آنها نمیشد که نروند، روز اول رفتند ولی دیگر نرفتند. یعنی دیدند هزینهاش بالا است و نرفتند. این هم حماقت پسر شاه است که فکر کرده میخواهد ادای انقلاب سال 57 را در آورد. امام کسی بود که وقتی حکومت نظامی شد، به هیچ دانشجویی اجازه نداد کوکتل مولوتوف به تانکها بزند؛ یعنی اصلا فضا را خشونتآمیز نکرد. ولی متأسفانه به نظر من مشی و تاکتیک جنگی اینها آشوب شهری بود و این بلا را سر کشور در آوردند.
جلاییپور تأکید کرد: باید از همان جایی که خراب شده درستش کنیم. یک سیاست خارجی پر هزینه داشتیم و وضعیت اقتصادی را فلج کردیم. سیاست خارجی را انعطاف بدهیم، یک ذره وضعیت اقتصادی را تغییر بدهیم و یک سری تغییرات در سیاست داخلی داشته باشیم، بدون اینکه کل کیان کشور را به خطر بیاندازیم. راهی که حکومت، بخشی از نیروهای سیاسی و بخشی از نیروهای جامعه مدنی دارند میروند و خیلی هم فحشخور دارد. راه دیگر این است که جامعه مدنی را قوی کنیم تا بتوانیم از این بنبست خارج شویم.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اینکه از سال 1920 تا الآن نظریهپردازیهای منسجمی در مورد انقلاب و شرایط انقلابی انجام شده است، گفت: اگر از دریچه آن نظریهها به شرایط امروز ایران نگاه کنیم، بهترین نمونه انقلاب کلاسیک، انقلاب سال 57 بود. یعنی قدرت اجتماعی امام از قدرت سیاسی حکومت بیشتر بود و آن را از سر راه خودش برداشت و بعد توانست مجلس خبرگان تشکیل بدهد و اصلا دولت تأسیس کند؛ اتفاقی که همان زمان در افغانستان نیفتاد.
این فعال سیاسی اصلاحطلب با تأکید بر اینکه شرایط کشور انقلابی نیست، افزود: با توجه به آن تئوریها نظر من این است که شرایط ایران برای انقلاب کلاسیک فراهم نیست. اولین آن همین است که انقلابها نسبتی با حکومت پوشالی دارد و جمهوری اسلامی اصلا یک «حکومت پوشالی» نبوده و نیست؛ و حتی بر خلاف یک عده که حدس میزنند اگر ترامپ حمله کند این حکومت پوشالی میشود، من حتی فکر میکنم اگر خدای ناکرده حملهای بشود، این حکومت سیستمی دارد که دوباره انسجام درونی برابر دشمن خارجی بیشتر میشود و جمعیت خاکستری توجه میکند؛ یعنی همه مثل جوانان خشمگین عمل نمیکنند.
وی افزود: نکته بعدی این است که انقلاب کلاسیک در جامعه دوقطبی رخ میدهد؛ جامعه ما چند پارچه است. من معتقدم این حکومت در بزنگاه 30 درصد پایگاه دارد، یک سری هم مخالف سیاسی هستند و یک عده هم این وسط جریان محاسبهگر وجود دارد که حساب و کتاب میکند. من در اعتراضات 1404 از نزدیک دیدم که تا تیراندازی شد، عقب کشیدند. یعنی اصلا مثل سال 57 نیست. جامعه ایران مدرن است؛ به معنای اینکه آدمهای آگاهی در آن شکل گرفتهاند و این جامعه را اصلا نباید یک جامعه قطبی در نظر گرفت و به همین دلیل شرایط انقلابی نیست.
جلاییپور با تأکید بر اینکه رضا پهلوی ویژگیهای رهبری یک انقلاب را ندارد، تصریح کرد: او زیر سایه تاکتیک جنگی اسرائیل بالا آمده و با رهبران انقلاب چه کار دارد؟! کسانی که جسارت دارند و میتوانند تصمیمگیری کنند. نکته بعدی این است که انقلابها ایدئولوژی انقلابی میخواهند. یعنی یک عده پیدا شوند که بگویند ما به حقیقت رسیدهایم و باید دنیا را عوض کنیم. ما چنین جریانی را در کشور نمیبینیم؛ و همه میخواهند زندگی کنند.
وی افزود: شرایطی در جامعه ما هست و به خاطر نارضایتیها و دیجیتالی و اطلاعاتی شدن کشور، احتمالش هست موجهایی که میآید تبدیل به حرکتهای جمعی نسل پنجمی شود. چون هزینه موجهای دیجیتالی بالا است، عاقلانه این است که از این چرخه بیرون بیاییم. این دیگر دست ما نیست؛ دست کسانی است که کشور را اداره میکنند و فرصتطلبان سیاسی داخل جامعه است.