رویترز در گزارشی شش‌ماهه از جنگ ایران نوشته است: جنگ از ابتدا در آمریکا محبوب نبود و حمایت از آن به‌مرور کاهش یافته است. براساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس، میزان رضایت از عملکرد ترامپ از زمان آغاز جنگ از ۴۰ درصد به ۳۳ درصد رسیده و تنها ۳۱ درصد آمریکایی‌ها از درگیری با ایران حمایت می‌کنند. این میزان حمایت از جنگ افغانستان در مقطع مشابه نیز کمتر است؛ جنگی که برای چند سال در نظرسنجی‌های گالوپ بیش از ۵۰ درصد حامی داشت.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، شش ماه پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، جنگی که دونالد ترامپ پیش‌بینی کرده بود ظرف چهار هفته پایان یابد، به بن‌بستی طولانی و نامحبوب تبدیل شده است. ایران تسلیم نشده، کشتیرانی در تنگه هرمز همچنان به‌شدت مختل است و مسیر روشنی برای پایان درگیری وجود ندارد. آمریکا با پذیرش ضمنی این واقعیت که حملات بیشتر احتمالاً ایران را به دادن امتیاز وادار نخواهد کرد، دوباره به فشار اقتصادی روی آورده است. مارکو روبیو نیز به متحدان واشنگتن گفته که آمریکا «فعلاً» بعید است حملات تازه‌ای انجام دهد.

 

رویترز شش پیامد اصلی و احتمالاً ماندگار جنگ را بررسی کرده است:

 

۱. ترامپ هزینه سیاسی سنگینی می‌پردازد

جنگ از ابتدا در آمریکا محبوب نبود و حمایت از آن به‌مرور کاهش یافته است. براساس نظرسنجی رویترز/ایپسوس، میزان رضایت از عملکرد ترامپ از زمان آغاز جنگ از ۴۰ درصد به ۳۳ درصد رسیده و تنها ۳۱ درصد آمریکایی‌ها از درگیری با ایران حمایت می‌کنند. این میزان حمایت از جنگ افغانستان در مقطع مشابه نیز کمتر است؛ جنگی که برای چند سال در نظرسنجی‌های گالوپ بیش از ۵۰ درصد حامی داشت.

افزایش قیمت بنزین نیز وعده انتخاباتی ترامپ برای کاهش هزینه‌های زندگی را تضعیف کرده است. این نارضایتی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر، جمهوری‌خواهان را که اکثریت شکننده‌ای در هر دو مجلس دارند، تحت فشار قرار داده است.

جنگ همچنین شکاف درونی جمهوری‌خواهان را افزایش داده است. جناح انزواطلب خواهان پایان سریع درگیری است، درحالی‌که گروهی از نمایندگان حزب ادامه فشار نظامی بر تهران را ضروری می‌دانند.

 

۲. اقتصاد جهانی آسیب دیده، اما کمتر از میزان پیش‌بینی‌شده

حملات آمریکا و اسرائیل به‌سرعت موجب نگرانی درباره تنگه هرمز شد؛ مسیری با عرض حدود ۳۴ کیلومتر که نزدیک به یک‌پنجم انرژی جهان از آن عبور می‌کند. اختلال در کشتیرانی قیمت نفت را افزایش داد و نگرانی از رکود جهانی را برانگیخت.

صندوق بین‌المللی پول از زمان آغاز جنگ دو بار پیش‌بینی رشد اقتصاد جهانی را کاهش داده است. این نهاد اکنون رشد سه‌درصدی را برای سال جاری پیش‌بینی می‌کند، درحالی‌که برآورد ژانویه ۳.۳ درصد بود. بااین‌حال، اقتصاد جهانی در مقایسه با شوک‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ انعطاف‌پذیرتر ظاهر شده است. اقتصادهای بزرگ وابستگی کمتری به انرژی دارند و مصرف، سرمایه‌گذاری و رونق هوش مصنوعی بخشی از فشار ناشی از افزایش قیمت نفت را جبران کرده‌اند.

 

۳. ایران زخمی شده، اما شکست نخورده است

ارتش و اقتصاد ایران خسارت‌های سنگینی دیده‌اند؛ اما تهران همچنان توان حمله و مختل‌کردن عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز را دارد.

دریاسالار برد کوپر، فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، در ماه مه به کنگره گفت آمریکا ۱۶۱ شناور ایرانی را منهدم و ۸۲ درصد سامانه‌های پدافند هوایی ایران را از کار انداخته است. نیروی هوایی ایران نیز که پیش از جنگ روزانه تا صد پرواز انجام می‌داد، دیگر مأموریت عملیاتی اجرا نمی‌کند.

با وجود این، ایران هنوز موشک و پهپاد در اختیار دارد و توانسته کشتی‌ها و تأسیسات نظامی آمریکا را در منطقه هدف قرار دهد. براساس گزارش رویترز، آمریکا تنها درباره نابودی یک‌سوم زرادخانه موشکی ایران اطمینان دارد. وضعیت دوسوم دیگر مشخص نیست و ممکن است بخشی از موشک‌ها در تونل‌ها و پناهگاه‌های زیرزمینی آسیب دیده یا مدفون شده باشند.

جنگ هزاران کشته برجای گذاشته و بحران اقتصادی ایران را تشدید کرده است. طبق آمار رسمی، تورم سالانه مواد غذایی در ماه ژوئیه به ۱۲۸ درصد رسید. در مقابل، جنگ اختلافات سیاسی داخلی را به حاشیه رانده و زمینه را برای سرکوب شدیدتر مخالفان فراهم کرده است.

 

۴. خاورمیانه بی‌ثبات‌تر و متحدان آمریکا آسیب‌پذیرتر شده‌اند

قرار بود جنگ ایران را به‌عنوان تهدیدی برای خاورمیانه از میان ببرد؛ اما به گفته تحلیلگران، تهران جسورتر شده و امنیت منطقه کاهش یافته است.

حملات موشکی و پهپادی ایران به کشورهای عربی متحد آمریکا، تأسیسات نظامی و دیپلماتیک واشنگتن را هدف قرار داده و سفرهای هوایی را مختل کرده است.

حملات ایران به کشتی‌ها همراه با محاصره دریای سرخ توسط حوثی‌ها علیه حمل‌ونقل مرتبط با عربستان، هزینه بیمه و ترابری را افزایش داده است. این وضعیت فراتر از خسارت واردشده به کشتی‌های منفرد، زنجیره‌های تأمین را مختل و عدم‌اطمینان اقتصادی کشورهای خلیج فارس را تشدید کرده است.

 

۵. تولید سلاح هسته‌ای برای ایران دشوارتر و زمان‌برتر شده است

حملات آمریکا و اسرائیل در ژوئن ۲۰۲۵ و مرحله نخست جنگ کنونی، سه مرکز شناخته‌شده غنی‌سازی و چند تأسیسات مشکوک مرتبط با فعالیت‌های تسلیحاتی را به‌شدت آسیب زده است. تعدادی از دانشمندان ارشد هسته‌ای ایران نیز در حملات اسرائیل ترور شده‌اند.

براساس ارزیابی اطلاعاتی آمریکا در ماه مه، «زمان گریز هسته‌ای» ایران، یعنی مدت لازم برای تولید مواد شکافت‌پذیر کافی برای یک بمب، از حداکثر شش ماه پیش از جنگ به حدود یک سال افزایش یافته است. جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای، مهم‌ترین هدف اعلام‌شده ترامپ از جنگ است.

اما وضعیت واقعی برنامه ایران روشن نیست، زیرا بازرسان سازمان ملل هنوز به تأسیسات هسته‌ای بازنگشته‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز از زمان حملات سال ۲۰۲۵ نتوانسته محل حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد را تأیید کند. این ذخیره می‌تواند در تأسیساتی مخفی تا سطح تسلیحاتی غنی‌سازی شود. ایران همواره تلاش برای ساخت سلاح هسته‌ای را رد کرده است.

 

۶. آمادگی نظامی آمریکا کاهش یافته است

ارتش آمریکا در اثر حملات ایران و سوانح عملیاتی، پهپادها و هواپیماهای متعددی را از دست داده است. گزارش ماه مه مرکز پژوهش‌های کنگره شمار هواپیماهای نظامی ازدست‌رفته را ۴۲ فروند اعلام کرد.

کمبود مهمات نگرانی مهم‌تری است. براساس گزارش رویترز، ارتش آمریکا تقریباً تمام ذخیره جهانی بعضی از موشک‌های هدایت‌شونده دقیق خود را مصرف کرده است. برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی نشان می‌دهد آمریکا تا ماه ژوئیه حدود ۶۵ درصد رهگیرهای پاتریوت و دست‌کم ۳۸ درصد ذخایر رهگیر تاد را به کار برده است.

واشنگتن همچنین جنگنده‌ها، ناوها و تجهیزات دیگری را از اروپا و منطقه هند–اقیانوس آرام به خاورمیانه منتقل کرده است. این جابه‌جایی، مأموریت‌ها را طولانی‌تر کرده و درباره آمادگی آمریکا برای پاسخ‌گویی به بحران‌های احتمالی در مناطق دیگر تردید ایجاد کرده است.

ناو هواپیمابر جرالد فورد بیش از یک سال در مأموریت بود که طولانی‌ترین استقرار آن از زمان جنگ ویتنام محسوب می‌شود. شرایط ناو آبراهام لینکلن نیز پس از بیش از ۲۰۰ روز حضور پیوسته در دریا، نگرانی قانون‌گذاران را برانگیخت. جایگزینی آن با ناوی که پیش‌تر در اقیانوس آرام مستقر بود، نشان می‌دهد جنگ تا چه اندازه منابع نظامی آمریکا را تحت فشار قرار داده است.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.