جنگ ایران و بحران هرمز، امنیت انرژی جهان را از یک مسئله صرفاً اقتصادی به اولویتی راهبردی در سطح امنیت ملی تبدیل کرد. اختلال چندماهه در عبور نفت و گاز از تنگه هرمز، جهش قیمت‌ها و فشار بر اقتصادهای واردکننده نشان داد که در نظم جدید انرژی، کشورها تنها به منابع نیاز ندارند؛ بلکه باید برای روزهای انسداد، جنگ و ناامنی دریایی نیز ذخایر راهبردی و مسیرهای جایگزین داشته باشند.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، تحلیل «مدرن دیپلماسی» به بررسی پیامدهای جنگ ایران و بسته شدن موقت تنگه هرمز بر راهبردهای امنیت انرژی جهان می‌پردازد؛ بحرانی که نشان داد امنیت عرضه انرژی، به اندازه دسترسی به منابع نفت و گاز اهمیت دارد. اختلال گسترده در عبور انرژی از هرمز، دولت‌های واردکننده را با کمبود عرضه، جهش قیمت‌ها و فشارهای تورمی روبه‌رو کرد و بسیاری از کشورها را به این جمع‌بندی رساند که ذخایر راهبردی نفت و گاز دیگر صرفاً ابزار اضطراری نیستند، بلکه باید به بخشی ثابت از برنامه‌ریزی اقتصادی و امنیت ملی تبدیل شوند.

بسته شدن تقریباً کامل تنگه هرمز برای بیش از سه ماه، حدود یک‌پنجم عرضه جهانی نفت و گاز طبیعی مایع را مختل کرد و شوک بزرگی به بازارهای انرژی وارد آورد. در همین دوره، قیمت نفت برنت تا نزدیکی ۱۲۰ دلار در هر بشکه افزایش یافت و اقتصادهای وابسته به واردات انرژی با افزایش هزینه سوخت، نااطمینانی در عرضه و فشارهای تورمی مواجه شدند. این بحران بار دیگر آسیب‌پذیری کشورهایی را آشکار کرد که به انرژی خاورمیانه وابسته‌اند، اما ذخایر اضطراری کافی برای عبور از دوره‌های تنش ژئوپلیتیکی ندارند.

یکی از عوامل اصلی جلوگیری از عمیق‌تر شدن بحران، استفاده هماهنگ از ذخایر راهبردی نفت بود. تمامی ۳۲ عضو آژانس بین‌المللی انرژی با آزادسازی بی‌سابقه ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر اضطراری خود موافقت کردند؛ اقدامی که بخشی از اختلال عرضه را جبران کرد و فشار بازارهای جهانی را کاهش داد. این تجربه، اهمیت برخورداری از ذخایر بزرگ اضطراری را برجسته ساخت و هم‌زمان نشان داد کشورهایی که ظرفیت ذخیره‌سازی بالاتری دارند، در زمان بحران از انعطاف بیشتری برای کاهش واردات و مقابله با نوسانات شدید قیمت برخوردارند.

چین در این بحران به دلیل برخورداری از ذخایر عظیم راهبردی نفت، نسبت به بسیاری از واردکنندگان بزرگ انرژی موقعیت بهتری داشت. پکن طی سال‌های گذشته بزرگ‌ترین ذخیره اضطراری نفت جهان را ایجاد کرده که برآورد می‌شود ظرفیتی بیش از یک میلیارد بشکه داشته باشد. همین ظرفیت به چین امکان داد در طول جنگ، واردات نفت خام خود را به شکل قابل توجهی کاهش دهد و از خرید نفت با قیمت‌های بالا اجتناب کند؛ در حالی که برخی اقتصادهای آسیایی با ذخایر محدودتر ناچار شدند به ابزارهایی مانند یارانه سوخت، محدودیت مصرف، کاهش ساعات کاری و برنامه‌های صرفه‌جویی انرژی روی بیاورند.

پیامدهای بحران هرمز اکنون در آسیا، اروپا و حتی میان تولیدکنندگان خلیج فارس نیز دیده می‌شود. هند به عنوان سومین واردکننده بزرگ نفت جهان احتمالاً ظرفیت ذخیره‌سازی اضطراری خود را افزایش خواهد داد و پاکستان نیز به دنبال راه‌هایی برای تقویت ذخایر داخلی نفت و گاز مایع است. استرالیا پس از سال‌ها انتقاد درباره ناتوانی در رعایت الزامات آژانس بین‌المللی انرژی، برنامه‌هایی برای افزایش چشمگیر ذخایر سوخت اعلام کرده و در اروپا نیز نگرانی‌ها درباره وابستگی به واردات گاز طبیعی مایع، احتمال توسعه تأسیسات ذخیره‌سازی را تقویت کرده است. هم‌زمان، شرکت‌های ملی نفت در کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز گسترش ظرفیت ذخیره‌سازی خارج از منطقه را بررسی می‌کنند تا در صورت اختلال در مسیرهای حمل‌ونقل، صادرات خود را حفظ کنند.

برآورد این گزارش آن است که گسترش ذخایر راهبردی در سراسر جهان، همراه با نیاز به پر کردن ذخایری که در جریان بحران مصرف شده‌اند، می‌تواند طی سال‌های آینده تقاضایی در حدود یک میلیارد بشکه نفت ایجاد کند؛ روندی که حتی در شرایط رشد مناسب عرضه نیز ممکن است از قیمت‌های جهانی نفت حمایت کند. بحران هرمز نشان داد که در نظم جدید انرژی، کشورها تنها به دنبال دسترسی به منابع نیستند، بلکه به دنبال تضمین تداوم عرضه در شرایط جنگ، محاصره، ناامنی دریایی و شوک‌های ژئوپلیتیکی‌اند؛ واقعیتی که می‌تواند سیاست انرژی جهان را برای سال‌ها تحت تأثیر قرار دهد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.