استیون ام. والت، در مجله فارن پالیسی می گوید که جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، از ابتدا یک اشتباه بزرگ و یک شکست راهبردی بوده و ترامپ، بهجای تلاش برای نمایش آن بهعنوان پیروزی، بهتر است صریحاً اعتراف کند که محاسبهاش اشتباه بوده است.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، مقالهای با عنوان «ترامپ باید فقط اعتراف کند که اشتباه کرده» به قلم استیون ام. والت، در مجله فارن پالیسی منتشر شده است.
والت، استاد روابط بینالملل دانشگاه هاروارد و یکی از شناختهشدهترین نظریهپردازان مکتب رئالیسم در سیاست خارجی آمریکاست. او سالها از منتقدان جنگ عراق، مداخلهگرایی آمریکا در خاورمیانه و نفوذ جریانهای نئوکان در سیاست واشنگتن بوده است.
فارن پالیسی نیز از مهمترین مجلات سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود و معمولاً دیدگاههای جریان اصلی سیاست خارجی این کشور را منتشر میکند؛ هرچند در سالهای اخیر، صداهای منتقد و ضد مداخله نظامی مانند والت نیز در آن پررنگتر شدهاند.
استدلال اصلی مقاله این است که جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، از ابتدا یک اشتباه بزرگ و یک شکست راهبردی بوده و ترامپ، بهجای تلاش برای نمایش آن بهعنوان پیروزی، بهتر است صریحاً اعتراف کند که محاسبهاش اشتباه بوده است. والت مینویسد تقریباً هیچیک از اهداف اعلامشده جنگ محقق نشدهاند: حکومت ایران سقوط نکرده، ذخایر هستهای ایران از بین نرفته، برنامه موشکی و پهپادی تهران همچنان فعال است و جمهوری اسلامی نشان داده که هنوز توانایی مختل کردن تنگه هرمز و آسیب زدن به اقتصاد منطقه و جهان را دارد. به گفته او، تمام لفاظیها و نمایش قدرت ترامپ و وزیر دفاعش، پیت هگست، اکنون بیشتر شبیه «هوای داغ» و تبلیغات توخالی به نظر میرسد.
والت معتقد است پس از رسیدن به هرگونه توافق احتمالی، دولت ترامپ تلاش خواهد کرد این بحران را نوعی «پیروزی استراتژیک» معرفی کند؛ اما به باور او، بیشتر ناظران چنین روایتی را باور نخواهند کرد. او مینویسد هرچه کاخ سفید بیشتر تلاش کند این شکست را موفقیت جلوه دهد، بیشتر غیرواقعبین و جداافتاده از واقعیت به نظر خواهد رسید. از نگاه نویسنده، جنگ نهتنها اهداف خود را محقق نکرده، بلکه اعتبار آمریکا و شخص ترامپ را نیز تضعیف کرده است.
بخش مهمی از مقاله به این موضوع میپردازد که چرا سیاستمداران تقریباً هیچوقت اشتباهات خود را نمیپذیرند، حتی زمانی که شکست آشکار است. والت میگوید در سیاست خارجی، رهبران معمولاً حاضر نیستند اعتراف کنند تصمیماتشان اشتباه بوده، زیرا نگراناند مخالفان سیاسی از این اعتراف علیه آنان استفاده کنند یا تصویر قدرتشان آسیب ببیند. او در این زمینه به نمونههایی مانند بوریس جانسون اشاره میکند که هنوز از برگزیت دفاع میکند، یا مایک پمپئو که همچنان حمله به عراق و خروج از توافق هستهای ایران را تصمیمهایی درست میداند. در مقابل، والت به موارد نادری اشاره میکند که در آنها رهبران آمریکایی مسئولیت اشتباهات خود را پذیرفتهاند؛ از جمله جان اف. کندی پس از شکست عملیات خلیج خوکها و رونالد ریگان در ماجرای ایران ـ کنترا.
والت استدلال میکند که ترامپ، به دلیل شخصیت غیرمتعارف و پایگاه سیاسی بسیار وفادارش، شاید تنها رئیسجمهور آمریکایی باشد که حتی اگر علناً بگوید اشتباه کرده، همچنان بخش بزرگی از هواداران خود را حفظ کند. او حتی پیشنهاد میدهد ترامپ میتواند بخشی از مسئولیت را به گردن بنیامین نتانیاهو و مشاوران جنگطلب بیندازد و بگوید تصمیمش بر پایه اطلاعات و توصیههای اشتباه گرفته شده است. نویسنده اشاره میکند که نتانیاهو اکنون در آمریکا و حتی در داخل اسرائیل به چهرهای روزبهروز نامحبوبتر تبدیل شده و شاید مقصر دانستن او، حتی از نظر سیاسی، به سود ترامپ باشد.
مقاله همچنین توضیح میدهد که ترامپ میتواند استدلال کند مسئله ایران سالها برای آمریکا حلنشده باقی مانده و هیچیک از رؤسایجمهور پیشین نیز نتوانستهاند آن را حل کنند. او میتواند بگوید تصور میکرد فشار نظامی و بمباران، شاید این بار حکومت ایران را وادار به عقبنشینی کند؛ بهویژه با توجه به اعتراضات داخلی مردم ایران در ماههای گذشته. اما به گفته والت، این محاسبه کاملاً اشتباه از آب درآمد و دولت آمریکا قدرت و ظرفیت جمهوری اسلامی برای بقا و مقاومت را دستکم گرفت.
در بخش پایانی، والت میگوید مشکل اصلی این است که ترامپ احتمالاً هرگز حاضر نخواهد شد چنین اعترافی کند؛ زیرا تصور میکند پذیرش اشتباه، تصویر او بهعنوان یک «رهبر قدرتمند» را از بین میبرد و مخالفانش را جسورتر خواهد کرد. از نگاه نویسنده، ترامپ بیش از آنکه نگران منافع بلندمدت آمریکا باشد، نگران تصویر تاریخی و شخصی خودش است و میخواهد همچنان بهعنوان یک رئیسجمهور موفق و قدرتمند دیده شود.