اندیشکده کارنگی نوشت: از منظر جامعهشناختی، اعتراضات دیجیتال نسل Z مراکش را میتوان عمدتاً به عنوان اعمالی فرهنگی و نه صرفاً سیاسی درک کرد. آنها به دنبال بازتعریف ارزشهای کرامت، شهروندی و عدالت از طریق نمادهای بصری برگرفته از قلب یک فرهنگ جهانی هستند.
گزارش اندیشکده «کارنگی» به قلم عبدالله فراح نشان میدهد موج جدید اعتراضات در مراکش دیگر صرفاً سیاسی نیست، بلکه ریشه در فرهنگ دیجیتال نسل زد دارد؛ نسلی که با تکیه بر شبکههای اجتماعی، انیمه، بازیهای ویدیویی و موسیقی، شکل تازهای از کنش جمعی را رقم زده و فاصله خود را با نهادهای سنتی قدرت بهطور معناداری افزایش داده است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، اندیشکده کارنگی نوشت: در سالهای اخیر، مراکش شاهد تجدید اعتراضات اجتماعی بوده است که به گفته کمیسیون عالی برنامهریزی (۲۰۲۵)، ناشی از وخامت شرایط اقتصادی و اجتماعی، نابرابریهای مداوم و نرخ بیکاری جوانان نزدیک به ۳۵.۸ درصد بوده است. این شرایط، شکنندگی سیاستهای عمومی و ناتوانی آنها در برآورده کردن نیازهای اساسی شهروندان در بخشهای کلیدی مانند آموزش و مراقبتهای بهداشتی را آشکار کرده و در نهایت به نارضایتی قابل مشاهده در خیابانهای سراسر کشور تبدیل شده است.
در حالی که اعتراض در چشمانداز سیاسی مراکش چیز جدیدی نیست، موج فعلی نشاندهنده تغییر مهمی در بازیگران و روشهای آن است. بسیجهای مشاهده شده در سال ۲۰۲۵ به طور قابل توجهی با ظهور شرکتکنندگان جدید - برجستهترین آنها، اعضای نسل Z - شکل گرفته است. آنها که در کنار گسترش سریع اینترنت و رسانههای اجتماعی به سن بلوغ رسیدهاند، آگاهی سیاسی خود را در یک محیط دیجیتال جهانیشده توسعه دادهاند که آنها را قادر ساخته است از شیوههای سنتی بیان اعتراض فاصله بگیرند و به جای آن از تأثیرات فرهنگی مانند انیمه، بازیهای ویدئویی و موسیقی معاصر استفاده کنند.
این تأثیرات به تغییری منجر شده است که اساساً الگوهای کنش اجتماعی و سیاسی را دگرگون میکند. تحولی که یک سؤال مهم را مطرح میکند: چه منابع فرهنگی دیجیتال جنبشهای اعتراضی نسل Z در مراکش را شکل داده است؟
بدیهی است که جوانان - به ویژه نسل Z - به طور فزایندهای از ساختارهای سنتی مانند احزاب سیاسی و اتحادیههای کارگری فاصله گرفتهاند و در عوض، اشکال بسیج بدون رهبر و شبکهای را که در حوزه دیجیتال شکل میگیرند، انتخاب میکنند. با انجام این کار، آنها ردپای اسلاف خود از نسل توئیتر و نسل هزاره را دنبال میکنند که در دوره منتهی به بهار عربی ۲۰۱۱ و در طول آن، امواج اعتراضی را در چندین کشور عربی رهبری کردند.
پیش از این قیامها، این نسلها ابزارهای محدودی برای بیان خواستههای خود داشتند و اغلب در معرض سرکوب سیاسی و خشونت خودسرانه دولتی قرار میگرفتند. ظهور پلتفرمهای رسانههای اجتماعی، به ویژه فیسبوک، راههای جدیدی برای بیان فراهم کرد و فعالان را قادر ساخت تا آرمانهای خود را برای اصلاحات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی سازماندهی، بسیج و بیان کنند. همانطور که مانوئل کاستلز مشاهده میکند، «اکثریت جمعیت این کشورها را افراد زیر ۳۰ سال تشکیل میدادند که بسیاری از آنها نسبتاً تحصیلکرده، اما کاملاً یا تا حدی بیکار و با استفاده از شبکههای ارتباطی دیجیتال آشنا بودند.»
در بافت مراکش، آشنایی با فناوریهای دیجیتال، پلتفرمهایی مانند دیسکورد و فیسبوک را قادر ساخته است تا به عنوان عرصههای مجازی برای بسیج و بیان عقاید سیاسی در میان نسل Z عمل کنند. در ابتدا، خواستههای مطرح شده توسط این جنبشهای جوانان در درجه اول سیاسی نبود؛ بلکه بر اصلاحات اجتماعی در زمینههایی مانند مراقبتهای بهداشتی، آموزش و عدالت اجتماعی متمرکز بودند. با این حال، با گذشت زمان، برخی از این جنبشها به درخواستهای گستردهتر برای سرنگونی دولت تبدیل شدند، به ویژه پس از یک حادثه غمانگیز بشردوستانه در آگادیر که منجر به مرگ چندین زن باردار در یک بیمارستان دولتی شد.
این رویداد چیزی را که میتوان به عنوان نوعی آگاهی جمعی با واسطه دیجیتال توصیف کرد، تسریع کرد - آگاهیای که ساختارهای ریشهدار حاشیهنشینی را به چالش میکشد و در عین حال گفتمانی فرهنگی را در بر میگیرد که نمادین و بصری را در هم میآمیزد. در این چهارچوب، اعتراض به عنوان عملی تعریف میشود که از طریق آن شرکتکنندگان، مستقل از قیمومیت احزاب سیاسی و اتحادیههای کارگری، ادعاهای خود را برای آزادی، کرامت و عدالت اجتماعی مطرح میکنند. این پیگیری، نشاندهنده پویایی تکرارشوندهای است که در طیف وسیعی از جنبشهای اجتماعی و سیاسی قابل مشاهده است.
از منظر جامعهشناختی، اعتراضات دیجیتال نسل Z مراکش را میتوان عمدتاً به عنوان اعمالی فرهنگی و نه صرفاً سیاسی درک کرد. آنها به دنبال بازتعریف ارزشهای کرامت، شهروندی و عدالت از طریق نمادهای بصری برگرفته از قلب یک فرهنگ جهانی هستند.
بنرهایی که ارجاعات موسیقی، تصاویر انیمه و شعارهای طرفدار عدالت را ترکیب میکنند، زبان جدیدی را منعکس میکنند که در آن گفتمان سیاسی از طریق ترکیبی از طنز و بیان زیباییشناختی، بازآفرینی میشود. به این معنا، اعتراض به عملی نمادین با هدف تغییر شکل معنا و هویت تبدیل میشود.
جهانی شدن فرهنگی به این نسل آگاهی دوگانهای بخشیده است: در سطح جهانی متصل و در عین حال مبتنی بر تجربیات سختی در سطح محلی. این نسل از نمادهای فرهنگهای دور برای تفسیر و بیان واقعیت خود بهره میبرد. در نتیجه، این جنبش را میتوان به عنوان تجلی یک آگاهی جمعی دانست که شرایط زیسته را از طریق اشکال فرهنگی و دیجیتال ارتباطات مورد پرسش قرار میدهد.
نسل Z: شکلگیری جهان دیجیتال و دگرگونی هویت اجتماعی
اشکال جدید اعتراض مشاهدهشده در مراکش را نمیتوان بدون در نظر گرفتن تأثیر عمیق دیجیتالی شدن بر شکلگیری هویت اجتماعی نسل Z به طور کامل درک کرد. این جوانان که بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ متولد شدهاند، نه تنها در محیطهای اجتماعی سنتی، بلکه در یک اکوسیستم دیجیتال متراکم که به جزء جداییناپذیر فرآیند اجتماعی شدن تبدیل شده است، شکل گرفتهاند. در نتیجه، هویت اجتماعی دیگر صرفاً محصول نهادهای کلاسیک مانند خانواده و مدرسه نیست؛ بلکه به طور فزایندهای از طریق پلتفرمهای دیجیتال و شبکههای اجتماعی ساخته میشود، جایی که تجربیات محلی با تأثیرات فرهنگی جهانی متنوع تلاقی میکنند.
ویوک پاندیت استدلال میکند که برای نسل Z هیچ تمایز مشخصی بین دنیای فیزیکی و دیجیتال وجود ندارد؛ بلکه حوزه دیجیتال به عنوان امتدادی از زندگی اجتماعی روزمره عمل میکند، نه صرفاً ابزاری برای ارتباط. اهمیت این مشاهده فراتر از یک شرح توصیفی از رابطه این نسل با فناوری است و در عوض به پیامدهای دگرگونکننده آن برای الگوهای تعلق اجتماعی اشاره میکند. جوانان به طور فزایندهای هویت خود را فراتر از محدوده جوامع محلی یا نهادهای ملی میسازند و خود را در شبکههای فراملی که حول منافع مشترک سازماندهی شدهاند و توسط یک فرهنگ دیجیتال جهانی شکل گرفتهاند، قرار میدهند.
از این منظر، مفهوم «ناکجاآبادها»ی مارک اوژه چهارچوب تفسیری مفیدی برای درک دگرگونی هویت در میان نسل Z فراهم میکند. فضاهای دیجیتال تا جایی که گذرا هستند و به مکانهای جغرافیایی خاصی وابسته نیستند، شبیه «ناکجاآبادها» هستند، اما همزمان اشکال جدیدی از تعامل و تعلق اجتماعی را تسهیل میکنند. با این حال، تعامل در این محیطها خنثی نیست؛ بلکه توسط چیزی که میتوان آن را «قرارداد دیجیتال» توصیف کرد، ساختار یافته است که از طریق ایجاد حسابهای شخصی و پایبندی به هنجارها و مقررات خاص پلتفرم آشکار میشود. به این معنا، هویت نسل Z در یک ساختار اجتماعی دیجیتالی شکل میگیرد که ابراز وجود فردی را با ادغام در جوامع گسترده و شبکهای ترکیب میکند.
این دگرگونی همچنین به توضیح تضعیف دلبستگی این نسل به نهادهای سیاسی سنتی کمک میکند. اجتماعی شدن دیجیتال جوانان، دسترسی فوری به منابع متنوع اطلاعات و نظرات را برای آنها فراهم میکند و در نتیجه، انحصار این نهادها را که زمانی بر تولید دانش و مشروعیت نمادین حاکم بود، کاهش میدهد. در نتیجه، نسلهای جوانتر تمایل کمتری به مشارکت در چارچوبهای مرسوم حزبی و اتحادیههای کارگری دارند و در عوض، بیشتر به دنبال شیوههای جایگزین، اغلب غیررسمی، برای بیان و مشارکت سیاسی هستند.
مطالعات اخیر در مورد اعتماد سیاسی جوانان در مراکش، این روند را تأیید میکند و سطوح پایین اعتماد به نهادهای دولتی و احزاب سیاسی را آشکار میکند و تمایل رو به رشد جوانان را برای بیان مخالفت در خارج از کانالهای نهادی رسمی تقویت میکند.
از منظر جامعهشناختی، این تحول را میتوان بیشتر به عنوان تغییر از اشکال نسبتاً پایدار هویت اجتماعی به پیکربندیهای سیالتری که به طور مداوم از طریق تعامل دیجیتال تغییر شکل میدهند، درک کرد. همانطور که سونیل باتیا و آنجالی پاتاک-شیلهات استدلال میکنند، هویت در نسل دیجیتال یک ذات ثابت نیست، بلکه نوعی موقعیتیابی فرهنگی است که در بسترها و تجربیات زندگی تکامل مییابد. این دیدگاه به توضیح ظرفیت جوانان در تصاحب نمادهای فرهنگی متعدد و بهرهگیری از شخصیتها و تصاویر از گنجینههای فرهنگی متنوع کمک میکند - تواناییای که به وضوح در شیوههای اعتراضی با ترکیب عناصری از انیمه، بازیهای ویدیویی و موسیقی معاصر منعکس میشود.
غلبه فرهنگ بصری در حوزه دیجیتال، به بازپیکربندی آگاهی سیاسی نیز کمک میکند. نسل Z بخش قابل توجهی از اطلاعات خود را از طریق ویدئوها، تصاویر و نمادهای بصری به دست میآورد و بیان سیاسی را به جای صرفاً گفتمانی، به طور فزایندهای بصری و نمادین میکند. در نتیجه، بنرها و شعارهای اعتراضی اغلب مملو از تصاویر و ارجاعات فرهنگی لایه لایه هستند که نشاندهنده تبدیل گستردهتر سیاست به حوزهای از بیان فرهنگی و زیباییشناختی و همچنین به حوزهای از رقابت اجتماعی است.
با توجه به این پویاییها، هویت اجتماعی نسل Z مراکش را میتوان در تقاطع دو بُعد به ظاهر متناقض درک کرد: یک آگاهی جهانی که توسط شبکههای دیجیتال شکل گرفته است، و یک واقعیت اجتماعی محلی که با شکنندگی اقتصادی و فرصتهای محدود برای ادغام اجتماعی مشخص میشود. دقیقاً همین تنش است که به شیوههای اعتراضی آنها اهمیت عمیقتری میبخشد. این بسیجها صرفاً واکنشهایی به نارضایتیهای اجتماعی فوری نیستند؛ بلکه بیانگر تنشی اساسی بین افق جهانی آزادی و عدالت - که به طور مداوم در فضاهای دیجیتال ساخته میشود - و یک واقعیت محلی هستند که تحقق چنین آرمانهایی را محدود میکند.
برای نسل Z، دنیای دیجیتال صرفاً فضایی برای سرگرمی نیست، بلکه عرصهای حیاتی برای اعمال آزادی است. جوانان از طریق تعامل دیجیتال، اعتماد به نفس ایجاد میکنند و هویتهای جدیدی را شکل میدهند که مستقل از کنترل دولت و نهادهای نظارتی عمل میکنند و به طور گسترده به این نهادهای رسمی بیاعتماد هستند.
یک مطالعه اخیر که اعتماد سیاسی را در بین جوانان مراکشی ۱۸ تا ۲۴ ساله اندازهگیری میکند، نشان داد که تنها ۱۶٪ به دولت ابراز اعتماد میکنند، در حالی که ۸۰٪ بیاعتمادی کامل را گزارش میکنند. به همین ترتیب، پارلمان تنها از ۲۱٪ از پاسخدهندگان اعتماد دریافت کرد، در حالی که احزاب سیاسی تنها ۱۵٪ را به خود اختصاص دادند.
بنابراین، اعتراضات نسل Z را نمیتوان صرفاً به عنوان اقدامات سیاسی متعارف توضیح داد؛ آنها در واقع تلاشهایی برای بازتعریف هویت جمعی این نسل در جامعه هستند. این بسیجها نشاندهندهی درخواستی برای به رسمیت شناخته شدن به عنوان یک بازیگر اجتماعی متمایز - مجهز به زبان فرهنگی و ابزارهای دیجیتال خود - است، در حالی که همزمان خواستار توزیع عادلانهتر فرصتها و حقوق در جامعه مراکش است.
شکلدهی به آگاهی اعتراضی در نسل Z
دیجیتالی شدن ستون اساسی برای درک نسل Z است. این صرفاً ابزاری برای بیان نیست، بلکه فضایی اجتماعی است که در آن روابط و هویتها شکل میگیرند. این نسل، قلمرو دیجیتال را به عنوان یک خانهی وجودی - نه فقط وسیلهای برای ارتباط - تجربه میکند. علاوه بر این، «زندگی روزمره آنها عمیقاً تحت تأثیر دسترسی گسترده به رسانههای دیجیتال و نقش آن در تسریع جریان اطلاعات، ایدهها، کالاها و شیوهها در هر دو زمینه فراملی و محلی، به ویژه در شهرهای جنوب جهانی، قرار دارد.»
در نتیجه، طبیعی است که رسانههای دیجیتال به عنوان یک کاتالیزور قدرتمند برای جنبشهای اعتراضی در مراکش عمل کنند. این رسانهها جوانان را قادر میسازند تا سانسور را دور بزنند، آزادانه نظرات خود را بیان کنند و شبکههای همبستگی و حمایت بین خود ایجاد کنند. برعکس، دیجیتالی شدن چالش مهمی را برای دولت ایجاد میکند، که باید با نسلی که از طریق شیوههای جدید و در حال تکامل که نظارت و تنظیم آنها دشوار است، ارتباط برقرار میکند، مقابله کند.
یکی از دلایل این چالش این است که مؤسسات و محققان مراکشی هنوز به حوزههای فرهنگی مانند انیمه و بازیهای الکترونیکی توجه و مطالعه عمیقی که شایسته آن هستند، ندادهاند و در نتیجه مانع درک جامع از تأثیر آنها بر جوانان میشوند. از طریق این رسانههای فرهنگی، کودکان و جوانان، به ویژه از نسل Z، مجموعهای از باورها، ارزشها، دانش، مهارتها و شیوههایی را کسب میکنند که در شکلگیری هویت فردی و جمعی آنها و همچنین شکلدهی به نحوه تفکر و تعامل آنها با دنیای واقعی و مجازی نقش دارد.
انیمه قدرت نمادین قابل توجهی در شکلدهی به تخیل اعتراضی نسل Z مراکش دارد. انیمههای ژاپنی، با مضامین عدالت، شورش و قهرمانی، به منبع اصلی الهام سیاسی و فرهنگی برای این مخاطبان جوان تبدیل شدهاند. شخصیتهایی مانند ارن یگر از فیلم حمله به تایتان، مفهومی از آزادی را که ریشه در مبارزه و مقاومت دارد، تجسم میکنند. در این روایت، آزادی نه به عنوان یک وضعیت ایستا، بلکه به عنوان یک عمل مداوم برای سرپیچی در برابر سرنوشت، ترس و اقتدار و به عنوان انقلابی علیه همه اشکال سلطه که به دنبال سلب آزادی افراد هستند، ارائه میشود.
به همین ترتیب، شخصیت لوفی در وان پیس نمایانگر مقاومت در برابر رژیمهای ناعادلانه و جستجوی آزادی مطلق است. این ارزشها با آنچه جوانان مراکشی در مواجهه با سرخوردگی سیاسی و اجتماعی تحمل میکنند، طنینانداز است. همانطور که آکوس کوپر توضیح میدهد، وان پیس «به یک زمینه تعاملی مربوط میشود که در آن نمادگرایی دزدان دریایی به عنوان چالشی برای نظم موجود و برتری قدرت ریشه دارد. برخی از دزدان دریایی صرفاً باندهای معمولی هستند، در حالی که برخی دیگر به عنوان مأمورانی عمل میکنند که با دولت جهانی همکاری میکنند، افراد دیگری مانند لوفی نیز وجود دارند که برای اصول والاتر میجنگند، نه برای ثروت یا غنیمت.»
در این چهارچوب، لوفی را میتوان به عنوان نمادی فرهنگی از شورش اخلاقی و جستوجوی عدالت درک کرد. به طور گستردهتر، انیمه به عنوان فضایی گفتمانی عمل میکند که در آن آگاهی سیاسی جوانان عرب و مراکشی دوباره شکل میگیرد و اشکال مقاومت تخیلی در برابر واقعیتهای زندگی را ممکن میسازد. بخش قابل توجهی از محتوای انیمه که در پلتفرمهای دیجیتال مصرف میشود، ماهیت فاسد و دستکاریشده صاحبان قدرت را برجسته میکند. در نتیجه، جوانان دیدگاه انتقادی نسبت به ساختارهای قدرت کشورهای خود پیدا میکنند و آنها را سیستمهای فاسدی میبینند که بیشباهت به شخصیتهای کارتونی نیستند که به دنبال تسلط بر جهان یا کنترل سرنوشت افراد هستند.
در مورد بازیهای دیجیتال و الکترونیکی، آنها نیز به بخش اصلی تجربیات اجتماعی نسل Z تبدیل شدهاند و حس تعلق جمعی قوی را در فضاهای دیجیتال تقویت میکنند. این تحول نشان دهندهی تحول گستردهتری در الگوهای مشارکت اجتماعی و سیاسی است، به ویژه در مقایسه با آنچه در زمینههای آفلاین مشاهده میشود.
در پلتفرمهایی مانند Discord، هزاران بازیکن از سراسر جهان از طریق بازیهای آنلاین نه تنها برای سرگرمی و تعامل، بلکه برای بیان دیدگاههای اجتماعی و سیاسی خود گرد هم میآیند. این محیطها فرصتهایی را برای مشارکت مدنی فراهم میکنند و کاربران را قادر میسازند تا به شیوههای بازیگوشانه اما معنادار اعتراض کنند و از طریق گیمپلی، مخالفت خود را علیه حکومت استبدادی و منطق سرمایهداری بیان کنند. در عین حال، مهم است که تشخیص دهیم چنین پلتفرمهایی میتوانند توسط گروههای افراطی مورد سوءاستفاده قرار گیرند و مسیرهای بالقوهای را برای رادیکالیزه شدن و بسیج علیه دولت ایجاد کنند.
بازیهای ویدیویی و الکترونیکی همچنین به عنوان فضاهای سازنده برای پرورش ایدههای مقاومت در میان نسل Z عمل کردهاند و به بازیکنان جوان تخیل تاکتیکی برای مقابله با ساختارهای سیاسی و اجتماعی موجود ارائه میدهند. بازیهای چند نفره مانند Fortnite، Grand Theft Auto V (GTA V) و PUBG: Battlegrounds بازیکنان را ملزم به همکاری، استراتژی و پیمایش سیستمهای پیچیده میکنند. این بازیها «به دلیل طنین عاطفی قوی و تأثیر عمیق روانشناختی و همچنین دسترسی گسترده آنها از طریق اینترنت» قابل توجه هستند. آنها تفکر جهان را به عنوان عرصهای باز برای خلاقیت، نوآوری و رقابت تشویق میکنند. چنین پویاییهایی در ماهیت انعطافپذیر، غیرمتمرکز و بدون رهبر جنبشهای اعتراضی مراکش منعکس میشود که منعکس کننده شیوههای تاکتیکی توسعه یافته در این محیطهای مجازی است.
در نتیجه، تجربیات بازیهای ویدئویی به شکلگیری الگوهای رفتاری متمایز و شیوههای تعامل دیجیتال در میان نسل Z کمک کرده است. «مشارکت - بهویژه در زمینههای رقابتی - مستلزم «ورود به بازی» و اجرای یک برنامه استراتژیک است که بازیکنان را قادر میسازد، در چهارچوب قوانین تعیینشده، به اهداف خاصی دست یابند. در این زمینههای مجازی، بازیکنان فضاهای از پیش تعریفشده را کاوش میکنند، نقشهای متعددی را آزمایش میکنند، هویتهای جایگزین را در نظر میگیرند و با دیگران برای دستیابی به اهداف جمعی همکاری میکنند.»
موسیقی، بهویژه رپ، یکی دیگر از عناصر اصلی مجموعه بیانی جوانان میهنپرست مراکشی است. بسیاری از هنرمندان رپ مراکشی، از جمله گناوی و بوز فلو، از موسیقی برای تأکید بر هویت مراکشی و تعلق ملی استفاده میکنند و در عین حال انتقادات تندی از به حاشیه رانده شدن ارائه میدهند. اشعار آنها، که اغلب به زبان محاورهای آشنا برای مخاطبان جوان است، حس تعلق جمعی را تقویت میکند و همگرایی عاطفی بین حساسیتهای هنری و آگاهی سیاسی ایجاد میکند.
در یک بستر اجتماعی-سیاسی که صداهای مخالف را محدود میکند، ابراز وجود را محدود میکند و مانع دسترسی به فرصتهای اساسی مانند اشتغال و مشارکت مدنی معنادار میشود، جوانان به اشکال فرهنگی نوظهور - از جمله موسیقی رپ و ارتباطات دیجیتال - به عنوان ابزارهای نوآورانه برای ایجاد فضاها و شیوههای جایگزین روی میآورند. این شیوهها در خدمت به چالش کشیدن، مختل کردن یا بیثبات کردن ساختارهای قدرت غالب در سطوح مختلف هستند.
همگرایی این عوامل فرهنگی باعث ایجاد نوع متمایزی از آگاهی اعتراضی در مراکش شده است. نسل Z به جای شعارهای فرقهای، به نمادهای فرهنگی متوسل میشود و از رویارویی مستقیم با اقتدار اجتناب میکند و از اشکال فرهنگی به عنوان ابزار مقاومت خود استفاده میکند. این نسلی است که پلتفرمهای دیجیتال، تخیل و موسیقی را برای ایجاد زیباییشناسی مقاومت - نوعی شورش فرهنگی که از طریق رسانه بیان میشود - ادغام میکند.
نتیجهگیری
اعتراضات رهبری شده توسط نسل Z در مراکش، ظهور یک چهارچوب فرهنگی جدید برای اقدام جمعی را نشان میدهد، چهارچوبی که با ارجاعات سیاسی یا ایدئولوژیکی که جنبشهای اجتماعی را در دهههای گذشته شکل میداد، متفاوت است. منابع نمادین الهامبخش این جنبش در درجه اول از گفتمان حزبی یا اتحادیهای ناشی نمیشود، بلکه از یک فرهنگ دیجیتال جهانی شده شکل گرفته در فضاهای آنلاین است.
از این نظر، مرجع فرهنگی دیجیتال که زیربنای این جنبش است را میتوان بر سه ستون اصلی استوار دانست: اول، تخیل روایی ارائه شده توسط فرهنگ انیمه و داستانهای قهرمانی و شورش؛ دوم، تخیل تعاملی تولید شده توسط بازیهای ویدیویی با محوریت همکاری و استراتژی جمعی؛ و سوم، زیباییشناسی اعتراض بیانی که توسط موسیقی رپ امکانپذیر میشود، که زبان آن با تجربیات روزمره جوانان طنینانداز میشود. این عناصر در کنار هم، یک چهارچوب نمادین جدید را تشکیل میدهند که از طریق آن جوانان واقعیت اجتماعی خود را بازتفسیر میکنند و طرد خود از حاشیهنشینی و طرد را بیان میکنند.
اهمیت این اشاره نه تنها در محتوای فرهنگی آن، بلکه در نحوه تعریف مجدد رابطه بین جوانان و سیاست نیز نهفته است. اقدام اعتراضی در میان نسل Z دیگر به سازماندهی سلسله مراتبی یا رهبری متمرکز متکی نیست؛ در عوض، در یک فضای شبکهای انعطافپذیر مبتنی بر ابتکار فردی و هماهنگی افقی شکل میگیرد. این تغییر، نشاندهنده تحول گستردهتر سیاست از یک حوزه نهادی بسته به یک حوزه فرهنگی-دیجیتالی باز است، جایی که نمادها، تصاویر و محصولات فرهنگی به همان اندازه که به عنوان اشکال سرگرمی عمل میکنند، به عنوان ابزارهای بیان سیاسی نیز عمل میکنند.
با این حال، این تحول، چالشی دوگانه برای نهادهای سیاسی در مراکش ایجاد میکند. از یک سوی، شکاف در حال گسترش بین ساختارهای سنتی مشارکت سیاسی و شیوههای نوظهور بیان اتخاذ شده توسط جوانان را برجسته میکند. از سوی دیگر، بر نیاز به توسعه رویکردهای تحلیلی جدید تأکید میکند که فرهنگ دیجیتال را نه صرفاً به عنوان وسیلهای برای ارتباط، بلکه به عنوان فضایی برای تولید آگاهی اجتماعی میشناسد. بنابراین، پاسخ مؤثر به این تغییرات، نخست مستلزم به رسمیت شناختن مشروعیت حوزه دیجیتال به عنوان مکانی برای بیان و مشارکت و دوم، تلاش برای ادغام جوانان در فرآیندهای تصمیمگیری از طریق سازوکارهای مشارکتی بازتر و انعطافپذیرتر است.
در این زمینه، سه جهتگیری کلیدی میتواند پیشنهاد شود. اول، سرمایهگذاری در اقتصاد دیجیتال و صنایع فرهنگی و خلاق، با هدف تبدیل انرژی نمادین جوانان به منابع اجتماعی و اقتصادی. دوم، ادغام فرهنگ دیجیتال در سیاستهای آموزشی و فرهنگی به منظور درک بهتر چگونگی شکلگیری آگاهی نسلهای جدید است. سوم، توسعه اشکال جدید مشارکت سیاسی دیجیتال است که جوانان را قادر میسازد خواستههای خود را بیان کنند و در تدوین سیاستهای عمومی مشارکت داشته باشند. بر این اساس، اعتراضات به رهبری نسل Z در مراکش را نباید صرفاً به عنوان یک بحران اجتماعی موقت، بلکه باید به عنوان نشانهای از یک تحول عمیقتر در ساختار کنش سیاسی در عصر دیجیتال درک کرد. سیاست دیگر صرفاً در نهادهای رسمی اعمال نمیشود؛ بلکه به طور فزایندهای در فضاهای فرهنگی دیجیتال شکل میگیرد، جایی که جوانان به طور مداوم هم زبان اعتراض و هم شیوههای مشارکت خود در زندگی عمومی را از نو ابداع میکنند.