جنگ دونالد ترامپ علیه ایران، حتی پیش از پایان رسمی، نشانه‌های یک دگرگونی عمیق در نظم جهانی را آشکار کرده است؛ نبردی که فراتر از خسارات فوری، به زلزله‌ای ژئوپلیتیکی بدل شده و بنیان‌های نظام بین‌الملل تحت رهبری ایالات متحده را به لرزه درآورده است. از بی‌اعتبار شدن قواعد حقوقی و اتحادهای سنتی واشنگتن تا تقویت محورهای رقیب و تغییر موازنه قدرت در آسیا و اروپا، این جنگ نه یک بحران مقطعی، بلکه آغاز سلسله‌ای از پس‌لرزه‌های استراتژیک است که پیامدهای آن سال‌ها سیاست جهانی را شکل خواهد داد.

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، فارن‌پالیسی نوشت: حتی با وجود برقراری نسبی یک آتش‌بس شکننده و برنامه‌ریزی برای ازسرگیری گفتگوها میان طرفین، هزینه‌های فوری جنگ در ایران از هم‌اکنون آشکار شده است. قیمت نفت و گاز به شدت افزایش یافته است. صندوق بین‌المللی پول درباره احتمال یک رکود جهانی هشدار می‌دهد. ارتش ایران در کنار خسارات مادی گسترده و تلفات جانی غیرنظامیان، آسیب دیده است. تهران راه‌های جدیدی برای به خطر انداختن جریان‌های حیاتی انرژی یافته است. ایالات متحده متحمل ۱۳ مورد مرگ پرسنل نظامی و همچنین بیش از ۳۸۰ مجروح و تخلیه ذخایر نظامی شده است. محبوبیت دونالد ترامپ کاهش یافته است. این نتایج کوتاه‌مدت همگی حائز اهمیت هستند. اما در درازمدت، ممکن است در مقایسه با پس‌لرزه‌های استراتژیک بلندمدتی که از این درگیری ناشی خواهد شد، ناچیز به نظر برسند.

جنگ‌ها می‌توانند نقاط عطف حیاتی در تاریخ باشند؛ زلزله‌های ژئوپلیتیکی که به تحولات جهانی سرعت می‌بخشند، واقعیت‌های جدیدی خلق می‌کنند و مدت‌ها پس از پایان نبرد طنین‌انداز می‌شوند. جنگ ایران دقیقاً چنین زلزله‌ای است و ایالات متحده و جهان تا سال‌های آینده با پیامدهای استراتژیک آن دست به گریبان خواهند بود. جنگ ایران ضربه‌ای احتمالاً مرگبار به نظم بین‌المللی تحت رهبری ایالات متحده وارد کرد که پیش از این نیز در وضعیت وخیمی قرار داشت. ایالات متحده اکنون تهدید اصلی برای سیستمی است که زمانی رهبری آن را بر عهده داشت؛ سیستمی که بر پایه اتحادهای تحت رهبری آمریکا و اصول ثبات‌بخشی همچون عدم تجاوز، حاکمیت ملی و آزادی دریانوردی بنا شده بود. با به راه انداختن یک جنگ بدون هیچ مبنای قانونی قابل قبولی - چه در قوانین داخلی و چه در قوانین بین‌المللی - این جنگ به عادی‌سازی تجاوز به عنوان ابزاری برای حل اختلافات میان کشورها کمک کرده است. و این تازه آغاز ماجراست.

ترامپ با تهدید به نابودی نیروگاه‌ها، زیرساخت‌های غیرنظامی و حتی یک تمدن کامل، جنایات جنگی را به عنوان یک تاکتیک نظامی و ابزار چانه‌زنی دیپلماتیک عادی‌سازی کرده است، حتی بدون اینکه این تهدید را عملی کند. او همچنین با مسدود کردن تنگه هرمز، به عادی‌سازی استفاده تسلیحاتی از گلوگاه‌های جغرافیایی که اقتصاد جهانی به آن‌ها وابسته است، کمک کرده است. یک رئیس‌جمهور در آینده ممکن است به دنبال احیای اصولی باشد که ترامپ آن‌ها را رها کرده است؛ یعنی بسیج کردن جهان برای مخالفت با تجاوز چین به تایوان، حمایت از اوکراین و محکوم کردن جنایات جنگی روسیه در آنجا، یا دفاع از آزادی دریانوردی در دریای چین جنوبی. اما آسیب از پیش وارد شده است. حتی پس از فروکش کردن درگیری با ایران، برای ایالات متحده بسیار دشوارتر خواهد بود که به شکلی معتبر در دفاع از نظمی که مدت‌ها بر آن ریاست کرده است، عمل کند.

 

پس‌لرزه‌های استراتژیک جنگ ترامپ با ایران 2

 

همچنین، در پی جنگی که ضربه‌ای مهلک به پایه‌های لرزان اتحادهای جهانی واشنگتن وارد کرده است، ایالات متحده دیگر نخواهد توانست مانند گذشته روی دوستان خود حساب کند. ناتو پیش از این نیز به دلیل بحران ناشی از تهدید ترامپ برای تصرف گرینلند در اوایل سال جاری و سایر تنش‌ها، متزلزل شده بود. اما جنگ ایران ممکن است به عنوان نقطه نهایی جدایی بین ایالات متحده و متحدان اروپایی‌اش نگریسته شود؛ متحدانی که در مورد درگیری‌ای که تقریباً همه آن‌ها به شدت با آن مخالف بودند، با آن‌ها مشورتی نشد. ترامپ رهبران اروپایی را «بزدل» خطاب کرد و تهدید کرد که ایالات متحده را از ناتو خارج می‌کند، پس از آنکه برخی کشورهای عضو از ارائه نیروهای دریایی برای تلاش جهت بازگشایی اجباری تنگه هرمز خودداری کردند و برخی دیگر محدودیت‌های اندکی را برای استفاده ایالات متحده از پایگاه‌های اروپایی جهت بمباران ایران تعیین کردند. چه ترامپ به این تهدید عمل کند و چه نکند، صرفِ مطرح کردن آن، تعهد دفاع متقابل این اتحاد را بیش از پیش تضعیف می‌کند.

این امر احتمالاً حرکت اروپا به سوی خودمختاری دفاعی و حتی هسته‌ای را تسریع خواهد کرد. این جنگ همچنین پیامدهای عمده‌ای برای ایالات متحده خواهد داشت.

اتحادها در منطقه هند-آرام. با وجود تمام صحبت‌ها درباره اولویت‌بندی آن منطقه — و به‌ویژه چین — جنگ در ایران عکس آن را انجام داده است. ترامپ برای راه‌اندازی یک کارزار بمباران مداوم در ایران، دفاع از متحدان منطقه‌ای در برابر موشک‌ها و پهپادهای ایرانی، مقابله با بستن تنگه هرمز و آماده‌سازی برای عملیات‌های زمینی احتمالی، مجبور شد حجم عظیمی از دارایی‌های نظامی محدود را از منطقه هند-آرام به خاورمیانه منتقل کند. درگیری مجدد ایالات متحده در خاورمیانه، توجه و منابعی را که در غیر این صورت بر منطقه هند-آرام متمرکز می‌شد، می‌بلعد، در حالی که هزینه‌های جنگ بر ارتش ایالات متحده به این معناست که آمادگی آن برای درگیری احتمالی با چین به خطر افتاده است. این جنگ ذخایر موشکی و دفاع موشکی ایالات متحده را که برای دفاع از تایوان، کره جنوبی یا ژاپن ضروری است، تخلیه کرده و تحویل تسلیحات به شرکای کلیدی آسیایی را به تأخیر انداخته است. در کنار بحران شدید انرژی ناشی از جنگ انتخابی واشنگتن، متحدان در منطقه هند-آرام در حال تردید هستند که آیا ایالات متحده از منافع آن‌ها — و در صورت نیاز، امنیت آن‌ها — دفاع خواهد کرد یا خیر. در نتیجه، متحدان ممکن است از ایالات متحده فاصله بگیرند، با چین سازش کنند یا هر دو. آسیب به مشارکت استراتژیک ایالات متحده با اسرائیل حتی بیشتر بوده است. حتی پیش از جنگ، نگرش‌های ایالات متحده نسبت به اسرائیل، تحت تأثیر پیامدهای هولناک جنگ در غزه و گرایش‌های راست افراطی دولت اسرائیل، به شدت منفی شده بود. اما نقش متصور اسرائیل در تحریک آنچه اکثر آمریکایی‌ها جنگی غیرضروری و پرهزینه در ایران می‌دانند، این روند را در میان هر دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه، از جمله وفاداران به ماگا (MAGA)، به طور چشمگیری تسریع کرده است.

طبق نظرسنجی پیو، اکنون حدود ۶۰ درصد از تمام آمریکایی‌ها دیدگاهی نامساعد نسبت به اسرائیل دارند و ۷۴ درصد از آمریکایی‌های جوان‌تر که در ماه آوریل توسط ان‌بی‌سی نیوز مورد نظرسنجی قرار گرفتند، بیشتر با فلسطینی‌ها ابراز همدردی کردند تا اسرائیلی‌ها. فراخوان‌هایی برای دریغ کردن حمایت نظامی ایالات متحده از اسرائیل که زمانی جنجال‌برانگیز بود، اکنون به امری عادی تبدیل شده است—از جمله طرحی در کنگره در همین هفته گذشته که هدف آن مسدود کردن انتقال انواع خاصی از بمب‌ها به اسرائیل بود و مورد حمایت بی‌سابقه ۳۶ سناتور قرار گرفت. این تعداد ۱۲ نفر بیشتر از تعداد سناتورهایی است که از طرح مشابهی که پیش از جنگ ایران به رای گذاشته شده بود، حمایت کردند. این احتمال که ایالات متحده به زودی کمک‌های امنیتی به اسرائیل را به طور کامل متوقف کند، اکنون بسیار واقعی است. اگر جنگ ایران تلاش‌های متحدان ایالات متحده را برای کاهش ریسک و تنوع‌بخشی به منظور دوری از ایالات متحده تسریع کند، دشمنان ایالات متحده را نیز به یکدیگر نزدیک‌تر خواهد کرد. روسیه و چین با مشاهده فرصتی برای تضعیف رقیب آمریکایی خود، بنا بر گزارش‌ها، حمایت دیپلماتیک، تصاویر هدف‌گیری و سایر اطلاعات جاسوسی را در اختیار تهران قرار داده‌اند—و در مورد روسیه، تسلیحات نیز فراهم شده است. ایران برای جبران خدمات شرکای استراتژیک اصلی خود، به ارائه پهپاد به روسیه برای جنگ در اوکراین، نفت با تخفیف به چین و درس‌هایی درباره نبرد با ارتش ایالات متحده به هر دو کشور ادامه داده است. اگر یکی از اهداف اصلی استراتژی امنیت ملی ایالات متحده در سال‌های اخیر، خنثی کردن شکل‌گیری یک «محور متخاصم» احتمالی میان چین، روسیه، ایران و کره شمالی بوده است، آنگاه به نظر می‌رسد جنگ ایران نتیجه‌ای معکوس داشته است. شکست استراتژیک واشنگتن در ایران همچنین نقش چین را به عنوان یک قدرت جهانی تقویت خواهد کرد.

نه تنها ایالات متحده نشان داده است که همچنان مستعد درگیری در خاورمیانه است، بلکه نیاز ترامپ به تثبیت اقتصاد جهانی، موضع پکن را در آستانه نشست ماه آینده او با رئیس‌جمهور شی جین‌پینگ تقویت می‌کند.

این امر احتمال اینکه هرگونه توافقی در زمینه تجارت، فناوری‌های پیشرفته و احتمالاً سیاست ایالات متحده در قبال تایوان به نفع چین باشد را افزایش می‌دهد. نیاز جهانی به جایگزین‌هایی برای هیدروکربن‌ها، تقاضا برای فناوری‌های پاک را افزایش خواهد داد، حوزه‌ای که چین در آن بر جهان مسلط است. روسیه نیز به روش‌هایی سود برده است که می‌تواند مسیر استراتژیک درگیری در اوکراین را تغییر دهد. پیش از جنگ ایران، روسیه پیشرفت اندکی در میدان نبرد داشت و از فشار اقتصادی شدیدی رنج می‌برد - و با کسری بودجه نزدیک به ۶۰ میلیارد دلاری در سه ماهه اول سال ۲۰۲۶ مواجه بود - که این‌ها علاوه بر ده‌ها هزار تلفاتی بود که هر ماه متحمل می‌شد.

این جنگ با افزایش حدود ۵۰ درصدی قیمت نفت، درآمد بادآورده کلانی در حدود صدها میلیون دلار در روز را برای مسکو فراهم کرده است که پتانسیل تداوم برای ماه‌ها یا حتی سال‌ها را دارد. قیمت بالاتر نفت، واشنگتن را چنان برای کاهش فشار مستأصل کرد که در ماه مارس، تحریم‌های خرید نفت روسیه را به حالت تعلیق درآورد و در صورت بالا ماندن قیمت‌ها، ممکن است آن‌ها را برای مدت نامعلومی تعلیق کند. این جنگ همچنین دارایی‌های کمیاب پدافند موشکی را از اوکراین منحرف کرده و شهرها و زیرساخت‌های آن را در برابر حملات موشکی و پهپادی روسیه آسیب‌پذیرتر ساخته و به مسکو امیدی دوباره برای پیروزی بخشیده است.

جنگ در ایران هنوز تا پایان فاصله زیادی دارد. شکاف‌ها بین دو طرف در مورد مسئله هسته‌ای، آینده تنگه هرمز، برنامه موشک‌های بالستیک ایران و حمایت آن از متحدین منطقه‌ای همچنان قابل توجه است. هر دو طرف قادرند در هر زمان جنگ را از سر بگیرند. اما چه درگیری‌ها از سر گرفته شود و چه فردا توافقی حاصل شود، جنگ در ایران پیش از این نیروهای قدرتمندی را آزاد کرده است. تأثیر استراتژیک این نیروها تا مدت‌ها پس از پایان جنگی که مسبب آن‌ها بوده است، در سراسر جهان طنین‌انداز خواهد بود.

 

نویسندگان:

فیلیپ اچ. گوردون، پژوهشگر ارشد سیدنی استاین جونیور در موسسه بروکینگز ، و ربکا لیسنر، پژوهشگر ارشد سیاست خارجی ایالات متحده در شورای روابط خارجی.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.