در حالی که دونالد ترامپ ماهها تلاش کرده با تهدید، فشار اقتصادی و نمایش قدرت نظامی، دیگر کشورها را وادار به تبعیت کند، تحولات اخیر—از کنار گذاشته شدن متحدانش در اروپا تا بنبست در برابر ایران و واکنش بازیگران بزرگ—نشان میدهد نظم بینالمللی در حال فاصله گرفتن از الگوی «تحمیل از بالا» است؛ مسیری که میتواند آمریکا را بهسمت جهانی «پسا-آمریکایی» سوق دهد، جایی که نفوذ واشنگتن دیگر تضمینشده نیست.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، پولیتیکو نوشت: برای ماهها و ماهها، رئیسجمهور دونالد ترامپ کشورهای دیگر را در موضوعاتی از تجارت گرفته تا نحوه اداره داخلیشان تحت فشار و زورگویی قرار داده است.
اما تنها در چند روز اخیر، شماری از بازیگران جهانی در برابر او ایستادگی کردهاند و محدودیتهای نفوذ او را نشان دادهاند.
رهبران اسلامگرای ایران مذاکرات صلح با آمریکا را رها کردند و ترجیح دادند به جنگ ادامه دهند. رأیدهندگان در مجارستان یکی از نزدیکترین متحدان اروپایی ترامپ، یعنی نخستوزیر ویکتور اوربان را کنار گذاشتند. و سپس پاپ لئو، که ظاهراً پاسخگوی قدرتی بالاتر است، اعلام کرد پس از طعنههای ترامپ «هیچ ترسی» از او ندارد.
ترامپ و دستیارانش اغلب طوری عمل میکنند که گویی بیشتر مردم جهان «شخصیتهای غیرقابلکنترل» در یک بازی ویدئویی هستند. آنها معتقدند — با استثناهای اندک — که آمریکا میتواند با تهدید، قدرت اقتصادی و اقدام نظامی، دیگر پایتختها را به تسلیم در برابر اراده خود وادار کند.
اما سیاست خارجی قوانین پایهای خود را دارد. یکی از آنها، مشابه فیزیک، این است که هر کنشی واکنشی دارد. این واکنش ممکن است برابر یا مخالف نباشد، اما لزوماً هم آن چیزی نیست که تیم ترامپ میخواهد.
تا اینجا، به نظر نمیرسد دولت ترامپ بهخوبی با این واقعیت که بازیگران بیشتری در عرصه بینالمللی حاضرند در برابر ابرقدرت آمریکا مقاومت کنند، سازگار شده باشد.
ریچارد هاس، رئیس پیشین شورای روابط خارجی، میگوید: «اگر درکی وجود داشت که زورگویی دیگر تاکتیکی موفق نیست، شاهد فاصله گرفتن از آن بودیم؛ اما نشانه واقعیای از چنین تغییری در رفتار ترامپ دیده نمیشود.»
بیش از هر زمان دیگری، از مقامات خارجی میشنویم که نگراناند اطلاعات حیاتی درباره پویاییهای ژئوپلیتیک اساساً به رئیسجمهور نمیرسد، زیرا دستیارانش حقیقتهای تلخ را به او نمیگویند. گزارشی از نیویورک تایمز درباره تصمیم او برای ورود به جنگ با ایران، این نگرانی را تشدید کرده است.
یکی از دیپلماتهای ارشد اروپایی با عصبانیت به پولیتیکو گفت: «او توسط افراد ‘بلهقربانگو’ احاطه شده است.»
سبک جسورانه و تهاجمی دولت ترامپ در اظهارات معاون رئیسجمهور، جیدی ونس، نیز نمایان بود؛ پس از آنکه او در آخر هفته ۲۱ ساعت مذاکره صلح با مقامات ایرانی انجام داد.
ونس گفت ایران «تصمیم گرفته شرایط ما را نپذیرد.»
چنین اظهاری — که ونس به شکلی مشابه دو بار بیان کرد — این برداشت را القا میکرد که آمریکا در حال دیکته کردن است، نه مذاکره؛ هرچند او افزود که آمریکا «بسیار انعطافپذیر» بوده است. این موضع با استقبال حامیان نظام اسلامگرا مواجه نشد و بسیاری در کشورهای دیگر نیز کل این ماجرا را فرصتی از دسترفته برای کاهش تنشها دانستند.
یک دیپلمات غربی مستقر در خاورمیانه گفت: «اگر از کسی چیزی میخواهید، باید در مقابل چیزی هم بدهید؛ مگر اینکه مانند جنگ جهانی دوم، طرف مقابل کاملاً تسلیم شده باشد. نمیشود فقط بگویید ‘ما به ضربه زدن ادامه میدهیم.’»
دولت دونالد ترامپ، طبیعتاً، این دیدگاه من را که رویکرد سختگیرانهاش نتیجه معکوس دارد، رد کرد.
تامى پیگوت، سخنگوی وزارت خارجه، به من گفت: «دولتهای قبلی، برای دههها، در حالی که مردم آمریکا مورد سوءاستفاده قرار میگرفتند، منفعل ایستاده بودند — در تجارت نامتوازن، هزینههای دفاعی ناعادلانه و تقسیم بار، مهاجرت غیرقانونی گسترده و کنترلنشده، سوگیری ضدآمریکایی در سازمانهای بینالمللی، و فهرست همچنان ادامه دارد. رئیسجمهور ترامپ گفت “دیگر نه.”»
تا اینجا، شواهد اندکی وجود دارد که نشان دهد ترامپ یا معاونانش زنجیره واکنشهایی را که با صدور دستورات آمرانه به راه میاندازند، درک میکنند یا از موارد قبلی بازخوردهای منفی درس گرفتهاند. یا شاید اصلاً برایشان اهمیتی ندارد؟
البته، ترامپ ممکن است در برخی موارد عقبنشینی کند (پدیده موسوم به «تاکو»)، اما اغلب پس از آن دوباره همان موضوع را از سر میگیرد.
برای مثال، اصرار ترامپ بر اینکه دانمارک گرینلند را واگذار کند.
این موضوع برای بخش بزرگی از اروپا خط قرمز بود؛ رهبرانی که در سال اول بازگشت ترامپ به قدرت تا حد زیادی به او نزدیک شده بودند. در ژانویه، زمانی که ترامپ درخواستهای خود برای گرینلند را تشدید کرد، رهبران اروپایی بهوضوح به او اعلام کردند که نمیتواند آن را به دست آورد و سپس از ناتو برای وعده دسترسی نظامی بیشتر آمریکا به این جزیره استفاده کردند.
ترامپ عقبنشینی کرد، اما آسیب وارد شده بود. قمار گرینلند و تهدیدهای مداوم او برای خروج از ناتو، تلاشهای اروپا برای کاهش وابستگی به ساختار امنیتی آمریکا را فوریت بخشیده است.
با کاهش وابستگی این کشورها به آمریکا، احتمالاً تمایل آنها برای مقابله با ترامپ نیز افزایش خواهد یافت.
بهجای واکنش به این خطر، ترامپ اخیراً نشان داده که هنوز از موضوع گرینلند دست نکشیده است. در ۸ آوریل، در حالی که از عدم تمایل اروپاییها برای همراهی با آمریکا علیه ایران خشمگین بود، در شبکههای اجتماعی نوشت: «گرینلند را به یاد داشته باشید، آن تکه یخ بزرگ و بد ادارهشده!!!»
گاهی مشخص نیست ترامپ تا چه حد از پیامدهای درجه دوم یا سوم اقدامات تهدیدآمیز خود آگاه است.
برای مثال، تعرفههای ترامپ باعث شده کشورهای دیگر به دنبال شرکای تجاری جدیدی فراتر از آمریکا باشند و وابستگی اقتصادی خود را کاهش دهند. مشابه کاهش وابستگی نظامی، کشورهایی که وابستگی اقتصادی کمتری به آمریکا دارند، در آینده کمتر به آن گوش خواهند داد.
بسیاری در حوزه سیاست خارجی مدتهاست نگراناند که ترامپ و تیمش جهان را طوری میبینند که گویی همهچیز شبیه معاملات املاک است؛ همانطور که رئیسجمهور زمانی در نیویورک انجام میداد. اما تقلیل جنگ روسیه در اوکراین یا ادعاهای فلسطینیها درباره غزه به صرفاً مسئله زمین، نادیده گرفتن این واقعیت است که هویت، سیاست و میل به بقا بهعنوان یک ملت، محرک بسیاری از درگیریهاست.
یک مقام پیشین آمریکای لاتین — که برای صحبت صریح درباره موضوعی حساس ناشناس مانده است — به پولیتیکو گفت: «ترامپ و تیمش اغلب در درک این نکته ناکام میمانند که مردم برای چیزهایی میجنگند که به زندگیشان معنا میدهد، فراتر از محاسبات صرفاً عقلانی یا مادیِ هزینه و فایده.»
در برخی موارد، ترامپ به پیامدهای منفی فشارهایش واکنش نشان میدهد.
زمانی که چین در حوزه تجارت در برابر او ایستاد — با اعمال تعرفههای تلافیجویانه گسترده و محدود کردن صادرات عناصر نادر — او عملاً آتشبس اعلام کرد. با این حال، ترامپ همواره توجه بیشتری به بازیگران بزرگ جهانی مانند پکن یا مسکو داشته تا کشورهایی که آنها را ضعیفتر میداند. علاوه بر این، نادیده گرفتن واکنش چین دشوار است، بهویژه زمانی که بازارهای سهام را تحت تأثیر قرار میدهد.
یکی از مقامات کاخ سفید از اقدامات تجاری ترامپ دفاع کرد و گفت که اتحادیه اروپا، ژاپن، هند، کره جنوبی و بریتانیا موانع تجاری علیه صادرات آمریکا را کاهش دادهاند و همچنان تعرفه پرداخت میکنند — «که نشان میدهد رئیسجمهور با استفاده از برتری اقتصادی آمریکا در قبال شرکای تجاری، موفق عمل کرده است.»
ریچارد هاس گفت ترامپ ممکن است در حال سوق دادن آمریکا به سوی «جهانی پسا-آمریکایی» باشد؛ جهانی که در آن دیگر مرکز ثقل نیست — چیزی که قطعاً پکن به دنبال آن است.
این میتواند جهانی باشد که در آن آمریکا ناچار است بهطور مداوم برای دریافت کمک درخواست کند، بهجای آنکه بداند میتواند روی دوستانی حساب کند که بهطور غریزی به آن اعتماد دارند و از آن حمایت میکنند.
دن شاپیرو، که در دولت بایدن با خاورمیانه سروکار داشت، گفت: «ببینید، آمریکا قدرتمند است و نفوذ زیادی دارد، اما نفوذ نامحدود ندارد. حتی بهترینها هم به متحدان، دوستان و شرکا نیاز دارند.»