در جامعه‌شناسی توسعه، مباحث فوق‌العاده مهمی درباره این موضوع مطرح شده که چگونه جامعه‌ای که در دهه نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا این اندازه تابع نظام ارزش‌های متعالی بود، به جایی رسیده که همه چیز را با پول می‌سنجد و چگونه با سلطه‌ای بی‌سابقه از ربا در مناسبات اقتصادی و اجتماعی مواجه شده است. جامعه‌شناسان توسعه چند مسئله کلیدی را در این زمینه مطرح می‌کنند که به طرز شگفت‌انگیزی، آیت‌الله شهید دکتر بهشتی پیش از انقلاب اسلامی در آثار خود تک‌تک آنها را صورت‌بندی کرده است. یکی از این مسائل آن است که اگر نظام پاداش‌دهی اقتصادی و اجتماعی بر مبنای حق، عدل و شایستگی تعریف نشود، این امر به یکی از نیروهای محرکه تغییر ارزش‌ها تبدیل خواهد شد. اینها زاویه‌هایی است که می‌تواند آن ارزیابی آسیب‌شناسانه را به صورت جدی و عالمانه کلید بزند و ما نیز بر اساس همان اسلوب اندیشه‌ای می‌توانیم با این آسیب‌شناسی، راه درست را انتخاب کنیم.

دکتر فرشاد مومنی ضمن تاکید بر «ظرفیت حل‌مسئله» در اندیشه‌های شهید بهشتی، او را چهره‌ای اثرگذار در فهم و حل مسائل اجتماعی و سیاسی توصیف کرد و گفت: بسیاری از چالش‌های امروز جامعه در پی فاصله گرفتن از الگوی فکری او شکل گرفته و بازگشت به اندیشه‌های وی می‌تواند مبنایی برای اصلاح مسیر توسعه و بازسازی اعتماد اجتماعی باشد.

 

به گزارش جماران، دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در نشست سالانه بزرگداشت شهید آیت‌الله دکتر بهشتی که در موسسه مطالعات دین و اقتصاد برگزار شد، ضمن تاکید بر اهمیت مطالعه کتاب «محیط پیدایش اسلام»، اظهارکرد: این کتاب، شاید یکی از شاهکارهای متون موجود باشد و با همراهی و کمک شهید بهشتی زینت طبع یافته است. در آن کتاب، شهید بهشتی یکی از حیاتی‌ترین علل گرایش به پیامبر گرامی اسلام(ص) را برخورداری ایشان از راه‌حل‌های مشخص و کارآمد برای مسائل مبتلابه آن روز جامعه عربستان معرفی می‌کنند. شهید بهشتی مکرر در آثار خود این مسئله را مطرح می‌کنند که چه در ایران و چه در هر جای جهان، مادامی که اندیشه‌های راهنمای عمل، قابلیت حل مسئله داشته باشند، از سوی مردم گرامی داشته می‌شوند و در هر سطحی که این قابلیت به نمایش درآید، یقینا شاهد استقبال از آن خواهیم بود.

 

توانایی شهید بهشتی در حل مسائل، او را به هدف ترور منافقین تبدیل کرد

وی با بیان اینکه بر اساس اسناد و مکتوباتی که در اختیار داریم، از دیدگاه ترورکنندگان شهید بهشتی، همین قابلیت یعنی برخوردار بودن از یک نظم اندیشه‌ای که قادر به حل و فصل مسائل مبتلابه بر اساس موازین اسلامی باشد، اهمیت ویژه‌ای داشته است، گفت: شاید مراجعه به کتاب سه جلدی وزارت اطلاعات با عنوان «شهید بهشتی در آیینه اسناد ساواک» که به بررسی دیدگاه‌ها و اظهارات کادرهای کلیدی مجاهدین خلق پرداخته، بتواند روشنگر باشد. در آن اسناد، ضمن اذعان به قدرت غنای کم‌نظیر شهید بهشتی و مورد اعتماد بودن ایشان در میان بخش بزرگی از نیروهای مبارز، به این موضوع اشاره شده که شهید بهشتی انحطاط اندیشه‌ای مجاهدین خلق را شناسایی کرده بود و با آن برخورد فعالانه داشت.

 

از سال ۵۳ برنامه ترور شهید بهشتی در دستور کار مجاهدین خلق قرار داشت

مجاهدین خلق شهید بهشتی را «مسئله‌حل‌کن نظام» می‌دانستند

مومنی افزود: بر اساس همان اظهارات، از سال‌های ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴ مجاهدین خلق برنامه برخورد فیزیکی و ترور شهید بهشتی را در دستور کار خود قرار داده بودند. یک نوار چهار ساعته از موسی خیابانی نیز در آن ایام منتشر شد که در آن برای توجیه کادرهای تروریست مجاهدین خلق جهت ترور شهید بهشتی، از این تعبیر استفاده می‌شود که «او مسئله‌حل‌کن این سیستم است و تا زمانی که او باشد، مسئله‌ای لاینحل باقی نمی‌ماند» و همین موضوع به عنوان توجیه ضرورت ترور شهید بهشتی مطرح می‌شود. مشابه چنین موضوعی را درباره شهید دستغیب نیز می‌توان مشاهده کرد. زمانی که شهید دستغیب ترور شد، اعضای تیم ترور مجاهدین را به تلویزیون آورده بودند و آنان می‌گفتند هنگامی که دستور ترور شهید دستغیب صادر شد، ابتدا زیر بار آن نرفتیم و گفتیم در موارد قبلی، ترورها با این استدلال توجیه می‌شد که فرد مورد نظر به جریان سرمایه‌داری یا ساواک رژیم سابق وابسته است، اما شهید دستغیب هیچ‌یک از این ویژگی‌ها را نداشت و نمی‌دانستیم چرا باید ترور شود.

 

جهان امروز بیش از هر زمان نیازمند بازگشت به اندیشه‌های شهید بهشتی است

وی ادامه داد: به گفته آنان، پاسخی که از مرکزیت دریافت کردند این بود که «شهید دستغیب در منطقه فارس حل‌کننده تضادهای رژیم است». در ابعادی غیرقابل وصف، چنین ویژگی مهمی را درباره شهید بهشتی نیز می‌توان هم در مقیاس ایران و هم در مقیاس جهان اسلام مطرح کرد. بنابراین هم از این زاویه و هم از این جهت که جهان، به اعتبار تحولات و دگرگونی‌های ناشی از پیشرفت‌های علمی و فنی، به سمت پویایی‌های غیرمتعارفی در زمینه تحت سلطه قرار دادن انسان‌ها در مقیاس جهانی حرکت می‌کند، به شدت نیازمند بازگشت به اندیشه‌های شهید بهشتی هستیم.

 

کالایی‌سازی همه‌چیز حتی دین، ابزار استعمار پساسکولاریستی است

این استاد دانشگاه افزود: کسانی که درباره پدیده‌ای به نام استعمار پساسکولاریستی متکی به ایدئولوژی بازارمحوری آگاهی دارند، می‌دانند که گفته می‌شود برای تامین منافع سلطه‌گران، قاعده کلی موجود که به صورت نظام‌وار پشتیبانی می‌شود، بازاری‌سازی و کالایی‌سازی همه چیز و از جمله دین خداست. از این زاویه نیز اسلوب اندیشه‌ای شهید بهشتی واقعا ظرفیت‌های کافی برای خلق دانایی‌ها و توانایی‌هایی را دارد که امکان مواجهه دیندارانه با این همه پیچیدگی‌ها و مسائل جدید را فراهم می‌کند و می‌تواند نقطه امیدی برای اسلام و ایران باشد.

 

برنامه تعدیل ساختاری اجرا می‌شود و همزمان شعارهای ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی داده می‌شود

مومنی اظهار کرد: در چارچوب بحران اندیشه‌ای که نظام اداره کشور ما دچار آن شده است، می‌بینیم که از یک طرف برنامه تعدیل ساختاری اجرا می‌شود و همزمان شعارهای ضد امپریالیستی و ضد صهیونیستی داده می‌شود. این تناقض بزرگ را می‌توان به ده‌ها تناقض تاسف‌بار و فاجعه‌ساز دیگر نیز تعمیم داد. برای مثال، سیاست‌های تورم‌زا و نابرابرساز در دستور کار قرار می‌گیرد، اما گفته می‌شود این اقدامات به نیت برقراری عدالت انجام می‌شود. از سوی دیگر، برنامه‌های محدودکننده مشارکت فعال و آگاهانه مردم در رقم زدن سرنوشت اقتصادی و سیاسی خود دنبال می‌شود و همزمان از عدالت اجتماعی سخن گفته می‌شود. همچنین ساختار نهادی‌ای طراحی شده که به صورت نظام‌وار بنیه تولید ملی را به سمت سقوط سوق می‌دهد، اما در همان حال شعار استقلال داده می‌شود. در اثر این بحران اندیشه‌ای، مفاهیمی مانند عدالت، آزادی، استقلال و توسعه نیز از معنا و محتوای واقعی خود تهی شده‌اند.

 

جامعه‌ای که در دهه نخست پس از پیروزی انقلاب ارزش‌محور بود، امروز همه‌چیز را با پول می‌سنجد

سلطه ربا و پول‌محوری، تغییر بنیادین ارزش‌ها را در جامعه ایجاد کرده است

بی‌توجهی به حق و شایستگی در پاداش‌دهی، ارزش‌ها را دگرگون می‌کند

به گفته این اقتصاددان؛ در جامعه‌شناسی توسعه، مباحث فوق‌العاده مهمی درباره این موضوع مطرح شده که چگونه جامعه‌ای که در دهه نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا این اندازه تابع نظام ارزش‌های متعالی بود، به جایی رسیده که همه چیز را با پول می‌سنجد و چگونه با سلطه‌ای بی‌سابقه از ربا در مناسبات اقتصادی و اجتماعی مواجه شده است. جامعه‌شناسان توسعه چند مسئله کلیدی را در این زمینه مطرح می‌کنند که به طرز شگفت‌انگیزی، آیت‌الله شهید دکتر بهشتی پیش از انقلاب اسلامی در آثار خود تک‌تک آنها را صورت‌بندی کرده است. یکی از این مسائل آن است که اگر نظام پاداش‌دهی اقتصادی و اجتماعی بر مبنای حق، عدل و شایستگی تعریف نشود، این امر به یکی از نیروهای محرکه تغییر ارزش‌ها تبدیل خواهد شد. اینها زاویه‌هایی است که می‌تواند آن ارزیابی آسیب‌شناسانه را به صورت جدی و عالمانه کلید بزند و ما نیز بر اساس همان اسلوب اندیشه‌ای می‌توانیم با این آسیب‌شناسی، راه درست را انتخاب کنیم.

 

تغییر ارزش‌ها زمانی رخ می‌دهد که گفتار و رفتار مسئولان هم‌خوان نباشد

مومنی ادامه داد: در آثار شهید بهشتی مکررا بر این موضوع تأکید شده که اگر میان قول و فعل منادیان ارزش‌ها شکاف وجود داشته باشد و آنان در خلوت، رفتاری مغایر با آنچه در عرصه عمومی به آن دعوت می‌کنند داشته باشند، تغییر ارزش‌ها در جامعه رخ خواهد داد. این موضوع از جمله قانونمندی‌هایی است که در تحولات اجتماعی وجود دارد.

 

تحمیل انتظارات فراتر از توان مردم به نام ارزش‌ها خطای راهبردی است

وی افزود: یکی دیگر از مسائلی که شهید بهشتی بسیار بر آن تأکید دارند و جالب آنکه در میان بسیاری از جامعه‌شناسان توسعه نیز مورد توجه قرار گرفته، این است که نباید به نام ارزش‌ها، انتظاراتی فراتر از توان مردم بر آنان تحمیل شود. شهید بهشتی تصریح می‌کند که حتی برای پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز شمار صحابه درجه یک اندک بوده است. شهید بهشتی در بحثی با عنوان «اسلام؛ دین واقع‌بین» توضیح می‌دهد که اسلام تکالیف شاق و خارج از توان مردم را به نام دین بر دوش آنان نمی‌گذارد. مسئله حیاتی دیگر نیز این است که گاهی تحت عناوین مختلف، اقداماتی انجام می‌شود که با اهداف اعلام‌شده مغایرت دارد و همین مغایرت به نیروی محرکه سقوط کارآمدی سیاست‌ها تبدیل می‌شود. او تاکید می‌کند که اگر چنین وضعیتی شکل بگیرد، تغییر ارزش‌ها به امری اجتناب‌ناپذیر تبدیل خواهد شد.

 

جریان‌های شبه‌روشنفکری به دنبال مرزبندی با اسلام هستند

به باور مومنی؛ اکنون به عنوان یک مد شبه روشن فکری، مرزبندی با اسلام خیلی ترویج می‌شود. آنجایی که بحث نظر است متفکران بزرگ توسعه می‌گویند تا وقتی نااطمینانی وجود داشته باشد نظام باورها هم وجود دارد و به اعتبار آنکه در قرن تحولات بی‌سابقه‌ی علمی و فنی، نااطمینانی‌های دائما رو به افزایش و کم‌سابقه در گذشته، در حال ظهور است گرایش به هنجارها اجتناب ناپذیر است. بنابراین کسانی پیدا نشوند که به اسم اینکه با ایدئولوژی مخالفند یک ایدئولوژی مبتنی بر ارزش‌ها را کنار بزنند و ایدئولوژی دیگری را جایگزین کنند که دست‌ساخته منافع گروههای خاص باشد. به نظر می‌رسد از این زاویه حیاتی‌ترین مساله‌ای که باید به آن توجه شود این است که برداشت‌های بی‌شماری از دین وجود دارد. اما با ادله و شواهد پرشمار می‌شود نشان داد آن قرائتی از دین خدا که به صورت روش‌مند از سوی شهید بهشتی ارایه شده این قابلیت را دارد که یک ساز و کاری برای بازگرداندن اعتماد به مردم، اعتلای معیشت آنها، حفظ استقلال مسلمانان و به‌ویژه ایرانی‌ها را در دستور کار قرار دهد.

 

اندیشه‌های شهید بهشتی راه برون‌رفت از مشکلات امروز ایران است

مومنی اظهار کرد: ما در موسسه مطالعات دین و اقتصاد با ابراز امیدواری نسبت به اینکه این واقعیت جدی گرفته شود، قویا بر این باور هستیم که آشنا کردن حق‌جویان با اندیشه‌های شهید بهشتی، راهی اصولی برای برون‌رفت از گرفتاری‌های کوچک و بزرگ امروز و فردای ایران خواهد بود. امیدوارم این دعوت فراگیر به اهل نظر برای مراجعه به آثار شهید بهشتی، به عنوان بنیان اندیشه‌ای که قادر به نجات مردم چه در ایران و چه در دیگر نقاط جهان است، جدی گرفته شود و همه ما توفیق داشته باشیم که در این مسیر، وظیفه شایسته خود را ادا کنیم.

 
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.