روایت جیدی ونس از توافق جدید آمریکا و ایران، تلاشی برای بازتعریف این تفاهم بهعنوان دستاوردی متفاوت از برجام است؛ توافقی که به گفته او، نه از موضع ضعف واشنگتن، بلکه در شرایطی حاصل شده که جمهوری اسلامی زیر فشار نظامی، اقتصادی و منطقهای ناچار به تغییر محاسبه شده و آمریکا میکوشد با حفظ اهرم تحریمها، مسیر رفتار تهران را در پرونده هستهای و منطقهای مدیریت کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در گفتوگویی مفصل با نیویورکتایمز، از توافق جدید میان آمریکا و ایران دفاع کرد و آن را مهمترین دستاورد سیاست خارجی دولت ترامپ در خاورمیانه دانست.
ونس معتقد است بزرگترین تفاوت میان توافق جدید و برجام ۲۰۱۵ در شرایطی است که دو توافق در آن شکل گرفتهاند. به گفته او، دولت اوباما با ایرانِ قدرتمند مذاکره کرد؛ ایرانی که برنامه هستهای پیشرفته، اقتصاد نسبتاً باثبات و توان نظامی منطقهای قابل توجهی داشت، اما دولت ترامپ اکنون با ایرانی مذاکره میکند که به ادعای او در ضعیفترین موقعیت خود طی دهههای اخیر قرار گرفته است.
او مدعیاست که برخلاف برجام، توافق جدید اجازه حفظ ذخایر اورانیوم غنیشده را نمیدهد و جمهوری اسلامی پذیرفته است که ذخایر اورانیوم با غنای بالا را نابود کند. ونس این موضوع را مهمترین تفاوت میان دو توافق میداند و میگوید هدف تنها محدود کردن برنامه هستهای نیست، بلکه از بین بردن زیرساخت لازم برای بازگشت سریع ایران به مسیر ساخت سلاح هستهای است.
به باور ونس، مهمترین تحول نه در متن توافق، بلکه در رفتار و محاسبات جمهوری اسلامی رخ داده است. او میگوید تا چند ماه قبل حتی برقراری گفتوگویی عادی با ایران بسیار دشوار بود و مقامهای ایرانی حاضر نبودند به شکل روشن درباره خواستهها، امتیازها و خطوط قرمز خود مذاکره کنند، اما اکنون جمهوری اسلامی مانند یک دولت عادی وارد مذاکره شده و درباره موضوعات مشخص چانهزنی میکند.
ونس معتقد است بخشی از حاکمیت ایران به این نتیجه رسیده که سیاست ۴۷ ساله تقابل با آمریکا نتایج مطلوبی به همراه نداشته است. او میگوید نشانههایی وجود دارد که هم عملگرایان و هم بخشی از تندروها به این جمعبندی رسیدهاند که ادامه مسیر گذشته هزینههای بسیار سنگینی برای ایران ایجاد کرده است. با این حال، تأکید میکند که این تحول هنوز باید در عمل اثبات شود و آمریکا صرفاً به وعدههای تهران اعتماد نخواهد کرد.
ونس در بخش دیگری از مصاحبه به وجود اختلافات و پیچیدگیهای درون ساختار جمهوری اسلامی اشاره میکند. او توضیح میدهد که حتی در روزهای نخست توافق نیز ابهامهایی در داخل ایران درباره زمان اجرایی شدن توافق وجود داشت و همه بخشهای نظام در یک سطح از اطلاع و هماهنگی قرار نداشتند. به گفته او، بخشی از مشکلات ناشی از ساختار پیچیده تصمیمگیری در جمهوری اسلامی و بخشی دیگر ناشی از اختلاف دیدگاه میان بازیگران مختلف درون حکومت است.
با این حال، ونس معتقد است شکافهایی که چند ماه قبل میان جریانهای مختلف حاکمیت بسیار عمیق بود، اکنون تا حدی کاهش یافته و نوعی اجماع نسبی برای خروج از بحران شکل گرفته است. او بارها تأکید میکند که ایران امروز در موقعیتی کاملاً متفاوت نسبت به سالهای گذشته قرار دارد و به ادعای او، بخش عمده توان هستهای ایران نابود شده، تأسیسات اصلی غنیسازی آسیب جدی دیده، توان نظامی متعارف جمهوری اسلامی به شدت تضعیف شده و اقتصاد کشور همچنان تحت فشار قرار دارد.
ونس میگوید حتی اگر ایران تصمیم بگیرد تمام توان خود را صرف بازسازی برنامه هستهای کند، بدون دسترسی به منابع مالی گسترده، سالها زمان نیاز خواهد داشت تا به نقطه قبلی بازگردد.
یکی از استدلالهای اصلی ونس، حمایت کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از توافق است. او یادآوری میکند که عربستان سعودی، امارات، قطر، بحرین و دیگر کشورهای عربی در زمان برجام از آن توافق ناراضی بودند و معتقد بودند آمریکا در حال امتیاز دادن به ایران است، اما اکنون همین کشورها از توافق جدید استقبال میکنند. ونس میگوید رهبران عرب منطقه معتقدند برای نخستین بار نشانههایی واقعی از تغییر رفتار ایران مشاهده میشود و همین مسأله باعث خوشبینی آنها شده است.
ونس میپذیرد که بخشهایی از جامعه و نظام سیاسی اسرائیل نسبت به توافق بدبین هستند. او میگوید برخی جریانهای سیاسی اسرائیل تصور میکنند ایران بدون تغییر رفتار خود به منافع اقتصادی دست خواهد یافت، اما این برداشت را نادرست میداند. از نگاه او، آمریکا همچنان کنترل کامل روند رفع تحریمها را در اختیار دارد و هرگونه امتیاز اقتصادی، مشروط به اجرای تعهدات ایران خواهد بود.
ونس همچنین تأکید میکند که در برخی موضوعات میان منافع آمریکا و دیدگاه بخشی از سیاستمداران اسرائیلی اختلاف وجود دارد و دولت ترامپ در نهایت بر اساس منافع آمریکا تصمیم میگیرد. او به طور مشخص از ایتامار بنگویر و بتسلئیل اسموتریچ، دو چهره راستگرای اسرائیل، نام میبرد و از آنها انتقاد میکند.
ونس میگوید مخالفان توافق صرفاً آن را رد میکنند، اما هیچ راهحل جایگزین واقعبینانهای ارائه نمیدهند. به اعتقاد او، اسرائیل نمیتواند صرفاً از طریق عملیات نظامی و استفاده از زور، تمامی چالشهای امنیتی خود را حل کند و باید فرصت داد تا مشخص شود آیا ایران واقعاً حاضر به تغییر رفتار خود هست یا خیر.
ونس معتقد است توافق تنها به مسأله هستهای محدود نمیشود. او میگوید اگر ایران همچنان از حزبالله، حماس یا سایر گروههای مورد حمایت خود پشتیبانی کند، هیچیک از مزایای اقتصادی توافق اجرایی نخواهد شد. به همین دلیل از نظر او، نگرانیهایی که در اسرائیل درباره تأمین مالی مجدد گروههای نیابتی ایران مطرح میشود، مبنای واقعی ندارد.
او میگوید هدف توافق، ایجاد انگیزه برای تغییر رفتار منطقهای جمهوری اسلامی است، نه صرفاً توقف غنیسازی اورانیوم. ونس همچنین خطاب به منتقدان توافق میگوید اگر این توافق را رد میکنند، باید توضیح دهند جایگزین آنها چیست. او میگوید برخی منتقدان عملاً به دنبال گزینههایی مانند بمباران گستردهتر ایران، ترور رهبران جمهوری اسلامی یا اعزام صدها هزار نیروی نظامی برای استقرار رضا پهلوی در تهران هستند.
ونس این سناریوها را غیرعملی، بسیار پرهزینه و مغایر با منافع آمریکا میداند.