ر تاریخ اداره اقتصاد ایران، هنوز هم رکورد دکتر مصدق در اوج تحریم و سقوط درآمدهای ارزی حاصل از نفت، در ارائه بودجه متوازن یک رکورد بینظیر به شمار میرود. با این اوضاع و احوال، این دستاورد همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند. هر زمان که از سطوح بالاتر گفته میشود برای اصلاح نظام بودجهریزی کشور فکری شود، همان سیاستهایی به عنوان راهحل پیشنهاد میشود که پرمفسده ترین تجربههای سیاستی در ایران بودهاند. متاسفانه به دلیل فضاسازیهایی که این مافیاها ایجاد میکنند، اساسا مجالی برای گفتوگوی کارشناسی باقی نمیماند تا بتوان از آنان پرسید دقیقا چه کاری انجام میدهند. هنگامی هم که میخواهند به زعم خود نظام بودجهریزی را اصلاح کنند، هیچیک از هزینههای ضدتوسعه، تجملگرا و نابرابرساز حذف نمیشود. اگر مسیر تحولات بودجه عمومی ایران را از نخستین سالهای پس از جنگ تحمیلی تا امروز بررسی کنید، میبینید هر زمان صحبت از صرفهجویی دولت شده، از هزینههای آموزش مردم، سلامت مردم، زیرساختهای فیزیکی مورد نیاز کشور، مسکن و سایر نیازهای اساسی جامعه کاسته شده است.
گروه اقتصادی: دکتر فرشاد مومنی، با اشاره به تجربه تاریخی دولت ملی مصدق تصریح کرد: در حالی که فشارهای تحریمی دوران نخستوزیری دکتر مصدق به مراتب سنگینتر از شرایط کنونی بود، ایشان توانست میانگین نرخ تورم را در حدود ۸ درصد نگه دارد و بودجهای متوازن ارائه دهد. مومنی با انتقاد از رویکرد «مرثیهسرایی» و «رجزخوانی» برخی مقامات فعلی در مواجهه با مشکلات، تأکید کرد که کلید برونرفت از بحرانهای درهمتنیده امروز، بازگشت به خردورزی، شایستهسالاری و الگوگیری از «نرمافزار توسعهای» مصدق است.
به گزارش جماران، دکتر فرشاد مومنی، استاد تمام اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در مراسم رونمایی از کتاب «مصدق بدون نفت» که به مناسبت یکصد و چهل و چهارمین سالروز تولد دکتر محمد مصدق و به قلم دکتر رسول رئیسجعفری نگاشته شده، در موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه مرزهای رعایت عدالت و انصاف درباره رجال سرنوشتساز ایران، مرزهای بسیار حساس و خطیری است، اظهارداشت: ممکن است این مسئله به افراط بینجامد و برخوردهای مطلقانگارانه مثبت، به مطلقانگاری منفی بازگردد. اوصاف دکتر مصدق و خدمات او به ایران، حکایت از این دارد که این انسان برای تغییر ایران، ابتدا تغییر در نفس را به عنوان مسیر انتخاب کرد و آن را پیمود. این شاید حیاتیترین درس او برای ایران امروز و فردا باشد.
برای ساختن ایران بهتر، اصلاح را از خودمان آغاز کنیم
وی افزود: شما افراد بسیاری را میبینید که از سر استیصال و همزمان با نگرانی شدید درباره اوضاع و احوال کشور، ملتمسانه از این و آن میپرسند که برای ایران چه باید کرد. پاسخ دکتر مصدق، در شرایطی که او تجربه کرد و از جهات پرشماری پیچیدهتر و خطیرتر از شرایط کنونی بود، این بود که اگر میخواهید ایران بهتری داشته باشیم، اعتلا را باید از خودمان آغاز کنیم .این یک ادب قرآنی است. خداوند در قرآن آورده است که تغییر در سرنوشت هر قومی ابتدا باید از تغییر در انفس آغاز شود و مصدق از این نظر یک آیه بود. به هیچ وجه فشارهای سیاسی، حبسها، حذفها و فشارهای گوناگون او را از هدفش جدا نکرد. تعبیرهایی از دوران احمدآباد نیز یادگاری از ایشان باقی مانده که مضمون آن این است که اوضاع و احوال ما نسبت به اوضاع و احوال پیامبر گرامی اسلام و همراهان ایشان در شعب ابیطالب سختتر نیست.
پیامبر در شعب ابیطالب از دل محدودیتها کادرسازی کرد
به گفته مومنی؛ درس بزرگ پیامبر گرامی اسلام در ماجرای شعب ابیطالب این بود که عموم تاریخنگاران برجسته صدر اسلام تصریح کردهاند اگر پیامبر گرامی از واقعه شعب ابیطالب به عنوان یک فرصت استثنایی تاریخی برای کادرسازی استفاده نکرده بود، محال بود که حرکت او به موفقیت برسد. در تمام سالهایی که شما اسمی و ردی از مصدق نمیبینید، او همچنان با تمام وجود در اندیشه بهبود وضعیت ایران بود و آنچه را که به نفع ایران میدانست، به شکلهای مختلف در اختیار آیندگان قرار داد.
نرمافزار توسعهای مصدق هنوز میتواند راهنمای عمل باشد
این اقتصاددان با اشاره به بخشهایی از کتاب «اقتصاد ایران در دوران دولت ملی» که با همراهی بهرام نقش تبریزی نوشته است، ادامه داد: در مقدمه آن کتاب، یک ادعای شگفتانگیز مطرح شده است. آن ادعا این است که نرمافزارهایی که مصدق در کل دوران زندگی خود برای اعتلای ایران و توسعه فراگیر و همهجانبه آن تدارک دیده بود، هنوز هم میتواند راهنمای عمل باشد. این مسئله از نظر جهتگیریها مطرح است وگرنه تحولات شرایط را نیز باید درک کرد. اما از نظر اصول و مبانی، مصدق نرمافزارهایی برای توسعه ایران طراحی کرده که واقعا حیرتانگیز و افتخارآمیز است. از همه مهمتر اینکه اگر واقعاً ما ایران و جهان را خوب و عمیق بشناسیم، برونرفت از شرایط موجود با کمترین هزینه و بیشترین دستاورد امکانپذیر خواهد بود. اکنون شاهد هستیم که برخی افراد اظهارنظر میکنند و مثلا کل ماجرای تورم شکننده، ظالمانه و ضدتوسعه کنونی در ایران را به جنگ نسبت میدهند و میگویند باید نقش سیاستهای مخرب، مشکوک و فاقد اعتبار علمی و تجربی را از این مسئله جدا کرد.
با افراد فاقد صلاحیت نمیتوان بحرانها را به فرصت تبدیل کرد
جنگ و تحریم برای نخستین بار در ایران رخ نداده است
مومنی ادامه داد: ما میگوییم فرض کنیم این توصیه را پذیرفتیم و سهم عوامل مختلف را از یکدیگر تفکیک کردیم؛ آیا این مسئله کوچکترین تغییری در مسئولیت دولت به معنای حکومت ایجاد میکند؟ کاش در سمت منتسب به دولت، صاحبان صلاحیت حضور داشتند و کسانی که نه صلاحیت تجربی دارند و نه صلاحیت علمی، صرفا به واسطه پیوندهای خویشاوندی با این مقام و آن مقام، هر مطلبی را مطرح نمیکردند. بعد هم عدهای با نیتهای خاص، مسائل حیاتی و سخنان اندیشهورزان بزرگ را حذف میکنند و سخنان این افراد را برجسته میسازند. کاش اندکی توجه میکردند که نه تحریم برای نخستین بار در این دوره در ایران رخ داده و نه جنگ برای اولین بار تجربه شده است. ما تجربههای تاریخی فراوانی داریم. اگر خرد و دانایی مبنا باشد و به جای سفلهگزینی، چاپلوسپروری و تملقدوستی، افراد صاحب صلاحیت بتوانند به ساختار قدرت نزدیک شوند، تکتک این رخدادها میتواند به فرصتی قابل اعتنا برای بهبود تبدیل شود.
مصدق در اوج تحریم، تورم را در حدود ۸ درصد نگه داشت
تحریمهای دوران مصدق از فشارهای امروز سنگینتر بود
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: میخواهم عرض کنم که آقای مهندس بحرینیان عزیز به همراه تعدادی از دوستانشان مستنداتی آوردهاند که نشان میدهد ابعاد فشارهای تحریمی در دوره نخستوزیری دکتر مصدق، به مراتب سنگینتر از فشارهای تحریمی امروز علیه اقتصاد ایران بوده است. با این حال، میانگین نرخ تورم در تقریبا سه سالی که دکتر مصدق مسئولیت اداره کشور را برعهده داشت، حدود ۸ درصد بود. یعنی در اوج تحریم، تهدید نظامی و همه کارشکنیهایی که انگلیس و سایر قدرتها علیه ایران انجام میدادند، کسی برای آن شرایط به عنوان مقام مسئول مرثیهسرایی نکرد. بلکه مانند یک انسان بالغ و صاحب صلاحیت، آن شرایط را بخشی از واقعیت موجود تلقی کرد و با اتکا به خرد و دانایی توانست چنین کارنامه افتخارآمیزی را ارائه دهد.
فهرست دستاوردهای خارقالعادهای که دکتر مصدق از خود به یادگار گذاشته، هنوز تکرار نشده است
مصدق واقعیت تحریم و تهدید را پذیرفت و کشور را اداره کرد
مومنی خاطرنشان کرد: فهرست دستاوردهای خارقالعادهای که دکتر مصدق از خود به یادگار گذاشته، هنوز تکرار نشده است. هر کدام از این دستاوردها به گونهای نشان میدهد که اگر ما خود را به آن ذخیره دانایی و نرمافزارهایی که ایشان برای توسعه ایران طراحی کرده مجهز کنیم و همانگونه که در کتاب «اقتصاد ایران در دوران دولت ملی» تلاش کردهایم مهمترین آنها را معرفی کنیم، میتوانیم بسیار کمهزینهتر و پربازدهتر از وضع کنونی امور کشور را سامان دهیم. بدبختی این است که در میان منتقدان دکتر مصدق، بیش از آنکه با نقد علمی مواجه باشیم، با هتاکی، جعل و دروغسازی به نام تاریخ روبهرو هستیم. اگر واقعا به زبان علمی نقد میکردند، هم برای طرفداران دکتر مصدق سازنده بود و هم برای کشور؛ زیرا کسی قصد بتسازی ندارد و قرار نیست اداره کشور به مسابقه زندهباد مردگان تبدیل شود. این انسان با آن خودسازیهایی که انجام داده بود، صلاحیت خود را نشان داده است.
درباره مصدق باید با سند سخن گفت، نه با هتاکی
مومنی در ادامه با اشاره به برخی نقدها نسبت به دکتر مصدق گفت: یکی از افرادی که در سالهای اخیر به اصطلاح نقد، اما در واقع هتاکی و جعل و دروغپردازی زیادی درباره دکتر مصدق داشته، مدعی شده بود که مصدق آگاه به زمانه خود نبوده است. من با خودم گفتم اینگونه نیست که صرفا او بگوید نبوده و من هم بگویم بوده است. کسی که میخواهد ادب علمی را رعایت کند، باید اسناد و شواهد ارائه دهد. در شرایطی که بیش از ۹۵ درصد جمعیت ایران در آن دوره بیسواد بودند، فردی که دو دوره دکتری داشته، این همه تجربه اندوخته و این حجم از ذخیره دانایی مکتوب از خود بر جای گذاشته است، نمیتوان درباره او چنین ادعایی مطرح کرد. کسی برای مصدق ادعای الوهیت ندارد، اما اگر مانند یک عالم واقعی، نقصها و کاستیهای او را نشان دهند، من به سهم خود از آن سپاسگزار خواهم بود. برای مثال، یکی از همین هتاکان در کنار همه هتاکیهای خود، پرسشی مطرح کرده بود که به نظر من حرف حسابی بود. او میگفت اگر مصدق اینقدر خوب بود و اینقدر عالی عمل کرده بود، پس چرا دولتش اینقدر زود خاتمه پیدا کرد؟ با وجود آنکه این فرد همواره با لحن و مضمونی بسیار نامناسب از دکتر مصدق یاد میکند، من این پرسش را منطقی دانستم و از آن استقبال کردم؛ زیرا اگر در تحلیلهای ما نقصی وجود داشته باشد، چه اشکالی دارد که آن را بپذیریم.
دولت مصدق هفت برابر میانگین دولتهای زمان خود دوام آورد
طول عمر دولت مصدق در آن شرایط، پدیدهای خارقالعاده بود
اسناد تاریخی از نقش عوامل خارجی در سقوط دولت مصدق حکایت میکنند
این استاد اقتصاد ادامه داد: لطف خداوند این بود که من در معرض رساله دکتری فخرالدین عظیمی قرار گرفتم؛ رسالهای که با عنوان «دموکراسی در ایران» دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را بررسی کرده است. در آن پژوهش نشان داده شده که طول عمر متوسط هر دولت در آن ۱۲ سال، کمتر از چهار ماه بوده است. وقتی این واقعیت را در کنار تداوم تقریبا هفت برابری دولت مصدق نسبت به میانگین آن دوره قرار میدهیم، با پدیدهای واقعا خارقالعاده مواجه میشویم. افزون بر این، اگر کسی امکان برخورد منصفانه داشته باشد، باید توجه کند که دو کودتاگر خارجی با یکدیگر دست به یکی کردند، منابع مالی قابل توجهی در داخل کشور هزینه شد و خدا میداند چه بساطی از نظر جنگ شناختی، عملیات روانی و ایجاد شکاف میان مردم به راه انداخته بودند. در این زمینه کتاب بسیار ارزشمند مارک گازیوروسکی نیز قابل مراجعه است. با وجود همه این عوامل، دوره مسئولیت نخستوزیری مصدق با کودتایی پایان یافت که جزئیات آن کاملا روشن است و ارتباطی با تعاملات درونی نظام سیاسی نداشت. در چنین شرایطی، اینکه طول عمر دولت او هفت برابر میانگین عمر دولتهای آن دوره بوده، خود گویای بسیاری از واقعیتهاست.
مصدق در دوران نخستوزیری هیچ حقوقی از دولت دریافت نکرد و هزینه دفتر را شخصا پرداخت میکرد
مصدق مناصب اجرایی را ابزار خدمت میدانست، نه شکارگاه
مومنی اظهار کرد: اگر نقدهای اصولی مطرح شود، از دل این گفتوگوها رشد و اعتلا برای همه ما حاصل خواهد شد. این رشد و اعتلا نیز به ما کمک میکند که ایران را بهتر اداره کنیم و هدف ما نیز همین است. اگر از شخصی تقدیر میکنیم، به این دلیل است که او بدون مزد و منت، بیشترین تلاش را برای خودسازی علمی و اجرایی انجام داده و خدا رحمت کند که به این سنت دکتر مصدق پایبند بوده است. امروز برخی افراد پستهای اجرایی را مانند شکارگاه میبینند و خدا میداند که چه رفتارهایی از خود بروز میدهند، اما دکتر مصدق در تمام دوره نخستوزیری خود مطلقاً هیچ حقوقی از دولت دریافت نکرد و هزینه تمام اعضای دفتر خود را نیز شخصا پرداخت میکرد. با وسواس فراوان این مسائل را رعایت میکرد و این موضوع بسیار مهمی است. در تمام مناصبی که به عنوان وکیل، والی یا وزیر بر عهده داشت نیز این سنت را حفظ کرده بود.
باید از تجربه بهار عربی درس بگیریم، نه بر سر نام آن مناقشه کنیم
تمرکز بر حواشی، مانع یادگیری از تجربههای تاریخی میشود
این اقتصاددان تصریح کرد: معتقدم این انسان واقعا خود را ساخته بود. شاید یکی از سختترین عرصههای ابتلای مقامات سیاسی، لغزشهای مالی باشد. کسانی هم که از این مناسبات سود میبرند، به محض اینکه سخن درستی از سوی یک کار رسانهای یا یک اندیشمند مطرح میشود که واقعا در جهت منافع ملی است، تلاش میکنند با برجسته کردن مسائل حاشیهای، آن پیام اصلی و درسهای مهم آن را به حاشیه برانند. به عنوان نمونه، در ماجرایی که به «بهار عربی» معروف شد، بیش از ۱۰۰ کتاب تالیفی و بیش از ۱۰۰ هزار مقاله در ارزیابی، واکاوی ریشهها و پیامدهای آن منتشر شد، اما در این سرزمین بخش عمده انرژی جامعه صرف این شد که آیا باید نام آن را «بیداری اسلامی» گذاشت یا «بهار عربی». هر نامی که میخواهید بر آن بگذارید، اما مهم این است که بفهمیم منشاهای آن چه بوده و با توجه به شباهتهای معناداری که از برخی جهات میان ایران و بعضی از آن کشورها وجود داشته، از آن تجربهها درس بگیریم و راه تکرار خطاها را ببندیم.
برخی با شعار حمایت از مستضعفان، خطاها را توجیه میکنند
بدون قدرت تشخیص نمیتوان نسخه درست برای اقتصاد ایران نوشت
در علوم اجتماعی، انتخاب نظریه مناسب مهمتر از تعدد نظریههاست
مومنی با اشاره به وضعیت تورم در کشور گفت: عدهای در مقام دفاع از دولت، مدام میگویند چقدر به فکر محرومان و مستضعفان هستند، اما پاسخ این است که خدا چقدر به مردم رحم کرده که شما با این همه ادعای حمایت، این بلاها را بر سر آنان آوردهاید؛ وگرنه اگر چنین ادعاهایی هم نداشتید، چه میکردید؟ در این میان اصل ماجرا گم میشود و این به یک شگرد تبدیل شده است؛ شگردی برای اینکه مسائل اصلی ایران به حاشیه رانده شود. معتقدم واکاوی عملی تجربه دکتر مصدق و آن مسیرهای خارقالعاده خودسازی که پیمود، به ما میآموزد که چگونه مسائل اصلی را فراموش نکنیم. در روششناسی علوم انسانی و اجتماعی، به این توانایی «قدرت تشخیص» گفته میشود. برای هر مسئله اقتصادی دهها نظریه وجود دارد، اما اینکه از میان این نظریهها کدامیک با شرایط ایران تناسب بیشتری دارد، نیازمند قدرت تشخیص است.
در سطوح عالی اجرایی، مسائل فرعی جای مسائل اصلی را گرفته است
تصمیمگیری در کشور باید بر پایه دانایی و صلاحیت انجام شود
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: امروز مشاهده میکنیم که در سطوح عالی اجرایی کشور، برای توجیه برخی تصمیمهای نسنجیده، مشکوک و گاه ضد مردمی، به جای پرداختن به مسائل اصلی، موضوعات فرعی برجسته میشود. در حالی که درس بزرگ تجربه مصدق این است که باید مسائل اصلی را شناخت، بر آنها تمرکز کرد و با اتکا به دانایی و صلاحیت، برای حل آنها اقدام کرد.
اختلاف میان اقتصاددانان کمتر از اختلاف پزشکان است
ناتوانی در تشخیص را نباید پشت اختلاف نظرها پنهان کرد
باید پاسخ دهید که چرا افرادی را دور خود جمع کردهاید که برآیند عملکرد آنها این بوده که تقریبا تمام رکوردهای ضدتوسعهای در دوره اجرای تعدیل ساختاری در ایران شکسته شده است
مومنی در ادامه با انتقاد از برخی رویکردها در مواجهه با اختلافنظرهای اقتصادی گفت: اخیرا یک یا دو نفر پیدا شدهاند که میگویند در میان اقتصاددانان دیدگاههای متفاوتی وجود دارد و نمیدانیم باید چه کار کنیم. همان زمان که این سخن مطرح شد، من در مصاحبهای گفتم با قسم حضرت عباس هم میتوان ثابت کرد که اختلاف میان اقتصاددانان به مراتب کمتر از اختلاف میان پزشکان است. شما به جای اینکه ناتوانی و بیصلاحیتی خود را در تشخیص پنهان کنید، باید پاسخ دهید که چرا افرادی را دور خود جمع کردهاید که برآیند عملکرد آنها این بوده که تقریبا تمام رکوردهای ضدتوسعهای در دوره اجرای تعدیل ساختاری در ایران شکسته شده است. به جز دو یا سه مورد، تقریبا همه این رکوردها در کمتر از یک سال شکسته شده و فجیعترین آنها نیز ابعاد تورم، بیکاری و سقوط کیفیت اشتغال بوده است؛ پدیدههایی که مانند دو تیغه قیچی رفاه خانوارها را هدف گرفته و ضربههای بسیار اساسی به تمامیت اقتصادی و اجتماعی کشور وارد کردهاند. اگر واقعا حساب و کتابی در کار باشد، هر یک از شرایطی که امروز با آن روبهرو هستیم، همان اندازه که میتواند منشا تعمیق بحران و فروافتادگی شود، میتواند منشا دستاوردهای بزرگ نیز باشد.
بودجه متوازن دولت مصدق در اوج تحریم یک رکورد تاریخی است
در اصلاح بودجه، همان سیاستهای پرهزینه گذشته تکرار میشود و هزینههای تجملی و نابرابر در اصلاح بودجه حذف نمیشوند
این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در تاریخ اداره اقتصاد ایران، هنوز هم رکورد دکتر مصدق در اوج تحریم و سقوط درآمدهای ارزی حاصل از نفت، در ارائه بودجه متوازن یک رکورد بینظیر به شمار میرود. با این اوضاع و احوال، این دستاورد همچنان به قوت خود باقی خواهد ماند. هر زمان که از سطوح بالاتر گفته میشود برای اصلاح نظام بودجهریزی کشور فکری شود، همان سیاستهایی به عنوان راهحل پیشنهاد میشود که پرمفسده ترین تجربههای سیاستی در ایران بودهاند. متاسفانه به دلیل فضاسازیهایی که این مافیاها ایجاد میکنند، اساسا مجالی برای گفتوگوی کارشناسی باقی نمیماند تا بتوان از آنان پرسید دقیقا چه کاری انجام میدهند. هنگامی هم که میخواهند به زعم خود نظام بودجهریزی را اصلاح کنند، هیچیک از هزینههای ضدتوسعه، تجملگرا و نابرابرساز حذف نمیشود. اگر مسیر تحولات بودجه عمومی ایران را از نخستین سالهای پس از جنگ تحمیلی تا امروز بررسی کنید، میبینید هر زمان صحبت از صرفهجویی دولت شده، از هزینههای آموزش مردم، سلامت مردم، زیرساختهای فیزیکی مورد نیاز کشور، مسکن و سایر نیازهای اساسی جامعه کاسته شده است.
به جای حل مسئله به مقصریابی مشغول شدهاند
اگر برنامهای ندارید، مطابق شیوه خردورزانه اداره جامعه، موضوع را به اهل آن بسپارید
مومنی گفت: اکنون میزان مسئولیتپذیری حکومت در قبال این مسائل حیاتی، نسبت به دوره مهندس موسوی واقعا خجالتآور است. این در حالی است که در دوره دولت او، محدودیتها و فشارهای داخلی و خارجی دهها برابر بیشتر از امروز بود. با این حال کسی تلاش نمیکرد با مرثیهسرایی مسئولیت را از خود دور کند. یکی از تلخترین و غمانگیزترین نشانههای امروز این است که وقتی اتفاق نامطلوبی در کشور رخ میدهد، به جای آنکه هیئت وزیران و مجلس با یکدیگر برای یافتن راهحل چارهاندیشی کنند، هر فردی مصاحبه میکند تا بگوید در آن مسئله مقصر نبوده است. در حالی که کسی دنبال مقصریابی نیست. ما میگوییم اگر میپذیرید که آن مسئله به کشور خسارت وارد کرده، برنامه خود را برای حل آن ارائه کنید و اگر برنامهای ندارید، مطابق شیوه خردورزانه اداره جامعه، موضوع را به اهل آن بسپارید.
گویی ابتداییترین آداب اداره کشور به فراموشی سپرده شده
این اقتصاددان تصریح کرد: یکی از شگفتیهای موجود این است که در هر زمینهای که دولت با ناتوانی روبهرو میشود، برخی مقامات اجرایی سطح بالا به جای آنکه احساس مسئولیت کنند، میگویند هر کس راهحلی دارد ارائه کند. این نوع واکنش گویی نشاندهنده آن است که تعهدی وجود دارد تا صندلیهای کلیدی اداره اقتصاد ملی در اختیار افراد بیکفایت، بیصلاحیت و ناتوان باقی بماند و دیگران صرفا نقش ارائهدهنده راهحل را داشته باشند. این شیوه اداره کشور نیست. اگر برای شما مسجل شده که در دولت افرادی وجود ندارند که قادر به حل این مسائل باشند، عقل حکم میکند که آنها را با افراد عاقل و صاحب صلاحیت جایگزین کنید، نه اینکه رجز بخوانید. بعد هم به گونهای سخن میگویند که گویی در ورودی دستگاههای اجرایی فرش قرمز پهن شده و عطر و گلاب میپاشند تا صاحبان ایده بیایند و نظرات خود را ارائه کنند. گویی ابتداییترین آداب اداره کشور به فراموشی سپرده شده است.
امیرکبیر در ساختار دشوار قاجار اصلاحات خارقالعادهای اجرا کرد
منتقدان دلسوز نباید تنبیه شوند
مومنی با اشاره به تجربههای تاریخی موفق در ایران گفت: معتقدم واکاوی تجربههایی مانند دوره دکتر مصدق یا اصلاحات امیرکبیر بسیار آموزنده است. اصلاحات امیرکبیر در شرایطی شکل گرفت که رئیس حکومت ناصرالدینشاه بود. فقط خدا میداند اگر فردی لایق در چنین ساختاری حضور داشته باشد، تنفس برای او تا چه اندازه دشوار خواهد بود. با این حال امیرکبیر توانست با برنامههای خارقالعاده خود، در مدت زمانی کوتاه چنین کارنامهای از خود به جای بگذارد. به جای آنکه به منتقدان توپ و تشر زده شود و عرصههایی برای نقد مصون از بررسی اعلام شود، بهتر است نشان دهند چه حوزهای وجود دارد که در آن جایی برای نقد وجود ندارد. اگر کسی از سر دلسوزی، شرافت و اتکا به دانش خود برای نجات کشور سخن میگوید، اگر تشویق نمیشود، دستکم نباید تنبیه شود.
حل جزیرهای بحرانهای ایران محکوم به شکست است
ایران با مجموعهای از بحرانهای درهمتنیده روبهروست
استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی اظهار کرد: متاسفانه عدهای پیدا شدهاند که هرگاه سخنی مطرح میشود، فورا میگویند شما بگویید چه باید کرد. اگر مسائل کشور با یک فوت و یک نسخه فوری حل میشد، هرگز به این وضعیت دچار نمیشدیم. بیش از ده سال است که به مسئولان کشور میگوییم در شرایطی که ایران با انبوهی از بحرانهای اقتصادی روبهرو است و تعداد بحرانهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز کمتر از بحرانهای اقتصادی نیست و میان آنها تعاملهای فزاینده وجود دارد، هر نوع تلاش برای حل جزیرهای و موردی مسائل محکوم به شکست است.
مشکلات کشور با جلسات نمایشی حل نمیشود
کشور بدون هماهنگی و دانش قابل اداره نیست
وی گفت: شما نتیجه این رویکرد را در پانزده سال اخیر به وضوح مشاهده کردهاید. راهحل آن است که بپذیریم کشور برای اداره مطلوب به برنامه نیاز دارد و برنامه نیز برای آنکه از کیفیت و قابلیت لازم برخوردار باشد، باید بر پایه دانش، صلاحیت و هماهنگی شکل بگیرد. امروز یکی از کارهای نمایشی رایج این است که دستگاههای مختلف برای برگزاری جلسات با دانشگاهیان و گروههای مختلف علمی با یکدیگر رقابت میکنند. اگر قرار بود مسائل کشور با یک جلسه با صد نفر که کل زمانش هم دو ساعت است، حل شود، امروز با این حجم از مشکلات روبهرو نبودیم. اداره کشور با نمایش و ادا درآوردن ممکن نیست.
به خبرگان پاکدست و مستقل برای حل مسائل نیاز داریم
موسسه مطالعات دین و اقتصاد آماده معرفی متخصصان کلیدی است
کیفیت پایین بنیه کارشناسی مانع حل مشکلات کشور شده
وی تاکید کرد: در هر زمینهای، خبرگان صاحب صلاحیتی که به پاکدامنی، استقلال و مرزبندی با فساد و گروههای مافیایی شناخته میشوند، به اندازه کافی وجود دارند و نیازی به این نمایشها نیست. اگر ارادهای جدی برای حل مسائل وجود داشته باشد، موسسه مطالعات دین و اقتصاد آمادگی دارد متخصصان کلیدی هر حوزه را معرفی کند تا در یک فرآیند کارشناسی و با زمانبندی معقول، برنامههای لازم تهیه شود. البته عملیاتی شدن این برنامهها مستلزم هماهنگی کلان و سازگاری با سایر سیاستهاست و این امر نیازمند سطح بالایی از صلاحیت و قدرت تشخیص است. هم آقای مهندس بحرینیان و دوستان ایشان و هم تعداد دیگری از دانشگاهیان، تاکنون بارها این مسئله را مطرح کردهاند که با بنیه کارشناسی و تخصصیای که امروز در دولت و مجلس مشاهده میشود، نمیتوان انتظار داشت کیفیت لازم برای حل مسائل پیچیده کشور فراهم باشد؛ بنابراین باید به دنبال راهحلهای جایگزین بود.
واکنش اولیه به نقدها، نادیدهگرفتن و سپس تکذیب است
این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی گفت: یکی از مشکلات موجود این است که در ایران، هرگاه فردی ایرادی را مطرح میکند، واکنش رسمی در مرحله نخست نادیده گرفتن آن است. اگر مسئله به اندازهای بزرگ شود که دیگر امکان نادیده گرفتن آن وجود نداشته باشد، مرحله بعدی تکذیب و انکار آغاز میشود تا زمانی که آثار و پیامدهای آن آشکار شود. بر اساس این تشخیص که شرایط کشور فوقالعاده است، در سالهای اخیر اختیارات غیرمتعارفی به جلسات سران قوا داده شد. اکنون چندین سال از اجرای این شیوه گذشته و نتایج آن نیز روشن شده است. خدا شاهد است که همان روزهای نخست که این سازوکار شکل گرفت، عرض کردم حتی اگر بپذیریم که همه اعضای این جلسات در اوج دلسوزی و سلامت مالی قرار دارند، باز هم یک ویژگی مشترک میان آنها وجود دارد و آن اینکه هیچیک در حوزه اقتصاد صاحب صلاحیت تخصصی نیستند.
سازوکار فعلی تصمیمگیری به رقابت رانتجویانه منجر شده است
تصمیمهای اقتصادی بدون نهاد مستقل کارشناسی به نتیجه نمیرسد
وی ادامه داد: به همین دلیل پیشبینی کرده بودم که به جای حل مسائل، نوعی رقابت رانتجویانه برای دسترسی به مراکز تصمیمگیری شکل خواهد گرفت و نتایج نیز ممکن است دقیقا در جهت عکس نیت اولیه ظاهر شود. در همان زمان پیشنهاد کردم که در کنار سران قوا، یک شورای اقتصادی مستقل شکل گیرد. بحث حذف سران سه قوه مطرح نبود، زیرا هر تصمیمی که بخواهد اجرایی شود، نیازمند پشتیبانی هر سه قوه است؛ اما پیشنهاد من این بود که در شورایی که قرار است درباره تصمیمهای اساسی اقتصادی کشور راهگشایی کند، اکثریت با اقتصاددانان مستقل، صاحبنظر و شناختهشده به پاکدستی و مخالفت با فساد باشد. اگر چنین نظام تصمیمگیریای طراحی شود، میتواند منشا دستاوردهای مثبت باشد. در غیر این صورت، هر موضوعی که احتمال داده شود از مسیرهای قانونی و متعارف به تصویب نرسد، از طریق این سازوکارها دور زده میشود و نتیجه آن وضعیتی است که امروز شاهد آن هستیم؛ وضعیتی که در آن هیچکس مسئولیت تصمیمها را بر عهده نمیگیرد و کشور با انبوهی از نابسامانیها مواجه شده است.
از مجاهدت علمی پژوهشگران باید قدردانی شود
وضعیت نشر کتاب در ایران نگرانکننده است
علم در ساختار قدرت کشور تقاضای جدی ندارد
وی تصریح کرد: آداب کشورداری، بر اساس تجربه عملی بزرگان این سرزمین از امیرکبیر و دکتر مصدق گرفته تا مهندس موسوی، همگی مکتوب و قابل مطالعه است. اگر شیوههای اداره کشور اصلاح شود، خواهیم دید که اوضاع تا چه اندازه میتواند دگرگون شود. پیش از هر چیز صمیمانه از آقای دکتر رسول رئیسجعفری قدردانی میکنم. واقعا باید بگویم که کاری که ایشان انجام دادهاند، یک مجاهدت علمی ایثارگرانه است. در کشوری که علم متقاضی جدی در ساختار قدرت ندارد، چنین تلاشهایی جز با ازخودگذشتگی امکانپذیر نیست. در شرایطی که شمار دانشآموختگان دانشگاهی کشور از ۱۵ میلیون نفر عبور کرده است، تیراژ بسیاری از کتابها به ۱۰۰ یا ۲۰۰ نسخه رسیده و این واقعیتی تلخ است.
تولید دانش مقدمه تحقق اصلاحات در تجربه مصدق بود
مقابله مصدق با کاپیتولاسیون بر پایه کار علمی و آموزشی شکل گرفت
مومنی ادامه داد: با این حال این آثار در تاریخ ثبت میشوند؛ همانگونه که آثار دکتر مصدق ثبت شد. در سالهای ۱۲۹۱ و ۱۲۹۲ که دکتر مصدق نخستین متون دانشگاهی خود را منتشر کرد، آثار او سرشار از درایت و آیندهنگری بود. هنگامی که قصد داشت با کاپیتولاسیون مقابله کند، ابتدا نرمافزارهای فکری و علمی لازم را فراهم کرد. برای این کار کتابهای درسی نوشت، آنها را تدریس کرد، کادر تربیت کرد و سپس در زمان مناسب توانست آن ایدهها را به عمل تبدیل کند.