اندیشه شهید بهشتی، ذخیره بی‌نظیر نجات دهنده ایران است. باید پرسید چرا درباره شهید بهشتی در رسانه‌های رسمی تقریبا حرفی زده نمی شود و منحصر به ایام سالگرد شده و در آن ایام هم بخشهایی که هیچ جنبه اندیشه‌ای و اعتلابخش ندارد، به صورت ابزاری، هزار بار تکرار می‌شود. آن وقت مسئولیت معرفی دین خدا را، آن هم در نیمه اول قرن بیست و یکم، به دست تعدادی از مداحان می‌دهند. به مداحان جسارت نمی‎کنم. در میان مداحان هم افراد اهل مطالعه هم وجود دارد و افراد غیرآن هم هست، اما نظام پاداش دهی اکنون به گونه‌ای است که آنهایی که اصرار بیشتری بر اینکه کرکره عقل پایین آورده و تعطیل شود، بیشتر پاداش می گیرند. نمی خواهیم بگوییم آن فضاها را حذف کنید اما باید بگوییم آن پیغمبری که آن قدر روادار بود، نباید توسط کسانی ترویج شود که هنر خودشون را اهانت به دیگران می‌بینند. مگر صریح قرآن نیست که می‌گوید مسلمانان حق ندارند حتی به آنان که به غیرخدا هم دعوت می‌کنند، اهانت کنند. این چه بساطی است که برخی به مسلمانان دیگر فقط به دلیل اختلاف دیدگاه، ناپسندترین و رکیک ترین ها تعرض‌ها را می کنند.

گروه اقتصادی: دکتر فرشاد مومنی با انتقاد از محدودسازی طبقاتی اینترنت و نحوه مواجهه با منتقدان، تاکید کرد در جامعه‌ای که دسترسی به اطلاعات به‌صورت گزینشی و بر اساس توان مالی توزیع می‌شود و نقدهای عالمانه به جای آنکه مورد استقبال قرار گیرد، با برآشفتگی و برخورد مواجه می‌شود، امکان شکل‌گیری فهم جمعی و توسعه پایدار از بین می‌رود.

 

وی ضمن اشاره به اهمیت شفافیت، تفکر انتقادی و آزادی دسترسی به اطلاعات و با بیان اینکه در ساختارهای کنونی، بیش از علم و صداقت، به رفتارهای مبتنی بر رانت و فریب پاداش داده می‌شود؛ وضعیتی که بدون اصلاح نظام آموزشی، تقویت تفکر انتقادی و بازگشت به سنت گفت‌وگو و کار جمعی، امکان عبور از بحران‌های توسعه‌نیافتگی را دشوارتر خواهد کرد، گفت در بستر مناسبات رانتی، گروه‌هایی که به منابع و اطلاعات دسترسی بیشتری دارند، قادرند روایت‌های دستکاری‌شده از واقعیت بسازند و همین مسئله شکاف ادراکی و اجتماعی را تشدید می‌کند؛ روندی که به گفته او، نه به صلاح اداره جامعه است و نه با الزامات توسعه و حکمرانی مطلوب سازگار است.

 

جامعه ما قدر متفکرانش را دیر می‌داند

محمدعلی موحد از چهره‌های بی‌بدیل و کمتر شناخته‌شده ایران است

به گزارش جماران، دکتر فرشاد مومنی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی و رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد، در نشست «شنبه‌های معرفی کتاب موسسه اجتماعی این روزها» که با همکاری مرکز مشاوره، اطلاع‌رسانی و خدمات کارآفرینی آتاو در کاشان برگزار شد و به معرفی کتاب «توسعه و تله تاریخ» نوشته علی رضاقلی اختصاص داشت، اظهارداشت: یکی از گرفتاری‌های بزرگ ما این است که ترجیح می‌دهیم بزرگان خود را پس از فقدانشان بشناسیم. در حالی که برخی از این بزرگان تا سنین بالا در قید حیات هستند و از نظر معرفتی وجوه بی‌نظیری در تاریخ ایران دارند، اما به واسطه این سنت نادرست، حتی نامشان نیز برای بسیاری شناخته‌شده نیست. آقای دکتر محمد علی موحد ، یکی از آنها است. ایشان از جمله این افراد است؛ متخصص حقوق، از کارشناسان همراه دکتر مصدق در دیوان لاهه و نویسنده آثاری کم‌نظیر درباره ابعاد مختلف ملی شدن نفت در ایران. در عین حال، ایشان عارفی کم‌نظیر، شاعر و تاریخ‌پژوه برجسته و فقیهی صاحب‌نظر نیز هست. با این حال، باید از خود بپرسیم چند نفر تا امروز، با وجود سال‌ها فعالیت پربرکت ایشان، با آثار و جایگاه علمی او آشنا هستند.

 

جامعه‌ای که نقد عالمانه را تنبیه کند، به توسعه نمی‌رسد

رضاقلی ریشه‌های توسعه و زوال ایران را بهتر از هم‌عصرانش فهمیده بود

جامعه‌ای که نقد عالمانه را تنبیه کند، به توسعه نمی‌رسد

وی با اشاره به جایگاه استاد علی رضاقلی ادامه داد: از نظر من، او از جمله استادانی است که کانون‌های اصلی توسعه و زوال در ایران را بسیار بیشتر از هم عصران خود درک کرده بود و تمام عمر خود را صرف این شناخت کرد. با این حال، چون دانش‌های نجات‌دهنده ایران در سطح حکومت و جامعه، متقاضی چندانی ندارد، اهمیت چنین افرادی زمانی درک می‌شود که جامعه به نقاط بحرانی توجه پیدا کند. در بررسی وضعیت ایران مشاهده می‌کنیم که بخش بزرگی از جامعه صبح تا ظهر یک نظر دارند، ظهر به بعد، نظر خود را تغییر می‌دهند. تفاوت افرادی مانند رضاقلی با دیگران در این است که این پدیده‌ها را رها نمی‌کنند، بلکه به موشکافی و علت‌یابی آن می‌پردازند. بر اساس این تحلیل، هیچ فرهنگی در دنیا مطلق یا ایستا نیست. مسئله اصلی این است که نظام پاداش‌دهی، کدام عناصر فرهنگی را تقویت و کدام را تضعیف می‌کند. برای مثال، اگر یک فعال اقتصادی با نظام مالیاتی صادقانه برخورد کند، آیا تشویق می‌شود یا تنبیه؟ یا اگر صادقانه و عالمانه، فردی کاستی‌های سیاست‌گذاری در اقتصاد، سیاست و فرهنگ را به‌صورت عالمانه گوشزد کند، آیا حکومت گرامی از این کوشش تقدیر می کند یا برآشفته می شود؟

 

رضاقلی از نظر اخلاص و سخت‌کوشی تا پای جان، در تراز دکتر شریعتی بود

این استاد اقتصاد تاکید کرد: اینها همان رموزی است که توضیح می‌دهد چرا برخی کشورها به توسعه دست می‌یابند و برخی دیگر خیر. رضاقلی از نظر اخلاص و سخت‌کوشی تا پای جان، در تراز دکتر شریعتی بود. اگر نمایشگاهی برگزار شود که شیوه مطالعه او را نشان دهد، می‌توان دریافت که چگونه با دقت و وسواس علمی به منابع مراجعه می‌کرد. برای مثال، یک کتاب از متفکران برجسته نهادگرایی را چهار بار تهیه و مطالعه کرد، حاشیه‌نویسی می‌کرد و آنقدر به آن رجوع می‌کرد که شیرازه کتاب از هم گسسته می‌شد. زحمت می‌کشید، او تلاش می‌کرد فرهنگ غالبی را که در آن زرنگی به معنای دور زدن قانون، فریب و ظاهرسازی برای گذران امور تلقی می‌شود، تغییر دهد. این تلاش، تلاشی عالمانه و روشمند بود.

 

رضاقلی نشان داد بدون اصلاح نظام آموزشی، توسعه پایدار شکل نمی‌گیرد

از نظر رضاقلی، تاریخ، مخزن الاسرار و حکمت‌های برملا کننده فراز و فرودها در عملکرد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران است

رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد با بیان اینکه رضاقلی بزنگاه‌های اصلی را برای ما آشکار کرد، گفت: یکی از مهم‌ترین نکاتی که رضاقلی مطرح می‌کند این است که اگر در ایران بنیه اندیشه تحلیلی و انتقادی ارتقا پیدا نکند، محال است توسعه پیدا کنیم و نمی‌توان به‌صورت پایدار با فقر گسترده و نابرابری‌های ناموجه مقابله کرد. او به‌خوبی نشان می‌دهد که برای تحقق توسعه، ابتدا باید ارتقای اندیشه‌ای رخ دهد و این امر مستلزم تقویت جایگاه فلسفه علم و روش‌شناسی در نظام آموزشی است؛ حوزه‌ای که در حال حاضر تقریبا ردی از آن ندارد. از نظر رضاقلی، تاریخ، مخزن الاسرار و حکمت‌های برملا کننده فراز و فرودها در عملکرد اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران است، اما حال، در نظام آموزشی رسمی ما، نگاه به تاریخ جایگاه شایسته‌ای ندارد.

 

نمی‌توان اینترنت را برای عده‌ای تهدید و برای عده‌ای دیگر امتیاز دانست

مومنی در بخش دیگری از سخنان خود به اهمیت رویکرد نهادگرایی اشاره کرد و افزود: یکی از دلایل علاقه رضاقلی به این رویکرد، تاکید آن بر پیوند ناگسستنی اقتصاد و سیاست است. نهادگرایان به‌روشنی نشان می‌دهند که جداسازی این دو، منجر به انحراف در تحلیل‌ها می‌شود. در جامعه‌ای که با بحران شفافیت مواجه است و نوعی دستکاری ارادی در واقعیت‌ها شکل می‌گیرد و دسترسی به اطلاعات به‌صورت گزینشی امکان‌پذیر می‌شود. اکنون بسیار اعتراض می کنند که چرا دسترسی به اینترنت طبقاتی شده است، اگر دسترسی به اینترنت تهدید امنیتی تلقی می‌شود، باید برای همه محدود شود، نه اینکه برخی با پرداخت پول، دسترسی داشته باشند و برخی دیگر که پول ندارند، تنبیه شوند؛ این به صلاح اداره جامعه نیست. رضاقلی از دریچه اقتصاد سیاسی، به این مسائل حساس بود.

 

جنگ امروز، جنگ روایت‌ها و ساخت واقعیت است

ساخت واقعیت و مهندسی تاریخ، بخشی از جنگ شناختی است

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به اهمیت نگاه اقتصاد سیاسی، اظهار داشت: آنچه از دریچه نگاه اقتصاد سیاسی اهمیت ویژه پیدا می‌کند، این است که این رویکرد، نگاهی غایت‌نگر دارد؛ به این معنا که در فرآیندهای اجتماعی، مجموعه‌ای از پیچیدگی‌ها، فریب‌ها و سازوکارهای ساخت واقعیت شکل می‌گیرد و در این میان، تنها عوامل داخلی نقش‌آفرین نیستند، بلکه منافع خارجی نیز در ایجاد و جهت‌دهی به این فرآیندها موضوعیت دارند. برای نمونه، در جریان برخی رخدادها از جمله تجاوزهای آمریکا و اسرائیل به ایران، برخی رسانه‌های فارسی‌زبان با تلاش‌های پر هزینه‌ تلاش کردند نوعی «مهندسی تاریخ» انجام دهند؛ به این معنا که تاریخ را در راستای منافع خاص روایت کنند. به‌گونه‌ای که حتی تلاش کردند این‌گونه القا شود که اسرائیل و آمریکا، آغازگر تجاوز به ایران از جنگ 12روزه تا امروز نبودند و همه این ترورها و اتفاقات در داخل ایران افتاده و بنابراین آنها بودند که تعرض به اسرائیل و متحدان امریکا در منطقه را آغاز کردند. آنها به گونه ای اقدام کردند که درد ناشی از سقوط کیفیت زندگی تا پایین ترین لایه های اجتماعی، احساس شود و بعد بگویند «کی بود کی بود!؟ من نبودم».

 

جنگ اصلی قرن بیست‌ویکم، جنگ شناختی است

اگر روایت‌های تحریف‌شده را به چالش نکشیم، جای حقیقت را می‌گیرند

مومنی ادامه داد: اگر ما این روایت‌های نادرست را به چالش نکشیم، این خطر وجود دارد که در آینده، حتی پژوهشگران منصف و صادق نیز در تشخیص واقعیت دچار خطا شوند و روایت‌های تحریف‌شده را به‌عنوان حقیقت بپذیرند. به همین دلیل است که آینده‌پژوهان برجسته جهان، از حدود پنجاه سال پیش، بر این نکته تاکید کرده‌اند که در قرن بیست و یکم، جنگ اصلی، جنگ شناختی و رقابت میان روایت‌های متفاوت از یک واقعیت است.

 

آموزش حافظه‌محور ضد توسعه است

مناسبات رانتی شکاف ادراکی و دستکاری واقعیت را تشدید می‌کند

این اقتصاددان خاطرنشان کرد: برای درک صحیح از واقعیت‌ها، نخستین گام، شناخت عالمانه آن‌هاست. اما در مواجهه با انبوه روایت‌ها، آنچه به آن نیاز داریم، تفکر انتقادی است. در حالی که نظام آموزشی ما عمدتا بر آموزش‌های حافظه‌محور استوار است؛ شیوه‌ای که در ادبیات توسعه، به‌عنوان یکی از خلاقیت کش ترین و ضد توسعه ای ترین شیوه های آموزشی شناخته می‌شود. رضاقلی تحت عنوان «تله تاریخ» بحث می کند که برخی تصمیم‌گیری‌ها و تخصیص منابع در جامعه، تحت تاثیر ملاحظات معرفتی و منافع خاص شکل می‌گیرند و حتی زمانی که با مصالح عمومی در تعارض هستند، تداوم می‌یابند. در چنین شرایطی، اگر جامعه فاقد قدرت تشخیص مبتنی بر تفکر انتقادی باشد، قادر به درک این فرآیندها نخواهد بود. در بستر مناسبات رانتی، کسانی که به منابع و اطلاعات دسترسی دارند، از قدرت بیشتری برای خلق واقعیت‌های بدلی و دستکاری‌شده برخوردار می‌شوند و این امر شکاف ادراکی میان گروه‌های مختلف جامعه را تشدید می‌کند.

 

بازگشت عالمانه به ادبیات فارسی می‌تواند آگاهی اجتماعی را ارتقا دهد

رضاقلی می‌گفت من فقط حدود 19هزار فیش از شاهنامه برداشتم

وی با اشاره به ظرفیت‌های مغفول در ادبیات فارسی اظهار داشت: یکی دیگر از منابع ارزشمند برای شناخت، ادبیات فارسی است که کمتر به‌عنوان یک منبع تحلیلی مورد استفاده قرار گرفته است و ایرانیها از آن غفلت کرده اند. در حالی که این حوزه می‌تواند در کنار تاریخ و فلسفه علم، به ارتقای آگاهی‌های اجتماعی کمک کند و باید با نگاه عالمانه به اینها برگردیم. رضاقلی می‌گفت من فقط حدود 19هزار فیش از شاهنامه برداشتم.

 

شاهنامه حاصل تلاش جمعی برای فهم توسعه و زوال ایران است

تحلیل رضاقلی از شاهنامه، آن را فراتر از یک اثر فردی می‌داند

رئیس مؤسسه مطالعات دین و اقتصاد در ادامه با نقل تجربه‌ای از علی رضاقلی عنوان کرد: ایشان با مطالعه عمیق منابع تاریخی، از جمله شاهنامه، به این نتیجه رسیده بود که این اثر، صرفا محصول کار فردی حکیم توس، نیست، بلکه حاصل یک تلاش جمعی و میان‌رشته‌ای است برای رمز گشایی از علل توسعه و توسعه نیافتگی ایران از پیشاتاریخ تا امروز. به‌گونه‌ای که گروهی از متفکران با تخصص‌های مختلف، که اسلام را پذیرفته بودند اما سلطه اعراب را مطلقا نمی‌پذیرفتند، در پی فهم علل توسعه و توسعه‌نیافتگی ایران، در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند. بر اساس این نگاه، شاهنامه را می‌توان تلاشی پژوهشی برای رمزگشایی از چرایی افول و فرازهای تاریخی ایران دانست؛ تلاشی که با مشارکت فکری و در قالب نوعی کار جمعی شکل گرفته است.

 

در ساختارهای کنونی، رفتارهای مبتنی بر فریب و رانت، بیش از علم و صداقت پاداش می‌گیرند

مومنی در ادامه با تاکید بر دغدغه مشترک اندیشمندان ایرانی نسبت به وضعیت کشور یادآورشد: مسئله توسعه، دغدغه یک گروه یا جریان خاص نیست، بلکه موضوعی است که همه دلسوزان ایران، با وجود مشکلات، نسبت به آن حساسیت دارند. در حالی که کشور از نظر منابع انسانی و مادی ظرفیت‌های قابل توجهی دارد، این پرسش مطرح است که چرا به نتایج مطلوب دست نمی‌یابیم. یکی از پاسخ‌های اساسی این است که در ساختارهای کنونی، رفتارهای مبتنی بر فریب و رانت، بیش از علم و صداقت پاداش می‌گیرند. اگر این مسئله به‌صورت عالمانه درک و به یک فهم جمعی تبدیل شود، امکان اصلاح فراهم خواهد شد.

 

توسعه بدون کار جمعی و همکاری اجتماعی ممکن نیست

نسبت دادن توسعه‌ناپذیری به آموزه‌های دینی، تحریف است

این استاد اقتصاد با اشاره به اهمیت کار جمعی گفت: همان‌گونه که در علوم پزشکی، تشخیص دقیق نیازمند بررسی و تبادل نظر است، در علوم اجتماعی نیز مسائل به‌مراتب پیچیده‌تر بوده و بدون همکاری جمعی قابل حل نیست. هیچ فردی به‌تنهایی، حتی شخصیت‌هایی چون شهید بهشتی، مصدق یا شریعتی، قادر به پیشبرد این مسیر نخواهند بود. در ذهن برخی این تصور شکل گرفته که توسعه در ایران ناممکن است یا حتی این موضوع به آموزه‌های دینی نسبت داده می‌شود. در حالی که چنین برداشت‌هایی، تحریف‌شده و در خدمت منافع گروه‌های خاص است. دستاوردهای علمی نشان می‌دهد که توسعه پایدار، رفاه، آزادی و پیشرفت، در گرو همکاری‌های جمعی است. حتی در اندیشه‌های اقتصاد کلاسیک نیز بر اهمیت همکاری تاکید شده و تحقق توسعه بدون آن ممکن نیست.

 

بدبینی به کار جمعی در برخی سطوح قدرت، مانع توسعه است

در ایران، منافع مشکوکی، اینگونه القا کرده‌اند که توسعه از درون رقابت بیرون می‌آید، در حالی که آدام اسمیت هم می‌گوید اگر توسعه می‌خواهید باید با دستاوردهای معجزه همکاری آشنا شوید

وی تاکید کرد: با این حال، در برخی سطوح، حتی در ساختار قدرت، نگاه‌هایی وجود دارد که نسبت به کار جمعی بدبین است و آن را محدود می‌کند. این در حالی است که اگر نظام آموزشی از سطوح پایه، همکاری را آموزش دهد و تقویت کند، می‌توان به شکل‌گیری مسیرهای توسعه امیدوار بود. بدون تقویت گفت‌وگو، همکاری و ارتقای درک جمعی، امکان پیشرفت فراهم نخواهد شد و لازم است این مؤلفه‌ها به‌صورت جدی در دستور کار قرار گیرد. در ایران، منافع مشکوکی، اینگونه القا کرده‌اند که توسعه از درون رقابت بیرون می‌آید، در حالی که آدام اسمیت هم می‌گوید اگر توسعه می‌خواهید باید با دستاوردهای معجزه همکاری آشنا شوید.

 

پیامبری که آن قدر روادار بود، نباید توسط کسانی ترویج شود که هنر خودشان را در اهانت به دیگران می‌بینند

مومنی با تاکید بر اینکه اندیشه شهید بهشتی، ذخیره بی‌نظیر نجات دهنده ایران است، ادامه داد: باید پرسید چرا درباره شهید بهشتی در رسانه‌های رسمی تقریبا حرفی زده نمی شود و منحصر به ایام سالگرد شده و در آن ایام هم بخشهایی که هیچ جنبه اندیشه‌ای و اعتلابخش ندارد، به صورت ابزاری، هزار بار تکرار می‌شود. آن وقت مسئولیت معرفی دین خدا را، آن هم در نیمه اول قرن بیست و یکم، به دست تعدادی از مداحان می‌دهند. به مداحان جسارت نمی‎کنم. در میان مداحان هم افراد اهل مطالعه هم وجود دارد و افراد غیرآن هم هست، اما نظام پاداش دهی اکنون به گونه‌ای است که آنهایی که اصرار بیشتری بر اینکه کرکره عقل پایین آورده و تعطیل شود، بیشتر پاداش می گیرند. نمی خواهیم بگوییم آن فضاها را حذف کنید اما باید بگوییم آن پیغمبری که آن قدر روادار بود، نباید توسط کسانی ترویج شود که هنر خودشون را اهانت به دیگران می‌بینند. مگر صریح قرآن نیست که می‌گوید مسلمانان حق ندارند حتی به آنان که به غیرخدا هم دعوت می‌کنند، اهانت کنند. این چه بساطی است که برخی به مسلمانان دیگر فقط به دلیل اختلاف دیدگاه، ناپسندترین و رکیک ترین ها تعرض‌ها را می کنند.

 

راه‌حل‌های تک‌عاملی برای مسائل ایران نشانه فرصت‌طلبی است

بسیاری از خطاها ناشی از ترجیح منافع فردی بر منافع عمومی است

تصمیم‌گیری علمی باید جایگزین رویکردهای غیرمسئولانه شود

به گفته رئیس موسسه مطالعات دین و اقتصاد؛ هر کس در ایران برای هر مسئله‌ای یک راه‌حل برداشت‌شده و دم‌دستی و تک عاملی ارائه کرد، در مسیر فرصت‌طلبی، سوءاستفاده است. مسائل ما مسائلی پیچیده است که در عین حال با راهنمایی‌هایی که امثال این بزرگان که کردند و سر اصل ماجرا رفتند، قابل حل است. یعنی بسیاری از خطاهایی که اتفاق می‌افتد، ماجرا این نیست که آن فرد نمی‌فهمد؛ فهمش از منافع خودش و اینکه منافع خودش را بر منافع عام ترجیح می‌دهد، به او انگیزه می‌دهد که از این کارها بکند. مثلا در یک مطالعه که با همکاری حدود بیست نفر از دانشجوهای دانشکده انجام دادیم، بررسی کردیم که ما دو تا شوک خیلی بزرگ داشتیم و نشان دادیم که 85 درصد خطاهای سیاستی که در آن شوک اولیه اتفاق افتاد، عینا در این شوک آخری هم تکرار شده بود. در حالی که تعداد دانشکده‌های اقتصاد در ایران چند برابر شده، تعداد سال‌های اقتصاد چند ده برابر شده، تعداد دانشجوها چند صد برابر شده. پس این دانشکده‌ها چه کار می‌کنند؟ اگر حساب و کتابی در کار باشد، جامعه پول اضافه ندارد. جامعه علمی باید پاسخگو باشد. حکومتگران هم باید به نفع خودشان ببینند که کارهای درست و متکی بر علم بکنند.

 
 
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.