ایده توسعه و تحول اندیشه‌ها برای تحقق اهداف جامعه ضروری است، اما متاسفانه هنوز قدر آن در کشور دانسته نشده و به آن توجه کافی نمی‌شود. در عین حال، افرادی مانند دکتر فرشاد مومنی از زمانی که وارد دانشکده اقتصاد شده‌اند، حدود ۳۰ سال پیش تا امروز، به‌طور مستمر بر این مسئله کار کرده‌اند و همچنان مطالعات خود را در این حوزه تعمیق می‌بخشند و گسترش می‌دهند. دانش توسعه بسیار گسترده است و اگر فردی به‌درستی در این حوزه کار کند، به تدریج به عمق نادانسته‌های خود نیز پی می‌برد. با این حال، در کشور تعداد افرادی مانند دکتر مومنی، که به‌صورت مستمر و جدی، حتی در روزهای تعطیل و با فراغت کافی به این حوزه بپردازند، بسیار اندک است. هم کمیت کار مهم است و هم کیفیت آن، و این دو باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.

دکتر عباس شاکری با اشاره به جایگاه دکتر فرشاد مومنی در حوزه توسعه گفت: حرفه دکتر مومنی، اقتصاد توسعه و معلمی توسعه است و این جایگاه، جایگاهی بسیار دشوار است. همه جور می شود معلم بود و با ساده‌سازی و آسان‌گیری مسیر علم را طی کرد، اما واقعیت این است که عمر انسان فرصت محدودی است و نمی‌توان آن را بدون انباشت جدی دانش و تلاش مستمر سپری کرد. از این رو، ایشان باید در این بستر و در این کانتکست دیده شوند. توسعه، به‌طور طبیعی سایر قلمروهای اجتماعی مانند مذهب، اخلاق و تاریخ را نیز دربر می‌گیرد. در برخی مباحث، از جمله آنچه شهید بهشتی مطرح کرده‌اند درباره نسبت میان عدالت و مناسبات اقتصادی، یا در بحث‌هایی که درباره مرز میان تجارت و ربا مطرح شده است، مشاهده می‌کنیم که مسئله توسعه صرفا یک مسئله اقتصادی محدود نیست، بلکه با نظام ارزش‌ها و ساختارهای اجتماعی نیز پیوند دارد.

 

به گزارش جماران، دکتر عباس شاکری، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، در مراسم رونمایی از کتاب «روایت فرشاد» نوشته دکتر رضا مجیدزاده که به بررسی روایت فرشاد مومنی از مسئله توسعه در ایران می‌پردازد، با اشاره به وضعیت علوم اجتماعی در کشور اظهار کرد: ما در علوم اجتماعی وضعیت خوبی نداریم، چه در دانشگاه‌ها و چه در جراید و سایت‌ها. سخن می‌گوییم و اظهار نظر می‌کنیم، اما مسئله این است که این سخنان دقیق هستند یا نه. مشکل اصلی ما متاسفانه در نظام آموزش علوم اجتماعی است؛ هرچند اخیرا مقداری اصلاح شده و دانشجویان خودشان به این نتیجه رسیده‌اند که از رشته‌های علوم دقیق به سمت علوم اجتماعی می‌آیند، اما همچنان این مسئله وجود دارد.

 

برخی بی‌پروا در اقتصاد اظهارنظر می‌کنند بدون آنکه تخصص داشته باشند

وی ادامه داد: این وضعیت در اقتصاد نیز مستثنا نیست و چون اقتصاد با زندگی مردم در ارتباط مستقیم است، این مسئله شدیدتر هم می‌شود. گاهی انسان می‌ماند که چگونه برخی افراد بی‌پروا اظهار نظر می‌کنند؛ بدون آنکه تخصص مرتبط داشته باشند، در ستون‌های روزنامه‌ها و سایت‌ها و به‌ویژه سایت‌های اقتصادی به راحتی اظهارنظر می‌کنند. این یک مشکل بزرگ است و به‌ویژه زمانی که با منافع برخی افراد و نظام پاداش‌دهی موجود همراه می‌شود، تشدید نیز می‌گردد و به یک وضعیت رایج تبدیل می‌شود.

 

شاکری افزود: در چنین فضایی، حتی توصیه‌های سیاستی به شکل ساده‌انگارانه‌ای بیان می‌شود؛ به‌گونه‌ای که گویی اقتصاد را می‌توان با نوشتن چند مورد روی مقوا و اجرای چند دستورالعمل حل کرد. در حالی که دانش اقتصادی و علوم اجتماعی بسیار پیچیده‌تر از این نگاه‌های سطحی است. حتی در دانشکده‌های ما نیز گاهی این نگاه تقلیل‌گرایانه دیده می‌شود و هر کسی از هر جا، با تکیه بر چند گزاره محدود، نسخه‌هایی ارائه می‌دهد که این امر نه‌تنها کمکی به توسعه نمی‌کند بلکه آن را با چالش‌های جدی مواجه می‌سازد.

 

با علوم اجتماعی پریشان و سرگردان نمی‌توان به توسعه رسید

این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به دیدگاه‌های برخی اندیشمندان علوم انسانی اظهار کرد: استاد ارجمند، جناب آقای دکتر داوری، در سال‌های اخیر در حوزه علوم انسانی و توسعه قلم‌زنی کرده‌اند و به این نکته اشاره دارند که با علوم اجتماعی پریشان و سرگردان نمی‌توان به توسعه رسید. ایشان معتقدند که توسعه امری فلسفی نیز هست، به این معنا که فلسفه باید نقش جهت‌دهی به علوم را ایفا کند و آن‌ها را از سرگردانی خارج کرده و در مسیر متناسب با اهداف هر جامعه قرار دهد. از این منظر، علم امری انتزاعی نیست که بتوان آن را بدون توجه به شرایط هر جامعه به‌کار گرفت. علم باید متناسب با نیازها، ساختارها و محیط هر جامعه جهت‌دهی شود و این نقش را فلسفه بر عهده دارد. اگر علوم اجتماعی ضعیف، پریشان و درمانده باشد، امکان دستیابی به توسعه نیز از بین می‌رود. از سوی دیگر، اگر توسعه‌ای در کار نباشد، علوم اجتماعی نیز جایگاه خود را از دست می‌دهد و باید در جایگاه واقعی خود مستقر شود. این رابطه تلازمی میان علوم اجتماعی و توسعه وجود دارد.

 

شاکری با تاکید بر اهمیت ایده توسعه تصریح کرد: توسعه امری مهم است و علوم اجتماعی نیز در همین راستا اهمیت دارد. میان این دو نوعی توازن برقرار است. توسعه به این معناست که ما تحول ذهنی ایجاد کنیم؛ تحولی متناسب با پیچیدگی‌ها، حساسیت‌ها، رقابت‌ها و واقعیت‌های موجود. بر اساس این تحول، باید متناسب با جایگاه تاریخی و منابع خود، هدفی مشخص کنیم که بتواند رفاه، سعادت و آسایش پایدار کشور را تامین کند.

 

وی یادآورشد: این تحول فکری و ذهنی باید در سطح جامعه منتشر شود؛ مسئولان، نخبگان و مردم باید در جریان آن قرار بگیرند تا بتوان بر اساس آن هدف‌گذاری و برنامه‌ریزی کرد و به الزامات آن نیز تن داد. این همان مفهوم فکر توسعه و برنامه توسعه است. در این چارچوب، بحث اصلاح سازه‌های ذهنی و قاعده‌گذاری‌های صحیح و همچنین نظام پاداش‌دهی صحیح اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند و عملا تحول ذهنی را شکل می‌دهد.

 

با جزوه‌نویسی سطحی و شب امتحانی خواندن به «اقتصاد مقوایی» رسیده‌ایم

این استاد دانشگاه علامه طباطبایی با انتقاد از وضعیت کنونی علوم اجتماعی و اقتصاد در کشور گفت: نمی‌توان با علوم اجتماعی ضعیف، با جزوه‌نویسی‌های سطحی و صرفا گذراندن واحدهای درسی یا خواندن شب امتحانی به فهم درستی از اقتصاد رسید. این وضعیت که هر جا بهتر نمره داده می‌شود به سمت آن حرکت کنیم و هر جا شد یک دانشکده ایجاد کنیم، در نهایت به تضعیف بیشتر دانش منجر می‌شود. در بسیاری از موارد، اقتصاد در کشور ما حالت ترجمه‌ای و تک‌ساحتی پیدا کرده است و نتیجه آن چیزی است که می‌توان از آن به عنوان اقتصاد مقوایی یاد کرد؛ مجموعه‌ای از گزاره‌های رایج که پشتوانه نظری و تحلیلی عمیقی ندارند. این وضعیت با ایده توسعه که باید همه جامعه را دربر بگیرد در تعارض است. توسعه نیازمند شناخت دقیق علوم اجتماعی و به‌کارگیری درست آنهاست، اما در عمل، این شناخت به‌درستی شکل نگرفته است. جامعه ابعاد گسترده‌ای دارد و باید با توجه به تجربه‌های پیشین، چه قبل و چه بعد از انقلاب، به سمت فهمی جامع‌تر از توسعه حرکت کرد.

 

 افرادی مانند مومنی که حتی در روزهای تعطیل کار می‌کنند، بسیار اندکند

شاکری با اشاره به ضرورت تقویت دانش توسعه در کشور اظهارداشت: ایده توسعه و تحول اندیشه‌ها برای تحقق اهداف جامعه ضروری است، اما متاسفانه هنوز قدر آن در کشور دانسته نشده و به آن توجه کافی نمی‌شود. در عین حال، افرادی مانند دکتر فرشاد مومنی از زمانی که وارد دانشکده اقتصاد شده‌اند، حدود ۳۰ سال پیش تا امروز، به‌طور مستمر بر این مسئله کار کرده‌اند و همچنان مطالعات خود را در این حوزه تعمیق می‌بخشند و گسترش می‌دهند. دانش توسعه بسیار گسترده است و اگر فردی به‌درستی در این حوزه کار کند، به تدریج به عمق نادانسته‌های خود نیز پی می‌برد. با این حال، در کشور تعداد افرادی مانند دکتر مومنی، که به‌صورت مستمر و جدی، حتی در روزهای تعطیل و با فراغت کافی به این حوزه بپردازند، بسیار اندک است. هم کمیت کار مهم است و هم کیفیت آن، و این دو باید همزمان مورد توجه قرار گیرند.

photo_2026-04-28_18-53-56

او اضافه کرد: فردی که در حوزه اقتصاد و علوم اجتماعی فعالیت می‌کند باید فکور و خلاق باشد و توانایی ابداع و مشارکت علمی داشته باشد. در دنیای امروز، نمی‌توان با نگاه‌های سطحی به مسائل پیچیده پاسخ داد. اقتصاد علمی است که نیازمند فهم عمیق اصول کلی و به‌کارگیری آنها در هر محیط و جامعه خاص است تا بتواند به حل مسائل واقعی منجر شود. در برخی کشورها مانند کشورهای لاتین، این تصور وجود داشت که اقتصاد مجموعه‌ای از کلیشه‌هاست و می‌توان همان کلیشه‌ها را بدون توجه به زمینه‌های نهادی و اجتماعی اجرا کرد، در حالی که در عمل مشاهده شد آنها با تکیه بر همان اصول پایه‌ای اقتصاد و بدون استفاده سطحی از کلیشه‌ها حرکت کردند و تلاش کردند هر سیاست را در چارچوب نهادی و واقعی خود قرار دهند.

 

این اقتصاددان با بیان اینکه مسئله دگراندیشی در اینجا مطرح نیست، بلکه مسئله عمق دانایی و توانایی قرار دادن مسائل در قالب‌های تحلیلی درست است، گفت: در کشور ما، گفته می شود دعواهایی میان مکاتب مختلف مانند چپ، مارکسیستی یا نئولیبرالیستی وجود دارد، اما آنچه اهمیت دارد وجود یک قدرت تحلیلی عمیق است که اجازه دهد هر مسئله در چارچوب نظری مناسب خود فهم و تحلیل شود. در غیر این صورت، صرف جدال‌های مکتبی کمکی به فهم مسئله توسعه نمی‌کند.

 

حرفه مومنی، معلمیِ توسعه است

شاکری با اشاره به جایگاه دکتر فرشاد مومنی در حوزه توسعه اظهار کرد: حرفه دکتر مومنی، اقتصاد توسعه و معلمی توسعه است و این جایگاه، جایگاهی بسیار دشوار است. همه جور می شود معلم بود و با ساده‌سازی و آسان‌گیری مسیر علم را طی کرد، اما واقعیت این است که عمر انسان فرصت محدودی است و نمی‌توان آن را بدون انباشت جدی دانش و تلاش مستمر سپری کرد. از این رو، ایشان باید در این بستر و در این کانتکست دیده شوند. توسعه، به‌طور طبیعی سایر قلمروهای اجتماعی مانند مذهب، اخلاق و تاریخ را نیز دربر می‌گیرد. در برخی مباحث، از جمله آنچه شهید بهشتی مطرح کرده‌اند درباره نسبت میان عدالت و مناسبات اقتصادی، یا در بحث‌هایی که درباره مرز میان تجارت و ربا مطرح شده است، مشاهده می‌کنیم که مسئله توسعه صرفا یک مسئله اقتصادی محدود نیست، بلکه با نظام ارزش‌ها و ساختارهای اجتماعی نیز پیوند دارد.

 

 انباشت ثروت گروه‌های خاص از جیب سایر اقشار تامین می‌شود

تحلیل اقتصادی بدون تاریخ و جامعه، ناقص است

این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی ادامه داد: در تجربه‌های تاریخی و سیاسی نیز، گاه مشاهده می‌شود که در اثر شوک‌های اقتصادی، انباشت‌های عظیم ثروت در دست گروه‌های خاص شکل می‌گیرد، در حالی که این فرآیندها از جیب سایر اقشار جامعه تأمین می‌شود. همین امر نشان می‌دهد که تحلیل اقتصادی بدون توجه به ابعاد تاریخی و اجتماعی، ناقص خواهد بود. از همین رو، ورود به مسائل عمیق‌تر و پرهیز از سطحی‌نگری در تحلیل‌های اقتصادی و حتی در برخی برداشت‌های ساده‌سازی‌شده از اقتصاد اسلامی ضروری است. در برخی موارد، حتی مباحث اقتصاد اسلامی نیز دچار تنزل مفهومی شده و در قالب‌های بسیار ساده و غیرعلمی ارائه می‌شود، در حالی که این مباحث نیازمند فهم عمیق و چندلایه هستند. همان‌گونه که در برنامه‌های تلویزیونی نیز گاهی این تقلیل‌گرایی دیده می‌شود، فاصله زیادی میان این برداشت‌های ساده‌شده و ادبیات واقعی علوم اجتماعی وجود دارد.

 

نمی‌توان گفت «رها کنید، می‌شود بازار»

پشت بازار، حکومت قانون و ساختارهای نهادی نهفته است

شاکری با تاکید بر اهمیت تفکیک میان تحلیل خرد و کلان اظهار کرد: همواره به دانشجویان گفته می‌شود که اگر مفاهیم خرد و کلان به‌درستی فهم نشود، تحلیل اقتصادی ناقص خواهد بود. بازار، صرفا یک مفهوم ساده نیست، بلکه پشت آن ساختارهای نهادی، نظام قیمت‌ها، حکومت قانون و مجموعه‌ای از محدودیت‌های زندگی اجتماعی نهفته است. نمی‌توان بازار را بدون درک این پیش‌فرض‌های ساختاری فهم کرد. در حالی که امروز می گوییم، رها کنید، می شود بازار! اصلا این گونه نیست. از عصر روشنگری تا نیمه قرن هجدهم، فرآیندهای نهادسازی و تغییرات ذهنی گسترده‌ای صورت گرفت تا نظریه‌هایی مانند نظریه آدام اسمیت در بستر مناسب خود شکل بگیرند. بنابراین، در پس هر گزاره اقتصادی، مجموعه‌ای از مفاهیم عمیق در قلمروهای دیگر مطالعاتی نهفته است که بدون توجه به آنها، فهم اقتصاد ممکن نیست. حتی در اقتصاد کلان نیز نمی‌توان گزاره‌هایی کاملا جهان‌شمول و زمان‌ناپذیر یافت. برای مثال، نظریه‌هایی مانند دیدگاه میلتون فریدمن درباره رابطه پول و تورم، در بسترهای تاریخی و نهادی خاص خود قابل فهم هستند و در دوره‌ها و شرایط متفاوت، نتایج یکسانی تولید نمی‌کنند. از این رو، تحلیل‌ها باید همواره در بستر تاریخی، نهادی و اقتصادی خود انجام شوند.

 

وی تاکید کرد: در دهه‌های مختلف، از جمله از ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۷، در کشورهای پیشرفته نیز مشاهده می‌شود که رابطه میان نقدینگی و تورم تغییر کرده و دیگر نمی‌توان با یک الگوی ثابت همه دوره‌ها را تحلیل کرد و همه به شرایط بستگی دارد. این نشان می‌دهد که علیت در اقتصاد، تابع شرایط و زمینه‌هاست و نمی‌توان آن را به یک رابطه ساده و خطی فروکاست. در تحلیل‌های توسعه، نباید به کلیشه‌ها و دستمایه‌های محدود بسنده کرد. توسعه نیازمند نگاه جامع و متناسب با پیچیدگی‌های واقعی جامعه است. راه‌حل‌های کوتاه‌مدت ممکن است وجود داشته باشد، اما مسئله اصلی توسعه، حل مسائل بلندمدت و ایجاد تحول در ذهنیت‌ها و ساختارهاست.

 

توسعه یک ضرورت منحصر به فرد است و قابل تقلیل به انتخاب‌های ساده و دوگانه نیست

 نقش افرادی مانند دکتر فرشاد مومنی که سال‌ها در حوزه پژوهش، آموزش و نظریه‌پردازی توسعه فعالیت کرده‌اند، نقشی اساسی و تعیین‌کننده است

وی افزود: نمی‌توان با برداشت‌های کلیشه‌ای و منابع محدود، مسیر توسعه را طی کرد و انتظار داشت با چند اقدام مقطعی به نتیجه پایدار رسید. توسعه نیازمند درک عمیق از پیچیدگی‌های اجتماعی، اقتصادی و نهادی است و این درک باید در سطح مسئولان، حاکمان و مردم نهادینه شود. توسعه یک ضرورت منحصر به فرد است و قابل تقلیل به انتخاب‌های ساده و دوگانه نیست. در این میان، نقش افرادی مانند دکتر فرشاد مومنی که سال‌ها در حوزه پژوهش، آموزش و نظریه‌پردازی توسعه فعالیت کرده‌اند، نقشی اساسی و تعیین‌کننده است و این تلاش‌ها در واقع بخشی از مسیر شکل‌گیری فهم عمیق‌تر از توسعه در کشور محسوب می‌شود و کار بزرگی است.

 

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی به تشریح مفهوم نهادگرایی پرداخت و اظهار کرد: اگر جامعه بخواهد در مسیر رشد پایدار و پیشرفت قرار گیرد، ناگزیر باید به یک چارچوب فکری توسعه پناه ببرد. تحقق این امر مستلزم بازنگری جدی در کیفیت آموزش علوم اجتماعی است. اگر به مسئله کیفیت توجه نشود و جایگاه علمی افراد به‌درستی مشخص نگردد، ظرفیت‌های موجود نیز به‌درستی بالفعل نخواهد شد. از این رو، کار کسانی که در حوزه توسعه فعالیت می‌کنند، به دلیل ضرورتی که برای پیشرفت جامعه دارد، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند.

 

شاکری با تاکید بر اینکه توسعه اساسا ماهیتی فلسفی دارد و به معنای جهت‌دهی به علوم اجتماعی است، یادآورشد: نمی‌توان آن را صرفا یک رشته مستقل و جدا از سایر علوم در نظر گرفت. علوم اجتماعی قوی و توسعه، رابطه‌ای متقابل و لازم و ملزوم یکدیگر دارند و هیچ‌کدام بدون دیگری به نتیجه مطلوب نمی‌رسند. این مسئله یک ضرورت است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

 

وی با اشاره به نقش برخی استادان در این حوزه اظهار کرد: در طول حدود ۳۰ سال همکاری، برخی از استادان، از جمله دکتر فرشاد مومنی، نقش مهمی در آموزش، پژوهش و همراهی با دانشجویان ایفا کرده‌اند. این همراهی‌ها، از راهنمایی پایان‌نامه‌ها تا داوری‌های دقیق و سخت‌گیرانه، به ارتقای سطح علمی دانشجویان منجر شده است. در برخی موارد، این رویکرد باعث شده است که حتی دانشجویانی که با دشواری‌هایی در مسیر تحصیل مواجه بوده‌اند، با راهنمایی و پیگیری استادان مسیر خود را ادامه دهند. این نوع برخورد علمی، اگرچه سخت‌گیرانه بوده، اما در نهایت با هدف ارتقای کیفیت آموزش انجام شده است.

 

این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی با تاکید بر اهمیت نگاه واقع‌بینانه به سیاست‌های اقتصادی اظهار داشت: در گفت‌وگوهای علمی، گاهی لازم است مقدمات و زمینه‌های نظری به‌قدری گسترده توضیح داده شود که ممکن است زمان‌بر باشد، اما بدون این مقدمات، ورود به بحث‌های تخصصی امکان‌پذیر نخواهد بود. از این رو، فهم دقیق مسائل توسعه و اقتصاد نیازمند پذیرش پیچیدگی‌های آن و پرهیز از ساده‌سازی‌های غیرعلمی است.

 

استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، با بیان اینکه در جلسات متعدد، به‌ویژه جلسات فرهنگی در دهه ۱۳۸۰، مشاهده کرده‌ام که دکتر مومنی با نهایت مهربانی، متانت و سلامت رفتاری، اختلاف‌ها و مشاجرات را مدیریت می‌کردند و در عین حال با دانشجویان، همکاران و سایر افراد با رویکردی آرام و علمی برخورد داشتند؛ به‌گونه‌ای که می‌توان گفت با «پنبه سر می‌بریدند» و تنش‌ها را بدون ایجاد تنش جدید فرو می‌نشاندند، ادامه داد: در آستانه بازنشستگی، جای خالی ایشان در دانشکده کاملا احساس می‌شود و حضورشان برای مجموعه علمی دانشگاه همچنان ارزشمند و اثرگذار است.

 

فعالیت‌های پراکنده پاسخگوی نیازهای پیچیده کشور نیست

آموزش علوم اجتماعی باید نظام‌مند و مستمر دنبال شود

شاکری افزود: انسان زمانی که از انگیزه‌های غیرعلمی مانند قدرت، ثروت و موقعیت‌های اداری فاصله می‌گیرد، می‌تواند با آرامش بیشتری سخن بگوید و به فهم عمیق‌تری از مسائل برسد. چنین افرادی معمولا از دلبستگی‌های روزمره و تغییرات سریع برای پست و موقعیت فاصله دارند و همین امر موجب می‌شود مسیر علمی خود را با ثبات و آرامش بیشتری طی کنند. این ویژگی در برخی از استادان برجسته مشاهده می‌شود که در طول سال‌ها فعالیت علمی، همواره با همین رویکرد پیش رفته‌اند. بسیاری از دانشجویان مستعد در طول این سال‌ها فارغ‌التحصیل شده‌اند و امروز نیازمند سازماندهی و هدایت دقیق‌تر هستند. مسئله توسعه و آموزش در علوم اجتماعی باید به‌صورت نظام‌مند، عمیق و مستمر دنبال شود تا بتواند اثرگذاری واقعی در جامعه داشته باشد. صرف فعالیت‌های پراکنده و غیرمنسجم نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای پیچیده کشور باشد.

photo_2026-04-28_18-53-49

این استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: لازم است کاری انجام شود که اندیشه توسعه در کشور ماندگار، تکثیر و نهادینه شود و به افراد خاص یا مقاطع زمانی محدود وابسته نباشد. این اندیشه نباید در چارچوب‌های محدود باقی بماند، بلکه باید در سطوح مختلف علمی و اجتماعی گسترش یابد. در نهایت، آنچه اهمیت دارد استمرار کار علمی و پرهیز از وابستگی آن به افراد یا شرایط مقطعی است. اگر چنین رویکردی دنبال شود، می‌توان امیدوار بود که مسیر توسعه فکری و علمی در کشور تداوم پیدا کند و از ظرفیت‌های موجود به شکل موثرتری استفاده شود.

 
 
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.