سیدالشهدا(ع) اینک بیش از گریه و اشک و ماتم بر خویش، منتظر فرصت یافتن براى نقش‌آفرینى در تربیت و سیاست و فرهنگ و سلوک فردى و اجتماعى ماست و علاقه‌مندان به منطق حسین(ع) باید بیش از نگرانى براى از رونق افتادن سوگوارى و تعزیه‌دارى عاشورا، نگران فراموشى تحلیل درست چرایى وقوع عاشورا در متن جامعه اسلامى، آن هم تنها نیم قرن پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و درس گرفتن و عبرت‌آموزى از آن باشند.

1- عاشورا، حرکتى بود که سیدالشهدا حسین بن على(ع) در آغاز سال 61 هجرى آغاز آن را رقم زد و پایان آن، روزى است که صدیقه کبرا فاطمه زهرا(س)، آن‌گونه که در برخى روایات شریف آمده، در عرصه حسابرسى قیامت، خواهان داورى محکمه عدل الهى شود و داد عدالت و حرّیت و حق‌خواهى و خداجویى و اسلام و قرآن و همه ارزش‌هاى الهى و انسانى را از کسانى مطالبه کند که تیغ ستم و نیزه کینه و سنگ شقاوت و ناجوانمردى به سوى مظهر عدالت و پیکره حق و روح قرآن و جلوه همه نیکى‌ها و ارزش‌ها کشیدند و از صبح عاشورا تا پسین آن روز، همراه حسین(ع)، جمعى از پاکترین و والاترین و مظلومترین فرزندان آدم(ع) و خاتم(ص) را با قساوت و شقاوت تمام به خاک و خون افکندند و بر بدن عریان و صد چاک آنان اسب پیروزى تازاندند و حرم الهى را در ماه حرام به اسارت بردند. ولى عاشورا در این فاصله دور و دراز که پهناى آن را فقط خدا مى‌داند، همواره زنده و الهام‌بخش آزادى‌خواهان و عدالت‌پروران و حق‌جویان است.

دامنه نقش‌آفرینى عاشورا در طول زمان گسترده است و افزون بر نقش بزرگى که در تحولات سیاسى اجتماعى و فرهنگ آن زمان و در جامعه اسلامى آن روز ایفا کرد، همواره مایه حرکت و سر زندگى و محور مبارزات حق‌طلبانه اسلامى و نمونه اعلاى فداکارى و جانفشانى در راه اهداف الهى بوده است.

اینک دیگر عاشورا و کربلا با اهتمام ویژه‌اى که پیشوایان معصوم(ع) در زنده‌دارى و گسترش منطق و پیام آن داشته و آن را با سراسر زندگى دینى آمیخته‌اند، و با تلاش همه‌جانبه‌اى که دوستداران اهل بیت(ع) در زنده نگه داشتن عاشورا و کربلا در طول قرون گذشته و حال داشته‌اند، در نماى فرهنگى ریشه دار و سازنده و نقش آفرین در آمده است؛ که از آن مى‌توانیم به نام «فرهنگ عاشورا» یاد کنیم.

اینک دیگر گستره تأثیر گذارى این فرهنگ و حوزه عمل آن، جاى جاى زندگى فردى و اجتماعى و مدیریت کلان جامعه اسلامى است و این چنین است که سلوک و منطق حسین(ع) بر رفتار فردى و سلوک اجتماعى و سیاسى و زمینه‌هاى تربیتى ما سایه مهر و اندیشه و عمل افکنده است و از جرعه‌اى آب که یک تشنه مى‌نوشد تا ایستادگى یک ملّت در برابر استکبار جهانى، نام حسین(ع) و منطق حسینى مى‌درخشد و الهام بخش است.

تنها نگاهى کوتاه به تحولات اجتماعى سیاسى و فرهنگى که از فرداى عاشورا تا اینک، بر خاسته از حرکت و منطق حسین(ع) روى داده شاهدى گویا بر این حقیقت است که این منطق و این نام، براى همیشه پایدار خواهد ماند و اگر به درستى شناخته شود و از آسیب برداشت‌هاى غلط و تفسیرهاى ناصواب در امان ماند، نقش بى‌بدیل خویش را ایفا خواهد کرد.

2- هیچ کس در این واقعیت نمى‌تواند تردید کند که انقلاب اسلامى ایران، و پیروزى بزرگ ملت سربلند ایران در مبارزات حق‌طلبانه خود، مرهون نام و منطق حسین(ع) است. نسل دوم و سوم انقلاب، که از نزدیک شاهد این واقعیت نبوده‌اند، کم و بیش نیازمند شرح و بسط آنند اما نسلى که در متن مبارزه و یا حتى در حاشیه آن، ناظر روند انقلاب اسلامى و رشد این حرکت و سرانجام پیروزى آن، بوده گواه صادقى بر این حقیقت است. آنچه نقش نخست را به منطق حسین(ع) و پیام عاشورا در انقلاب اسلامى داد، تفسیر و ترسیم درست و واقعى آن توسط رهبرى بى‌بدیل انقلاب، حضرت امام خمینى(س) بود که عاشورا را آن گونه که هست معرّفى کرد و آن گونه که باید در صحنه نقش‌آفرینى کند، به صحنه آورد و آن گونه که باید از آن نتیجه بگیرد، گرفت.

امام خمینى(س) به واقع، منطق عاشورا را زنده کرد و با زنده کردن آن، مبارزه خود را پیش برد و همین منطق را ضامن بقاى انقلاب و نظام برخاسته از آن شمرد و سخت بر آن تأکید جست، و به دین قرار است که در نگاه نافذ و حقیقت‌بین ایشان، «این محرّم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است» و طبعاً اگر حیات اسلام را مى‌طلبیم، باید عاشورا را آن گونه که بود و آن گونه که باید باشد، و با منطق و قرائت امام خمینى، زنده نگه داریم و همواره منطق حسین(ع) را فریاد کنیم.

انقلاب به پایان نرسیده است، و نظام اسلامى به همه اهداف خویش دست نیافته است و خط فکرى و عملى بنى‌امیه، به شهادت آن همه شواهد تاریخ و آن همه روایات و زیارات، در طول زمان گم و نابود نشده است، و این چنین است که ما اینک نیز همچون گذشته و بیش از گذشته نیازمند فهم درست عاشورا و پذیرش و عمل به منطق حسین(ع) هستیم، و صد البته، سیدالشهدا(ع) حتى در ساعات بحرانى روز عاشورا و در حالى که دو سپاه در برابر هم صف کشیده بودند، از وظیفه هدایت و منطق گفتگو و ارائه طریق و تبیین حق، دورى نجست و این در حالى بود که ذرّه‌اى در حقانیت خود تردید نداشت و مقاومت و نبرد تا آخرین نفر و تا آخرین نفس را راه نهایى خویش مى‌دانست. انقلاب، همواره به چنین الگویى نیازمند و موظف به آن است.

3- عاشورا و آنچه مربوط به این رویداد بزرگ است، در دوران خود درس‌هاى بسیارى براى گفتن و عبرت‌هاى بى‌شمارى براى درس گرفتن دارد؛ درس  وبى‌ها و شناخت بدى‌ها. افراد عبرت‌آموزى که سرنوشت خود را مایه عبرت مردمان در طول تاریخ ساختند، هر چند خود گرفتار ننگ و نکبت ابدى شدند. جامعه‌اى عبرت‌سوز که از پیشینیان عبرت نیاموختند و خود درس عبرت براى جوامع پس از خود شدند، و عاشورا هر ساعت آن درس و عبرت، و کربلا هر وجب آن کلاس درس و خاستگاه عبرت آموزى است، و اینک جامعه ما و نخبگان و مدیران و متولّیان سیاست و فرهنگ و تربیت و علم، بیش از هر زمان و بیش از هر چیز نیازمند شناخت درس‌ها و عبرت‌هاى عاشورا هستند؛ و سیدالشهدا(ع) اینک بیش از گریه و اشک و ماتم بر خویش، منتظر فرصت یافتن براى نقش‌آفرینى در تربیت و سیاست و فرهنگ و سلوک فردى و اجتماعى ماست و علاقه‌مندان به منطق حسین(ع) باید بیش از نگرانى براى از رونق افتادن سوگوارى و تعزیه‌دارى عاشورا، نگران فراموشى تحلیل درست چرایى وقوع عاشورا در متن جامعه اسلامى، آن هم تنها نیم قرن پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) و درس گرفتن و عبرت‌آموزى از آن باشند.

اگر فرهیختگان جامعه و دلسوزان فرهنگ دینى و انقلابى جامعه اسلامى، نتوانند و یا نخواهند به درستى به این پرسش اساسى پاسخ دهند که چرا جامعه اسلامى که روزى نظاره‌گر آن همه توجه و مراقبت و تکریم و احترام پیامبر(ص) نسبت به حسین(ع) بود، در فاصله‌اى اندک، هزاران نفر از میان همین جامعه، در حالى که ایشان را به شهر خود دعوت کرده بودند، به روى وى شمشیر مى‌کشند و حتى او را از دسترسى به آب نیز محروم مى‌سازند، آیا این نگرانى جاى ندارد که آن سرنوشت دوباره تکرار شود؟ پرواضح است اگر در پاسخ به این پرسش، از موضع تحریف تاریخ، خود را به پاسخ‎هایى خودخواسته و خودساخته و جزئى‌نگرانه قانع سازیم، جامعه خود را فریب داده‌ایم. همه ما به درستى نهایت انحراف و بدبختى جامعه صدر اسلام را آن روز مى‌دانیم که حسین(ع) کشته شد اما باید به درستى روشن شود که این انحراف از کجا آغاز شد و آنچه نقش اصلى را ایفا کرد چه و که بود؟

این پرسش را نیز باید مطرح ساخت که متولیان فرهنگ و رسانه‌هاى جمعى ما بویژه آنان که جزئى از این نظام هستند و مسؤولیت اول را بر عهده دارند، در این باره چه کرده‌اند و چه مى‌کنند؟

4- یکى از نقاط کلیدى در احیاى عاشورا و گسترش فرهنگ آن، که از سال‌ها پیش مورد توجه مصلحان بزرگى چون حضرت امام خمینى(س)، و نیز متفکر شهید آیت‌الله مرتضى مطهرى بوده، آسیب‌شناسى عاشورا و فهم منطق حسین(ع) و چند و چون سوگوارى آن بزرگوار بوده است. امام خمینى(س) در منطق و روش و عمل خویش نشان دادند که عاشورا چیست و سیدالشهدا(ع) چه گفت و چرا باید براى او گریست و چرا باید عاشورا را زنده نگه داشت و کدام عزادارى و ماتم گرفتن است که الهام‌بخش منطق حسینى است؟ افزون بر سال‌هاى مبارزه، آنچه در سال‌هاى دفاع مقدس در حاکمیت نام و منطق و رسم حسین(ع) و سوگوارى حیات‌بخش حسینى، گذشت، نمونه‌اى روشن و ماندگار از فهم درست عاشورا و شنیدن کامل منطق حسین(ع) بود.

اما آنچه در سال‌هاى اخیر، در گوشه و کنار و حتى در برخى رسانه‌هاى رسمى شاهد هستیم، مایه تأسف و موجب نگرانى است، چرا که در آنها نشانه‌هاى رجعت یکجانبه‌نگرى و قشرى‌گرى و گم کردن منطق سازنده سیدالشهدا(ع) هویداست، و لااقل این است که از این همه فرصتى که عاشورا در اختیار ما و متولّیان فرهنگ و دیانت و اندیشه و تربیت مردم گذاشته است، بهره لازم برده نمى‌شود و به مسائلى پرداخته مى‌شود و برنامه‌ها و تولیدات در سطوحى ارائه مى‌گردد که با یک جامعه رشدیافته انقلابى و اسلامى که چند دهه از تلاش فرهنگ و علمى دستگاه‌ها و متولّیان علم و فرهنگ آن مى‌گذرد، همخوانى ندارد.

متأسفانه بیش از آنکه به بنیان‌هاى فکرى و اعتقادى و مایه‌هاى علمى و تقویت اندیشه و آگاهى اسلامى جامعه توجه شود و از فرصتى که عاشورا در اختیار گذاشته است در این جهت استفاده گردد به مسائل سطحى و صرفاً عاطفى و ظاهرگرایى پرداخته و به آن دامن زده مى‌شود. عاطفه و اشک برای سیدالشهداء(ع)، خود ارزش بسیار دارد و امام خمینی(س) نیز در قول و عمل بر آن تأکید داشت، ولى باید بتواند در مسیر هدایت و اندیشه صحیح و کسب آگاهى دینى و سیاسى و تقویت ایمانِ تفصیلى و مستدلّ قرار گیرد. مایه تأسف است که از این همه فرصت که در اختیار داریم نتوانیم یا نخواهیم در جهت گسترش آگاهى جامعه به ویژه نسل جوان با منطق حسین(ع) و جلوه‌ها و اهداف حرکت آن بزرگوار استفاده و آنان را به درستى آشنا و دمساز کنیم و وجدان دینى خود یا مسئولیت اجتماعى و فرهنگى خود را محدود به سیاست‌ها و برنامه‌ها و تبلیغاتى کنیم که سازندگى و نقش‌آفرینى لازم را در رشد و تربیت جامعه و شناخت درست دین نداشته باشد.

امید مى‌رود دلسوزان و مصلحان جامعه انقلابى و نظام اسلامى، بار دیگر به این مهم توجه کافى کرده و با تدبیر خود از افراط و تفریط و انحراف و تحریف در این زمینه جلوگیرى کنند و فرصت‌سازی را جایگزین این همه فرصت‌سوزى سازند و شعارهای عاشورایی را قرین شعور و شناخت جامع عاشورا و منطق حضرت سیدالشهداء(ع) گردانند. آمین یا ربّ العالمین.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.