باشگاه ها همچنان در انتخاب سرمربی اشتباه می کنند و شاید بهتر باشد این کار را بازیکنان که شناخت بیشتری از فوتبال دارند انجام دهند.

ورزشی جماران، سرمربیان لیگ برتر انگلیس اغلب اخراج می شوند. در حقیت، آن ها نسبت به گذشته بیشتر از سمت خود برکنار می شوند؛ در طول فصل ۲۶-۲۰۲۵ یازده بار این اتفاق افتاد. این قضیه معمولا به صبور نبودن باشگاه ها نسبت داده می شود اما اگر مشکل اصلی این باشد تیم ها از همان ابتدا در انتخاب سرمربی اشتباه می کنند، چه؟ 

سرمربی ها معمولا به یک یا دو دلیل اخراج می شوند. به نوشته اتلتیک، یا آن ها نتایج رضایت کننده کسب نمی کنند یا رختکن را از دست می دهند. دومین فاکتور به نظر بیشتر متداول شده است و بازیکنان نیز به نوبه خود متهم به کم کاری می شوند. 

ترس از قدرت بازیکنان همچنان بزرگترین افسانه در دنیای فوتبال است. 

فوتبال حول فوتبالیست ها می چرخد. در ابتدایی ترین شکل فوتبال بدون هواداران، مربیان، مالکان و رسانه وجود دارد. همچنین فوتبال یکی از شایسته سالارترین شغل های جهان است: پیشرفت یا افول شما تا حد زیاد و با سرعتی بسیار بالا، تنها بر اساس عملکردتان رقم می‌خورد؛ عملکردی که هر هفته توسط هزاران نفر ارزیابی می‌شود.

کسانی که وارد لیگ برتر می شوند نه تنها از استعداد بالایی برخوردارند بلکه در دورانی که بازیکنان از پنج سالگی در آکادمی های باشگاه ها حضور دارند و سرمربیان سطح اول فوتبال رویکردهای تاکتیکی بسیار دقیقی را دنبال می کنند به اطاعت کردن از دستور العمل های مربیان خود عادت دارند. 

بازیکنان می دانند که سرمربی خوب چه ویژگی هایی دارد. حتی شاید آن ها توانایی ارزیابی بهتر برای انتخاب سرمربی جدید داشته باشند نسبت به کسانی که به شکل سنتی مسئول این کار هستند؛ مالکان گاهی اوقات اطلاعات کمی درباره فوتبال دارند یا مدیران ورزشی که معمولا مسئولیت تمام تصمیم هایشان را نمی پذیرند. 

توازن قدرت در یک باشگاه فوتبال پیچیده است و دو باشگاه یک شکل نیستند. 

در ماه ژانویه اتلتیک گزارشی منتشر کرد و از خبرنگارانش خواست قدرتمندترین فرد هر یک از ۲۰ باشگاه لیگ برتر را نام ببرند.

هفت نفر اعلام کردند مالکان باشگاه هستند. پنج نفر سرمربیان را انتخاب کردند (در حالی که سه سرمربی از پنج سرمربی از سمت خود برکنار شدند). چهار نفر بازیکنان را برگزیدند. سه نفر مدیر اجرایی (یا سمت مشابه) را انتخاب کردند. یکی در نهایت تعجب مسئول تدارکات را نام برد؛ انتخابی که حداقل نشان دهنده شرایط وستهام در فصل گذشته بود. 

لیگ برتر انگلیس

کاملا مشخص است مهمترین فرد دقیقا قدرتمندترین شخص نیست اما آن نشان می دهد که سلسله‌مراتب باشگاه‌های فوتبال یکدست نیست و اغلب انعطاف‌پذیرتر از آن چیزی است که به نظر می‌رسد.

پروسه انتخاب نیز به طور قابل توجهی متفاوت است. خیلی از هواداران می دانند ژابی آلونسو در تابستان به عنوان سرمربی چلسی برگزیده شد اما تعداد کمی می توانند بگویند که دقیقا چه کسی او را استخدام کرد. 

با وجود تصویری که از فوتبالیست‌ها به عنوان افرادی کم‌ هوش، خودخواه و ناآگاه ارائه می‌شود، بازیکنان با تجربه رختکن کاملا قادر هستند نظراتی منطقی درباره سرمربیان داشته باشند. در واقع، خیلی از آن‌ ها در نهایت به این حرفه روی می‌آورند.

از آنجا که گاهی تصور فوتبالیست‌های کنونی در نقش سرمربی  یا عضو هیئت‌ مدیره دشوار است، بیایید به ۱۰، ۱۵ سال پیش برگردیم. در آن زمان اگر قرار بود کمیته‌ای کوچک برای مشورت درباره انتخاب سرمربی جدید در باشگاه‌های بزرگ لیگ برتر تشکیل شود، اعضای آن می‌توانستند کسانی مانند مایکل کریک و دارن فلچر، استیون جرارد و جیمی کرگر، میکل آرتتا و پر مرته‌ساکر یا ونسان کمپانی و جیمز میلنر باشند.

همیشه نامزدهای مناسبی وجود نخواهند داشت اما بازیکنان با انگیزه و رقابت جو هستند و دوران کوتاهی دارند. آن ها می خواهند یک سرمربی خوب هدایتشان را بر عهده داشته باشد. 

آرتتا، سرمربی آرسنال با تمدید قراردادش موافقت کرد که در پایان فصل تمام می شد. با این حال اگر تصمیم می گرفت در تابستان آینده تیم را ترک کند، کاملا منطقی بود برای انتخاب جانشینش با مارتین اودگارد، دکلان رایس و بوکایو ساکا مشورت شود. 

آیا ما آن‌قدر به فوتبالیست‌ها بی‌اعتمادیم که تصور نمی‌کنیم بازیکنان باسابقه باشگاه‌ها مانند لویس دانک (برایتون)، آدام اسمیت (بورنموث)، جان مک‌گین (استون ویلا) یا تام کرنی (فولام) قادر باشند به منافع باشگاهی فکر کنند که نزدیک به یک دهه یا بیشتر برای آن بازی کرده‌اند؟

در واقع، در یک دهه اخیر، عنصری از دموکراسی در رختکن فوتبال انگلیس پدیدار شده است. 

در گذشته انتخاب کاپیتان به عهده سرمربی بود اما در حال حاضر بازیکنان کاپیتان را انتخاب می کنند که از فوتبال اسپانیا نشات گرفته است و همچنین یک گروه رهبری گسترده تر را. دوباره باید یادآوری کرد که قانون مشخصی درباره آن وجود ندارد. برخی از سرمربیان به انتخاب کاپیتان اصرار می ورزند و بعضی ها آن را به عهده بازیکنان می گذارند و دیگران انتخاب ترکیبی را. با این حال، یک گروه رهبری که به شیوه دموکراتیک انتخاب شده باشد، می‌تواند نقش پررنگ‌تری در تعیین رهبر نهایی تیم ایفا کند.

بنابراین، اگر اختیار انتخاب سرمربی به بازیکنان واگذار می‌شد، چه تغییری رخ می‌داد؟ آن‌ها چه کسی را انتخاب می‌کردند؟

احتمال اینکه بازیکنان نامزدهایی را انتخاب کنند که می شناسند و فوتبالیست بودند، زیاد است. این احتمال وجود داشته است که در سال ۲۰۱۹ بازیکنان خواستار جذب آرتتا، هم تیمی سابقشان برای جانشینی اونای امری شده باشند. این قضیه در ارتباط با منچستریونایتد با کریک، دستیار سابق و منچسترسیتی با انزو مارسکا، دستیار سابق می تواند درست باشد. 

لیگ برتر انگلیس

احتمال خیلی کمی وجود دارد بازیکنان به گزینه های کمتر آشنا رای بدهند. این نکته را باید اضافه کرد برخی از این انتخاب ها ممکن است متحول کننده و هوشمندانه از آب در آیند.

کاملا مشخص است که بازیکنان آرسنال در اواسط دهه ۹۰ آرسن ونگر را انتخاب نکردند. همینطور بازیکنان منچستریونایتد رالف رانگنیک، مدیر ورزشی لوکوموتیو مسکو را انتخاب نکردند. کریستیانو رونالدو بعدا به شکل ماندگاری از این انتخاب انتقاد کرد و گفت: "کسی آن را درک نکرد. این مرد حتی سرمربی نبود."  به همین منوال، تاتنهام هم فصل گذشته وقت خود را به خاطر ایگور تودور هدر نمی داد. 

گاهی اوقات این احساس وجود دارد باشگاه ها تلاش می کنند خیلی باهوش به نظر برسند. اغلب انتخاب درست، یک چهره خیلی آشنا است. 

ریسک دیگر این است که بازیکنان به ناچار از انتخاب سرمربی که ممکن است باتجربه های رختکن را کنار بگذارد، ناراضی باشند. با این حال، شاید این مسئله خود مانع بروز مشکلاتی شود چون که این پروسه (کنار گذاشتن بازیکن) اغلب بسیار دشوار است. 

خیلی از سرمربیان چلسی تلاش کردند جان تری، فرانک لمپارد و دیدیه دروگبا را کنار بگذارند اما نتوانستند این کار را انجام دهند و برکنار شدند. باشگاه به دو فینال لیگ قهرمانان اروپا رسید، ابتدا زیر نظر گرانت که از همان ابتدا اجازه داد بازیکنان هر کاری که دلشان می خواهد انجام دهد و سپس توسط روبرتو دی ماتو، هافبک سابق چلسی که در شروع دستیار بود و بعد به عنوان سرمربی موقت انتخاب شد. این باشگاهی بود که بازیکنان حکمرانی می کردند و خیلی موفق بودند. 

البته انتخاب سرمربی می تواند به شکل کاملا متفاوتی انجام شود؛ تصمیم تجاری که باید توسط افراد با تجربه در استخدام انجام شود و نیازی نیست شما اطلاعات خاصی درباره استراتژی پرسینگ و بازی سازی داشته باشید تا گزینه مناسب را برای سمت مربیگری تشخیص دهید. 

با این حال زمانی که فیفا دی ماه نوامبر فرا رسد احتمالا یک سرمربی دیگر پس از یک سال حضور در سمتش برکنار خواهد شد و در اینجا یک گزارش مفصل دیگر منتشر خواهد شد تا توضیح دهد چگونه شرایط غیرقابل تحمل شد چون بازیکنان اعتمادشان را به او از دست دادند. هرچه بازیکنان بیشتری در اخراج سرمربی نقش داشته باشند، مشورت کردن با آن‌ها از همان ابتدا ممکن است ارزشمندتر باشد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ