ایرانیان نزدیک به چندهزار سال است که شب چله (یلدا) یا آخرین شب پاییز که درازترین و تاریکترین شب در طول سال است را تا سپیده دم بیدار می مانند و در کنار یکدیگر خود را سرگرم می‌دارند تا اندوه غیبت خورشید و تاریکی و سردی روحیه آنان را تضعیف نکند و با به روشنایی گراییدن آسمان به رختخواب روند و بیاسایند.
شعرخوانی و داستان‌ خوانی، گرد آمدن به دور بزرگ ترها، فال حافظ، شاهنامه خوانی، خوردن غذا و تنقلات و همچنین برخی بازی های خانگی از مراسم این شب بلند است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت ، تندرستی ، فراوانی و شادکامی هستند .
شب یلدا که در زبان مازندرانی از آن به 'چله شو 'یاد می شود، در فرهنگ بومی مردم مازندران دارای آداب و رسوم خاص و رنگ و بوی دیگری دارد، زنان و مردان محلی و روستایی این خطه شمال کشور ، چندین روز قبل از رسیدن بلندترین شب سال دست به تدارکی باشکوه از شیرینی ها و تنقلات محلی می زنند.
مردان در جنگل به دنبال میوه های محلی و کم یابی که بومی این استان است، همچون 'کِنس'، تمشک، ولیگ و دیگر میوه های جنگلی می روند و زنان نیز به پخت شیرینی های محلی مانند مارمکه، آب دندون، قطاب، آغوز کنا، نون کوهی، بئو دونه، اسبو حلوا، آغوز نون، قمام، کماج و دیگر شیرینی هایی که تنوع آن بسیار است اهتمام می ورزند .
تشریفات برای شب یلدا و دیگر آئین های باستانی در مازندران آنقدر متنوع است و تنوع شیرینی ها به گونه ای است که گویی 'یلدا' آیینی بومی این استان است.
در گذشته های نه چندان دور برخی از خانواده ها در شب یلدا پس از خوردن شام برای شب نشینی به خانه خویشاوندان بزرگتر و یا همچنین همسایه ها می رفتند، در باورهای محلی در این شب این بود که دختران دم بخت با پوشاندن صورت خود از هفت خانه چیزی بگیرند و اگر کسی آنها را نبیند و نشناسد حتما به آنچه نیت کرده اند، خواهند رسید.
در سال های نه چندان دور مردم روستاها که به بستنی یا سایر تنقلات در فصل زمستان دسترسی نداشتند از مخلوط کردن برف و شکر نوعی فالوده درست می کردند و می خوردند، خوشحال ترین افراد خانه در چله شو بچه های خانه بودند و قبل از تناول 'شب چره' (آجیل و تنقلات)، پدر خانه یا یکی از اهالی باسواد خانه لای کتاب حافظ را می گشود و برای هر کسی به انتخاب غزلی می خواند.
حتی در این شب اهالی روستاهای مازندران در شادی و مراسم چله شو، حال خانواده هایی که بر اثر وقوع اتفاقی ناراحت کننده نمی توانند در این شب شادی کنند را رعایت نموده و حتی بزرگان و بستگان درجه یک، شب چله را با این خانواده ها سپری می کنند تا بتوانند التیام بخش درد و اندوه آنان باشند.
امروزه با وجود برگزاری و برپایی بخشی از این آیین ها، اما دیگر نشانی از هویت و رسوم باستانی آن دیده نمی شود، حتی برخی فراموش کرده اند که این سنت ها بخشی از هویت مازندرانی و ایرانی ما محسوب می شوند، امروز یلدا گردهمایی تلفن های همراه ، فضای مجازی و همچنین در برخی مواقع گردهمایی چشم تو هم چشمی ها شده است و همه لبخندشان را با تلفن هایشان به اشتراک میگذارند .
دیگر در این شب کسی به پای قصه ها و خاطرات بزرگ ترها نمی نشیند بلکه در میان دریای شبکه های مجازی به دنبال قصه ای دیگر است. در چله شو صدای آهنگی و فال حافظی بلند نمی شود و فقط چلخ چلخ فلاش دوربین ها هستند که موضوع بهترین عکس برای اینستاگرام را به مناظره می گذارند.
اثری از میوه های محلی و شیرینی های دست ساز زنان خانه که عطری با برند 'زحمت' و 'عشق' را تداعی می کردند ، به چشم نمی خورد و پاستیل و شکلات های خارجی و میوه هایی مانند گریپ فروت جای آنها را گرفته است .
دیگر 'کرسی و مجمه' مرکز دورهمی نیست ، زیرا گویی امواج پنهان 'مودم' اینترنت جذابیت بیشتری برای ، علت دورهمی شده است و دیگر 'چله شو' را کسی جدی نمی گیرد و در میان این همه دور هم های پوشالی یلدا تنها تر از همیشه مانده است.
در کنار شبکه های مجازی، شهری شدن، اشاعه فرهنگ مردمان پایتخت به مازندران، فاصله گرفتن از روستا و فرهنگ روستایی را می توان از عوامل کم سو شدن آئین های کهن به خصوص چله شو (یلدا) نام برد که روز به روز با سرعت بیشتر تیشه بر ریشه فرهنگ بومی می زنند .
**دورهمی ، کارکرد اجتماعی یلدا
مسئول پژوهش مردم شناسی و میراث معنوی مازندران معتقد است: کارکرد اجتماعی و بنیادی یلدا در گردآوردن اعضای خانواده به دورهم و بر سر یک سفره و زدودن کدورت و نفاق، تجدید وفاق، ایجاد وحدت و همدلی در میان آنهاست و در استوار نگه داشتن بنیان و پایه های خانواده و تداوم بخشیدن به استحکام آن در جامعه نقشی بسیار موثر در تاریخ ما ایفا کرده و هنوز هم چنین نقش تاثیرگذاری دارد.
مریم اصانلو ادامه داد: هویت مردم هر منطقه با اتکا به فرهنگ و تاریخ آن قابل تعریف است و با شناخت پیشینه و سیر توسعه هر جامعه طی زمان می توان به این تعریف دست یافت، اما اینکه چرا این منطقه نتوانست به درستی از نمادها و رسوم سنتی خود پاسداری کند سوالی است که باید به آن به طور خاص توجه شود.
**زخم ها بر چهره فرهنگی مازندران
به گفته اصانلو کم توجهی به گردآوری و مکتوب ساختن آداب، رسوم و آیین های منطقه ای و حمایت نکردن از محققینی که در این زمینه فعالیت می کنند و هزاران مورد دیگر زخم هایی است که بر چهره فرهنگی این استان وارد شده و این مساله می طلبد که مسئولان و مردم تنها به شکل حیاط خلوت آخر هفته های پایتخت نشینان دلخوش نباشند ، مازندران استانی فراتر از آب و هوای خوب و کوه و دریاست و می تواند باشد.
اصانلو ادامه داد: احیای فرهنگ سنتی و آیین های قدیمی از راه های اصلی مقابله با تهاجم فرهنگی هر جامعه است و هر منطقه بومی حتی از طریق فرهنگ، خود را از دیگر جوامع متمایز و همواره با انتقال سنت ها، ارزش ها و اعتقادات به نسل جدید ضمن حفظ هویت قومی آن را بازسازی می کند.
اصانلو معتقد است باید به گونه ای نگاه کنیم که برگزاری این کهن آیین ها همچون یلدا از یک تهدید جمعی به فرصتی فرهنگی برای بسط شادمانگی فرهنگی تبدیل شود، این مهم جز با تغییر نگاه مسئولان و مردم نسبت به آیین ها برآورده نمی شود .
**حاشیه نشینی آیین ها در نتیجه عدم آگاهی بومیان منطقه
مسئول پژوهش مردم شناسی و میراث معنوی مازندران افزود: در سال های گذشته به دلیل عدم آگاهی بومیان منطقه ، آیین ها و سنت ها به حاشیه رفته است .
اصانلو کمرنگ شدن یا نابودی برخی آیین ها مانند تیرماسیزده ، نورگوهون ، 26 عیدماه یا جشن مردگان، مم ممه شو، شیلان کشی، شوپه، عیارگیران، دودوشان، برف چال، زن شاهی و غیره را نتیجه همین فقدان آگاهی پاسداری از فرهنگ بومی دانست .
وی گفت: برگزاری هرساله برخی جشن ها سبب شد خیل عظیمی از گردشگران از داخل و خارج از استان تمایل شدیدی به حضور در این مراسم داشته باشند و تاثیرات پررنگ آن را شاهد باشیم به طور مثال حضور گردشگران داخلی و خارجی در برگزاری مراسم برف چال و زن شاهی و مراسم منحصر به فرد فردینه ماشو این ادعا را اثبات می کند.
به گفته مسئول پژوهش مردم شناسی و میراث معنوی مازندران آیینی مانند یلدا یکی از این جلوه های فرهنگی است، برپایی آیین هایی از این دست چهره فضای زندگی انسان را دگرگون کرده و به آن رنگ دیگری می دهد و برگزاری آیینی با این ویژگی نقش کلیدی و محوری در زنده نگه داشتن فرهنگ بومی ایفا می کند .
**نگرش شهری و فراموشی یلدا از اذهان
مسئول پژوهش مردم شناسی و میراث معنوی مازندران گفت : بی اطلاعی توده مردم از ارزشمند بودن اینگونه رسم ها و پدیده های سنتی از یک سو و از سوی دیگر فقدان مرجع یا جریان آگاهی دهنده و روشنگر که حفظ و حراست از این نوع پدیده های سنتی را به توده مردم گوشزد نماید موجب نابودی این کهن رسم ارزشمند و زیبا شده است.
وی ادامه داد: دلایل زیادی از جمله رواج یافتن فرهنگ و جایگزین شدن بافت شهری در روستاها و پیرو آن کمرنگ شدن اجرای این آیین ها و نوع نگرش شهری موجب فراموش شدن این شب به یاد ماندنی شده است.
اصانلو ادامه داد: استفاده نامناسب از شبکه های اجتماعی نیز در کنار سایر عوامل به عنوان عامل تشدید کننده و تهدیدکننده فرهنگ بومی مطرح است.
وی افزود: نمی توان انتظار داشت که با تغییر کردن نحوه برگزاری مراسم یلدا و اجزای مرتبط با آن شامل موسیقی، بازی های شادیانه، آداب و رسوم برگزاری مراسم و بسیاری دیگر از موضوعات و عناصر وابسته به نحوه و مکان اجرای این نوع رسم، نابود نگردد و همچنان به حیات خویش ادامه دهد.
مسئول پژوهش مردم شناسی و میراث معنوی مازندران گفت: بی شک وقتی آیین کهنی همچون یلدا به فراموشی سپرده شود اجزای مرتبط با آن نیز به نابودی می گراید و وقتی مکان برپایی این جشن ها تغییر یابد به همان نسبت که امکانات فضای جشن ها تغییر می یابد بستر اجرای بسیاری از موضوعات فرهنگی اینگونه رسم ها نیز تغییر کرده و ناهمگونی قابل توجهی در کلیت عناصر آن ایجاد می کند در پی این تغییرات حذف شدن، نابودشدن، تحریف شدن و یا از دست رفتن اصالت بسیاری از این جزئیات و اجزا مرتبط با آن رخ خواهد داد.
اصانلو ادامه داد: بنابراین بواسطه عدم آگاهی توده مردم از عواقب از دست رفتن و نابودشدن این گونه ها نه تنها هیچ حراستی از آن صورت نمی گیرد بلکه روند رو به رشد فراموش گشتن و نابودشدن این اثر تسریع نیز می شود.
وی گفت: آنچه که بیش از هرچیزی موجب کمرنگ ترشدن اینگونه سنت ها می شود عدم به روزآوری این سنتها توسط افراد کارشناس و خبره و در پی آن آگاهی دادن به مردم است.
اصانلو افزود: هر رسم، آیین، آداب و به طور کلی هر پدیده فرهنگی از هرنوعی که باشد، تنها تا زمانی در اذهان توده مردم جامعه زنده و باقی می ماند که اساسا کاربردی باشد و توده مردم در اجرای آن سودمندی ویژه ای مشاهده کنند و آن رسم بتواند در جامعه پاسخگوی نیازهای اجتماعی، روابط انسانی، عاطفی و غیره و نیز در قبال فرد فرد افراد جامعه چه به لحاظ ذهنی چه به لحاظ جسمی و چه در بعد روانی پاسخگوی نیازهای زمانه آنها باشد و در غیر اینصورت هر پدیده ای از هر نوعی که باشد محکوم به فنا و نابودی مطلق است.
اصانلو ادامه داد: مردم جشن های کهن را برای لذت فرهنگی دوست دارند، ضمن اینکه این رسوم تداوم و اتصال با گذشته را نیز امکان پذیر می کنند.
شادی بزرگترین نیاز امروز رهاورد برگزاری جشن هایی کوچک و خانگی چون یلدا است، بهانه هایی ساده برای باهم بودن و خوش بودن، با کمرنگ شدن باهم بودن ها و دورهمی ها و فراموشی سنت های پیشین به تدریج حلقه مفقوده ای به نام آرامش و حسرت های گذشته مهمان خانه ها می شود.
خبرنگار: رضا غلامی** انتشاردهنده: محسن حسن نیا
7335/1899
انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.