معلم مهم‌ترین الگوی رفتاری دانش‌آموز است. دانش‌آموز بیش از آنکه از سخنان معلم بیاموزد، از رفتار او می‌آموزد. معلمی که عدالت را رعایت می‌کند، به دانش‌آموز ضعیف‌تر فرصت می‌دهد، با تفاوت‌ها محترمانه برخورد می‌کند و نسبت به مسائل جامعه بی‌تفاوت نیست، بدون سخنرانی، درس مسئولیت اجتماعی می‌دهد. بنابراین، اعتماد به معلم، احترام به جایگاه حرفه‌ای او و فراهم کردن زمینه رشد حرفه‌ای‌اش، تنها یک مطالبه آموزشی نیست؛ سرمایه‌گذاری برای آینده اجتماعی کشور است.

آغاز سال تحصیلی، فقط بازگشایی دوباره مدارس و شروع کلاس‌های درس نیست؛ فرصتی است برای اینکه یک بار دیگر از خود بپرسیم: مدرسه قرار است چه انسانی و چه جامعه‌ای را بسازد؟

آموزش‌وپرورش را نمی‌توان صرفاً نهادی برای انتقال دانش و تربیت نیروی انسانی مورد نیاز بازار کار دانست. مدرسه، پیش از آنکه محل آموزش علوم و مهارت‌ها باشد، یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی برای ساختن انسان و آینده یک کشور است. از همین رو، هنگامی که از کیفیت آموزش‌وپرورش سخن می‌گوییم، نباید کیفیت را فقط در نمرات دانش‌آموزان، قبولی در آزمون‌ها، تعداد مدارس یا حتی کیفیت تدریس خلاصه کنیم. یکی از مهم‌ترین معیارهای کیفیت یک نظام آموزشی این است که چه اندازه انسان‌های مسئول، مشارکت‌جو، اخلاق‌مدار و متعهد به جامعه تربیت می‌کند.

این دغدغه برای من، دغدغه‌ای تازه و مناسبتی نیست. در بیش از سه دهه حضور در آموزش‌وپرورش، به‌ویژه در حوزه امور پرورشی و مسئولیت‌های مختلف مدیریتی تا سطح معاونت وزارت آموزش‌وپرورش، همواره با این پرسش مواجه بوده‌ام که مدرسه چگونه می‌تواند از یک نهاد صرفاً آموزشی، به نهادی مؤثر در ساختن جامعه‌ای مسئول‌تر تبدیل شود.

مدرسه؛ تمرینگاه زندگی اجتماعی

کودک در مدرسه فقط ریاضی، علوم، ادبیات یا زبان نمی‌آموزد؛ او در مدرسه زندگی اجتماعی را تجربه می‌کند. می‌آموزد چگونه با دیگری گفت‌وگو کند، تفاوت‌ها را بپذیرد، حق خود و دیگران را بشناسد، مسئولیت یک کار را بپذیرد، شکست را تجربه کند و دوباره برخیزد و نسبت به رنج و مسائل دیگران و جامعه بی‌تفاوت نباشد.

اینها حاشیه آموزش نیستند؛ خودِ تربیت‌اند.

اگر دانش‌آموز سال‌ها در مدرسه درس بخواند اما در پایان مدرسه نسبت به جامعه، محیط زیست، کودکان محروم و سرنوشت کشور خود احساس مسئولیت نکند، باید در مفهوم و کارکرد آموزش‌وپرورش خود تأمل کنیم.

مدرسه خوب، مدرسه‌ای نیست که موفقیت خود را فقط در نمره، قبولی دانشگاه یا اجرای برنامه‌های رسمی خلاصه کند؛ مدرسه خوب، مدرسه‌ای است که در کنار دانش و مهارت، شهروندی مسئول، اخلاق‌مدار و مشارکت‌جو به جامعه تحویل دهد.

مسئولیت اجتماعی؛ شعار نیست، تجربه است

مسئولیت اجتماعی نباید به چند مراسم مناسبتی، برنامه فوق‌برنامه یا سخنرانی محدود شود. دانش‌آموز باید مسئولیت را تجربه کند؛ فرصت داشته باشد تصمیم بگیرد، مشارکت کند، خطا کند، آن را اصلاح کند و نتیجه عمل خود را ببیند.

شورای دانش‌آموزی اگر صرفاً تشکلی تشریفاتی باشد، تجربه واقعی مشارکت اجتماعی ایجاد نمی‌کند؛ اما اگر دانش‌آموز در بخشی از امور مدرسه واقعاً صاحب نقش و اختیار باشد، مدرسه به نخستین میدان تجربه شهروندی او تبدیل خواهد شد.از این منظر، باید از آموزش مسئولیت به سمت تجربه مسئولیت حرکت کنیم.

مدیر و معلم؛ الگوهای مسئولیت اجتماعی

مدیر مدرسه فقط مدیر ساختمان، نیروی انسانی و برنامه هفتگی نیست؛ او معمار فرهنگ مدرسه است. مدیری که به گفت‌وگو، مشارکت، عدالت، احترام، شفافیت و کرامت انسانی باور دارد، این ارزش‌ها را در فضای مدرسه جاری می‌کند.از این رو، توانمندسازی مدیران مدارس برای رهبری تربیتی و اجتماعی باید یکی از اولویت‌های آموزش‌وپرورش باشد.

در کنار مدیر، معلم مهم‌ترین الگوی رفتاری دانش‌آموز است. دانش‌آموز بیش از آنکه از سخنان معلم بیاموزد، از رفتار او می‌آموزد. معلمی که عدالت را رعایت می‌کند، به دانش‌آموز ضعیف‌تر فرصت می‌دهد، با تفاوت‌ها محترمانه برخورد می‌کند و نسبت به مسائل جامعه بی‌تفاوت نیست، بدون سخنرانی، درس مسئولیت اجتماعی می‌دهد.

بنابراین، اعتماد به معلم، احترام به جایگاه حرفه‌ای او و فراهم کردن زمینه رشد حرفه‌ای‌اش، تنها یک مطالبه آموزشی نیست؛ سرمایه‌گذاری برای آینده اجتماعی کشور است.

دانش‌آموز؛ موضوع تربیت نیست، شریک تربیت است

یکی از تغییرات مهم در نگاه ما به آموزش‌وپرورش، تغییر نگاه به دانش‌آموز است.

دانش‌آموز نباید صرفاً «موضوع تربیت» باشد؛ او باید شریک فرایند تربیت باشد. باید به او اعتماد کنیم، مسئولیت بدهیم و فرصت مشارکت فراهم کنیم.فعالیت‌های داوطلبانه، پروژه‌های محیط‌زیستی، کمک به دانش‌آموزان کم‌برخوردار، مشارکت در حل مسائل مدرسه و فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی، می‌توانند مسئولیت اجتماعی را از یک مفهوم ذهنی به یک تجربه واقعی تبدیل کنند.

مسئولیت اجتماعی از همین تجربه‌های کوچک آغاز می‌شود.

خانواده و جامعه؛ شریک مدرسه‌اند

مدرسه به تنهایی قادر به انجام این مأموریت نیست. مسئولیت اجتماعی زمانی به فرهنگ تبدیل می‌شود که خانه، مدرسه و جامعه پیام‌های هماهنگ و مکملی به نسل جدید منتقل کنند.مدرسه نباید جزیره‌ای جدا از جامعه باشد. خانواده باید شریک تربیت باشد و مدرسه باید با محله و جامعه ارتباط برقرار کند. مسائل واقعی جامعه می‌توانند به فرصت‌هایی برای یادگیری، مشارکت و مسئولیت‌پذیری دانش‌آموزان تبدیل شوند.

آموزش‌وپرورش و بازسازی سرمایه اجتماعی

جامعه ایران بیش از هر زمان دیگری به سرمایه‌های انسانی و اجتماعی خود نیاز دارد. اعتماد، همدلی، مشارکت، گفت‌وگو، همکاری و احساس تعلق، سرمایه‌هایی هستند که بدون آنها توسعه پایدار دشوار خواهد بود.

مدرسه یکی از معدود نهادهایی است که می‌تواند این سرمایه‌ها را از دوران کودکی و نوجوانی شکل دهد. بنابراین سرمایه‌گذاری در آموزش‌وپرورش فقط سرمایه‌گذاری برای آینده اقتصاد نیست؛ سرمایه‌گذاری برای آینده جامعه و انسجام اجتماعی کشور است.

هر دانش‌آموز مسئول، یک سرمایه اجتماعی است؛ هر معلم مسئول و اخلاق‌مدار نیز سرمایه‌ای اجتماعی است و هر مدرسه‌ای که اعتماد، گفت‌وگو و مشارکت را تمرین می‌کند، در حال ساختن بخشی از آینده ایران است.

سخن پایانی

اکنون که مدارس بار دیگر درهای خود را به روی میلیون‌ها کودک و نوجوان این سرزمین می‌گشایند، شاید مناسب باشد یک بار دیگر از خود بپرسیم:

می‌خواهیم از مدرسه چه انسانی بیرون بیاید؟ انسانی که فقط پاسخ درست آزمون‌ها را می‌داند؟ یا انسانی که می‌داند در برابر خود، دیگری، جامعه و آینده مسئول است؟پس از بیش از چهار دهه حضور در آموزش‌وپرورش، از نزدیک آموخته‌ام که هیچ اصلاح پایداری بدون اعتماد به معلم، توانمندسازی مدیر، مشارکت دانش‌آموز و همراهی خانواده و جامعه امکان‌پذیر نیست.امروز بیش از همیشه به مدرسه‌ای نیاز داریم که نه فقط دانش‌آموز دانا، بلکه انسان مسئول تربیت کند.

زیرا آینده ایران را تنها دانایان نخواهند ساخت؛ آینده ایران را انسان‌های مسئول خواهند ساخت.

 

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.