بسطام تنها یک مقصد تاریخی نیست؛ نام آن با یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای عرفان اسلامی گره خورده است. اندیشههای بایزید بسطامی قرنهاست که در حوزههای فکری، عرفانی و ادبی جهان اسلام مورد توجه پژوهشگران قرار دارد و همین پیوند میان میراث ملموس و ناملموس، ارزش این مجموعه را دوچندان کرده است.
ثبت جهانی «قلعه الموت و استحکامات وابسته» بهعنوان سیامین اثر ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو، تنها یک موفقیت ثبتی نیست؛ این رویداد نشان داد که اگر یک پرونده بر پایه پژوهش علمی، مستندسازی دقیق، مدیریت منسجم و پیگیری مستمر پیش برود، حتی مسیرهای طولانی نیز به نتیجه میرسند. این موفقیت، فرصت مناسبی است تا بار دیگر به پروندههایی نگاه شود که سالهاست ظرفیت جهانی شدن دارند، اما همچنان در انتظار قرار گرفتهاند.
در میان این پروندهها، نام مجموعه تاریخی بایزید بسطامی بیش از دیگران جلب توجه میکند. مجموعهای که نه فقط به دلیل معماری ارزشمندش، بلکه به واسطه جایگاه کمنظیر بایزید بسطامی در تاریخ عرفان اسلامی، یکی از شاخصترین میراث فرهنگی ایران به شمار میرود. آرامگاه بایزید، مسجد جامع بسطام، گنبد کاشانه، برجها، مدرسهها و دیگر بناهای تاریخی این مجموعه، روایت چندین قرن از تاریخ، فرهنگ، هنر و اندیشه ایرانی را در کنار یکدیگر حفظ کردهاند.
بسطام تنها یک مقصد تاریخی نیست؛ نام آن با یکی از تأثیرگذارترین شخصیتهای عرفان اسلامی گره خورده است. اندیشههای بایزید بسطامی قرنهاست که در حوزههای فکری، عرفانی و ادبی جهان اسلام مورد توجه پژوهشگران قرار دارد و همین پیوند میان میراث ملموس و ناملموس، ارزش این مجموعه را دوچندان کرده است.
با این حال، پرسشی وجود دارد که سالهاست بیپاسخ مانده است؛ چرا مجموعهای با چنین جایگاهی، پس از نزدیک به دو دهه حضور در فهرست موقت یونسکو، هنوز به ثبت جهانی نرسیده است؟
پرونده بسطام از سال ۲۰۰۷ در فهرست موقت میراث جهانی قرار دارد. در طول این سالها بارها از آن بهعنوان یکی از گزینههای جدی ثبت جهانی نام برده شد و بسیاری از کارشناسان میراث فرهنگی نیز معتقد بودند که این پرونده، از نظر ارزشهای تاریخی، فرهنگی، معماری و معنوی، ظرفیت آن را داشت که پیش از بسیاری از آثار ثبتشده سالهای اخیر به نتیجه برسد. با این وجود، بیش از بیست سال از آغاز این مسیر گذشته و هنوز این پرونده در انتظار تکمیل فرآیند ثبت جهانی است.
البته ثبت جهانی صرفاً به ارزش ذاتی یک اثر وابسته نیست. تدوین پرونده علمی، برنامه مدیریت، تأمین الزامات حفاظتی، هماهنگی میان دستگاههای مسئول، مشارکت جامعه محلی و پیگیری مستمر در سطح ملی و بینالمللی، اجزای جداییناپذیر این مسیر هستند. هرگاه یکی از این حلقهها با وقفه یا تغییر اولویت روبهرو شود، طبیعی است که روند ثبت نیز سالها به تعویق بیفتد. اما این واقعیت، از اهمیت مطالبه برای تسریع در رسیدگی به پروندههایی که سالها در صف انتظار ماندهاند، چیزی کم نمیکند.
ثبت جهانی الموت نشان داد که با اراده، برنامهریزی و انسجام مدیریتی میتوان پروندههای پیچیده را نیز به سرانجام رساند. همین تجربه باید انگیزهای برای بازنگری در اولویت پروندههای قدیمی باشد؛ آثاری که سالهاست در فهرست موقت باقی ماندهاند و هر بار جای خود را به پروندههای دیگر دادهاند، در حالی که ارزش جهانی آنها بارها از سوی متخصصان تأیید شده است.
ثبت جهانی یک اثر، تنها کسب یک عنوان بینالمللی نیست. این اتفاق به معنای افزایش مسئولیت در حفاظت، معرفی علمی، توسعه گردشگری پایدار، جذب همکاریهای بینالمللی و تقویت هویت فرهنگی است. بسطام نیز از این قاعده مستثنا نیست. ثبت جهانی این مجموعه میتواند به معرفی یکی از مهمترین کانونهای عرفانی جهان اسلام، رونق گردشگری فرهنگی استان سمنان و حفاظت مؤثرتر از میراث ارزشمند آن کمک کند.
موفقیت پرونده الموت، اتفاقی امیدبخش برای میراث فرهنگی ایران است، اما اگر این موفقیت به آغاز حرکتی تازه برای تعیین تکلیف پروندههایی مانند بسطام منجر نشود، بخشی از این فرصت از دست خواهد رفت. امروز بیش از هر زمان دیگری انتظار میرود مسئولان، کارشناسان و متولیان میراث فرهنگی، با نگاهی فراتر از موفقیتهای مقطعی، پرونده مجموعه تاریخی بایزید بسطامی را در اولویت قرار دهند؛ زیرا این انتظار، دیگر فقط مطالبه مردم بسطام یا استان سمنان نیست، بلکه مطالبه همه کسانی است که باور دارند میراث فرهنگی ایران باید متناسب با ارزش واقعی خود در عرصه جهانی معرفی شود.
شاید ثبت جهانی الموت، پایان یک مسیر باشد؛ اما برای بسطام، میتواند آغاز دوباره راهی باشد که سالها پیش باید به مقصد میرسید.