رسانه بهعنوان بستر حامل پیام، بهویژه در وضعیت جنگی، فراگیرترین ابزار آگاهی از اخبار و رویدادهای جنگ است.
به گزارش خبرنگار جماران، در یادداشت علی محمدی، دانشآموخته مدیریت و برنامهریزی فرهنگی و مدرس دانشگاه که برای جماران ارسال کرده و متناسب با این روزهای کشور است، آمده است:
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم غیور ایران در حالی ایام نوروز ۱۴۰۵ را سپری میکنند که ایران بزرگ در کمتر از یک سال، برای نوبت دوم، در جنگی تحمیلی - بر اساس اصل ۵۱ منشور سازمان ملل متحد - مشغول مقاومتی تمامقد و دفاعی مشروع از کیان خود در برابر امریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی خونخوار است، بهاینخاطر و بهسبب کارکرد و سهم رسانه در وضعیت امنیت فرهنگی و نسبت آن با موفقیت/عدم موفقیت عملیات نظامی، در این یادداشت به صورت خیلی کوتاه به موضوع《جنگ نظامی، پیوست رسانهای و امنیت فرهنگی》پرداخته میشود.
رسانه بهعنوان بستر حامل پیام، بهویژه در وضعیت جنگی، فراگیرترین ابزار آگاهی از اخبار و رویدادهای جنگ است و بهصورت طبیعی؛ بخاطر تاثیر معنیدار جنگ بر ابعاد زندگی در موقعیت کنونی و آینده، توجه به اخبار آن در کانون توجه همگان قرار دارد و همین اقبال ویژه عمومی در این وضعیت خاص نسبت به مصرف رسانهای است که رسانه را به بستری مهیا برای انواع بهرهگیریها تبدیل میکند.
اگر پیوسترسانهای را سندی برای پوششخبری، اطلاعرسانی و قانع کردن افکارعمومی درباره اقدامات و طرحهای مهم بدانیم، بدون تردید دشمن متجاوز در این جنگ از پیوست رسانهای - بهعنوان راهبردی در تحقق اهداف خود، از مسیر واقعیتسازی و القای روایت خود از جنگ و واقعیتهای آن - بهرهبرداری میکند.
دشمن خیانتکار در پیوست رسانهای این جنگ، انواع تکنیکها و تاکتیکهای روایتسازی را به استخدام گرفته تا بتواند روایت خود از میدان و خیابان را با هدف تضعیف امنیت فرهنگی از طریق ایجاد چالش در باور و عواطف و احساس مردم نسبت به وحدت ملی، انسجام داخلی، پایداری و نفوذ حاکمیت ملی و ایدئولوژی مشروعیتبخش به نظام سیاسی و هویت فرهنگی (به عنوان ارکان امنیت فرهنگی) به مخاطب دیکته کند. روایتها توصیفگر جنگ هستند و فهم افراد نسبت به جنگ از طریق روایتها شکل میگیرد و در نهایت؛ روایت پذیرفته شده است که به رفتارها، رویدادها و کنش و واکنشها در جنگ معنا میدهد. مقوله روایت در پیوست رسانهای تا آنجا مهم است که مریل معتقد است《روایتها مهم هستند نه خود حادثهها》. دشمنان ایران بزرگ، موضوع روایتسازی را از پیش از جنگ آغاز کرده و همچنان بهصورت ویژه مشغول روایت سازی هستند و دال مرکزی این روایتسازیها؛ عملیات روانی علیه امنیت فرهنگی مردم ایران است. دشمن عملیات روانی را با استخدام تبلیغات در بستر رسانه، در دستور کار خود قرار داده و سعی میکند از ترکیبی از انواع عملیات روانی بهرهگیری کند: هم تلاش میکند افراد نظامی و غیرنظامی وفادار به ج.ا.ا را مورد هجوم قرار دهد و بهطور خاص به تخریب چهره مسوولین پرداختهاست، و با ایجاد شایعه و دروغپراکنی امیدوار است بتواند انسجام داخلی را مخدوش کند و دیگر اینکه سعی در مشروعیت بخشی به اقدام نظامی خود دارد با این امید که جامعه هدفش؛ پیروزی آنها را پیروزی خود بیانگارد و بدین طریق وحدت فرهنگی را در همبکوبد.
برای در امان ماندن از پیامدهای عملیات پیوست رسانهای دشمن در جنگ نظامی، که بهصورت خاص علیه امنیت فرهنگی طراحی شده است، مهمترین اقدام توجه به این گزاره است که دشمن در همه فعالیتهای رسانهای، در حال انجام مامویت مهم خود برای پیروزی در جنگ نظامی و تحقق اهداف شوم خود است، به این معنا که پیوست رسانهای نقش مکمل جنگ نظامی برای غلبه بر ایران دارد و این توجه، باطلالسحر عملیات سند پیوست رسانهای در این جنگ است.