مرحوم والد، از آن دسته روحانیانی نبود که سیاست را عرصه‌ای جدا از رسالت روحانیت بدانند. او در سال‌هایی که مخالفت با رژیم پهلوی هزینه داشت، در کنار نهضت امام خمینی(ره) قرار گرفت و به همین دلیل با فشارهای امنیتی و محدودیت‌هایی روبه‌رو شد. اسناد و گزارش‌های ساواک نیز نشان می‌دهد که فعالیت‌ها و ارتباطات سیاسی او در سال‌های پیش از انقلاب مورد توجه دستگاه امنیتی قرار داشته است و کاملا تحت رصد آنان بوده است. این حضور سیاسی، برخاسته از یک انتخاب آگاهانه بود. او سیاست را نه برای مطرح شدن شخصی، بلکه به‌عنوان عرصه‌ای برای دفاع از دین، استقلال کشور، عدالت و مبارزه با استبداد می‌نگریست به همین جهت بود که مرحوم والد جزو اولین افرادی بود که به نهضت شکوهمند انقلاب اسلامی پیوست و مانند یک سرباز در کنار امام(ره) ماند.

 در میان عالمان دینی معاصر، شخصیت‌هایی وجود دارند که شناخت آنان تنها با مرور تاریخ تولد، استادان، تألیفات و مسئولیت‌هایشان ممکن نیست؛ زیرا حقیقت شخصیت آنان در پیوند میان علم و عمل، دیانت و اجتماع، استقلال رأی و مسئولیت سیاسی شکل گرفته است. مرحوم آیت‌الله حاج شیخ شهاب‌الدین اشراقی از چنین چهره‌هایی بود؛ عالمی که حوزه را از جامعه جدا نمی‌دید و دانش دینی را رسالتی برای هدایت انسان و اصلاح جامعه می‌دانست. من در مقام فرزند، طبیعی است که نسبت به پدرم عاطفه‌ای فراتر از یک نگاه تاریخی داشته باشم؛ اما آنچه در این نوشتار می‌خواهم بر آن تکیه کنم، نه صرفاً خاطرات فرزندی و بجا مانده از ایشان، بلکه تلاشی برای بازخوانی شخصیت علمی، اجتماعی و سیاسی مردی است که زندگی‌اش در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران با تاریخ روحانیت و نهضت اسلامی گره خورد.

عالمی که علم را مقدمه مسئولیت می‌دانست

مرحوم آیت‌الله شهاب‌الدین اشراقی در خانواده‌ای روحانی و علمی پرورش یافت و پس از ورود به حوزه علمیه قم، مراحل مختلف تحصیل علوم اسلامی را پشت سر گذاشت. در مسیر علمی خود از محضر استادان برجسته‌ای بهره برد و به‌ویژه سال‌های طولانی شاگردی حضرت امام خمینی(ره) در درس خارج فقه و اصول، تأثیر عمیقی بر شخصیت علمی و فکری او گذاشت. منابع موجود از حضور دوازده‌ساله ایشان در درس حضرت امام خمینی(ره) یاد کرده‌اند. اما اهمیت این شاگردی فقط در طول زمان آن نبود. رابطه استاد و شاگردی میان آن دو، به‌تدریج از حوزه درس فراتر رفت و به شناختی عمیق از مبانی فکری، اخلاقی و سیاسی یکدیگر تبدیل شد. همین شناخت بود که بعدها در دوران نهضت اسلامی، مرحوم والد معظم را در شمار یاران مورد اعتماد امام(ره) قرار داد. در شخصیت علمی مرحوم والد، فقه هیچ‌گاه دانشی منفک از قرآن، اخلاق، کلام و مسائل اجتماعی نبود. آثار باقی‌مانده از ایشان نیز همین گستردگی نگاه را نشان می‌دهد: از تفسیر قرآن و مباحث اعتقادی و کلامی گرفته تا فقه و اصول و مباحث مربوط به جهاد. آثاری همچون «سخن حق»، «چهره‌های درخشان»، «پاسداران وحی» و «حقیقت جهاد در مکتب اسلام» بیانگر دغدغه‌های علمی و فکری اوست.

سیاست برای او ابزار قدرت نبود؛ تکلیف بود

یکی از ویژگی‌های مهم شخصیت علمی آیت‌الله اشراقی، توجه به نسبت میان فقه و مسائل واقعی جامعه بود. فقه برای او مجموعه‌ای از احکام منفصل از زندگی نبود؛ بلکه دانشی بود که باید بتواند انسان مسلمان را در برابر پرسش‌های زمانه راهنمایی کند. از همین منظر، پرداختن او به موضوعاتی همچون جهاد، مسائل اجتماعی، مباحث اعتقادی و تفسیر قرآن را نباید موضوعاتی پراکنده تلقی کرد. این آثار در مجموع نشان می‌دهند که او در پی ارائه تصویری جامع از اسلام بود؛ اسلامی که هم به عبادت و اخلاق توجه دارد و هم در برابر ظلم، انحراف و مسئولیت اجتماعی انسان بی‌تفاوت نیست. برای فهم شخصیت سیاسی مرحوم آیت‌الله شهاب الدین اشراقی باید میان «سیاست‌ورزی برای کسب قدرت» و «حضور سیاسی به عنوان تکلیف دینی و اجتماعی» تفاوت گذاشت.

مرحوم والد، از آن دسته روحانیانی نبود که سیاست را عرصه‌ای جدا از رسالت روحانیت بدانند. او در سال‌هایی که مخالفت با رژیم پهلوی هزینه داشت، در کنار نهضت امام خمینی(ره) قرار گرفت و به همین دلیل با فشارهای امنیتی و محدودیت‌هایی روبه‌رو شد. اسناد و گزارش‌های ساواک نیز نشان می‌دهد که فعالیت‌ها و ارتباطات سیاسی او در سال‌های پیش از انقلاب مورد توجه دستگاه امنیتی قرار داشته است و کاملا تحت رصد آنان بوده است. این حضور سیاسی، برخاسته از یک انتخاب آگاهانه بود. او سیاست را نه برای مطرح شدن شخصی، بلکه به‌عنوان عرصه‌ای برای دفاع از دین، استقلال کشور، عدالت و مبارزه با استبداد می‌نگریست به همین جهت بود که مرحوم والد جزو اولین افرادی بود که به نهضت شکوهمند انقلاب اسلامی پیوست و مانند یک سرباز در کنار امام(ره) ماند.

باید به این نکته توجه داشت که «سیاست ورزی برای کسب قدرت» موقعی معنا و مفهوم قرآنی به خود می‌گیرد که هدف از کسب قدرت، اجرای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه برای اجرای احکام الهی باشد و این مهم میسر نمی‌شود مگر با تشکیل حکومت الهی؛ پس از این حیث، سیاست ورزی امری واجب تلقی می‌شود که ما را بسوی تشکیل حکومت اسلامی رهنمون می‌سازد و این تشکیل حکومت اسلامی نه صرفا برای کسب قدرت بلکه برای اجرای امر به معروف و نهی از منکر در جامعه است.

 

اعتماد امام خمینی؛ حاصل خویشاوندی یا شناخت؟

گاهی در بررسی‌های تاریخی، نسبت‌های خانوادگی بیش از شخصیت علمی و سیاسی افراد برجسته می‌شود. درباره مرحوم والد نیز چنین خطری وجود دارد.

اگرچه ایشان داماد ارشد امام خمینی(ره) بود، اما اعتماد امام به او را نمی‌توان صرفاً بر اساس این نسبت خانوادگی توضیح داد. پیش از آنکه مرحوم والد با امام(ره) نسبت خانوادگی پیدا کنند، رابطه استاد و شاگردی میانشان وجود داشت و مرحوم آیت‌الله اشراقی سال‌ها در درس امام شرکت کرده بود؛ از این جهت، شناخت او تنها در چارچوب عنوان «داماد امام خمینی» نادرست و ناکافی است. پیوند خانوادگی با امام، بخشی از زندگی او بود؛ اما پیش از آن، او شاگرد، همراه، مرید و مجذوب ایشان بودند و همچنین بسیار مورد اعتماد و امین امام به حساب می‌آمدند و در مسیر نهضت شکوهمند انقلاب اسلامی نیز نقشی مستقل اما همراه همیشگی امام(ره) محسوب می‌شدند.

همین سابقه علمی و شناخت متقابل، زمینه‌ساز پیوندی شد که بعدها در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی نیز خود را نشان داد. مرحوم آیت الله حاج شیخ شهاب الدین اشراقی با شروع نهضت شکوهمند انقلاب اسلامی و با تبعید امام و شهید آیت الله سید مصطفی خمینی به ترکیه و سپس نجف، مسوولیت دفتر امام(ره) در قم و رسیدگی به امور طلاب و نیز حمایتهای مادی و معنوی از خانواده های زندانیان سیاسی بعهده‌ی ایشان شد و با توجه به نفوذ ایشان در حوزه علمیه قم، ساواک تصمیم به دستگیری و تبعید ایشان از قم گرفت و در سال ١٣٤٤ ، به مدت پنج سال به همدان تبعید شد. با پایان دوران پنج ساله‌ی تبعیدشان و بازگشت به قم به مبارزه با رژیم پهلوی ادامه داد و پس از تبعید مرحوم آیت الله پسندیده مجدداً مسؤولیت دفتر حضرت امام خمینی(ره) در قم به عهده‌ی ایشان سپرده شد. در آستانه پیروزی انقلاب نیز به فرانسه رفت و در نوفل‌لوشاتو در کنار امام(ره) حضور یافت. این مقطع از زندگی او، تصویری روشن از جایگاهش در حلقه نزدیکان امام ارائه می‌کند؛ جایگاهی که صرفاً خانوادگی نبود، بلکه بر پایه اعتماد و سابقه همراهی شکل گرفته بود. مرحوم آیت الله شهاب الدین اشراقی در برهه ی حساس بعد از انقلاب اسلامی به نمایندگی و دستور حضرت امام خمینی(ره) برای بررسی معضلات و مشکلات و حوادث پیش آمده مسوولیت های خطیری را بر عهده گرفت که از آن جمله میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:

 ۱- نماینده ویژه امام برای بررسی غائله کردستان

۲- نماینده ویژه امام برای بررسی غائله بندر ترکمن

۳- نماینده ویژه امام در وزارت نفت

۴- نماینده ویژه امام برای بررسی مسائل پیش آمده در دادگستری

۵- نماینده ویژه امام برای بررسی غائله ی حزب خلق مسلمان

۶- نماینده امام در خصوص پاکسازی آرم  و نماد شاهنشاهی در کشور

۷- نماینده امام در خصوص رسیدگی به وضعیت جنگ‌زدگان، معاودین عراقی و دیگر مسائل مربوط به حیطه کار هلال احمر در سراسر کشور

۸- نماینده امام در خصوص رسیدگی به وضعیت بازماندگان کودتای نوژه

۹- نماینده امام در شورای عالی دفاع ۱۰- عضو هیأت سه نفره حل اختلاف قوا

 

مردی میان سنت و نیازهای زمان

مرحوم والد از یک سو محصول سنت اصیل حوزه علمیه بود و از سوی دیگر، تحولات اجتماعی و سیاسی زمان خود را با دقت دنبال می‌کرد. این دو ویژگی در شخصیت او در تعارض نبودند. او معتقد بود حفظ سنت علمی حوزه به معنای بی‌توجهی به مسائل جدید نیست. برعکس، عالم باید آن‌قدر بر مبانی دینی مسلط باشد که بتواند با حفظ اصول، به پرسش‌های جدید پاسخ دهد. شاید به همین دلیل است که در آثار علمی او، در کنار مباحث فقهی و تفسیری، موضوعاتی دیده می‌شود که با مسائل اجتماعی و فکری جامعه ارتباط مستقیم دارند. یکی از ابعاد مهم شخصیت سیاسی آیت‌الله شهاب الدین اشراقی، استقلال رأی او بود. او ضمن وفاداری عمیق و کامل به امام خمینی(ره)، شخصیت مستقلی داشت و این استقلال را در مقام علمی و اجتماعی خود حفظ می‌کرد. وفاداری به یک رهبر یا استاد، در نگاه او به معنای تعطیل کردن اندیشه و اجتهاد شخصی نبود. عالم دینی باید بتواند با تکیه بر مبانی علمی، مسائل را بفهمد، تحلیل کند و مسئولانه سخن بگوید و البته تابع نظر ولایت فقیه باشد. به همین دلیل، اگر بخواهیم شخصیت سیاسی او را در یک جمله توصیف کنیم، شاید بتوان گفت: مرحوم آیت‌الله شهاب الدین اشراقی سیاست را با دیانت پیوند زد، اما دیانت را به سیاست‌زدگی فرو نکاست و سیاست او عین دیانت و دیانت او عین سیاست بود. این تمایز برای فهم جایگاه او، اهمیت فراوان دارد.

«سخن حق»؛ جلوه‌ای از نگاه قرآنی و میراثی ماندگار

در میان آثار علمی مرحوم والد، تفسیر «سخن حق» جایگاه ویژه‌ای دارد. این اثر را نمی‌توان صرفاً یک مجموعه تفسیری دانست؛ بلکه باید آن را نشانه‌ای از اهتمام ایشان به بازگرداندن قرآن به متن اندیشه و زندگی مسلمانان دانست. وی قرآن را کتابی برای قرائت صرف نمی‌دانست؛ قرآن برای او کتاب هدایت، تفکر و ساختن انسان و جامعه بود. همین نگاه، در آثار دیگرشان نیز دیده می‌شود.

«پاسداران وحی» در دفاع از حریم ولایت؛ «چهره‌های درخشان» با محوریت آیه تطهیر و «حقیقت جهاد در مکتب اسلام»، بر محوریت مبانی کلامی جهاد در اسلام، هر یک از زاویه‌ای دیگر نشان می‌دهند که دغدغه اصلی او فهم دین و دفاع عقلانی و علمی از مبانی آن بوده است. مهم ترین اثر فقهی مرحوم والد می‌توان به کتاب «شرح و تعلیقة علی العروة الوثقی و سفینة النجاة» اشاره نمود. خداوند این توفیق را نصیب اینجانب نمود که آثار مکتوب مرحوم والد را پس از بازنگری و تحقیقات علمی و صوری، به زیور طبع آراسته نمایم؛ الحمدلله.

سخن پایانی

یکی از تلخ‌ترین واقعیت‌ها درباره زندگی مرحوم والد معظم، کوتاهی عمر اوست. او در سال‌هایی از دنیا رفت که انقلاب اسلامی تازه وارد مرحله‌ای جدید شده بود و جامعه ایران بیش از هر زمان به عالمانی نیاز داشت که هم از پشتوانه علمی برخوردار باشند و هم تجربه حضور در عرصه اجتماعی و سیاسی را داشته باشند. برای من، سخن گفتن درباره پدر آسان نیست. فاصله میان خاطره فرزندانه و قضاوت تاریخی، فاصله‌ای است که باید با احتیاط از آن عبور کرد. اما امروز که به گذشته می‌نگرم، بیش از هر چیز یک حقیقت برایم روشن است: آیت‌الله شهاب‌الدین اشراقی تلاش کرد عالمی باشد که علم را برای مسئولیت می‌خواست، سیاست را برای تکلیف می‌پذیرفت و حضور اجتماعی را امتداد رسالت دینی می‌دانست. اگر بخواهیم او را در سه واژه خلاصه کنیم، شاید این سه واژه شایسته‌ترین توصیف باشند: «فقاهت، مسئولیت و استقلال»

فقاهت، به معنای ریشه داشتن در دانش اصیل اسلامی؛

مسئولیت، به معنای بی‌تفاوت نبودن در برابر سرنوشت مردم و جامعه؛

استقلال، به معنای حفظ شخصیت و اندیشه در عین وفاداری به آرمان‌ها و ارزش‌ها.

امروز، سال‌ها پس از رحلت او، آنچه برای ما باقی مانده، فقط نام یک عالم یا خاطره یک پدر نیست؛ مجموعه‌ای از آثار علمی، تجربه‌ای از حضور در تاریخ معاصر ایران و الگویی از عالمی است که می‌کوشید در زمانه خویش زندگی کند، اما از حقیقتی که به آن ایمان داشت فاصله نگیرد و شاید بهترین ادای دین به او، نه صرفاً بزرگداشت نامش، بلکه بازخوانی اندیشه و سیره او با نگاهی علمی، منصفانه و دور از اغراق باشد تا نسل امروز بداند که در تاریخ معاصر حوزه و نهضت شکوهمند انقلاب اسلامی، مردانی بودند که میان کتاب و جامعه، محراب و سیاست، و علم و مسئولیت، دیواری نمی‌کشیدند.

حوزه علمیه قم مرتضی اشراقی

شهریور ۱۴۰۵

 

 

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.