آیت الله کاظم نورمفیدی در دیدار افشین علاء با اشاره به جایگاه علمی و عرفانی امام خمینی (ره) اظهار داشت: «تمام مراجع و اساتید حوزه، عظمت علمی ایشان را در فقه، اصول، فلسفه و عرفان میدانستند. شاگردان امام، افزون بر شاگردی، مرید ایشان بودند و این فقط به خاطر استادی نبود، بلکه منشأیی الهی در وجود امام جاری بود.»
به گزارش جماران، افشین علاء، شاعر برجسته کشور، نویسنده و عضو هیأت مدیره کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با آیت الله نورمفیدی دیدار و گفتگو کرد.
در این دیدار صمیمی که با ابراز خوشحالی و تشکر ویژه آقای علاء از فرصت گفتوگو همراه شد، آیتالله نورمفیدی به بیان خاطراتی ناب و کمتر شنیده شده از عظمت روحانی امام خمینی (ره) و استحکام اراده رهبر شهید پرداختند.
شکوه سادگی؛ وقتی جذبه معنوی زبان را میبندد
نماینده مقام معظم رهبری در استان گلستان با اشاره به خاطرهای از مرحوم توسلی، از برخوردی ساده اما عمیق با حضرت امام گفت: «وقتی فرستاده ایران برای ملاقات با امام به اتاق ایشان رفت، صحنهای را دید که دنیا را تکان داده بود، اما در سادهترین خانه، چونان پیرمردی معمولی زندگی میکرد. ایشان فرمودند زبانم بند آمد؛ نه به خاطر ابهت ظاهری، که جذبه معنوی آنچنان فضایی را پر کرده بود که انسان را به خشوع و خشیتی الهی وامیداشت.»
وی تأکید کرد: این همان حالتی است که در قرآن از آن به "الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ" تعبیر شده است؛ در برابر عظمت حقیقی، انسان خود را کوچک میبیند و اگر این حس را نداریم، باید در خود بازنگری کنیم.
امام؛ اسطورهای در علم و عرفان، با ارادهای آهنین
آیت الله نورمفیدی با اشاره به جایگاه علمی و عرفانی امام خمینی (ره) اظهار داشت: «تمام مراجع و اساتید حوزه، عظمت علمی ایشان را در فقه، اصول، فلسفه و عرفان میدانستند. شاگردان امام، افزون بر شاگردی، مرید ایشان بودند و این فقط به خاطر استادی نبود، بلکه منشأیی الهی در وجود امام جاری بود.»
خاطرهای از تبعید؛ آرامش در دل طوفان
آیت الله نورمفیدی خاطرهای خواندنی از شب تبعید امام به ترکیه روایت کرد: «ماشین حامل امام ناگهان به جاده خاکی رفت و ایشان یقین پیدا کردند که قصد جانشان را دارند. اما وقتی عروسشان خانم طباطبایی پرسیدند در آن لحظه چه حالی داشتید، فرمودند: هیچی، مثل همان آدم قبلی. این معنای توکل واقعی است که با تکیه بر ذات اقدس الهی، هیچگاه دستخوش اضطراب نمیشود.»
از رفاقت ادبی تا سکانداری انقلاب؛ روایتی از رهبری
آیتالله نورمفیدی که خود از دوستان قدیمی رهبر شهید آیت الله العظمی خامنه ای (ره) هستند، به سالهای طلبگی و آشنایی در مدرسه نواب اشاره کردند و گفتند: «در آن روزها بیشتر جنبههای ادبی و شعری ایشان را میشناختیم؛ ارتباط با شاعران برجسته و شعرهایی که گاهی میخواندند. اما پس از انقلاب، سکانداری گستردهتر و فعالتری از ایشان دیدیم.»
نکته طلایی دیدار؛ اراده اولوالعزم، رمز ماندگاری
وی با اشاره به آیه «فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ» و برداشتی از امیرالمومنین (ع)، ویژگی بارز امام و رهبری را «اراده شکستناپذیر» دانستند و افزودند: «در روزهای سخت جنگ، وقتی خرمشهر سقوط کرد، جوانی فریاد میزد که اگر نمیتوانید، امام زمان (عج) را بیاورید، امام آرام فرمودند: شهر که رفت، اسلام که نرفت. این اراده، مصداق همان عزم اولوالعزم است که اگر کوه را هم از جا بکنند، این بزرگواران یک ذره تردید به خود راه نمیدهند.»
فراخوان مهم؛ لزوم تشکیل گروهی برای پاسخ به شبهات با زبان هنر و شعر
آیت الله نورمفیدی در بخش دیگری از سخنان خود به آسیبهای فضای مجازی و شبهات مطرح شده اشاره کرد و با ذکر نمونههایی از اشعار تردیدآمیز که میان جوانان دستبه دست میشود، بر لزوم پاسخگویی به این شبهات با زبان ساده، مردمی و هنری تأکید کرد. وی با یادآوری فرمایش سیدالشهدای انقلاب درباره اهمیت فضای مجازی، پیشنهاد دادند: «نیاز به گروهی از علما و دانشمندان مسلط به علوم دینی داریم که مانند شهید مطهری، با بیانی تیز و مردمی، پاسخ شبهات را در قالب شعر، داستان و زبان هنر ارائه دهند. این میدان، خالی است و پرداختن به آن، کاری به وسعت هدایت جامعه و جهاد تبیین است.»
در پایان این نشست صمیمی، آقای افشین علاء با ابراز مسرت از این دیدار، بر ضرورت همراهی هنر و شعر با معارف دینی در عصر کنونی تأکید کردند و این دیدار را فرصتی مغتنم برای تبادل نظر در این عرصه دانستند.

سخنان افشین علا در دیدار با آیتالله نورمفیدی:
بنده حدود ۱۲ سالم بود که با اردویی به جنگلهای «شصت کلا» گرگان آمدم. در آنجا برنامهای داشتیم و بچهها جمع بودند. ما به عنوان گروه سرود دعوت شده بودیم، اما متأسفانه مربی ما هماهنگی نکرد و اجرا دچار اشتباه شد. با این حال، هیچوقت لطف شما را فراموش نمیکنم که بچهها را تشویق کردید. آن خاطره برای من عزیز است.
دیدار با امام خمینی (ره) در ۱۲ سالگی
سال ۶۱ یا ۶۲ به واسطه شعری، دعوت به دیدار خصوصی با امام شدم. با خودم آماده کرده بودم نکات زیادی بگویم، اما لحظه دیدن ایشان، زبانم بند آمد و فقط گریه کردم. آن روز دغدغهام وسعت بخشیدن به دایره دوستداران امام شد و این مسیر، مرا به کانون کودکان و نوجوانان و فعالیتهای فرهنگی متصل کرد.
ارادت به مقام معظم رهبری (ره)
بعد از امام، رهبری با شگفتی پیگیر شعر و احوال شاعران بودند. باور کنید دهها بار ایشان پس از انتشار شعری، پیام دادند و نقد یا تشویق کردند. ایشان نه تنها اشخاص، بلکه مضامین اشعار را عمیقاً میشناختند. آخرین دیدارم قبل از شهادت سلیمانی، در نماز جمعه بود؛ ایشان با همان دست سالم، دست ناقص مرا بلند کردند و فرمودند: «یکی از کسانی که همیشه آرزوی دیدارش را داشتم.» من گریه کردم و نگران خستگی ایشان بودم، اما تأکید کردند حالشان خوب است.
تأسف از فقدان رهبری برای شاعران
بعد از شهادت آقا، نزدیکترین و دلسوزترین مخاطب شعر خود را از دست دادم.چنان توجهی که شاید باورکردنی نباشد. یادم هست سال ۸۸ شعری انتقادی چاپ کردم و ایشان در دیدار، چند بیت از آن را برایم یادآوری کردند و فرمودند: «مگر میشود شما شعر بگویید و من نخوانم؟!»
ارادت به آیتالله نورمفیدی
واقعاً فکر نمیکردم روزی توفیق زیارت شما دست دهد. هر بار به گرگان آمدم، مشتاق دیدار شما بودم. فضای اینجا به شدت یادآور حسینیه جماران و دفتر رهبری است. شما تنها یادگار منصوب امام و از وفادارترین بزرگان نظام هستید که پس از رحلت امام و شهادت آقا، بر عهد خود ماندید. امروز شاعران، بعد از آقا، احساس غربت میکنند و امیدمان به شخصیتهای وفاداری چون شماست.
درخواست پایانی
از شما خواهش میکنم برای ما دعا کنید. این روزها به شدت نیازمند توجه و حمایت معنایی هستیم. خداقوت و دستمریزاد بابت زحماتتان در استان گلستان.