نشست خبری خانواده شهدای ترور کشور به مناسبت روز ملی مبارزه با تروریسم، صبح امروز(دوشنبه ۹ شهریورماه) با عنوان نشست «ایران قربانی تروریسم؛ روایت داغهای ماندگار»، در دفتر تهران بنیاد هابیلیان برگزار شد. در این نشست جمعی از خانوادههای شهدای ترور کشور حضور دارند و ضمن تشریح ابعاد جنایات تروریستی علیه ملت ایران، درباره ابعاد مختلف تروریسم و ضرورت تبیین جنایات گروههای تروریستی و حامیان آنها به بیان دیدگاههای خود پرداختند.
نشست خبری خانواده شهدای ترور کشور به مناسبت روز ملی مبارزه با تروریسم، صبح امروز(دوشنبه ۹ شهریورماه) با عنوان نشست «ایران قربانی تروریسم؛ روایت داغهای ماندگار»، در دفتر تهران بنیاد هابیلیان برگزار شد.
به گزارش خبرنگار جماران، زهره سادات لاجوردی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی در این نشست با اشاره به مناسبتهای متعدد شهریورماه و سالروز شهادت شماری از شهدای ترور، گفت: اول شهریور سالروز شهادت سیداسدالله لاجوردی، دوم شهریور شهادت شهید اندرزگو، چهارم شهریور شهادت شهید عراقی هشتم شهریور سالروز شهادت شهیدان رجایی و باهنر، چهاردهم شهریور سالروز شهادت آیتالله قدوسی و بیستم شهریور سالروز شهادت آیتالله مدنی است که به دست منافقین به شهادت رسیدند. مجاهدین خلق در دهه ۶۰ دست به جنایات گستردهای زدند و پس از آنها نیز جریانهایی با همان تفکر و رویکرد، مسیر آنها را ادامه دادند.
وی با اشاره به بخشهایی از وصیتنامه شهید سیداسدالله لاجوردی درباره جریان موسوم به «منافقین انقلاب» اظهار داشت: شهید لاجوردی در وصیتنامه خود نسبت به خطر این جریان هشدار داده و تأکید کرده بود که خطر آنها میتواند از مجاهدین خلق بیشتر باشد؛ چرا که با ظاهری متفاوت در صف نیروهای انقلاب قرار میگیرند و بهتدریج بر تصمیمگیریها اثر میگذارند. اگر با دقت به حوادث و شرایط امروز نگاه کنیم، میبینیم فعالیت چنین جریانهایی همچنان ادامه دارد؛ افرادی در کنار برخی مسئولان قرار میگیرند و عملاً بر تصمیمگیری و اراده آنها اثر میگذارند و تلاش میکنند اینگونه القا کنند که مردم خسته شدهاند و راهی جز تسلیم و سازش وجود ندارد.
لاجوردی با تأکید بر اینکه ملت ایران طی دهههای گذشته هزینههای سنگینی برای حفظ انقلاب اسلامی پرداخته است، گفت: مردم در طول ۴۷ سال گذشته ایستادگی کردهاند و این نهال را به درختی تنومند تبدیل کردهاند. امروز نیز مردم با وجود همه سختیها و ناملایمات همچنان در صحنه هستند و شعارشان «نه سازش و نه تسلیم» است. بارها تجربه کردهایم که هر زمان برخی مسئولان یک قدم عقبنشینی کردهاند، دشمن چند قدم جلوتر آمده و تلاش کرده است اهداف خود را عملی کند؛ بنابراین هزینه سازش به مراتب بیشتر از هزینه مقاومت است.
وی با اشاره به حضور خانوادههای شهدای ترور در این نشست، اظهار داشت: بیش از ۲۳ هزار شهید ترور در کشور داریم و خانوادههای برخی از این شهدا امروز در این نشست حضور دارند. قربانیان ترور از اقشار مختلف جامعه بودهاند؛ از کودک چندماههای که بیگناه به شهادت رسیده تا پیرمردی که در حجره خود به شهادت رسیده و کارمند و شهروند عادی که در خیابان هدف تروریستها قرار گرفته است. لذا وظیفه خود میدانیم که موضوع شهدای ترور و حقوق خانوادههای آنان را پیگیری کنیم و در مجلس نیز اقداماتی در این زمینه انجام شده است.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی همچنین با اشاره به طرح «مقابله با نفوذ بیگانگان» در مجلس، تأکید کرد: برای اینکه یک گام جلوتر برویم و از تکرار چنین حوادثی جلوگیری کنیم، طرح مقابله با نفوذ بیگانگان در مجلس در دست بررسی است و میتواند در پیشگیری از اتفاقاتی که به واسطه نفوذ رخ میدهد، مؤثر باشد. چون در بسیاری از ترورهای مهم دهه ۶۰، مسأله نفوذ نقش مهمی داشته است. در حادثه هشتم شهریور، فردی نفوذی در بدنه دستگاههای مسئول حضور پیدا کرد و در همان اتاقی که شهید رجایی و شهید باهنر حضور داشتند، اقدام به بمبگذاری کرد. در حادثه هفتم تیر و شهادت شهید بهشتی و یارانش نیز مسأله نفوذ مطرح بود.
وی با تأکید بر اینکه نفوذ امروز پیچیدهتر از گذشته شده است، گفت: نفوذ فقط ورود یک فرد به بدنه دستگاهها نیست و میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد؛ حتی گاهی ممکن است فردی بدون اینکه بداند، به عامل نفوذ تبدیل شود. بنابراین باید با تصویب قوانین مناسب از بروز چنین حوادثی پیشگیری کرد. نمایندگان مصمم هستند این طرح را بهطور کامل بررسی و تصویب کنند. مجلس به تعبیر امام راحل در رأس امور است و برخی نباید بدون داشتن مسئولیت، برای مجلس تعیین تکلیف کنند و بگویند چنین طرحی باید از دستور کار خارج شود.

به گزارش خبرنگار جماران، مهدی صیاد شیرازی فرزند شهید سپهبد صیاد شیرازی، نیز در این نشست ضمن گرامیداشت یاد ۲۳۰۰۰ شهید ترور، گفت: ترور، پدر بزرگوار ما ۲۷ سال پیش اتفاق افتاد. طبق روال همیشه، ما را به دبیرستان میبردند. ایشان نه محافظ داشتند و نه راننده و طبق روال همیشه، خودشان رانندگی میکردند و ما را به دبیرستان میبردند. در آن زمان، یعنی سال ۷۸ و پیش از آن، این روال ادامه داشت. نداشتن راننده و محافظ به خواست خودشان بود. ایشان شخصیت خاکی و مردمی داشتند و معمولاً در این زمینه درخواستی نمیکردند و حضور راننده و محافظ را قبول نمیکردند. محل کارشان نیز همواره درخواست کرده بود که حفاظت انجام شود، اما ایشان ممانعت میکردند
وی افزود: روز ۲۱ فروردین ۷۸ نیز ایشان خواستند ما را به همراه برادرمان به مدرسه ببرند. این حادثه جلوی منزل ما اتفاق افتاد. آن روز خودشان ماشین را بیرون آوردند. من آمدم درِ پارکینگ را ببندم که دیدم فردی با لباس رفتگری در حال نزدیک شدن به ماشین است و مشغول جارو کردن اطراف ماشین بود. او ماسکی نیز زده بود. نزدیک ماشین شد، پاکتی را از جیبش بیرون آورد و به پدرم که پشت فرمان بودند، داد. پدرم پاکت را باز کردند و دیدیم که هیچ چیزی داخل آن نبود و نوشتهای نیز وجود نداشت. در همین فاصله، آن فرد کلتی را از لباس خود خارج و شروع به تیراندازی کرد و سپس فرار کرد. یک موتورسوار نیز منتظر او بود و در واقع پشتیبان او بود.
فرزند شهید صیاد شیرازی اظهار داشت: ترور انجام شد و ما فکر میکردیم امکان دارد ایشان زنده بمانند و شرایطشان بهتر شود. به همین دلیل، به همراه همسایهمان که در طبقه بالا بودند، ایشان را سوار ماشین همسایه کردیم و به سمت بیمارستان فرهنگیان بردیم. بعد متوجه شدیم تمام این تیرها به ایشان اصابت کرده و ایشان درجا شهید شده بودند.
وی تأکید کرد: این حادثه دلخراش در همان دوران نوجوانی ما اتفاق افتاد و واقعاً بسیار تلخ بود. پس از آن شاهد تشییع پیکر باشکوهی بودیم. دلداری مردم و حضور آنان در آن زمان برای ما بسیار دلگرمکننده و آرامشبخش بود.

به گزارش جماران، علیرضا طاهری نماینده سازمانهای مردم نهاد در شورای حقوق بشری سازمان ملل، نیز در نشست «ایران قربانی تروریسم؛ روایت داغهای ماندگار»، گفت: ما بنا به مناسبتی، حدود سال ۱۳۷۸ یا ۱۳۷۹ بود که ملاقاتی با شهید بزرگوار دکتر خرازی، وزیر وقت امور خارجه، داشتیم. ایشان اعلام کردند که معمولاً کشورهای توسعهیافته از جایگاهی تحت عنوان سازمانهای غیردولتی بهرهمند هستند و از این ظرفیت برای کشور خود استفاده میکنند و امروز کشور چنین جایگاه و شرایطی ندارد. معمولاً آنچه تحت عنوان محکومیت برای ما ایجاد میشود، صرفاً صدایی است که از سوی نهادهای دولتی ما بیان میشود.
وی افزود: به تبع، دوستانی آمدند و دور هم نشستند؛ هیچ آشنایی با سازوکارهای بینالمللی در آن زمان وجود نداشت و این موضوع بهصورت جستهگریخته شکل گرفت. اولین سفر ما برای ژنو تعریف شد و آنجا دیدیم که چه حضور پررنگ و مؤثری سازمان منافقین، آن هم نه در قد و قواره افراد کمظرفیت خود، بلکه با تمام ظرفیت سازمان، در مجموعه کمیسیون وقت حقوق بشر داشت و به دنبال آن بود تا بتواند از این ظرفیت برای محکومیت ایران استفاده کند.
این فعال حقوق بشر اظهار داشت: آنجا هیچ جایگاهی برای شهدا وجود نداشت و اساساً جایگاهی برای اینکه چه بر جامعه ما میگذرد و چه اتفاقاتی در آن رخ میدهد، وجود نداشت، لذا ابتدا نظارهگر بودیم و رویدادها را ملاحظه میکردیم، اما بعداً متوجه شدیم که صرفاً حضور یک NGO به عنوان نظارهگر کافی نیست، بلکه لازم است با ائتلاف و شبکهسازیهایی که میتواند کارکردهای خود را داشته باشد، با سازوکارهای بینالمللی ارتباط منطقی داشته باشیم و با آنها گفتوگو کنیم و مسائل و موضوعات خود را پیش ببریم.
وی افزود: اولین اتفاقی که افتاد، راهاندازی بحث آموزش حقوق بشر برای سازمانهای غیردولتی خودمان بود. این موضوع بهتدریج در استانها شکل گرفت و نحوه تعامل ما با مجامع و سازمانهای بینالمللی دیده شد. هر جایی سازمانهای غیردولتی نقشآفرینی کردند، چون صدای نشنیده جامعه خود بودند، بیشتر از جایگاه دولتی شنیده شدند .آنچه امروز به عنوان ضعف ما در مجامع بینالمللی وجود دارد، از اینجاست که حضور مؤثر و تأثیرگذار در مجامع بینالمللی نداریم. ارتباط منطقی بین سازمانهای غیردولتی و دفتر مقابله با تروریسم سازمان ملل وجود ندارد و ائتلافی با افراد و سازمانهای بینالمللی که مشابه ما در ارتباط با بحث تروریسم فعالیت میکنند، نداریم.
طاهری گفت: امروز دیگر مسأله تروریسم، مسأله خاص امنیتی یک کشور نیست. امروز بحث تروریسم از جمله مسائلی است که باید آن را در مسائل اجتماعی و پیشگیری از خشونت دنبال کنیم. هرچقدر ما مؤثرتر و مفیدتر بحث آموزش و آشنایی با مباحث مقابله با تروریسم را در جامعه خودمان، برای جوانان و فرزندان، بیان کنیم احتمال اینکه فرزندان ما فردا آلوده فریب گروههای تروریستی شوند، کمتر خواهد بود.

به گزارش خبرنگار جماران، زهرا نوربخش، خواهر شهیده لیلا نوربخش، شهید حادثه تروریستی روز عید غدیر شیراز در ۱۳۶۰ توضیح داد که در روز حادثه به همراه خانواده خود در اتوبوسی در شهر شیراز حضور داشتند که ناگهان عوامل گروهک منافقین که آنها نیز در اتوبوس حاضر بودند اقدام به پرتاب بمب آتشزا کردند که درپی این حادثه خواهر ۳ سالهاش سوخته و به شهادت رسید و خود او نیز که ۴.۵ سال داشت، از نواحی مختلف بدن دچار سوختگی شد.
نوربخش در واکنش به ادعاهای اخیر گروهک تروریستی منافقین درباره اینکه هر کسی که در آن دوران ترور شده، جزء مسئولین بوده است، گفت که این ادعاها دروغی بیش نیست؛ پدر من کارگری ساده بود و هیچ کدام از اعضای خانواده من جزء مقامهای دولتی و نظامی نبودند.

حسین سلطانینژاد، عضو هیأتمدیره بنیاد هابیلیان که ۸ نفر از اعضای خانوادهاش در حادثه تروریستی گلزار شهدای کرمان به شهادت رسیدند، با بیان اینکه همراه خانوادهاش جزء موکبداران مراسمهای سالگرد شهید قاسم سلیمانی بودند، گفت: در روز حادثه پس از انفجار اول سعی کردم اعضای خانوادهام را از منطقه دور کنم و پس از مدتی انفجار دوم رخ داد که به شهادت ۸ نفر از اعضای خانواده وی منجر شد. من افتخار میکنم که خانواده شهید هستم؛ خانواده من افراد عادی بودند؛ هیچکدام مقام یا مسئول و یا حتی کارمند هم نبودند.

سعدالله اقدامی، پدر شهید محمدطاها اقدامی، شهید حادثه تروریستی اهواز در شهریور سال ۱۳۹۷ و عضو هیأتمدیره بنیاد هابیلیان، نیز در نشست «ایران قربانی تروریسم؛ روایت داغهای ماندگار»، گفت: محمدطاها ۴ ساله بود و برای تماشا در مراسم رژه شرکت کرده بود. گروهک الاهوازیه که توسط داعش و آمریکا حمایت میشد، از پشت جایگاه مردم را به رگبار بستند.
وی با بیان اینکه در زمان حادثه همسرش خود را به روی محمدطاها میاندازد، گفت: فرد تروریست از فاصله حدود ۲ متری و از پشت به آنها شلیک کرد که گلوله از بدن همسرم عبور کرد و به محمدطاها اصابت کرد؛ محمدطاها در همانجا در آغوش مادرش به شهادت رسید. آنها وحشیانه مردم بیدفاع و سربازان بیدفاع را روی زمین به رگبار بستند؛ کسانی که بیدفاع بودند.
اقدامی تأکید کرد: شهدای ترور چه در زمان حضورشان خاری در چشم تروریستها و آمریکا بودند و چه حالا که حضور ندارند؛ هدف این گروهکها القای ضعف نیروهای مسلح بود؛ شهادت این کودک ۴ ساله باعث شد که نقشه شوم دشمنان برای القای اینکه صرفا به نظامیان حمله شده است، نقش بر آب شود. سرکرده الاهوازیه با همت سربازان گمنام بازداشت و به ایران آورده شد؛ او بعدا در دادگاههای ما محاکمه شد؛ من رودررو به او گفتم آیا از این که یک کودک ۴ ساله را به شهادت رساندی پشیمان نشدی؟ او گفت که نه.

زهرا حاجیهاشم دختر شهید غلامعلی حاجیهاشم که در ۲۴ اسفند ۱۳۶۳ در انفجار تروریستی نماز جمعه دانشگاه تهران به شهادت رسید، نیز در این نشست گفت: دشمنان در آن زمان تهدید کرده بودند که به نماز جمعه نروید، زیرا بمباران میکنیم؛ ۲۱ نفر آن روز به شهادت رسیدند؛ محل انفجار به محل نشستن پدرم نزدیک بود؛ پدرم به اتاق عمل نرسیدند و درپی ضربه مغزی به شهادت رسیدند. پرستاران گفتند که پدرم حتی با جراحت، پیش از شهادت در حال ذکر گفتن بود؛ وحشیتر از منافقین خودشان هستند؛ جرم پدرم و امثال او این بود که فقط مسلمان بودند؛ پدر من یک فرد عادی بود که مغازه خیاطی داشت؛ آنها پدر من را بیگناه از ما گرفتند.
به گزارش خبرنگار جماران، افتتاح دفتر بنیاد هابیلیان در تهران نیز از جمله برنامههای این نشست بود.