فرماندهان شهید، میدان را به سوی آسمان ترک کردند؛ اما فرماندهی متوقف نشده است. اکنون باید دید فرماندهان جدید، با مأموریت‌های تازه، چگونه تجربه گذشته را به قدرت بازدارنده آینده تبدیل خواهند کرد.

شهادت فرماندهان ارشد نیروهای مسلح در جریان حملات رژیم صهیونی و آمریکا، فقط پایان زندگی چند فرمانده نبود؛ آزمونی بزرگ برای ساختاری بود که باید در کوتاه‌ترین زمان، هم خلأ فرماندهی را جبران می‌کرد و هم نشان می‌داد در برابر فشار و تهدید، توان بازسازی، سازماندهی و ادامه مسیر را دارد.

اکنون با صدور احکام جدید از سوی آیت‌الله سیدمجتبی حسینی خامنه‌ای، فرمانده معظم کل قوا، مرحله تازه‌ای از بازآرایی فرماندهی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران آغاز شده است؛ بازآرایی‌ای که در رأس ستاد کل نیروهای مسلح، سپاه پاسداران، نیروی دریایی سپاه و سازمان بسیج صورت گرفته و نمی‌توان آنرا صرفاً مجموعه‌ای از جابه‌جایی‌های معمول فرماندهی دانست. سردار سرلشکر علی عبداللهی در رأس ستاد کل نیروهای مسلح قرار گرفته، امیر سرتیپ کیومرث حیدری جانشین رئیس ستاد کل، سردار سرلشکر احمدوحیدی فرماندهی کل سپاه، سردار سرلشکر مصطفی ایزدی جانشین فرمانده کل سپاه، سردار دریادار علی عظمایی به فرماندهی نیروی دریایی سپاه منصوب شده و حجت‌الاسلام والمسلمین حسین طائب ریاست سازمان بسیج مستضعفین را بر عهده گرفته است. 

اهمیت این احکام بیش از آنکه در نام‌ها باشد، در مأموریت‌هایی است که برای فرماندهان جدید تعریف شده است. در حکم رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، از ارتقای «آمادگی‌های همه‌جانبه و روزآمد دفاعی ـ امنیتی» و فراهم کردن امکان «پاسخگویی به‌موقع، انقلابی و مؤثربه هر سطح و نوع از تهدیدات» سخن گفته شده؛ تهدیداتی که تنها به میدان نظامی محدود نمی‌شوند و تهدیدات شناختی و ترکیبی را نیز دربرمی‌گیرند. درحکم فرمانده کل سپاه، یک عبارت بیش از همه جلب توجه می‌کند «آمادگی هوشمندانه برای اجرای عملیات تهاجمی پرقدرت علیه دشمن.» این عبارت را نمی‌توان صرفاً در چارچوب بازسازی اداری یا جبران خلأهای فرماندهی نادیده گرفت. وقتی این گزاره را در کنار تأکید بر ارتقای توان وآمادگی رزمی و اشراف اطلاعاتی در حکم فرمانده جدید نیروی دریایی سپاه، تقویت شبکه‌های مردمی و اطلاعاتی در حکم رئیس سازمان بسیج و همچنین بازآرایی ساختار فرماندهی درستاد کل قرار می‌دهیم، تصویر روشن‌تری از جهت‌گیری جدید به دست می‌آید.

چرا اکنون؟

زمان صدور این احکام نیز بخشی از پیام آنهاست. این بازآرایی پس از یک دوره رویارویی مستقیم و درشرایطی انجام می‌شود که نیروهای مسلح، علاوه بر تجربه یک نبرد سنگین، با فقدان شماری از فرماندهان ارشد خود مواجه شده‌اند.

بنابراین طبیعی است که مأموریت فرماندهان جدید بیش از گذشته بر آمادگی، سرعت واکنش، یکپارچگی فرماندهی و توانپاسخگویی به طیف متنوعی از تهدیدات متمرکز باشد. در چنین شرایطی، تغییر فرماندهان تنها به معنای پر کردن جایخالی افراد نیست؛ مسئله اصلی، ترمیم ساختار و تبدیل تجربه میدان به یک آرایش جدیدبرای مرحله بعدی است.

حتی در حکم رئیس ستاد کل، موضوع مهم دیگری نیز مورد تأکید قرار گرفته است: تکمیل روند ادغام ستادکل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء(ص). این بخش شاید به اندازه عبارت «عملیات تهاجمی پرقدرت» رسانه‌ای نشده باشد، اما از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد؛ چرا که نشان می‌دهد بازآرایی جدید تنها به تغییر چهره فرماندهان محدود نیست و مسأله یکپارچگی فرماندهی و هماهنگی در سطح عالی نیروهای مسلح نیز در دستور کار قرار گرفته است.

 ایران در سال‌های گذشته نیز از ظرفیت‌های تهاجمی و پاسخ مستقیم برخوردار بوده و نمی‌توان گفت تا امروز صرفاً در یک الگوی «دفاع منفعل» عمل کرده است. بنابراین آنچه امروز می‌توان از متن این احکام برداشت کرد، بیشتر حرکت از یک بازدارندگی عمدتاً دفاع‌محور به سمت بازدارندگی فعال‌تر و چندلایه است. این معنا زمانی جدی‌تر می‌شود که در متن حکم فرمانده کل سپاه، صراحتاً از آمادگی برای «عملیات تهاجمی پرقدرت» سخن گفته می‌ شود. البته از این انتصاب‌ها نمی‌توان نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی تصمیم قطعی برای آغاز  عملیات تهاجمی گرفته است.

چنین برداشتی فراتر از شواهد موجود است اما می‌توان گفت ادبیات رسمی مأموریت‌ها تغییر کرده است.

شهید عبدالرحیم موسوی، شهید علیرضا تنگسیری، شهید محمد پاکپور و دیگر فرماندهان شهید فقط چند نام در فهرست شهدای نیروهای مسلح نیستند؛ هر یک بخشی از تجربه فرماندهی، حافظه عملیاتی و تاریخ نظامی جمهوری اسلامی را با خود داشتند.

شهادت آنان، خلأیی انسانی و سازمانی ایجاد کرد؛ فرماندهان شهید، میدان را به سوی آسمان ترک کردند؛ اما فرماندهی متوقف نشده است. اکنون باید دید فرماندهان جدید، با مأموریت‌های تازه، چگونه تجربه گذشته را به قدرت بازدارنده آینده تبدیل خواهند کرد.

شاید برای فهم آینده، بیش از آنکه بپرسیم «چه کسی منصوب شد؟» باید پرسید: «به فرماندهان جدید چه مأموریتی داده شده است؟»
پاسخ این پرسش، شاید یکی از مهم‌ترین نشانه‌ها برای فهم مسیری باشد که جمهوری اسلامی ایران در مرحله پس از این جنگ انتخاب کرده است؛ مسیری که در آن، دفاع دیگر صرفاً به معنای ایستادن در برابر حمله نیست؛ توان پاسخ دادن و تغییر محاسبات دشمن نیز بخشی از دفاع خواهد بود.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.